صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

از تيم مايلي کهن و سيموئز تا تيم برانکو و شاغلام

پيام يونسي پور
کد خبر: ۱۳۰۰۱۱
| |
1619 بازدید

چهره مضطرب غلام پيرواني، ما را مي برد به روزهايي که به ورزشگاه آزادي مي آمد و با تيمي که خودش آن را سربازخانه معرفي مي کرد، مقابل استقلال و پرسپوليس قرار مي گرفت. چشمهايش با ابروان پيوند خورده بود و زير لب دعايي مي خواند. تنها نشسته بود و فقط گاهي بلند مي شد و به ستون نيمکت تکيه مي داد. اما اين همه دلهره براي ديدار با ترکمنستان که در بهترين دوره تاريخ فوتبالش باز هم حريفي جدي براي فوتبال ايران نبود، منطقي به نظر مي رسيد؟

تيمي که غلام پيرواني به زمين فرستاده بود، نسبت به مجموعه اي که پيشترها از تيم اميد ديده بوديم، تفاوتهايي چشمگير داشت. تيم شاغلام در تناسب با مجموعه اي که محمد مايلي کهن و يا حتي رنه سيموئز در دست داشت، بسيار ناشناخته تر است. تيم مايلي کهن، نمونه اي بود از نسل طلايي فوتبال ايران که در آن تمامي ستاره ها جمع بودند. تيم رنه سيموئز هرچند از بازيکنان گمنام تري بهره مي برد، ولي باز هم از آنچه امروز غلام پيرواني به گوانگجو برده است، صاحب نام تر بود. هرچند هر دو تيم نامي هم ناکام شدند.

غلام پيرواني مضطرب بود و همين تماشاي اضطراب در سيماي پيرواني بيشتر و بيشتر ما را متوجه ضعفهاي تيمش مي کرد. مثل ضعف در خط دفاعي که گويي با ذات فوتبال ايراني پيوندي عميق خورده است. غلام پيرواني شايد نگران همين گمنامي تيمش بود... اگر نبود که مهدي رحمتي و سيد جلال حسيني و غلامرضا رضايي را با خود به چين نمي برد. ولي شايد او نمي تواند امروز در ميان تمام اين اضطراب ها و تشويشي که وجودش را فرا گرفته است پلي بزند ميان تيم خود و تيمي که سالها قبل برانکو ايوانکوويچ به بوسان کره جنوبي برد. آيا تيم برانکو ستاره اي داشت؟

برانکو هم مثل غلام پيرواني مضطربانه تيمش را تمرين مي داد. دعواي همان روزهاي صفايي فراهاني با کميته ملي المپيک (که اتفاقاً همين علي کفاشيان آن روزها آتش بيار معرکه اش بود) براي او تمرکزي نمي گذاشت که با خيالي آسوده تيمش را راهي بوسان کند. براي همين دايي، يحيي گل محمدي و ابراهيم ميرزاپور را با خود برد. هرچند خيلي زود دايي را از دست داد، اما باز هم قهرماني را از چنگ تيمهايي مانند کره جنوبي و ژاپن درآورد. تيمي که برانکو ساخت، ناشناخته تر از تيم امروزي پيرواني بود که ناگهان بازيکنانش با بالا بردن جام قهرماني ستاره شدند.

اما چهره برانکو تشابهي به چهره امروز پيرواني ندارد. غلام شايد هنوز هم مي خواهد با همان ادبيات دلنشين قديمي اش از سرباز بودن بازيکنان و ناآشنا بودن آنها با ورزشگاه گوانگجو حرف بزند. شايد مي خواهد قسم بخورد نصف اين بازيکنان تا حالا رنگ چين را هم نديده اند. شايد مي خواهد شعري بخواند که البته معلوم نيست مترجم بينوا بايد چگونه اين شعر را به زبان چيني برگرداند! اما مگر نمي توان به همين تيم باليد؟ غلام پيرواني متخصص ساختن جوانان است. هرچند غره شدن در اولين قدم احمقانه ترين حسي است که مي توان از پيروزي برابر ترکمنستان به دست آورد، اما آن همه تشويشي که در سيماي غلام ديده مي شد، چندان منطقي نبود.
 
 او بي ترديد نگران آبرويي است که ذره ذره با همان نداري هاي فجر و مقاومت جمع کرده و امروز در تيررس اختلافات فدراسيون و کميته ملي المپيک قرار داده !
تيم پيرواني ضعفهايي داشت، اما در تناسب با آنچه کميته ملي المپيک پيش از بازيها اعلام مي کرد، بسيار اميدوار کننده تر ظاهر شد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار