آيا رييسجمهور در تأمين اجتماعي ورود خواهد كرد؟
«سالي كه نكوست از بهارش پيداست»؛ اين ضربالمثل معروف را ميتوان به فرصت طلايي چند ماهه رحمتالله حافظي در آغاز ورودش به تأمين اجتماعي ربط داد؛ فرصتي كه به راحتي بخش زيادي از آن از دست رفت و هيچ کار خوشايندي نيز براي بهبود امور در اين سازمان و يا به قولي صندوق انجام نشد.
به گزارش خبرنگار «تابناک اجتماعی»، در روزهاي مياني مرداد ماه سال جاري بود كه رحمتالله حافظي، با حكم صادق محصولي، وزير رفاه و تأمين اجتماعي دولت دهم، راهي سازمان تأمين اجتماعي شد؛ سازماني كه در چند سال اخير، بيثباتي مديريتي را در حد اعلاي خود تجربه كرده است.
در آن روزها، همه مردم از جمله كارگران، كارفرمايان، كاركنان و مديران تأمين اجتماعي و حتماً دولتمردان اميدوار بودند كه با آمدن حافظي، قفل حاكم بر تأمين اجتماعي بازمي شود. اما گذشت چند ماه، عملاً نشان داد كه به اذعان كارشناسان و كاركنان تأمين اجتماعي، رویداد خاصي در اين حوزه رخ نداد، جز اين كه جو متشنج گذشته، كمي آرام شد، ولی دیگر اوضاع، هماني است كه بود.
به هر روی، با پايان ماه عسل رحمتالله حافظي در تأمين اجتماعي، كم كم اميدها براي بهبود امور در اين سازمان، دارد به ناامیدی تبديل ميشود که البته براي بهتر متوجه شدن اوضاع كافي است كمي درباره امور جزیيتر اين سازمان گفت.
عليرضا يوشي كه از بستگان بسيار نزديك علي ذبيحي، مديرعامل معزول تأمين اجتماعي است، در زمان مديريت ذبيحي به سمت مديركل دفتر راهبري سيستمهاي تأمين اجتماعي منصوب شد؛ فردي كه به گفته كارشناسان تأمين اجتماعي، جواني كم تجربه بود یا این که تجربه لازم در اين زمينه را نداشت. البته يوشي كه رياست هيأت مديره شركت خدمات ماشيني تأمين را نيز عهدهدار بود و هست، دوست خود وحيد نقشينه ارجمند را به سمت مديرعامل اين شركت رهنمون شد.
اما چرا نام اين افراد به میان آمد؟ حافظي در روزهاي پاياني آبان ماه سال جاري بود كه بر خدمات غيرحضوري در تأمين اجتماعي تأكيد كرد و حتي پای را فراتر از اين گذاشت و گفت: «زمانبندي مشخصي براي اين كار تعيين كردهايم و در صورتي كه همكاران اين حوزه نتوانستند در فرصت تعيين شده، اهداف مورد نظر را محقق كنند، از دیگر كارشناسان براي رفع مشكل كمك خواهيم گرفت».
دفتر راهبري سيستمهاي تأمين اجتماعي و شركت خدمات ماشيني تأمين 2 مجموعهاي هستند كه نقش اساسي براي ارایه خدمات غير حضوري به بيمه شدگان تأمين اجتماعي، دارند، به گونه اي كه حتي ارجمند، مديرعامل ونايب رييس هيأت مديره شركت خدمات ماشيني تأمين در جريان بازديد از نمايشگاه مطبوعات در سال جاري گفت: «براي ارايه خدمات غير حضوري، آمادگي كامل داريم، ولي بخشي از كارها بايد توسط صندوق تأمين اجتماعي انجام شود».
نگاهي گذرا به اين سخنان، بيانگر پاسكاري ارايه خدمات غيرحضوري به بيمه شدگان تأمين اجتماعي در ميان مديران اين صندوق است، چون بنا بر گفته مديرعامل شركت خدمات ماشيني تأمين، اگر آمادگي كامل براي خدمات غير حضوري وجود دارد، چرا مديرعامل تأمين اجتماعي، از تعيين زمانبندي مشخص و خط و نشان كشيدن براي مديريت شركت خدمات ماشيني تأمين خبر ميدهد؟ اينها همگي بيانگر هماهنگي نداشتن مديريت كلان تأمين اجتماعي در بحث مربوط به خدمات غير حضوري در اين صندوق است.
يكي از نمونههاي بارز خدمات اتوماسيون تأمين اجتماعي، كارت هوشمند درماني است؛ كارتي كه تأمين اجتماعي، ميلياردها تومان از پول كارگران را براي اين كار هزينه كرده، ولی هنوز نتيجه بخش نبوده است و طرحي كه متولي آن دفتر راهبري سيستمهاي تأمين اجتماعي و شركت خدمات ماشيني تأمين است.
هنوز كه هنوز است مردم بايد براي جمعآوري سوابق بيمهاي خود بين شعب تأمين اجتماعي سرگردان باشند و هنوز شاهد جعل سابقه بيمه و دفترچه درماني سازمان تأمين اجتماعي هستيم كه همه اينها به دليل تحقق نیافتن وعده مسولان تأمين اجتماعي براي ارايه كارت هوشمند است.
چرا بايد در پنج روز آخر هر ماه، مردم و بيمهشدگان براي ارايه ليست حق بيمه و مبالغ آن در صفهاي طولاني بايستند؟ مگر نميشود اين كارها را با اينترنت و تلفن گويا انجام داد؟
كارشناسان تأمين اجتماعي بر این باورند، اگر رحمتالله حافظي، مديرعامل تأمين اجتماعي ميخواهد كارها سامان يابد ـ كه حتما هم اين گونه است ـ بايد پیرامون خود را كمي خلوت كند و بي واسطه با مديران و مردم به گفتوگو بنشيند؛ همان كاري كه حتي رييس دولت هم به آن پايبند مانده است و همچنان به آن ادامه ميدهد.
از سوي ديگر، گفته ميشود هر كسي كه ميخواهد به مديرعامل تأمين اجتماعي دسترسي داشته باشد، بايد از كانال محمد محمدي تدين، دستيار اجرايي مديرعامل تأمين اجتماعي گذر كند كه البته اين موضوع، باعث تشديد نقصانها در تأمين اجتماعي شده است.
افزوده می شود که حافظي در آغاز ورودش به تأمين اجتماعي، نشست های خوبي با مديران ستادي و استاني تأمين اجتماعي برگزار كرد كه اگر ادامه مييافت، ميتوانست نتيجه بخش باشد.
هم اکنون يكي از موضوعاتي كه بايد مديرعامل تأمين اجتماعي، آن را مدنظر داشته باشد، توجه به مصارف است. خالي از لطف نيست كه بگوييم اداره كل مستمري بگيران تأمين اجتماعي، نزدیک يك سالي است كه مديركل ندارد؛ آن هم اداره كلي كه ماهانه حدود هفتصد ميليارد تومان پرداختي دارد!
در این باره باید گفت، اگر اين واحد مدير داشت، مي شد جلوي بسياري از پرداختهاي ناحق گرفته شود؛ مثلا كساني هستند كه فوت ميكنند، ولی همچنان مستمري آنها پرداخت ميشود.
براستي، نميشود با لينك بانك اطلاعات مستمريهاي تأمين اجتماعي با بانك اطلاعاتي بهشت زهرا و ثبت احوال، جلوي ضررهاي ميلياردي بر تأمين اجتماعي را گرفت؟ آيا كسي هست كه به فكر اين امور باشد؟
حوزه ديگري كه بدون مدير است، اداره كل مالي تأمين اجتماعي است، چرا مديركل آن كه آقاي عمومي باشد، در زمان ذبيحي از سمت خود بركنار شد، ولی با گذشت ماهها گويا در تأمين اجتماعي ـ كه شصت هزار پرسنل دارد ـ كسي شايسته مديريت بر اين حوزه نيست؟
با نزديك شدن به روزهاي پاياني سال و پرداختيهاي كلان به بيمهشدگان و شمارش معكوس براي اجراي طرح هدفمندسازي يارانهها، اگر اداره كل مالي تأمين اجتماعي مديري توانمند داشت، ميتوانست نوسانات مالي سازمان را رصد و پیش از وقوع اتفاقي ناخوشايند مراتب را به مديران ارشد گزارش دهد.
به هر حال، به نظر ميرسد كه تأمين اجتماعي همچنان گرفتار مشكلات چند سال اخير خود است، به گونه اي كه حتي حافظي نمی تواند معاونت اداري مالي خود را كه بنا به رسم مديران، نخستين كار مديريت جديد است، عملياتي كند؛ حال چه رسد به دیگر امور. و گويا مسئولان مربوطه نميتوانند بر معضلات پرشمار تأمين اجتماعي پیروز شوند؛ بنابراين، به نظر ميرسد كه آرام آرام بايد رييسجمهور، خود شخصاً به موضوع تأمين اجتماعي راه یابد.


