همگرایی منطقهای و امنیت ملی
آشوری نماینده بندرعباس
کد خبر: ۱۳۴۵۸۳
| | 5903 بازدید
سرویس مجلس: سابقه طرح مسئله همگرایی و وحدت در ادبیات سیاسی جهان اسلام، به بیش از یک قرن میرسد. عوامل درونی و بیرونی متعددی، در ضرورت خلق این همگرایی وجود دارند. عواملی نظیر دین و فرهنگ مشترک، تجربه مشترک از حضور استعمار در کشورهای اسلامی به ویژه ظهور پدیده صهیونیسم در سرزمینهای اشغالی فلسطین از زمینههای فرهنگی و سیاسی همگرایی میان کشورهای اسلامی محسوب میگردد.
در جهان اسلام، اندیشمندان و مصلحان بزرگی در ادوار مختلف، تلاشهای زیادی را برای همگرایی در دنیای اسلام انجام دادند که از آن جمله میتوان به چهرههایی همچون سیدجمالالدین اسدآبادی، محمد عبده، اقبال لاهوری و در قرن بیستم حضرت امام خمینی(ره) اشاره کرد.
برای تبیین دقیق علل و دلایل این ناکامی ناگزیریم به ریشهیابی این علل و عوامل بپردازیم. در منطقه خلیجفارس هشت واحد سیاسی مستقل وجود دارند که از لحاظ ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وضعیت خاصی دارند. ساختار سیاسی منطقه در طول پنج دهه اخیر تحت تأثیر اوضاع منطقه و سیاستهای جهانی شکل گرفته است. در این مدت شاهد رخدادها و تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی گوناگون بودهایم.
از جمله دو جنگ جهانی اول و دوم و آثار و پیامدهای ناخوشایند آن، شکلگیری نظام دوقطبی پس از جنگ جهانی دوم و رقابت شدید دو ابرقدرت آمریکا و شوروی در تسلط بر منابع خلیجفارس، کسب استقلال کشورهای منطقه در فاصله سالهای بین دو جنگ جهانی و پس از آن، تدوین و اعلام دکترینهای ترومن، آیزنهاور، نیکسون، کارتر، برژنف، ریگان، کلینتون و بوش که هدف اجرایی آنها عمدتاً متوجه کشورهای خاورمیانه و خلیجفارس بوده است، ترتیبات امنیتی منطقه در طول قرن بیستم، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی - اجتماعی ناشی از آن در خاورمیانه، تشکیل نیروی واکنش سریع آمریکا و عملکردها و عکسالعملهای مربوطه، شکلگیری شورای همکاری خلیجفارس و آثار منطقهای آن، وقوع جنگ تحمیلی هشت ساله صدام علیه ایران، تجاوز نظامی عراق به کویت و نتایج سیاسی و نظامی آن، شکلگیری نظم نوین جهانی پس از بحران دوم خلیجفارس و حمله آمریکا به افغانستان و عراق به عنوان نقطه عطفی در عرصه سیاستهای منطقهای و بینالمللی محسوب میگردد.
1- عوامل درون منطقهای:
الف: موانع سیاسی
تفاوت در ساختار سیاسی کشورهای منطقه
سطح نابرابر قدرت کشورهای منطقه
ناسیونالیسم
بیثباتی سیاسی کشورهای منطقه
ب - موانع اقتصادی:
عدم تشابه اقتصاد سیاسی کشورهای منطقه
مکمل نبودن اقتصاد کشورهای منطقه
ضعف زیرساختهای ارتباطی
ج - موانع اجتماعی، فرهنگی:
تفاوتهای مذهبی، قومی و زبانی
شبکههای ارتباطی ضعیف و التقاط فرهنگی
د-عوامل و موانع ساختاری:
اختلافات سرزمینی
نگرشهای امنیتی کشورهای منطقه
در این میان اما شاید بتوان عوامل فرامنطقهای را به عنوان یکی از علل شاخص عدم این همگرایی برشمرد.
2- عوامل فرامنطقهای:
تحقق ایده همگرایی و همکاری منطقهای در حوزه خلیجفارس مستلزم شناسایی فرصتها، کانونهای تهدیدزا، قابلیتها و ظرفیتهای منطقهای و جلوگیری از واگرایی و نزدیک کردن دیدگاهها و ممانعت از سوءظن نخبگان و دولتمردان و سیاستمداران کشورهای منطقه به یکدیگر در قالب چنین همکاری محقق خواهد شد، در این حالت کشورهای منطقه ضمن درک نیاز یکدیگر به زندگی در امنیتی خودمولد، عوامل، موانع و گسستهای موجب افتراق و واگرایی را به حداقل میرسانند.
کشورهای منطقه در شرایطی به یک الگوی همکاری منطقهای و تعامل سازنده خواهند رسید که دید و منافع مشترک داشته باشند و در امنیت منطقهای هریک از بازیگران براساس توانمندیهای خود مبادرت به همکاری امنیتی نمایند. ورود عناصر مداخلهگر و ناهمگون به سیستم منطقه، تداوم مناقشات را در پی خواهد داشت. ترتیبات امنیتی جامع در منطقه خلیجفارس، اگر بر مبنای تنشزدایی و حرکت در مسیر تقویت اعتماد شکل بگیرد و دفاع از صلح و امنیت خلیجفارس در درجه نخست در حوزه مسئولیت و از جمله وظایف کشورهای این منطقه و همکاری حقیقی همسایگان قرار گیرد، مناسبات تازهاي در خلیجفارس پدید خواهد آمد که از درگیری و جنگ جلوگیری و از منافع مشروع همه کشورهای این منطقه حمایت و از سلطهطلبی قدرتهای خارجی جلوگیری ميکند. نظام امنیتی جمعی با خواست و با شرکت تمامی کشورهای منطقه، میتواند چارچوبی را فراهم آورد که بهوسیله آن امنیت به عنوان یک عامل غیرقابل تفکیک در میان کشورهای عضو تلقی گردد.
در این صورت نقشه امنیتی آینده خلیجفارس با حضور و اراده کشورهای منطقه، چشمانداز روشنی را خواهد داشت و یک الگوی امنیتی جدید به صورت بالفعل و بالقوه و در درازمدت با هویتی منطقهای و مشترک به صورت یک واحد مؤثر و منسجم در تعامل موضوعات و نگرانیها و معضلات و چالشهای امنیتی منطقه را مدیریت خواهد نمود.
مدیریت سامانه امنیت منطقهای خوداتکا و سازوکارهای کنترل کامل محیط جغرافیایی مستلزم رسیدن به درک مشترک و بازاندیشی در مفاهیم و ادبیات حاکم خواهد بود.
طبیعی است پدیده همکاری در منطقه خلیجفارس به دلیل اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک بودن این منطه به صورت مستقیم و غیرمستقیم به گستره بینالمللی نیز تسری و در قلمرو جهانی نیز تأثیر خواهد گذاشت و قابلیت و توان بالقوه آن در شرایط و مقتضیات مختلف توان اثربخشی خواهد داشت.
در جهان اسلام، اندیشمندان و مصلحان بزرگی در ادوار مختلف، تلاشهای زیادی را برای همگرایی در دنیای اسلام انجام دادند که از آن جمله میتوان به چهرههایی همچون سیدجمالالدین اسدآبادی، محمد عبده، اقبال لاهوری و در قرن بیستم حضرت امام خمینی(ره) اشاره کرد.
با وجود تمام انگیزهها و عوامل قوی برای این همگرایی، با کمال تأسف باید اذعان کرد که کشورهای منطقه، تاکنون نتوانستهاند مانند سایر مجموعهها و اتحادیههای دیگر مناطق، همچون اتحادیه اروپا به دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قابل انتظار نائل گردند.
حوزه خلیجفارس از لحاظ موقعیت ویژه ژئوپلتیک و ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک، زمینههای همکاری و همگرایی مناسبی را اجتنابناپذیر میسازد. در میان عوامل مختلف، مهمترین زمینه اصلی همگرایی کشورهای منطقه را، اسلام و فرهنگ عمیق و پویای آن تشکیل میدهد.
حوزه خلیجفارس از لحاظ موقعیت ویژه ژئوپلتیک و ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک، زمینههای همکاری و همگرایی مناسبی را اجتنابناپذیر میسازد. در میان عوامل مختلف، مهمترین زمینه اصلی همگرایی کشورهای منطقه را، اسلام و فرهنگ عمیق و پویای آن تشکیل میدهد.
برای تبیین دقیق علل و دلایل این ناکامی ناگزیریم به ریشهیابی این علل و عوامل بپردازیم. در منطقه خلیجفارس هشت واحد سیاسی مستقل وجود دارند که از لحاظ ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وضعیت خاصی دارند. ساختار سیاسی منطقه در طول پنج دهه اخیر تحت تأثیر اوضاع منطقه و سیاستهای جهانی شکل گرفته است. در این مدت شاهد رخدادها و تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی گوناگون بودهایم.
از جمله دو جنگ جهانی اول و دوم و آثار و پیامدهای ناخوشایند آن، شکلگیری نظام دوقطبی پس از جنگ جهانی دوم و رقابت شدید دو ابرقدرت آمریکا و شوروی در تسلط بر منابع خلیجفارس، کسب استقلال کشورهای منطقه در فاصله سالهای بین دو جنگ جهانی و پس از آن، تدوین و اعلام دکترینهای ترومن، آیزنهاور، نیکسون، کارتر، برژنف، ریگان، کلینتون و بوش که هدف اجرایی آنها عمدتاً متوجه کشورهای خاورمیانه و خلیجفارس بوده است، ترتیبات امنیتی منطقه در طول قرن بیستم، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی - اجتماعی ناشی از آن در خاورمیانه، تشکیل نیروی واکنش سریع آمریکا و عملکردها و عکسالعملهای مربوطه، شکلگیری شورای همکاری خلیجفارس و آثار منطقهای آن، وقوع جنگ تحمیلی هشت ساله صدام علیه ایران، تجاوز نظامی عراق به کویت و نتایج سیاسی و نظامی آن، شکلگیری نظم نوین جهانی پس از بحران دوم خلیجفارس و حمله آمریکا به افغانستان و عراق به عنوان نقطه عطفی در عرصه سیاستهای منطقهای و بینالمللی محسوب میگردد.
بهطور کلی از جمله عواملی که به عنوان مانع در جهت واگرایی کشورهای منطقه عمل میکند میتوان به عواملی همچون موانع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز اشاره کرد:
1- عوامل درون منطقهای:
الف: موانع سیاسی
تفاوت در ساختار سیاسی کشورهای منطقه
سطح نابرابر قدرت کشورهای منطقه
ناسیونالیسم
بیثباتی سیاسی کشورهای منطقه
ب - موانع اقتصادی:
عدم تشابه اقتصاد سیاسی کشورهای منطقه
مکمل نبودن اقتصاد کشورهای منطقه
ضعف زیرساختهای ارتباطی
ج - موانع اجتماعی، فرهنگی:
تفاوتهای مذهبی، قومی و زبانی
شبکههای ارتباطی ضعیف و التقاط فرهنگی
د-عوامل و موانع ساختاری:
اختلافات سرزمینی
نگرشهای امنیتی کشورهای منطقه
در این میان اما شاید بتوان عوامل فرامنطقهای را به عنوان یکی از علل شاخص عدم این همگرایی برشمرد.
2- عوامل فرامنطقهای:
در این حوزه میتوان به پیامدهای استعمار و نقش بازیگران خارجی اشاره کرد. پدیده استعمار نقش قابلتوجهی در همه شئون سیاسی و اجتماعی کشورهای منطقه به ویژه در کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس داشته است. حضور طولانیمدت قدرتهای استعماری در منطقه، اثرات مخربی بر ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورهای یادشده برجای گذاشته است. نقش استعمار و قدرتهای بزرگ و حضور عوامل خارجی در منطقه در دامن زدن به این اختلافات از عوامل مهم واگرایی محسوب میگردند.
تحقق ایده همگرایی و همکاری منطقهای در حوزه خلیجفارس مستلزم شناسایی فرصتها، کانونهای تهدیدزا، قابلیتها و ظرفیتهای منطقهای و جلوگیری از واگرایی و نزدیک کردن دیدگاهها و ممانعت از سوءظن نخبگان و دولتمردان و سیاستمداران کشورهای منطقه به یکدیگر در قالب چنین همکاری محقق خواهد شد، در این حالت کشورهای منطقه ضمن درک نیاز یکدیگر به زندگی در امنیتی خودمولد، عوامل، موانع و گسستهای موجب افتراق و واگرایی را به حداقل میرسانند.
کشورهای منطقه در شرایطی به یک الگوی همکاری منطقهای و تعامل سازنده خواهند رسید که دید و منافع مشترک داشته باشند و در امنیت منطقهای هریک از بازیگران براساس توانمندیهای خود مبادرت به همکاری امنیتی نمایند. ورود عناصر مداخلهگر و ناهمگون به سیستم منطقه، تداوم مناقشات را در پی خواهد داشت. ترتیبات امنیتی جامع در منطقه خلیجفارس، اگر بر مبنای تنشزدایی و حرکت در مسیر تقویت اعتماد شکل بگیرد و دفاع از صلح و امنیت خلیجفارس در درجه نخست در حوزه مسئولیت و از جمله وظایف کشورهای این منطقه و همکاری حقیقی همسایگان قرار گیرد، مناسبات تازهاي در خلیجفارس پدید خواهد آمد که از درگیری و جنگ جلوگیری و از منافع مشروع همه کشورهای این منطقه حمایت و از سلطهطلبی قدرتهای خارجی جلوگیری ميکند. نظام امنیتی جمعی با خواست و با شرکت تمامی کشورهای منطقه، میتواند چارچوبی را فراهم آورد که بهوسیله آن امنیت به عنوان یک عامل غیرقابل تفکیک در میان کشورهای عضو تلقی گردد.
در این صورت نقشه امنیتی آینده خلیجفارس با حضور و اراده کشورهای منطقه، چشمانداز روشنی را خواهد داشت و یک الگوی امنیتی جدید به صورت بالفعل و بالقوه و در درازمدت با هویتی منطقهای و مشترک به صورت یک واحد مؤثر و منسجم در تعامل موضوعات و نگرانیها و معضلات و چالشهای امنیتی منطقه را مدیریت خواهد نمود.
مدیریت سامانه امنیت منطقهای خوداتکا و سازوکارهای کنترل کامل محیط جغرافیایی مستلزم رسیدن به درک مشترک و بازاندیشی در مفاهیم و ادبیات حاکم خواهد بود.
طبیعی است پدیده همکاری در منطقه خلیجفارس به دلیل اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک بودن این منطه به صورت مستقیم و غیرمستقیم به گستره بینالمللی نیز تسری و در قلمرو جهانی نیز تأثیر خواهد گذاشت و قابلیت و توان بالقوه آن در شرایط و مقتضیات مختلف توان اثربخشی خواهد داشت.
منبع: روزنامه «صبح ساحل» هرمزگان
تازه ترین اخبار مجلس شورای اسلامی را در صفحه سرویس مجلس تابناک بخوانید.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


