صفحه خبر لوگوبالا تابناک
میلی صفحه خبر لوگو بالا
میلی صفحه خبر موبایل

امام علی (ع)؛ محور فتح خیبر و ضربه به یهود/«در قلعه را با نیروی الهی از جا کندم»

در زد و خوردی که بین مرحب و امام علی (ع) اتفاق افتاد، حضرت با ۲ ضربه شمشیر، مرحب را به زمین انداخت و یهودیان دیگر که چنین‌ دیدند، فرار کرده و به داخل قلعه رفتند. در قلعه را نیز از پشت بستند تا علی (ع) نتواند وارد شود. 
کد خبر: ۱۳۴۹۳۳۷
| |
607 بازدید

نقش‌آفرینی امام علی (ع) در فتح خیبر و ضربه به یهود/«در قلعه را با نیروی الهی از جا کندم»

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، خدمات امام علی (ع) به جبهه اسلام و ضرباتی که به جبهه طاغوت و یهود زد، موجب شد پس از شهادت پیامبر اسلام (ص) دستگاه تبلیغاتی دشمن همیشه چهره او را مخدوش و به‌اصطلاح ترور شخصیتش کنند. رد این‌کینه و فعالیت پررنگ علیه امام علی (ع) را می‌توان در دیروز و تاریخ اسلام و یهود مشاهده کرد؛ همان‌طور که معاویه و خلفای بنی‌امیه، لعن ایشان را در منابر مساجد تبدیل به رسم و عادت کردند و چندسال پیش هم در تظاهرات‌های مختلف یهودیان و صهیونیست‌های سرزمین‌های اشغالی، پلاکاردی بالا برده شد که خطاب به مسلمانان می‌گفت: «خیبر آخرین شانس شما بود!»

۱۳ رجب و سالروز میلاد امام علی (ع) امسال، با ۱۳ دی که سالروز شهادت یکی از سرداران بزرگ اسلام یعنی حاج‌قاسم سلیمانی است، همزمان شده است. بنابراین می‌توانیم به بهانه همزمانی سالروز شهادت سرداری که بسیاری از طرح و برنامه‌های جبهه طاغوت و استعمار بین‌الملل را نقش بر آب کرده و هزینه‌های زیادی بر آن‌ها تحمیل کرد، با سالروز میلاد امیرالمومنین (ع)، روایت‌های تاریخی فتح خیبر و سرکوبی یهود توسط پرچمدار اسلام را مرور کنیم و از مطالعه سلحشوری‌های امام علی (ع) لذت ببریم. 

بهانه دیگر این‌مرور و بررسی تاریخی، شیطنت‌های اخیر رسانه‌های یهود درباره اعتراضات مردم ایران به گرانی و همچنین تحریکات خارجی برای جنگ احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران است؛ با علم به این‌که گذشته یهود، در آینده‌ای نزدیک در مواجهه با ایران به عنوان خاکریز اصلی جبهه مقاومت اسلامی تکرار خواهد شد. 

*** 

سال هفتم هجری رسول خدا به فکر یهود خیبر افتاد که پس از رفتن یهودیان اطراف مدینه و نابودی آن‌ها، پایگاهی برای سایر یهودیان و دشمنان اسلام شده و بعضی از قفعه‌های آن‌ها انبار سلاح و مرکزی برای توطئه علیه اسلام شده بود. 

خیبر مرکب از ۷ قلعه محکم بود و در شمال غربی مدینه و فاصله ۲۰۰ کیلومتری این‌شهر قرار داشت. 

پیامبر (ص) آماده رفتن به خیبر شد و با لشکری که طبق نقل برخی، هزار و ۴۰۰ پیاده و ۲۰۰ سواره بود به سوی خیبر حرکت کرد و مانند غزوات دیگر، پرچم جنگ را به دست علی (ع) داد که سپاه اسلام شبانه پای قلعه‌های خیبر رسید.

یهود خیبر که پیش‌بینی چنین‌حمله‌ای را از جانب مسلمانان کرده بود، از پیش دست به تهیه و تدارک آذوقه و اسلحه کافی زده و آن‌ها را در قلعه‌ها ذخیره کرده بود. چون یهودیان از ورود لشکر اسلام مطلع شدند با مشورت سلام بن مشکم، اموال و زنان خود را در قلعه‌ای به نام وطیح و سلالم جا دادند. اندوخته‌های خود را هم به قلعه دیگری به‌نام ناعم بردند. نیروهای جنگجوی خود را نیز به قلعه‌ای به‌نام نطاه منتقل کردند. 

مسلمانان در روزهای اول جنگ خیبر، تعدادی از قلعه‌های هفت‌گانه را فتح کردند. اما قلعه‌های ناعم یا قموص فتح نشدند و برای روزهای زیادی تحت محاصره لشکر اسلام باقی ماندند که هر روز گروهی برای فتح قلعه‌ها حرکت کرده و شب بدون فتح برمی‌گشتند.

در کتاب احقاق الحق از کتاب مناقب علامه عبدالله شافعی از علمای اهل سنت روایت شده که رسول خدا (ص) به خیبر رسید و توقفش در آن‌جا طول کشید. پس لشکری را برای فتح به رهبری ابوبکر فرستاد. اما شامگاه بدون هیچ‌فتحی به اردوی اسلام بازگشت و پیامبر (ص) روز بعد عمر را با گروهی به سمت قلعه‌ها فرستاد که اتفاق روز پیشین تکرار شد. 

جر و بحث و جدال گروه نظامی مسلمانان که همراه عمر به سمت قلعه‌ها رفته بودند، موجب ناراحتی پیامبر (ص) شد چون عمر آن‌ها را به ترس و آن‌ها او را ترس و فرار از مقابل دشمن متهم می‌کردند. آن‌شب رسول خدا (ص) با ناراحتی سر شد تا آن‌که صبح رسید و پیامبر با خروج از خیمه خود گفت: امروز پرچم را به دست مردی می‌دهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند؛ حمله افکنی که فرار نمی‌کند!

با بیان این‌سخنان توسط پیامبر (ص)، مهاجرین و انصار پیش آمده و برای گرفتن پرچم اسلام پیش‌قدم شدند اما پیامبر (ص) پرسید: علی کجاست؟ و این‌پاسخ را شنید که به چشم‌درد مبتلا شده است. 

پیامبر (ص) ابوذر و سلمان را دنبال علی (ع) فرستاد که هر دو رفته و او را آوردند. طبق روایت، وضعیت علی (ع) طوری بود که نمی‌توانست چشمان خود را باز کند. پیامبر (ص) با دیدن علی (ع) گفت: خدایا چشم‌درد و گرما و سرما را از او دور کن و بر دشمنش یاری ده و پیروزی‌ را نصیبش گردان که به‌راستی بنده توست و تو و رسول تو را دوست دارد و فرار نمی‌کند!

به دنبال این‌دعا بود که پیامبر (ص) پرچم لشکر اسلام را به دست امام علی (ع) داد. 

در بسیاری از روایات اسلامی آمده که رسول خدا وقتی چشم‌درد علی (ع) و عدم توانایی او را برای بازکردن چشم‌ها دید، چشم امام (ع) را با قدری از آب دهان خود مسح و دعایش کرد. سپس او را راهی میدان نبرد خیبر کرد. 

ده‌ها حدیث از اهل سنت در این‌باره نقل شده که اختلاف مختصری دارند و همگی حول محور ذکر شده اتفاق دارند. به گفته صاحب‌نظران شاید پس از نقل ماجرای غدیر، این‌ماجرا بیش از دیگر ماجراهای فضایل علی (ع) نقل شده باشد. 

علی (ع) پرچمی را که پیامبر (ص) به او سپرده بود گرفت و به سوی قلعه‌های خیبر آمد. یهودیان هم که عدم توفیق مسلمانان را در روزهای پیش دیده بودند، با جسارت از قلعه‌ها بیرون آمدند. طبق نقل بسیاری از اهالی تاریخ، نبرد امام علی (ع) و مرحب پهلوان نامی یهود در این‌جا افتاد که غرق در اسلحه و زره به میدان مبارزه آمد و ضمن رجز خواندن، مبارز طلبید. 

در زد و خوردی که بین مرحب و امام علی (ع) اتفاق افتاد، حضرت با ۲ ضربه شمشیر، مرحب را به زمین انداخت و یهودیان دیگر که چنین‌ دیدند، فرار کرده و به داخل قلعه رفتند. در قلعه را نیز از پشت بستند تا علی (ع) نتواند وارد شود. 

علی (ع) پای دروازه قلعه آمده و پنجه در حلقه آن انداخت. سپس در را با حرکتی از جا کند و راه ورود مسلمانان به قلعه هموار شد. به این‌ترتیب سپاه اسلام وارد قلعه شد و آن را فتح کرد. 

ابن هشام نقل کرده رسول خدا (ص) پرچم را به دست علی (ع) داد و گفت: پرچم را بگیر و پیش برو تا خداوند قلعه را برای تو بگشاید!

ابن هشام همچنین از سلمه بن عمرو بن اکوع نقل کرده که علی (ع) پرچم را به دست گرفت و با سرعت به‌سوی قلعه روان شد. من نیز دنبال او بودم. او هروله‌کنان تا پای قلعه آمد و پرچم را میان سنگ‌های پای قلعه در زمین فرو برد. مردی از یهودیان از بالای قلعه سر کشید و پرسید: تو کیستی؟ علی (ع) پاسخ داد: منم علی بن ابی‌طالب! آن مرد یهودی خطاب به اهالی داخل قلعه گفت:‌ سوگند بدان‌چه بر موسی نازل شده، مغلوب شدید!

از ابورافع نقل شده که در آن‌روز همراه علی بودم و چون به در قلعه رسید، یهودیان بیرون آمده و با او به جنگ پرداختند. پس مردی از یهود ضربتی به دست علی (ع) زد که سپر از دستش افتاد. در آن‌هنگام علی را دیدم که دست برد و در قلعه را از جای کند و آن را به دست گرفت و سپر خویش قرار داد و تا پایان جنگ آن در، در دست او بود و پس از آن‌که قلعه خیبر را فتح کرد، دروازه را به‌یک‌سو افکند و در آن‌هنگام من و هفت‌تن دیگر که روی هم هشت‌نفر شدیم، پیش رفته و هرچه خواستیم آن‌در را حرکت دهیم، نتوانستیم. 

ابن حجر عسقلانی در اصابه و قاضی دحلان در سیره النبویه و دیگر علمای اهل سنت گفته‌اند پس از پایان جنگ، ۴۰ نفر کمک کردند تا آن در به جای خود برگشت.

قاضی عضدالدین ایجی در شرح مواقف و چندتن دیگر از محدثین، با مختصر اختلاف از علی (ع) نقل کرده‌اند که فرمود: 

«به خدا سوگند در قلعه را به نیروی جسمانی از جا نکندم، بلکه با نیروی رحمانی و الهی این‌کار را کردم!‌

میلی صفحه خبر موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جنگ ایران و اسرائیل # آژانس بین المللی انرژی اتمی # نرخ سوم بنزین # قیمت دلار # قیمت سکه # ونزوئلا
نظرسنجی
آیا به عنوان زن حاضرید با مهریه 14 سکه «بله» را بگویید؟
مرجع جواهرات