چرا حمله نظامی به ایران میتواند باعث تجزیه شود/ ایران مانند ونزوئلا نیست

وسعت ایران، تنوع جغرافیایی و موقعیت منطقهای آن چالشهایی ایجاد میکند که در ونزوئلا وجود ندارد.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، سایت «نیو استیتسمن» در مقالهای به بررسی تحولات اخیر ایران پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
بیش از دو هفته پس از آنکه اعتراضات سراسری در سراسر ایران آغاز شد، خیابانهای بسیاری از شهرها اکنون آرامتر به نظر میرسند. با این حال، احتمال حمله نظامی ایالات متحده همچون سایهای سنگین بر سر کشور و رهبری آن قرار دارد.
در این دوره پرآشوب، دونالد ترامپ پیامهایی متناقض و گاه کاملاً متضاد ارسال کرده است. او در ۱۳ ژانویه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» از ایرانیان خواست به اعتراضات ادامه دهند و نهادهای دولتی را تصرف کنند و افزود که «کمک در راه است».
تنها دو روز بعد، در ۱۵ ژانویه، ترامپ پستی را بازنشر کرد که در آن نقلقولی از وزیر امور خارجه ایران آمده بود. عباس عراقچی به فاکسنیوز گفته بود که ایران قصد اعدام معترضان را ندارد.
ترامپ این اظهارات را «خبر خوب» توصیف کرد. نیویورکتایمز در همان روز گزارش داد که بنیامین نتانیاهو از ترامپ خواسته است برنامههای حمله را به تعویق نیندازد.
این تغییرات تند در لحن، تحلیلگران را نسبت به نیت واقعی ترامپ سردرگم کرده است. چرخشهای ۱۸۰ درجهای او تردیدها درباره داشتن راهبردی روشن از سوی واشنگتن در قبال ایران را تشدید کرده است.
درخواست برای مداخله خارجی
برخی معترضان داخل ایران و چهرههای مخالف در خارج از کشور، شروع به درخواست برای مداخله نظامی خارجی بهمنظور سرنگونی جمهوری اسلامی کردهاند.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران تردید دارند که چنین رویکردی در نهایت به سود معترضان ایرانی تمام شود.
کارنامه ترامپ در مداخله نظامی
ترامپ از دیرباز منتقد سیاستهای مداخلهگرایانه بوده است. او بارها جنگهای عراق و افغانستان در دوران ریاستجمهوری جورج دبلیو بوش را محکوم کرده و استدلال کرده است که این جنگها هزینههای عظیمی بر آمریکا تحمیل کردند، بدون آنکه دستاورد قابلتوجهی داشته باشند.
در عین حال، کارنامه ترامپ نشان میدهد که او از عملیاتهای سریع و محدود با پیامدهای بلندمدت اندک حمایت میکند. حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در تابستان گذشته و عملیات انجامشده در ونزوئلا در ژانویه ۲۰۲۶ اغلب بهعنوان نمونههایی از این رویکرد ذکر میشوند.
این مسئله یک پرسش اساسی را مطرح میکند: آیا یک حمله محدود به ایران لزوماً به فروپاشی جمهوری اسلامی یا حتی تغییر معنادار در رفتار آن منجر خواهد شد؟ کمتر تحلیلگری با اطمینان پاسخ مثبت میدهد.
چرا ایران ونزوئلا نیست
نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ایران بهمراتب پیچیدهتر از نمونههای مشابه در ونزوئلا هستند و تاکنون هیچ نشانهای از ریزش یا جدایی در این نیروها مشاهده نشده است. همین عامل بهتنهایی تکرار الگوی ونزوئلا در ایران را بسیار دشوار میسازد.
جغرافیا نیز نقش مهمی دارد. وسعت ایران، تنوع جغرافیایی و موقعیت منطقهای آن چالشهایی ایجاد میکند که در ونزوئلا وجود ندارد.
در نتیجه، احتمال موفقیت یک عملیات نظامی کمهزینه، کوتاهمدت و مؤثر علیه ایران برای دولت ترامپ پایین به نظر میرسد.
در چنین سناریویی، حمله ممکن است دولت ایران را تضعیف کند، بدون آنکه آن را سرنگون سازد.
برای کشوری با تنوع عمیق قومی، مذهبی و جغرافیایی، این وضعیتِ بینابینی یکی از خطرناکترین پیامدهاست.
اپوزیسیون پراکنده
ماهیت پراکنده اپوزیسیون ایران این تصویر را پیچیدهتر میکند. رضا پهلوی، فرزند آخرین پادشاه ایران، هم در داخل و هم در خارج از کشور هوادارانی دارد، اما در عین حال با مخالفتهای جدی نیز روبروست.
خود ترامپ در گفتوگویی با رویترز به این مسئله اذعان کرد و نسبت به توانایی پهلوی برای جلب حمایت کافی در داخل ایران ابراز تردید نمود. او پیشتر موضعی مشابه در قبال ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا و برنده جایزه صلح نوبل، اتخاذ کرده و گفته بود مطمئن نیست که او از احترام و حمایت کافی در کشورش برخوردار باشد.
خطرات در مناطق مرزی ایران
در نبود یک اپوزیسیون متحد، تضعیف دولت مرکزی میتواند توان حکومت را برای مدیریت تهدیدهای امنیتی غیرسیاسی کاهش دهد—بهویژه در مناطق مرزی که از پیش گرایشهای جداییطلبانه در آنها وجود دارد.
کردستان در غرب ایران سالهاست شاهد فعالیتهای جداییطلبانه بوده است. گروههایی مانند کومله و پژاک که در آن سوی مرز، در اقلیم کردستان عراق مستقرند، از سوی تهران به انجام حملات مسلحانه و اقدامات تروریستی متهم میشوند.
در شمالغرب ایران، بهویژه در استانهای آذربایجان شرقی و غربی که با ترکیه و جمهوری آذربایجان هممرز هستند، گرایشهای پانترکی در سالهای اخیر تقویت شده است.
این دیدگاهها بهویژه در مسابقات فوتبال در تبریز، بهخصوص بازیهای تیم تراکتور—باشگاهی محبوب که سال گذشته قهرمان لیگ برتر ایران شد—مشهود بوده است.
در برخی بازیها، بخشی از هواداران با برافراشتن پرچمهای ترکیه و جمهوری آذربایجان، شعارهای پانترکی و ضدایرانی سر دادهاند. اگرچه مسئولان باشگاه این گروهها را حاشیهای توصیف کردهاند، اما تصاویر منتشرشده از ورزشگاه نشان میدهد که نمیتوان این پدیده را کاملاً نادیده گرفت.
در جنوبشرق ایران، در استان سیستان و بلوچستان و در نزدیکی مرز پاکستان، درگیریهای مسلحانه میان دولت و گروههای شبهنظامی سالهاست ادامه دارد.
گروه جیشالعدل که عمدتاً در پاکستان مستقر است، حملات متعددی علیه نیروهای امنیتی ایران انجام داده است.
از اعتراض مدنی تا درگیری مسلحانه؟
برخی تحلیلگران هشدار میدهند که در صورت تضعیف دولت مرکزی، اعتراضات مسالمتآمیز ممکن است جای خود را به اقدامات مسلحانه محلی بدهد—بهویژه در مناطق مرزی که همزمان با فقر اقتصادی، تنشهای قومی و نارضایتیهای امنیتی روبهرو هستند.
جنگ ۱۲روزه اخیر با اسرائیل نشان داد که حکومت تا چه اندازه میتواند در مواجهه با تهدید خارجی، احساسات ملیگرایانه را بسیج کند. در چنین شرایطی، روایت «دفاع از کشور» میتواند غالب شود.
در نتیجه، بخشهایی از جامعه که اکنون منتقد حکومت هستند، ممکن است موضعی تدافعی بگیرند یا از اعتراض فعال کنارهگیری کنند. بهجای تضعیف حکومت، مداخله خارجی میتواند به تعمیق دوقطبیها و افزایش خطر درگیری داخلی منجر شود.
پایانی خطرناک
بزرگترین خطر نه فروپاشی ناگهانی، بلکه فرسایش تدریجی کنترل دولت و تبدیل شدن ایران به میدان نبرد گروههای مسلح رقیب است—سرنوشتی که در کشورهایی مانند سوریه، لیبی و یمن مشاهده شده است.




