صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

«مختارنامه» و «غدیرخم»

جواد محدثین*
کد خبر: ۱۳۲۵۴۲
| |
7039 بازدید
|

روشن است که نقد یک اثر، به معنای چشم بستن بر زحمات منجر به تولید آن، و یا امتیازاتش نیست. هم‌چنین اهمیت یک اثر هنری مانند مجموعه «مختارنامه» از جهات متعدد نیز، دلیلی بر خودداری یا تسامح در نقد آن نخواهد بود، به‌ویژه از نقطه نظر مسائل عقیدتی، که طبعاً از اهم اهداف این کار بوده است.

در آخرین قسمت پخش‌ شده این مجموعه، گفتگوهایی میان جناب مسلم بن عقیل سلام الله علیه و ابن زیاد بازگو شد که بخشی از آن، ضمن فقدان استناد تاریخی، خلاف دلایل و قرائن فراوان بود.

این‌که در ساخت چنین مجموعه‌ای، برخی ـ یا بهتر بگوییم بسیاری ـ گفتارها، فاقد سندیت منصوص تاریخی و برگرفته از فضای کلی نقل شده در تاریخ باشد، ناگزیر است، اما تدوین این بخش‌ها، حساسیت خاص خود را ـ که طبعاً جابه‌جا تفاوت می‌کند ـ در بردارد.

در صحنه یاد شده، بر اساس نقلیات مشابهی که در منابع متعدد تاریخی آمده ـ و در دیالوگ‌های بیان شده نیز منعکس بود ـ ابن زیاد، جناب مسلم را به شورش بر علیه امام مسلمین، و ایجاد تفرقه در کوفه متهم ساخت و ایشان با صلابتی تمام، اتهامات را رد نمود، از ستمگری‌ها و فجایع ابن زیاد و پدرش یاد فرمود، و  قصد خود را ممانعت از فساد بنی‌امیه و بازگشت به کتاب خدا و عدالت اعلام داشت.

در ادامه این گفتگو ابن زیاد می‌گوید: «كأنك تظن أن لكم في الامر شيئا»: «گویا تو گمان می‌کنی که شما در حکومت صاحب سهمید؟» و جناب مسلم شجاعانه پاسخ می‌دهد: «والله ما هو بالظن و لكنه اليقين»: «به‌خدا قسم، این گمان نیست، بلکه یقین است.» (مقتل الحسین(ع)، ابومخنف، مطبعة العلمیة، قم، صفحه54 - تاریخ طبری، مؤسسة الاعلمی، بیروت، جلد4، صفحه282- اللهوف، سید بن طاووس، انوارالهدی، قم، صفحه 56- البدایة و النهایة، دار إحياء التراث العربي، بيروت، جلد8، صفحه774 ) پس از این، ابن زیاد دیگر تاب نمی‌آورد و دستور قتل آن بزرگمرد را صادر می‌کند.

در سریال، مطالبی به گفتگوهای فوق اضافه شده که در منابع تاریخی نیامده و لذا فاقد سندیت و بلکه بنابه توضیحاتی که می‌آید، قطعاً خلاف حقیقت است. در این بخشِ افزوده شده، ابن زیاد ضمن متهم ساختن بنی‌هاشم به قدرت‌طلبی، حدیثی را به رسول خدا(ص) نسبت می‌دهد که: «کسی از من ارث نمی‌برد.» و جناب مسلم نیز بر آن صحه می‌گذارد و می‌افزاید: «علویان داعیه ارث و میراث ندارند. در خلافت حقی دارند مثل همه مسلمین، که فقط شایسته صلحا و مؤمنین امت است...»

تعبیر ارث در جمله اضافه شده به کلام ابن زیاد طبعاً میراث خلافت است، که مدعای قطعی اهل بیت(ع) در موضوع جانشینی خویش نسبت به پیامبر اکرم(ص) بوده است.

به تعبیر دیگر رسول خدا(ص)، بارها و بارها در توصیفات خود نسبت به جانشینی ائمه معصومین(ع)، به‌ویژه امیرالمؤمنین(ع) پس از ایشان، در میان تعابیر متعدد و متفاوت، تعبیر «وراثت آنان از خویش» را نیز به‌کار برده‌اند، و البته این توصیف، پایه قرآنی دارد، از جمله آن‌جا که فرموده:

 «وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ وَ سُلَيْمَانَ عِلْمًا وَ قَالَا الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى فَضَّلَنَا عَلىَ‏ كَثِيرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ * وَ وَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُدَ ...» (سوره نمل/آیه 15و16) «و ما به داوود و سليمان، دانشى عظيم داديم و آنان گفتند: «ستايش از آن خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد * و سليمان وارث داود شد...»

ملاحظه می‌شود که در آیات فوق، سخن از میراث مالی و مادی نیست و حضرت سلیمان(ع)، در علم لدنی و مقامی که خداوند به واسطه آن، ایشان را بر دیگران برتری داده، یعنی رسالت، وارث حضرت داود(ع) دانسته شده است.

اما در سخنان رسول اکرم(ص)، نخست به سراغ خطابه غدیر می‌رویم، که در آستانه آن عید بزرگ قرار گرفته‌ایم. حضرت در فرازی از آن خطابه عظیم فرمودند:

«مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّى أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً فى عَقِبى إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْليغِهِ حُجَّةً عَلى كُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلى كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ يَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ يُولَدْ، فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ.»: «هان مردمان! اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز رستاخیز برجای می‌گذارم. اکنون مأموریت خود را انجام دادم، تا برهان بر هر شاهد و غایب و نیز برهمه‌ی آنان باشد که زاده شده یا نشده‌اند. پس باید این سخن را تا برپایی رستاخیز، حاضران به غایبان و والدین به فرزندان ابلاغ کنند.»

رسول خدا(ص) در این خطابه و پیش از عبارات فوق، ده‌ها توصیف در فضیلت حضرت علی(ع)، و خلافت ایشان بیان فرمودند، از جمله:

علی‌بن‌ابی‌طالب، برادر، وصی و جانشین من بر امتم، امامِ پس از من...و ولیّ شما بعد از خدا و رسول است.
آیه « إِنَّما وَلِيُّكُمُ‏اللّهُ وَ رَسُولُهُ..» و « يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ..» درباره او نازل شده است.
خداوند او را سرپرست شما قرار داده و اطاعتش را بر همگان واجب ساخته است.
پس از من علی، به امر پروردگار، ولیّ و امام شما است، سپس در نسل من از فرزندان او تا قیامت.
هیچ حلال و حرامی نیست، مگر آن‌چه خدا و رسول و آنان (امامان(ع)) حلال و حرام بشمارند.
خداوند همه علوم را در وجود من گردآورد، و من همه را به «امام‌المتقین» آموختم، و او «امام مبین» است.
او از جانب خداوند امام است، و خداوند هرگز توبه‌ی منکر اورا نمی‌پذیرد و چنین کسی را نمی‌آمرزد.
به خداوند سوگند که باطن آیات قرآن و تفسیر آن‌ها را جز او برایتان روشن نمی کند.
علی و فرزندان پاکم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر.. این‌دو هرگز تا قیامت از هم جدا نمی‌شوند.
آنان امینان خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین‌اند.
هیچ‌کس جز این برادرم، «امیرالمؤمنین» نیست.
این علی است برادر و وصی و دربرگیرنده دانش من و جانشین من در میان امت و بر تفسیر کتاب خدا. او مردمان را به سوی خدا می‌خواند و به آن‌چه موجب خشنودی اوست عمل می‌کند و با دشمنان او می‌ستیزد.

پیامبر اکرم(ص) پس از بیان ویژگی‌های فوق (و بیش از این‌ها) همه را در عبارتی که پیش‌تر آوردیم، چنین خلاصه فرمودند: « إِنِّى أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً فى عَقِبى إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ» یعنی همه آن‌چه گفته شد، به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز رستاخیز برجای می‌گذارم.
به تعبیر دیگر رسول خدا(ص) امیرالمؤمنین(ع) و سایر امامان(ع) را میراث‌دار همه فضایل و مراتبی می‌شمارند، که گزیده‌اش در عبارات بالا گذشت: ولایت، امامت، اطاعت، علم لدنی، ...

ناگفته نماند که توصیف امیرالمؤمنین(ع) به وصی خود از سوی رسول خدا(ص) افزون بر آن‌که در منابع شیعی به فراوانی آمده، در منابع تسنن نیز مکرراً نقل شده، مانند: « أنت مني بمنزلة هارون من موسى غير أنه لا نبي بعدى وأنت أخي ووارثي»: «(یا علی) تو نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسایی، جز آن‌که پیامبری بعد از من نیست، و تو برادر و وصی من هستی.» (کنزالعمال، متقی هندی، مؤسسة الرسالة، بيروت، جلد9، صفحه 107و جلد13، صفحه106) «فأنت عندي بمنزلة هارون من موسى و وارثي» (المعجم الکبیر، طبرانی، دار إحياء التراث العربي، بیروت، جلد5، صفحه221 – الدرالمنثور، سیوطی، دار المعرفة للطباعة و النشر، بيروت، جلد4، صفحه371) «أنت أخي و صاحبي و وارثي و وزيري» (السنن الکبری، نسائی، دار الكتب العلمية، بيروت، جلد5، صفحه126) و ....

حال، ابن زیادِ سریال مختارنامه وراثت از پیامبر را نفی می‌کند و مسلم نیز تأیید می‌نماید؟!

درفرازی که از خطابه غدیر گذشت، رسول خدا(ص) امر فرمودند: «باید این پیام را تا برپایی رستاخیز، حاضران به غایبان و والدین به فرزندان ابلاغ کنند.»

خطای مورد بحث در این مقال، با دستور فوق، بسیار فاصله دارد.

براساس نقل تاریخ ـ چنان‌که در سریال نیز منعکس بود ـ هنگامی که ابن زیاد، جناب مسلم بن عقیل را به تفرقه افکندن در میان کوفیان متهم کرد، ایشان با اشاره به جنایات فجیع پدر او یعنی زیاد در کوفه، فرمود: «فأتيناهم لنأمر بالعدل وندعو إلى حكم الكتاب»: «ما به نزد آنان آمدیم (نه برای تفرقه‌افکنی، بلکه) تا به عدالت فرمان دهیم و به حکم قرآن فراخوانیم.»

به‌یقین وقتی که جناب مسلم این سخنان را بیان می‌کرد، روح فرمایشات رسول خدا(ص) در غدیر، با روحش درآمیخته بود، از جمله این فراز که: «إن فضائل علي بن أبي طالب عند الله عزوجل و قد أنزلها في القرآن أكثر من أن أحصيها في مقام واحد»: «قطعاً فضائل علي بن أبي طالب(ع) در نزد خداوند که در قرآن نازل فرموده، بیش از آن است که در یک مجلس برشمارم.» و یا «معاشر الناس القرآن يعرفكم أن الأئمة من بعده ولده»: «ای جماعت مردم! قرآن شما را آگاه می‌سازد که فرزندان علی، امامان پس از اویند...» (آیه مورد استشهاد حضرت را در متن خطابه ملاحظه فرمایید.)

هم‌چنین این فراز حساس خطابه: «ألا و إن رأس الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر أن تنتهوا إلى قولي و تبلغوه من لم يحضر و تأمروه بقبوله و تنهوه عن مخالفته»: «هشیار باشید که بالاترین امر به معروف و نهی از منکر آن است که سخن من (درباره خلافت و وصایت) را دریابید و به آنان که حضور ندارند برسانید، و به قبول آن امرشان کنید و از مخالفت با آن نهیشان نمایید.»

قابل درک است که شرایط، اجازه تصریح بیشتر به حقانیت خلافت الهی امیرمؤمنان(ع) را نمی‌داده، و جناب مسلم صرفاً با ذکر غاصب بودن خلفای بنی‌امیه، و اظهار یقین به «صاحب حق بودن اهل بیت(ع) در حکومت» بدان اشاره نموده باشد، اما سخن جعلی منصوب به ابن زیاد و تأیید مضمونش از جانب فرستاده حضرت اباعبدالله(ع) که او را «ثقه خویش» خوانده‌اند، هرگز جاندارد، نه در نص تاریخ و نه در فضای گزارش‌شده در تاریخ.

به‌تازگی با یکی از همکاران دانشگاهی که فهمیدم در سریال حضرت یوسف(ع) مشاور مذهبی بوده‌اند، در باب خطای اعتقادی مهمی در یک بخش از آن مجموعه سخن می‌گفتم، که ایشان نهایتاً در دفاع، به‌ وجود اختلاف آرا در بین مفسران و عالمان دینی اشاره کرد. من نیز برای کوتاه کردن بحث گفتم مباحث قدری دشوار به‌جای خود، اما  قرآن کریم، حلم و بردباری حضرت یعقوب(ع) را چنان وصف کرده که: «ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظيم‏»: « چشمان او از اندوه سفيد(نابینا) شد، اما خشم خود را فرو مى‏برد.» (سوره یوسف(ع)/89) اما در سریال، چه شخصیت و اخلاقی غیرمقبولی از آن بزرگوار ارائه می‌شد؟

مقصود این‌که به نظر می‌رسد نظارت‌های عقیدتی بر تولیدات پرزحمت، پرهزینه و نهایتاً پرمخاطب تلویزیونی و مانند آن، به نحوی است که گاه در مسائل قطعی اعتقادی، خطاهای فاحش ملاحظه می‌شود.

درباره سریال مختارنامه، که از این پس به مراحل حساس‌تری می‌رسد، با توجه به تأثیرگذاری زیاد این قبیل آثار، جادارد که اکنون نیز بازبینی‌های مجدد اعتقادی انجام شود.

*دکتر جواد محدثین استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر تاریخ اسلام

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱۶
زیبا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۵
سلام
این نویسنده ی محترم اگربه سایت رسمی سریال مختارنامه مراجعه کنند پاسخ خود را بابت این دیلوگ خواهند گرفت.درآنجا همین شبهه سوال شده ودست اندرکاران سریال جواب داده اند. اینهمم نیاز نبود که دگه نقد بنویسندودلیل بیاورند واحتمالا کلیم ذوق کنند که آخ جون ازاین سریالم من تونستم ایرادبگیرم.
حاجي محمّد شادكام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۱۶ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۶
حديث عدم ارث از انبياء گويا اولين بار از سوي نخستين خليفه راشدي ( ابوبكر صديق ) در مقابل فاطمه زهرا مطرح شد كه خواهان باغ فدك بودند . در مقاله بطور ضمني به يكي از خطوط قرمز اهل سنّت و جماعت با اتهام كذب ، تجاوز شده و با اين كار هاست كه در امّت محمّد ( ص )تفرقه مي افتد . حدّ اكثر قضيه اختلاف اجتهاد بوده نه غصب حق مسلّم . وانگهي امام حسين با اطلاع از خيانت اهل كوفه از هدف خود كه حمايت از سنّت جدش - احترام به حق مردم در انتخاب امير - بود صرف نظر فرمود .
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۰:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۹
حضرت زهرا سلام‌الله علیها نیز با استناد به آیه قران "و ورث سلیمان داود" ادعای باطل و جعل حدیث این خلیفه را فاش نمودند.
لطفاً بیایید بعد از 1400 سال دم‌بریده مطلبی را نقل نکنید انصافاً
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۶ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۶
دمت گرم . مقام و شخصيت جناب مسلم بن عقيل(سلام‌الله عليه)آنقدر والا است كه ايشان مطيع محض حضرت بوده و تمام قد ذوب در مقام ولايت بوده و هيچ سخن كذبي بر ايشان راه ندارد/
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۶ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۶
همینطور که این استاد محترم اشاره کردند، سریال مختارنامه با وجود زحمتهای بسیاری که کارگردان و کل مجموعه برای آن کشیده اند و واقعا قابل تقدیر است، دچار اشتباهاتی از این دست است. اینکه جناب میرباقری مطالعات تاریخی مبسوطی در این حوزه نمده اند شکی نیست، اما برخی صحنه ها و روایتها به نظر میرسد که با آنچه در اذهان ما سالهاست شکل گرفته مغایرت دراد. مثلا در برخی کتب نوشته شده که مختار قبل از واقعه کربلا هنگامی که عشایر و قبایل را به سمت کوفه میبرد با سربازان ابن زیاد درگیر میشود و با انها میجنگد و مغلوبشان میکند ولی بعد از ادامه کار منصرف میشود، اما در فیلم چنین چیزی نمیبینیم . یا در قسمتی که دیشب پخش شد هم شنیده بودیم میثم تمار را اول به درخت بستند واو بالای نخل آنقدر از مناقب مولا امیرالمومنین(ع) سخن گفت که ابن زیاد ملعون از عصبانیت دستور قطع زبان و بعد کشتنش را داد.
تهرانچی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۱ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۶
عالی بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۹ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۹
به نام خدا
احتراما درباره دو نظر اول باید گفت:
- در سایت مختارنامه، به مطلب مورد بحث در مقاله اشاره ای نشده است.
- درباره حدیثی که خلیفه اول درباب مناقشه با حضرت زهرا(س) بیان کرد و مضمونش ارث نگذاشتن انبیاء(ع) بود، حضرت صدیقه طاهره(س) پاسخ دادند که این ادعا خلاف قرآن است، زیرا قرآن کریم تصرح میکند که حضرت یوسف(ع) از حضرت یعقوب(ع) ارث برد(نمل/16)، و نیز حضرت یحیی(ع) از حضرت زکریا(ع) (مریم/6)
ضمنا بحث مقاله پیرامون ارث معنوی است نه مادی، لذا نظردهنده محترم اساسا به مطلب دقت ننموده اند.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟