فعلاً هدف آمریکا در ونزوئلا تغییر حکومت نیست/ ساختار دفاعی ونزوئلا «ببر کاغذی» بود

کارشناس مسائل آمریکای لاتین معتقد است: یکی از اهداف چندگانه آمریکا، مهار چین در سطح منطقهای است و این سیاست حامل پیامی روشن و هدفمند برای چین و سایر کشورهای منطقه به شمار میرود؛ پیامی مبنی بر اینکه برنامهها و اتحادهای راهبردی خود را به سمت چین سوق ندهند، چراکه چین خود در فهرست اهداف راهبرد مهار آمریکا قرار دارد.
به گزارش سرویس بین الملل «تابناک»؛ در پی تحولات اخیر در ونزوئلا، نیکلاس مادورو رئیس جمهور این کشور توسط ارتش آمریکا در خاک ونزوئلا بازداشت و به نیویورک منتقل شد تا مورد محاکمه قرار گیرد.
متعاقب آن معاون مادورو قدرت در دست گرفته است و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تهدید کرده در صورت عدم فرمانبری از آمریکا به سرنوشت مادورو دجار خواهد شد.
این رویداد، ساختار سیاسی و اجرایی کشور را با اختلال و ابهام جدی مواجه کرده است. همزمان، مقامات رسمی آمریکا مواضعی درباره وضعیت جدید ونزوئلا اتخاذ کردهاند. در عین حال، واکنشها به این تحولات هنوز در حال شکلگیری است و الگوی اداره ونزوئلا در دوره پیشِ رو روشن نشده است.
از این رو خبرنگار سرویس بین الملل «تابناک» در گفتگویی با «دکتر هادی اعلمی فریمان» به بررسی ابعاد این حمله و سرنوشت اداره ونزوئلا پرداخته است که متن گفتگو در ادامه آمده است:
*ایالات متحده به ونزوئلا حمله کرد و همچنین نیکلاس مادورو رئیس جمهور این کشور را دستگیر کرد و برای محاکمه به نیویورک منتقل کرد. این نشان میدهد که اهداف ایالات متحده چندبعدی هستند. ارزیابی شما از دلایل این اقدام چیست؟
به نظر میرسد تمرکز آمریکاییها در تحولات اخیر، بهطور مشخص بر منابع نفتی ونزوئلا معطوف شده است. مارکو روبیو در مصاحبه اخیر خود تصریح کرده که دیگر بحث اپوزیسیون و نقش ماریّا ماچادو در دستور کار قرار ندارد. این اظهارات نشان میدهد که آمریکا احتمالاً در پی ایجاد وضعیتی است که شباهتهایی به مستعمرههای سابق داشته باشد؛ وضعیتی که همچنان در برخی کشورهای آمریکای لاتین و جزایر این منطقه، تحت حاکمیت کشورهایی مانند هلند، فرانسه و بریتانیا مشاهده میشود.
به نظر میرسد آمریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که دیگر اپوزیسیون فعالی در ونزوئلا وجود ندارد؛ چراکه این جریانها یا سرکوب شدهاند یا کشور را ترک کردهاند. از همین رو، احتمال دارد واشنگتن به دنبال برنامهها و سناریوهای جدیدی باشد.
در این چارچوب، احتمال طرح سناریوهایی مشابه آنچه در عراق رخ داد، از جمله تعیین یک مقام آمریکایی شبیه به پل برمر، وجود دارد. هرچند به نظر میرسد چنین سناریوهایی از منظر اجرایی، چندان عقلانی نیستند؛ زیرا تصرف یک کشور و اداره مستقیم آن، فرآیندی بسیار دشوار و پیچیده است و حکمرانی بر یک سرزمینِ اشغالشده با چالشهای گستردهای همراه خواهد بود.
در شرایط کنونی، آنچه در ونزوئلا اهمیت دارد، انتظار آمریکاییها برای مشاهده واکنش و میزان همکاری ارتش و رودریگز است. در صورتی که رودریگز آماده همکاری باشد و به شرط آنکه از بدنه و شعارهای سوسیالیستی فاصله بگیرد، برنامهریزی مناسبی ارائه دهد و همکاری لازم را با آمریکا داشته باشد، این احتمال وجود دارد که هیأت حاکمه فعلی حتی پس از مادورو نیز در قدرت باقی بماند.
*سناتور مایک لی، عضو سنای ایالات متحده، گفته است که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آن کشور، به او اطلاع داده که اکنون که مادورو در بازداشت ایالات متحده است، انتظار اقدام بیشتری در ونزوئلا نمیرود. ارزیابی شما چیست؟
در حال حاضر، ونزوئلا پس از حمله اخیر در شرایطی از گیجی، آشوب و فلجشدگی به سر میبرد. زمانی که حملهای گسترده صورت میگیرد و برق شهر کاراکاس بهطور کامل قطع میشود و سامانههای پدافندی و راداری از کار میافتند، حداقل ۷۲ ساعت زمان لازم است تا شرایط به وضعیت پیشین بازگردد.
این وضعیت موجب شده که کشور همچنان در حالت فلجشدگی و ابهام در تصمیمگیری باقی بماند و در مقطع کنونی، امکان بروز هیچ واکنش مؤثری وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی، بخشی از بدنه دولت دچار اختلاف خواهد شد و در بخشهایی از ارتش نیز هنوز مشخص نیست میزان وفاداری باید متوجه چه فرد یا چه ساختاری باشد. تمامی این عوامل، فضای مبهمی را ایجاد کرده است که ادامه خواهد داشت تا زمانی که دولت بتواند به انسجام لازم رسیده و تصمیمگیری کند.
دولت رودریگز ناگزیر است بدون حضور مادورو به فعالیت خود ادامه دهد و تا زمان تثبیت اوضاع، عملاً توان انجام اقدام مؤثری را نخواهد داشت. چراکه ساختارهای دفاعی که پیش از این با هیجان از آنها سخن گفته میشد، در عمل ساختارهایی کاغذی بودند و کارایی لازم را نداشتند. به نظر میرسد چنین وضعیتی در دولتهایی که از پشتوانه مردمی ضعیفتری برخوردارند، با سرعت بیشتری بروز پیدا میکند.

*با دستگیری مادورو، آیا قدرت به مخالفان او منتقل خواهد شد؟
در این زمینه چند عامل وجود دارد که از نظر آمریکاییها در اولویت قرار دارد. در حال حاضر، ایالات متحده به دنبال دولتی است که خط مشی اطاعتپذیری از آمریکا را داشته باشد و برای واشنگتن تفاوتی ندارد که این دولت چپگرا باشد، راستگرا یا حتی رادیکال؛ آنچه اهمیت دارد، دستیابی به تفاهم و اجرای سیاستهای مورد نظر آمریکاست. در مقابل، اگر این خواستهها محقق نشود، سناریوهایی مانند اجرای ترورهای هدفمند با ادعای مبارزه با قاچاق مواد مخدر یا استمرار و تشدید تحریمها در دستور کار قرار خواهد گرفت تا دولت وادار به تمکین شود.
*قبل از حمله ایالات متحده، هیأتی از چین در ونزوئلا حضور داشت. این تحولات چه پیامدهایی برای چین و روسیه خواهد داشت؟
یکی از اهداف چندگانه آمریکا، مهار چین در سطح منطقهای است و این سیاست حامل پیامی روشن و هدفمند برای چین و سایر کشورهای منطقه به شمار میرود؛ پیامی مبنی بر اینکه برنامهها و اتحادهای راهبردی خود را به سمت چین سوق ندهند، چراکه چین خود در فهرست اهداف راهبرد مهار آمریکا قرار دارد.
در همین چارچوب، هیأت حاکمه آمریکا با قاطعیت اعلام کرده است که بر اساس استراتژی امنیتی خود در ونزوئلا، به دنبال نفوذ و سلطه کامل آمریکا در این کشور است. به نظر میرسد تا زمانی که ترامپ و تیم حاکم بر سیاست خارجی آمریکا در آن منطقه حضور دارند، شاهد تداوم همین وضعیت خواهیم بود.
این شرایط همچون شمشیر داموکلس بر فراز تمامی کشورهای منطقه سایه افکنده است؛ بهگونهای که فارغ از وابستگیهای جناحی، آنچه بیش از هر چیز مطرح میشود، اطاعتپذیری از ترامپ خواهد بود.
*ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده ادارهٔ ونزوئلا را بر عهده خواهد گرفت. او همچنین گفته است که رهبر اپوزیسیونی که جایزهٔ صلح نوبل را دریافت کرده، گزینهٔ مناسبی برای ادارهٔ ونزوئلا نیست. بهنظر میرسد که شاهد الگویی مشابه عراق از سوی ایالات متحده در ونزوئلا خواهیم بود. ارزیابی شما چیست؟
پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام، دولت بوش و ساختار حاکم آمریکا ارزیابی دقیق و روشنی از وضعیت عراق نداشتند. با این حال، بلافاصله روند «بعثیزدایی» را آغاز کردند و پل برمر را بهعنوان حاکم منصوب کردند؛ مسیری که در نهایت به شکستهای جدی منجر شد.
آمریکاییها اکنون نگران تکرار تجربههای عراق و افغانستان هستند. در عین حال، زمانی که اعلام میکنند قادر به اداره آن منطقه خواهند بود، ممکن است منظورشان انتصاب یک فرماندار نظامی و سپردن کلیه مقدرات کشور به شرکتهای نفتی باشد؛ چراکه داراییهای ارزشمند ونزوئلا شامل نفت، طلا، الماس و برخی سنگهای قیمتی است.
در عین حال، آمریکا نگران آن است که نتواند این الگو را به شکل مؤثر اداره کند و به نظر میرسد بیش از آنکه به مدیریت معمول دولتمحور فکر کند، به اداره کشور بهعنوان یک مستعمره میاندیشد. با این حال، میزان شکلگیری مقاومت در منطقه و واکنش سایر کشورها، عواملی است که در آینده مشخص خواهد شد.
به نظر میرسد آمریکا در برابر دو گزینه قرار دارد؛ یا فردی مطلوب، دارای توان مدیریتی و برخوردار از رابطهای مناسب با ایالات متحده را شناسایی کند، و یا در صورت عدم تحقق این گزینه، انتصاب فردی متخصص و واگذاری مقدرات کشور به شرکتهای نفتی را در دستور کار قرار دهد. احتمالاً آمریکا از همین الگو پیروی خواهد کرد؛ هرچند تمامی این سناریوها با چالشهای حقوقی گسترده در عرصه بینالملل همراه خواهد بود.
چنانچه آمریکاییها تصمیم بگیرند از مسیرهای قانونی حرکت کنند، به احتمال زیاد به سمت برگزاری انتخابات زودهنگام با نظارت و هدایت آمریکا خواهند رفت تا فرآیند انتقال قدرت را به شکلی مدیریتشده تضمین کنند. اینها مسیرهایی است که آمریکا در قبال ونزوئلا میتواند دنبال کند.
گفتوگو: زینب منوچهری
با سهمیه که بری دانشگاه نتیجه میشه همین.








