چرا مجتبی شکوری داستان تجاوز جنسی را آشکار کرد؟

سرویس اجتماعی تابناک ـ شکوری، چونان آیینهای صاف، با زدودن تمام زنگارهای قدیمی و کهنه پیش از این روزی لب به اعتراف گشوده و پرده از رازی برداشته بود که روایت آن بعد از سالها از چهره شدن و اعتمادآفرینی بین مخاطبان، از هر کسی بر نمیآید.
راز اول او چنین بود؛ اقرار به استفاده از سهمیهای در دانشگاه، که شاید حقی از دیگری ربوده بود. و باز، امروز در لحظهای دیگر، با بغضی که چون ابر بهاری در گلویش پیچیده بود، از زخمی کهن گفت؛ از کودکی هفتساله که در تاریکی بیرحم تجربهای شوم، روحش را آزرده بود. او سخن گفت، نه از سر ضعف، که از عمق بخششی بزرگ. بخشیده بود؛ نه تنها خویش را که بیگناه بود، بلکه گناهکار را نیز، گویی که با این بخشش، بندی از پای روحش گشوده بود. البته این بخشش باید جامعه را هوشیارتر کند و نباید منجر به جریتر شدن متجاوزان شود. اینجاست که پای قانون و عدالت به میان میآید.
اما این اعتراف، چون سنگی که به آب آرام حوض میافتد، موجهایی در دل جامعه انداخت. چه بغضها، چه عقدهها، چه گرههای ناگشودهای که در پستوی قلب آدمیان از چنین رنجهایی پنهان ماندهاند! این زخمها، گاه چون سایهای خاموش، ناخودآگاه بر زندگیمان چنگ میاندازند و گاه چون آتشی آشکار، روان را میسوزانند. اما نسل نو، این فرزندان نسل زِد و آلفا، گویی در جهانی دیگر سیر میکنند. برایشان سخن از چنین دردهایی نه عجیب است و نه تابو. از همان آغاز، در اولین گامهایشان به سوی جامعه، در دبستانهای کوچکشان، آموختهاند که جسمشان قلمروییست مقدس، متعلق به خودشان، شاید به والدینشان و در نهایت به پزشکی امین. اما برای نسلهای پیشین، این اقرارها چون انفجاریست که بنیان باورهایشان را میلرزاند؛ جهانی که در آن زیستهاند، جهانی که در آن آموختهاند گناه ناکرده را بر دوش کشند و بر دار قضاوت دیگران آویخته شوند. البته در این میان نباید ناگفته بماند که نسل جدید هم متناسب با شرایط خود دارای پیچیدگیها و مسائل جدیدتری است که اتفاقاً باید عمیقتر نگاه کرد.

اما پرسش این است؛ چرا باید انسانی بیگناه، قربانی گناهی که دیگری مرتکب شده، بر دار قضاوت و مجازاتهایی روحی رود؟ چرا حال هیروشیما هنوز در ذهن ما قابل درک است اما یک انسان درد کشیده از اینکه مورد تجاوز قرار گرفته باید مظلومیت مضاعف را تحمل کند. مظلوم، هنوز در سکوت درد میکشد. چرا انسانی که طعم تلخ تجاوز را چشیده، سکوت را بر فریاد ترجیح میدهد؟ این سکوت، چون خاکستری بر آتش، تنها جریتر شدن ستمگر را در پی دارد. اما سخن گفتن، چونان سدیست استوار که میتواند مانع تکرار این فاجعه شود. به شرطی که نه بیش از حد سادهاش کنیم، نه در پیچیدگیهای بیحاصل غرقش سازیم. باید با چشمانی باز، واقعگرایانه به این زخمها نگریست. روانشناسان میگویند این گرهها، اگر ناگشوده بمانند، چون زهری در روح آدمی رخنه میکنند. جامعهشناسان هشدار میدهند که سکوت در برابر این ستمها، نه تنها قربانی را میفرساید، بلکه جامعه را نیز به سوی تباهی میکشاند.
چه بسیار پدران و مادرانی که سالیان دراز، با آگاهی از این رنجها، در سکوت زجر کشیدهاند تا شاید زمان مرهمی بر این زخمها نهد. اما امان از گرههایی که در قلب و روح آدمی باقی میمانند، چون شاخههای پیچدرپیچ بیدی کهن، که هرچه زمان میگذرد، عمیقتر ریشه میدوانند. مجتبی شکوری، با صداقت و شجاعتش، چون باغبانی دلسوز، به این گرهها نور تاباند و راهی گشود برای گفتوگویی که شاید روزی، این زخمهای کهنه را التیام بخشد.
جامعه دارد
بچه های نازنازی الان
اینقدر پررو هستند.
خجالت نمی دونن چی هست
همه چیز می گویند
خواستند سپرهای هیس متجاوزین آینده به مجتبی های مظلوم حول و حوش ۷ ساله را در هم بشکنند. آفرین بر شرفش
بپذیریم که جامعه بدی در درک و پاسخگویی به این مشکلات داریم. سپس قوانین حمایت از مظلومان را بدون در نظر گرفتن مذهب، جنس، نژاد و بر اساس حقوق انسانی تبیین و اجرا کنیم.
«
اما پرسش این است؛ چرا باید انسانی بیگناه، قربانی گناهی که دیگری مرتکب شده، بر دار مجازات رود؟ «
قربانی تجاوز جنسی به دار آویخته شود. منظورتون نگاه افراد جامعه به این قربانیهاست؟ که فکر میکنم هست. یکم در انتخاب کلمات و جمله بندی دقت کنید که سؤ برداشت نشه.
اما در مقام چه باید کرد. به نظر من بعد از مراحل قانونی و اثبات جرم، متجاوز رو باید اعدام کرد حتی بعد از سی سال یا بیشتر از گذر زمان تا درس عبرتی بشه برای بقیه کسانیکه پتانسیل ارتکاب چنین جرمی رو دارن .
از سایت قوی تابناک درخواست دارم در همین راستا یک کمپین راه اندازی کند تا مشخص شود چقدر افرادی مورد چنین تجاوزهایی قرار گرفته اند.
به نظر من سایت تابناک یکی از بهترین سایتهای خبری کشور است .
واقعا" دست مریزاد باید گفت به دست اندرکاران این مجموعه محترم .




