نقش الگوهای رفتاری در تربیت فرزند
شبکه ایران: میگوید وقتی نمرهای زیر 20 میگیرم تنم میلرزد نه از کم بودن نمره بلکه از نصیحتهای بیپایان و تکراری پدرم. باور کنید غیر از پند و اندرز از پدرم تاکنون حرف دیگری نشنیدهام؛ آنقدر تکراری شده که از اولین جمله تا آخرش را از حفظم.
برخی اوقات نوجوانی که تجربه چنین سؤالاتی را داشته در مقابل سؤالات والدین تنها جوابی سرسری میدهد یا دقیقاً به والدین چیزی را میگوید که آنها میخواهند بشنوند یا اصلاً جواب نمیدهد.
وقتی میان حرف و عمل فاصله زیاد است
بسیاری از والدین سعی میکنند آموزشهای مورد نظر خود در زمینههای گوناگون تربیتی، اخلاقی و ... را از طریق نصیحت کردن ارایه دهند، آنها تصور میکنند با نصیحت کردن میتوان عاداتی را در فرزندان ایجاد و یا آن را از بین برد.
دکتر پرویز مرادیان زند روانشناس، در این باره میگوید: وظیفه پدر و مادر آموزش الگوهای رفتاری متناسب با فرهنگ به نسل جدید است، دقت کنید ما از الگوهای رفتاری صحبت میکنیم نه الگوهای گفتاری.
مرادیان در ادامه میافزاید: آنچه در تربیت فرزندان مهم است رفتار والدین است نه گفتار آنها، پدر و مادرها باید از طریق رفتار خود رفتاری را در کودک ایجاد کنند و اشاعه دهند.
وی در ادامه به کاربرد گفتار در تربیت فرزندان اشاره میکند و میگوید: والدین زمانی میتوانند از گفتار استفاده کنند که خود فرزندان بخواهند دلیل رفتاری را بدانند و در این باره از والدین سوال کنند، آن موقع است که گفتار نقش موثر خود را ایفا میکند.
مرادیان در توضیح گفته خود میافزاید: شما اگر از یک نوجوان بزهکار سوال کنید او به خوبی برای شما توضیح میدهد که مثلا دزدی کار بسیاری بدی است و در این باره میتواند برای شما بسیار صحبت کند، دلیل این رفتار این است که این نوجوان از پدر و مادر خود در مذمت دزدی بسیار شنیده است اما جایی از آنها رفتاری را دیده است که مغایر گفتهشان بوده، به همین خاطر دست به دزدی زده است.
او معتقد است: وقتی بیشتر ارتباط والدین با نوجوان پند و اندرز باشد در شرایطی هم که نیاز به پند و اندرز باشد نزد نوجوان پند و اندرز بیثمر و تکراری میشود.
بسیاری از والدین در سؤال کردن از تکالیف مدرسه نوجوانان وسواس عجیبی دارند و آنقدر تکراری سؤال میکنند که نوجوان از پاسخ دادن طفره میرود.
نصیحت و رنجش نوجوان
دستوراتی نظیر برو اتاقترو تمیز کن، برو سر تکالیفت، برو حمام کن و... ممکن است بارها و بارها تکرار شود، به جای تکرار این دستورات، بهتر است این دستورات قانونمند شود و پاداش و تنبیهی داشته باشد.سؤالات پیچ در پیچ، نصیحتها، تکرار سؤالات و دستورات، باعث عصبانیت، رنجش، نافرمانی، مخالفت و فرار نوجوان میشود.
سیدجواد آرامی روانشناس در این باره میگوید: اگر نصیحت انتقال اطلاعات دقیق و درست باشد و راهکارهایی برای حل مشکل به فرد ارایه دهد میتواند مفید باشد.
او در ادامه به ویژگیهای نصیحت اشاره میکند و میگوید: اگر نصیحت به صورت انتقاد، سرکوب و یا خط و نشان کشیدن برای فرزند به ویژه نوجوان باشد از اثر بخشی مثبتی برخوردار نخواهد بود و باعث انتقال انرژی منفی به فرزند میشود.
آرامی معتقد است: در فرهنگ ما مبنای نصیحت کردن عموما زیر سوال بردن شخص مورد خطاب است، از این رو بسیار دیده میشود که والدین هنگام نصیحت فرزند خود از جملات کلی و یا کلمات نامناسب استفاه میکنند و در آخر هیچ گونه راه حلی نیز به فرزند خود نشان نمیدهند بلکه با مقایسه او با دیگران باعث پایین آمدن اعتماد به نفس فرزند خود میشوند.
او ادامه میدهد: از آنجایی که نوجوان در سنی قرار دارد که کمتر تحت نفوذ خانواده است و خود درحال کسب هویت بزرگسالان است هنگام رویایی با نصیحتهای پدر و مادر حالت تدافعی به خود میگیرد، به همین خاطر پدر و مادر باید با نوجوان ارتباطی فراتر از چارچوب خانوادگی داشته باشند و با او یک رابطه صمیمی و دوستانه برقرار کنند تا بتوانند روی او اثر بگذارند.
آرامی در ادامه با بیان این مطلب که تکرار نصیحت در دراز مدت نتیجه عکس میدهد میگوید: پدر و مادرها باید هنگام نصیحت کردن از جملات روشن و صریح استفاده کنند و سعی کنند حداکثر از جملات کوتاه استفاده کنند.
او در مورد دیگر ویژگیهای نصیحت موثر میگوید: نصیحت کردن نباید به این شکل باشد که ساعتها یک نفر صحبت کند و خود را دانای کل بداند بلکه دو طرف باید نقشی فعال داشته باشند، والدین هنگام نصیحت کردن باید به فرزند خود فرصت دهند تا دلایل خود را بیان کنند.
آرامی در ادامه با بیان این که فاصله سنی دو طرف نیز بسیار مهم است میگوید: فاصله سنی فرد نصیحت کننده با مخاطب باید به گونهای باشد که اثر گذاری داشته باشد، همچنین فردی که در مقام نصیحت کننده قرار میگیرد باید خود در آن زمینه تخصص داشته باشد، فرض کنید پدری که خود شخصی مسئولیت گریز است بخواهد فرزند خود را در این زمینه نصیحت کند قطعا گفتههای او هیچ تاثیری نخواهد داشت.


