برخی نویسندگان از مستندنویسی فرار میکنند/ کسی نمیتواند جلوی ثبت و ضبط تاریخ را بگیرد

پایگاه خبری تحلیلی تابناک در گفتگو با مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران به بررسی چگونگی روایت تاریخ معاصر، الزامات ثبت و ضبط رخدادهای تاریخی، فاصله لازم میان رخداد و تاریخنگاری، نقش مراکز پژوهشی در جمعآوری اسناد، و نقد علمی آثار و کتابهای منتشرشده درباره وقایع تاریخی پرداخته است.
عباس سلیمینمین در این گفتگو دیدگاههای خود را درباره چالشهای تاریخنویسی، مستندسازی وقایع و ضرورت ایجاد بایگانیهای پژوهشی برای استفاده آیندگان تشریح میکند که متن گفتوگو را در ادامه میخوانید.
تابناک: درباره تاریخ ایران و این روزهایی که در آن قرار داریم معمولاً چگونه روایت میکنید؟ چه زمانی طول میکشد مثلاً موضوعات را بنویسید یا نه، کار پژوهشی بیشتر است؟ آیا تاریخ معاصر، یعنی فعلی خودمان را هم همزمان مینویسید یا اینکه داستان و شرایط کارتان فرق میکند؟
باید این مطلب را مد نظر قرار داد که تاریخ لااقل باید 30 یا 40 سال از آن فاصله بگیریم، یعنی از رخدادها فاصله بگیریم تا بتوانیم آن رخداد را بهعنوان یک مقوله تاریخی روایتگر باشیم. بنابراین بعد از یک رخداد، کسی نمیتواند در مسیر ثبت و ضبط تاریخ باشد؛ میتواند در مسیر ثبت و ضبط روایتهای مختلف قرار بگیرد و اینگونه هم هست. الان یک اتفاقی در جامعه میافتد، افراد با گرایشهای مختلف و با نگاههای مختلف به آن موضوع میپردازند و اینها بایگانی میشود تا زمانی که پژوهشگر احساس میکند همه روایتهایی که وجود داشته یا لااقل عمده روایتهایی که وجود داشته بازتاب پیدا کرده و منعکس شده، بعد درصدد تحقیق برمیآید که آن بحث مفصلی دارد.
تابناک: شما این فضا را دارید که خودتان مستقل روایت کنید؟
ما به لحاظ امکانات اقتصادی، نتوانستیم خودمان تلاش کنیم که بلافاصله بعد از رخدادها، روایتها را مورد مطالعه قرار بدهیم و بعد کاستیهایش را بیابیم و در صدد رفع و رجوع کاستیهایش بر بیاییم. ابتدای تأسیس این دفتر، یکی از وظایف بسیار مهم را این یافتیم که یک اتفاق مهم می افتد؛ روزنامهها، سایتها و مراکز مختلف یک روایتهایی را منعکس میکنند. بعد از یک یا دو ماه، دیگر پرداختن به آن موضوع به حاشیه میرود و موضوعات جدیدی مطرح میشود. وظیفه خودمان میدانیم که در مقام بررسی آنچه که بازتاب پیدا کرده بر بیاییم و بعد به این مسئله بپردازیم که از نگاه یک پژوهشگر تاریخ، به آن مسئله، کاستیهایش را دریابیم و بعد خودمان در مقام ثبت و ضبط آن، نکاتی که جا مانده یا از آن غفلت شده، بیاییم آنها را مصاحبه کنیم با افرادی که دخیل بودند در این قضیه یا صاحبنظرند راجع به آن موضوع، مسئله را تکمیل کنیم که بعد از 30 سال به پژوهشگران کمکی باشد. این کار بسیار سنگینی بود.
ما بهعنوان یک مؤسسه خصوصی نتوانستیم این مأموریت را که برای خودمان ترسیم کرده بودیم، دنبال کنیم؛ البته جلساتی را گذاشتیم با صاحبنظران در ارتباط با بعضی از موضوعات جاری و آنها هم نظرات خیلی خوبی دادند. یعنی اولویتها را در مسائل جاری مشخص کردند. اینکه هر هفته ما چند صاحبنظر را جذب کنیم و بیاوریم و یک بحث کارشناسی داشته باشیم، این را ادامه دادیم ولی به مدت کوتاهی توانستیم. الان هم باورمان این است که باید این کار صورت بگیرد، ادامه دهیم. یعنی یک مرکزی باید جمعآوری و تکمیل بحثها راجع به موضوعات تاریخی را مأموریت خودش بداند. اما هیچ مرکز تاریخی در این زمینه کاری صورت نمیدهد و اینکه مراکز تاریخی باید این کار را بکنند چون آنها نگاهشان نگاه تاریخپژوهان است. آنها بهتر میتوانند بفهمند که پژوهشگر تاریخ برای تکمیل اسناد به چه چیزهایی نیاز دارد و میتوانند جمعآوریهای خودشان را در این وادی برای کمک به پژوهشگران به نوعی بایگانی کنند. این امر بسیار مهم است، چرا که در آینده این افراد از دسترس خارج میشوند.
تابناک: این افراد ابزارهای قضاوت خواهند شد؟
تکمیل دیگر کار سختی خواهد بود. مثلا فلان موضوع، این بخشهایش مطرح شده، اما این نکات تاریک درباره آن مانده است. این نکات تاریک را چه کسی میتواند روشن کند؟ فلان فردی که درگیر بوده، فلان فردی که صاحبنظر است، فلان فردی که... لذا این نگاهی که ما داشتیم، اگر ادامه مییافت، میتوانست خیلی کمک کند به پژوهشگران تاریخ، که این کار نشد و برای جبران این کار یک مدل دیگری را دنبال کردیم.
ما در دوران اتفاق و رخداد، یک بحث دوسویه را انتخاب کردیم؛ یعنی دامن زدن به بحثهای دوسویه پیرامون مسائل تاریخی، آن هم به صورت بحثهای مستند و کارشناسانه. تصور ما این بود که حالا که نمیتوانیم آن کار گسترده و بسیار وسیع را پی بگیریم، بیاییم در شرایط همان رخداد بحث های دو سویه را دامن بزنیم نه بحث های رسانه ای. مثلاً یک کتابی که در دوران همان رخداد راجع به یک موضوع نوشته شده، آن کتاب را نقد علمی کنیم، یعنی نقد مستند کنیم. این کار تا حدی آن کاستی را جبران میکند.
مثلاً محسن هاشمی در جریان مک فارلین یک کتابی نوشته است، وقتی کتاب او را نقد میکنیم، طبیعتاً این بحث یک مقداری جامعیت پیدا میکند، بهخصوص اگر تداوم پیدا کند؛ یعنی آن فردی که اثرش به نقد گذاشته شده بیاید و خواهان این باشد که این بحث ادامه پیدا کند. این خیلی میتواند مؤثر باشد. لذا ما آمدیم در این وادی، کتابهای خارج کشور و داخل کشور را نقد کردیم و استقبال کردیم که آن افرادی که مورد نقد قرار گرفتند، بیایند و بحثها را ادامه دهند.
البته در مواردی موفق شدیم که این بحث را ادامهدار بسازیم. در مواردی هم چون آثاری که بهروز نوشته میشوند، متأسفانه خیلی متعهد به مستندنویسی نیستند و وقتی با مستندنویسی مواجه میشوند، بلافاصله عقبنشینی میکنند، چون شاکله کارشان متأسفانه بر مستندنویسی نیست. البته این کلیت ندارد. برخی کتابهایی که ما نقد کردیم، اسناد خیلی در آنها دیده شده؛ برخی هم اسناد اصلاً در آن دیده نمیشود. برخی نویسندگان داخل یا خارج کشور در این زمینه به قواعد کار علمی پایبند بودند، برخی به هیچ وجه پایبند نبودند. این کار را مقداری با دشواری مواجه میسازد، اما در این حال، این روشی است که به نظر ما بهعنوان جایگزین میتواند تا حدی به ما کمک کند. یعنی این کار را در حدود 26 عنوان کتاب که در خارج کشور و داخل کشور چاپ شده بود، نقد کردیم و به نظر میرسد که تا حدی به تاریخنویسی کشور در آینده کمک میکند.




