بیزینس جدید با «آهنقراضه ها»/ شکارچیان وام در فرودگاه ها چه می کنند؟

در حالی که ناوگان هوایی کشور از کمبود صندلی و فرسودگی قطعات رنج میبرد، افشاگری جدید رئیس کمیسیون عمران مجلس از وجود «ایرلاینهای کاغذی» پرده برداشت ؛ شرکتهایی که با خرید چند بدنه فرسوده و غیرعملیاتی، تنها برای دریافت وامهای کلان ارزی و ریالی ایجاد شدهاند و بدون افزودن حتی یک صندلی به ظرفیت کشور، منابع ملی را در چاه رانتخواری میبلعند.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک، هر بار که یک نقص فنی جان مسافران را تهدید میکند، سخن از کمبود نقدینگی و تحریم به میان میآید؛ اما واقعیت تلختر از این حرفهاست. سرمایههایی که باید صرف خرید قطعات ایمن برای ناوگان فعال کشور میشد، حالا در آشیانه شرکتهایی رسوب کرده است که تنها برای «جور کردن ویترین دریافت وام» تاسیس شدهاند و ایرلاینهای کاغذی نه تنها سارق منابع مالی، بلکه قاتلان خاموش امنیت روانی جامعه در سفرهای هوایی هستند.
افشاگری اخیر محمدرضا رضاییکوچی، پرده از یک چرخه معیوب در لایههای مدیریتی و اقتصادی صنعت هوایی برداشت که نشاندهنده شکاف عمیق میان «نیاز واقعی ناوگان» و «تخصیص منابع مالی» است. طبق اظهارات رئیس کمیسیون عمران، مدل فعالیت این شرکتهای صوری این گونه است که با دریافت مجوز با خرید دو فروند هواپیمای فرسوده و معمولا با عمر بالای ۲۰ سال که عملاً کارایی عملیاتی چندانی ندارند با استفاده از نفوذ یا خلأهای قانونی برای دریافت وامهای کلان خرید تجهیزات یا نوسازی اقدام میکنند.
ایرلاینهایی که فقط روی کاغذ پرواز میکنند
واگذاری مجوز یا تقسیم منابع مالی دریافتی میان ذینفعان بدون اضافه کردن حتی یک صندلی فعال به ظرفیت پروازی کشور تخلف محض است به طوری که این نوع فساد اقتصادی فراتر از یک سرقت مالی ساده است و مستقیماً امنیت و رفاه عمومی را هدف قرار میدهد.
در حالی که ایرلاینهای باسابقه برای نوسازی قطعات با مشکل نقدینگی مواجهاند، منابع به سمت شرکتهای بینام و نشان سرازیر میشود و تشویق به واردات هواپیماهای فرسوده صرفاً جهت دریافت وام، ایران را به قبرستان هواپیماهای از رده خارج تبدیل کرده است اما این اتفاق، سرمایهگذاران واقعی و متخصص را در رقابتی نابرابر با رانتخواران میاندازند که سرنوشتی جز شکست در انتظار آنها نخواهد بود.
هواپیمایی که برای ما «فرسوده» است، برای آنها «چاپخاه پول» است!
حال پرسش اساسی اینجاست که چگونه لیستی از ایرلاینها وجود دارد که «وجود خارجی ندارند»، اما در سیستم بانکی و اداری صاحب پرونده و اعتبار هستند؟ به نظر می رسد برای پایان دادن به این وضعیت، لازم است از تغییرات اساسی اعمال شود برای مثال هر ایرلاینی که در یک بازه زمانی مشخص (مثلاً ۶ ماه) پرواز مستمر نداشته باشد، باید بلافاصله ابطال مجوز شود و یا اینکه بانک مرکزی و سازمان هواپیمایی باید مسیر ریالی و ارزی وامهای داده شده را تا مرحله نصب قطعه یا عملیاتی شدن هواپیما ردیابی کنند همچنین انتشار لیست ایرلاینهای فعال و میزان ناوگان عملیاتی آنها به صورت ماهانه جهت شفافیت افکار عمومی هم ضروری است.
بنابراین وقتی سود رانت از سود خدمات پیشی میگیرد، نتیجه چیزی جز «کالاییشدن اسقاطیها» نخواهد بود و ساختار اداری ما به گونهای مهندسی شده که یک «لاشه هواپیما» میتواند معتبرتر از هزاران ساعت پرواز ایمن باشد .
این تخلف یک «بیماری ساختاری» را نشان می دهد؛ جایی که هواپیمای فرسوده نه یک ابزار حملونقل، بلکه یک «کالای سرمایهای برای وثیقهگذاری» تعریف شده است و تا زمانی که سود حاصل از رانت وام، بیشتر از سود حاصل از جابجایی مسافر باشد، تمایل به ایجاد این شرکتهای کاغذی پابرجا خواهد بود.
به گزارش تابناک، صنعت هوایی ایران میان «نیاز واقعی» و «فساد سازمانیافته» گرفتار شده است که افشای فعالیت ایرلاینهای صوری که تنها با هدف تصاحب منابع ارزی شکل گرفته است، ضرورت بازنگری در شیوه صدور مجوزها را دوچندان کرده است و تا زمانی که نظارت «خدماتمحور» جایگزین نگاه «شیءمحور» نشود، آسمان ایران همچنان جولانگاه شرکتهای کاغذی خواهد بود که سود خود را در «زمینگیری» ایرلاین ها جستجو می کنند نه در «پرواز».






