«هیاهوی همهمه همگانی» برای هیچ...
آیا تئاتر هم قربانی فضای سطحی هنر امروز میشود؟!
معضلي كه سينمای ما را به جايي كشانده كه برای نمونه آثار به ظاهر كمدي، با درونمايه هايي بسيار سخيف و بي ارزش ساخته و تحويل مردم مي دهند تا تنها ذایقه آنها را تأمين كنند و اقتصاد سينما را رونق بدهند؛ معامله اي كه براي سينما سراسر ضرر است و به تدريج، آنچنان كه می بینيم، منجر به از دست رفتن مخاطبان ـ كه سرمايه هاي اصلي سينما هستند ـ مي شود.
سرویس فرهنگی ـ این روزها نمایشی با نام «هیاهوی همهمه همگانی» در خانه هنرمندان ایران به روی صحنه می رود که بازخوانی صرف واقعیت های اجتماعی است.
به گزارش «تابناک»، تالار استاد سمندریان خانه هنرمندان، میزبان نمایشی از شادمهر راستین است که مبتنی بر کار گروهی به اجرایی رسیده اند که نام «هیاهوی همهمه همگانی» را بر آن نهاده اند؛ عنوانی که به تناسب رویدادهای گوناگونی که توسط آدم های متفاوت، در مکان های گوناگون روی می دهد و گروه نمایشی با تکنیکی خاص همه را در یک صحنه خلاصه کرده اند.
در واقع به تعداد هر زوج این نمایش رویدادگاه دارد، در حالی که صحنه ثابت است و از آغاز تا پایان، همه آدم ها دیده می شوند. با این تمهید که هر بار نوبت یکی از این زوج هاست و بقیه هم با دیدن آن زوج، توجه بیننده را معطوف به اشخاص محوری می کند.
البته کسانی هم هستند که به جز سوژه مورد نظر خود به دیگری نمی نگرند، چون به تناسب شخصیت پردازی آن اندازه درگیر هستند و ناراحت که هیچ نمی بینند، به جز خودشان و گرفتاری هایشان.
در این نمایش، انواع و اقسام آدم ها، که تقریبا همگی جوان و با بحران انتخاب زوج درگیر هستند، دیده می شوند. تمهید جالب توجه برای نشان دادن تغییر مکان هم، تغییر بازی گارسون است که برای هر زوج، تیپی متفاوت را نمایش می دهد.
در «هیاهوی همهمه همگانی» همه این تمهیدات به کار گرفته می شود تا واقعیت های اجتماعی، با همان مختصات، شکل و ادبیات به صورتی عریان به بیننده نشان داده شود و تمام.
تمام؛ به این معنا که گویی بیننده، تنها آنچه را می داند، بار دیگر و در تالار استاد سمندریان خانه هنرمندان بازبینی می کند؛ واقعیت هایی که به هر حال، یکی از بخش های آن، به نوعی شامل تماشاگران می شود.
به عبارت دیگر، برای گروه فرقی نمی کند که آنجا، صحنه تئاتر است و تئاتر هرچند با موادی از زندگی و واقعیت شکل می گیرد، ولی با افزودن ماهرانه نگاه زيبايي شناس و هنرمندانه عوامل يك نمايش، به ویژه كارگردان، تبديل به اثري مي شود كه در جامعه ناياب يا كم ياب است و با شيوه بياني هنرمندان، بینندگان به سمتي كه نمايش نشان مي دهد، هدايت مي شوند تا خوب و زيبا زيستن را تجربه كنند و از آن چه هستند لذت ببرند.
به تعبير ديگر، هنر تئاتر، همواره و هميشه به ايشان مي آموزد كه چگونه نقاط نامطلوب را بزدايند و بر داشته هاي زيبا (نقاط قوت) بيفزايند؛ رخدادی كه در اجراي راستين ديده نمي شود و كار را تا حد يك نق نق اجتماعي تنزل مي دهد. در حالي كه جايگاه آن مي توانست و بايد بسيار فراتر از نمايش صرف واقعيت باشد.
و البته رخدادی كه بسيار نگران كننده است، چرا كه در اين شكل و شمايل و با روندي كه آدم هاي نمايش «هیاهوی همهمه همگانی» پشت سر می گذارند، خودشان را در سطح عامه شدن تنزل داده اند؛ بدون آنكه در ادامه، عامه را با خود بالا برده و ارتقا دهند.
معضلي كه سينماي ما را به جايي كشانده كه برای نمونه، آثار به ظاهر كمدي، با درونمايه هايي بسيار سخيف و بي ارزش ساخته و تحويل مردم مي دهند تا تنها ذایقه آنها را تأمين كنند و اقتصاد سينما را رونق بدهند؛ معامله اي كه براي سينما سراسر ضرر است و به تدريج، آنچنان كه می بینيم، منجر به از دست رفتن مخاطبان، كه سرمايه هاي اصلي سينما هستند، مي شود.
اين تنزل فاحش و باج دهي نافرجام به بینندگان، در حالي رخ مي دهد كه بر پایه صبغه متمادي تئاتر، قرار بر اين بوده و هست كه هنرمندان، با ابزارهايي كه دارند و در اينجا صحنه و متعلقاتش است، آيينه اي براي مخاطبان شوند، براي ارتقاي معناي زندگي، نه تنزل آن تا اين اندازه.
نبايد گذاشت اين تعامل مضر به تئاتر هم سرايت كند و رونق نسبي كه گيشه آن پيدا كرده به سرنوشت سينما دچار شود.
به گزارش «تابناک»، تالار استاد سمندریان خانه هنرمندان، میزبان نمایشی از شادمهر راستین است که مبتنی بر کار گروهی به اجرایی رسیده اند که نام «هیاهوی همهمه همگانی» را بر آن نهاده اند؛ عنوانی که به تناسب رویدادهای گوناگونی که توسط آدم های متفاوت، در مکان های گوناگون روی می دهد و گروه نمایشی با تکنیکی خاص همه را در یک صحنه خلاصه کرده اند.
در واقع به تعداد هر زوج این نمایش رویدادگاه دارد، در حالی که صحنه ثابت است و از آغاز تا پایان، همه آدم ها دیده می شوند. با این تمهید که هر بار نوبت یکی از این زوج هاست و بقیه هم با دیدن آن زوج، توجه بیننده را معطوف به اشخاص محوری می کند.
البته کسانی هم هستند که به جز سوژه مورد نظر خود به دیگری نمی نگرند، چون به تناسب شخصیت پردازی آن اندازه درگیر هستند و ناراحت که هیچ نمی بینند، به جز خودشان و گرفتاری هایشان.
در این نمایش، انواع و اقسام آدم ها، که تقریبا همگی جوان و با بحران انتخاب زوج درگیر هستند، دیده می شوند. تمهید جالب توجه برای نشان دادن تغییر مکان هم، تغییر بازی گارسون است که برای هر زوج، تیپی متفاوت را نمایش می دهد.
در «هیاهوی همهمه همگانی» همه این تمهیدات به کار گرفته می شود تا واقعیت های اجتماعی، با همان مختصات، شکل و ادبیات به صورتی عریان به بیننده نشان داده شود و تمام.
تمام؛ به این معنا که گویی بیننده، تنها آنچه را می داند، بار دیگر و در تالار استاد سمندریان خانه هنرمندان بازبینی می کند؛ واقعیت هایی که به هر حال، یکی از بخش های آن، به نوعی شامل تماشاگران می شود.
به عبارت دیگر، برای گروه فرقی نمی کند که آنجا، صحنه تئاتر است و تئاتر هرچند با موادی از زندگی و واقعیت شکل می گیرد، ولی با افزودن ماهرانه نگاه زيبايي شناس و هنرمندانه عوامل يك نمايش، به ویژه كارگردان، تبديل به اثري مي شود كه در جامعه ناياب يا كم ياب است و با شيوه بياني هنرمندان، بینندگان به سمتي كه نمايش نشان مي دهد، هدايت مي شوند تا خوب و زيبا زيستن را تجربه كنند و از آن چه هستند لذت ببرند.
به تعبير ديگر، هنر تئاتر، همواره و هميشه به ايشان مي آموزد كه چگونه نقاط نامطلوب را بزدايند و بر داشته هاي زيبا (نقاط قوت) بيفزايند؛ رخدادی كه در اجراي راستين ديده نمي شود و كار را تا حد يك نق نق اجتماعي تنزل مي دهد. در حالي كه جايگاه آن مي توانست و بايد بسيار فراتر از نمايش صرف واقعيت باشد.
و البته رخدادی كه بسيار نگران كننده است، چرا كه در اين شكل و شمايل و با روندي كه آدم هاي نمايش «هیاهوی همهمه همگانی» پشت سر می گذارند، خودشان را در سطح عامه شدن تنزل داده اند؛ بدون آنكه در ادامه، عامه را با خود بالا برده و ارتقا دهند.
معضلي كه سينماي ما را به جايي كشانده كه برای نمونه، آثار به ظاهر كمدي، با درونمايه هايي بسيار سخيف و بي ارزش ساخته و تحويل مردم مي دهند تا تنها ذایقه آنها را تأمين كنند و اقتصاد سينما را رونق بدهند؛ معامله اي كه براي سينما سراسر ضرر است و به تدريج، آنچنان كه می بینيم، منجر به از دست رفتن مخاطبان، كه سرمايه هاي اصلي سينما هستند، مي شود.
اين تنزل فاحش و باج دهي نافرجام به بینندگان، در حالي رخ مي دهد كه بر پایه صبغه متمادي تئاتر، قرار بر اين بوده و هست كه هنرمندان، با ابزارهايي كه دارند و در اينجا صحنه و متعلقاتش است، آيينه اي براي مخاطبان شوند، براي ارتقاي معناي زندگي، نه تنزل آن تا اين اندازه.
نبايد گذاشت اين تعامل مضر به تئاتر هم سرايت كند و رونق نسبي كه گيشه آن پيدا كرده به سرنوشت سينما دچار شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۱
لطفا حداقل موضع خودتون رو تو این نقدر مشخص کنید ما که نفهمیدیم چی شد آخرش.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





