انصاري:بازخواني«منشوربرادري»ضروري است
يك عضو مجمع روحانيون مبارز تاکيد كرد: بازخواني پاسخ حضرت امام به آقاي محمد علي انصاري که به منشور برادري مشهور شد در شرايط کنوني کشور و فضاي حاکم بر جامعه ضروري است و پرداختن به پيام، تحليل آن وعمل کردن صادقانه به همه محتواي آن يک ضرورت مضاعف در شرايط کنوني است.
به گزارش ايسنا به نقل از جماران حجت الاسلام و المسلمين مجيد انصاري در بررسي و تحليل «منشور برادري» افزود: البته طبيعي است کساني که صادقانه به راه وانديشه امام پايبند بودند از هر جريان سياسي که باشند اگر نگاه ژرف و عميقي را به محتواي اين پيام داشته باشند در شرايط فعلي از اين پيام درسهاي عملي بزرگ ميگيرند و تا حدود زيادي داروي دردهاي سياسي و برخي از ناهنجاريها و بداخلاقيها سياسي کشور را در آن خواهند يافت.
وي افزود: کساني هم که غيرصادقانه نام امام و انقلاب و ارزشهاي آن را يدک ميکشند برخورد ابزاري يا گزينشي دارند که تکليفشان جداست. آنها همواره اگر چيزي را به نفع خودشان پيدا کنند و بتوانند تفسير کنند اقبال نشان ميدهند وگرنه ميگذرند.
وي با بيان اينكه « قطعاً پيام امام از قرآن کريم بالاتر نيست» خاطرنشان كرد: وقتي که قرآن شرايط دوران وحي را در صدر اسلام بيان ميکند که برخي ايمان به برخي کتاب دارند "نومن ببعض و نکفر ببعض". از همان ابتداي اسلام بوده و جرياناتي بودهاند که خودشان را مدار حق و به حق ميپندارند؛ حق پنداري مطلق در ذهنشان هست. حالا يا واقعا خود را حق ميپندارند يا به خاطر منافع مادي يا خوي استکباري و استبدادي ذاتي که پيدا کردهاند به اين بيماري گرفتار ميشوند و طبعاً هر چيزي که بر مدار تشخيص و خواسته و خود حقپنداري آنها باشد ترويج ميدهند و اگر نبود تکذيب و يا تاويل و تفسير ميکنند. تفسير به راي قرآن که در روايت هم نهي شده به همين معناست يعني کساني آيات شريفه قرآن را بر اساس، آرا و تمنيات و نفسانيات خودشان تاويل و تفسير کردند.رجوع به همه راهنماييها و پيامهاي حضرت امام به خصوص وصيت نامه حضرت امام و دراين ايام منشور برادري خيلي کارساز و مهم است.
اين عضو مجمع روحانيون مبارز در بخش ديگري از اين گفتوگو كه با جماران انجام داد، خاطرنشان كرد: در اين پيام به مسايلي پافشاري شده است که نياز مبرم امروز ماست؛ يکي به رسميت شناختن و تاکيد بر ضرورت چند صدايي بودن؛ اينکه اختلاف نظر و عقيده نه تنها چيز بدي نيست بلکه خوب است. ايشان اشاره کردند کتب شيعه و حوزههاي ما در طول تاريخ پر بوده است از اختلاف ديدگاه در مسايل گوناگوني که خود حضرت امام فهرست مفصلي از مسايل را ذکر نمودند. در مسايل کلامي و فقهي که اختلاف و معرکه آراي فقها بوده است، ولي حضرت امام ميفرمايند که چون اينها در کتابها و مدارس بوده و عمدتاً به زبان عربي بوده و دغدغه روزانه مردم عادي ما نبوده خيلي تجلي بيروني نداشته است. ولي حالا که حکومت اسلامي تشکيل شده هر يک از اين موضوعات در مجلس و يا دولت مطرح ميشود و به صحن و عرصه زندگي مردم کشيده مي شود.
وي ادامه داد: حضرت امام بر به رسميت شناختن ديدگاههاي مختلف علمي درحوزه هاي گوناگون هم صحه گذاشتند و هم فرمودند که موجب شکوفايي بوده است.
وي همچنين در بخش ديگري از اين گفتوگو كه به محورهايي از آن در اين گزارش اشاره شده است، اظهار كرد: نکته بعد در صحبتهاي حضرت امام اين است که برخي از امور ريشه نفساني و غير الهي دارد. اگر در برخي اختلافات ميبينيم که از حد اعتدال و انصاف خارج ميشود و طرفي به حق تمکين نميکند نه به خاطر اختلاف واقعي بر سر مسايلي است که مطرح ميکنند، بلکه بيشتر به خاطر ريشههاي هوا پرستي و قدرت پرستي و انحصار طلبيهايي است که يک رنگ و لعاب ظاهري فکري به آن ميدهند اما در واقع به خاطر آن است که ميخواند قدرت در درست آنها باشد و رقيب را بر نميتابند يا استبداد راي دارند و هر حرف مخالفي را عليه قدرت خودشان ميدانند و به همين دليل ديگران را متهم به تهمت هاي خاص کنند.
انصاري درباره ميزان حضرت امام(ره) براي برادري و وحدت با اشاره به اينكه « ايشان در پاسخ به اخوي(محمدعلي انصاري) ميفرمايند که همه در اصول مشترکند» ادامه داد: وقتي که مثالهايي را ذکر ميکنند ميشود حداقل مصاديقي براي اصول پيدا کرد. ايشان ميفرمايند؛ اختلاف اگر زيربنايى و اصولى شد، موجب سستى نظام مىشود و اين مساله روشن است که بين افراد و جناحهاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سياسى است ولو اينکه شکل عقيدتى به آن داده شود؛ چراکه همه در اصول با هم مشترکند و به همين خاطر است که من آنان را تأييد مىنمايم. آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى کشور و مردم مىسوزد و هر کدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمين طرح و نظرى دارند که به عقيده خود موجب رستگارى است.
وي گفت: از اين سخن امام مشخص ميشود که که بين افراد جناحهاي وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد صرفاً سياسي است ولو اينکه شکل عقيدتي به آن داده شود؛ چراکه همه در اصول با هم مشترکند. امام ميفرمايند آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند. پس فهرست اصول اينهاست؛ اصل اسلام، اصل قرآن و اصل انقلاب اسلامي. طبيعي است که به اين ترتيب اگر گروهي پيدا شد و اساس انقلاب را قبول نداشت مثلاً سلطنتطلب باشد يعني کسي که اصل انقلاب را نهي ميکند مفهوم و معنايش اين است که او همان ارزشهاي نظام شاهنشاهي را مناسب ميدانسته، طبيعي است که او فردي نيست که در دايره وحدت بگنجد. البته ممکن است افرادي به شيوههاي رفتاري يا کارهايي که الان به نام انقلاب صورت ميگيرد معترض باشند، اين اشکالي ندارد اين همان دعواي مصداقي است. ممکن که بگويد اين کاري که ميکنيد با ارزش هاي انقلاب مغاير است يا انحراف از مسير انقلاب است؛ اين منظور امام نيست.
وي با اشاره به اينكه زندگي پاک و شرافتمندانه مردم جزو معيارهاي مورد نظر امام(ره) در اين نامه است، خاطرنشان كرد:
در مصاديقي که حضرت امام ذکر کردند ملاحظه ميکنيد که از اسلام و قرآن شروع کردند بعد در ميدان عمل موضوعاتي مثل استقلال ملي، پاکي و سلامت زندگي مردم، مبارزه واقعي با فساد مثل دزدي و ارتشا در دستگاههاي دولتي و خصوصي ـ که ميفرمايند هر دو گروه ميخواهند اينها نباشد ـ را مطرح كردند. ايشان ادامه ميدهند؛ هر دو مىخواهند ايران اسلامى از نظر اقتصادى به صورتى رشد نمايد که بازارهاى جهان را از آنِ خود کند، هر دو مىخواهند اوضاع فرهنگى و علمى ايران به گونهاى باشد که دانشجويان و محققان از تمام جهان به سوى مراکز تربيتى و علمى و هنرى ايران هجوم آورند، هر دو مىخواهند اسلامْ قدرت بزرگ جهان گردد.
اين عضو مجمع روحانيون مبارز يادآور شد: حدود يک صفحه از پيام امام ذکر مصاديقي است که ميفرمايد هر دو جريان به اينها پايبندند و بنابراين از ديد امام اينها اصولند. حال يا اصول در اعتقاد است مثل قرآن و اسلام و انقلاب يا اصول در سياستگذاريهاي بنيادين و کليدي و اساسي نظام اداره کشور مثل حقوق اساسي مردم و استقلال اقتصادي و مبارزه جدي با فساد و.... ميشود، تصوير روشني را به دست آورد که امروز جريانات در ميدان عمل چه مقدار پايبند به رهنمودهاي امام هستند. اگر جريانات اين مسايل را قبول داشتند، خارج از اين ديگر حوزه مناظره کارشناسي و به تعبير امام مباحثه طلبگي و حوزهاي خواهد بود که نه تنها انتقاد ويرانگر نيست، بلکه تخطئه عطيه الهي ميشود. اين چيزي است که متاسفانه امروز جايش در فضاي عمومي و رسانهاي کشور و فضاي سياسي ما خالي است.
وي در پاسخ به سوالي با انتقاد از آنچه ـ بيعدالتي امكانات رسانهاي» براي جريانهاي موجود، خواند، و گفت: در کلام حضرت امام عدالت يک اصل است و عدالت هم صرفا عدالت اقتصادي، نان و آب نيست. بخش عظيمي از جامعه ما را جوانان و نوجوانان تشکيل ميدهند که قبل از انقلاب و سالهاي اول بعد از انقلاب نبودند يا در سني نبودند که تحليل داشته باشند. ممکن است شناسنامه سياسي و هويت جريانات را ندانند بخشي از يك جريان براي تسخير ذهن اين جوانان دست به تحريف ميزنند. اتفاقي که الان ميافتد اين است که بعضي از جريانات افراط گرا راه بني اميه را ميروند؛ قطعا جرياناتي انحرافي و مشکوک و تندرو هستند که اينگونه عمل ميکنند.
انصاري در بخش ديگري از سخنان خود اظهار كرد: اگر خوشبين باشيم اينها جريان داخلي هوسزده و قدرتطلب هستند. من يک گام آن سوتر ميروم و بدبينانه نگاه ميکنم و فکر ميکنم حداقل برخي از اين جريانات براي انتقامگيري از امام و ياران امام مشکوک و تحريک شده از سوي بيگانگان و دشمنان انقلاب هستند، وگرنه نميشود به طور طبيعي يک جريان سالم هرکس که به نوعي در انقلاب موثر بوده و حلقه اول و دوم ياران امام بودهاند را متهم و تخريب کند؛ از آيت الله هاشمي رفسنجاني و آيت الله موسوي خوئيني ها و اعضاي مجمع روحانيون مبارز و شخصيتهاي حوزوي و دانشگاهي و محيط هاي مختلف همه را تخريب کنند. چوب حراج به دست گرفتن و همه گذشته را نفي کردن و همه اين شخصيتها را مشکوک و بد معرفي کردن و جوري حرف زدن که گويي حضرت امام(س) تعمد داشته که هرچه افراد مسالهدار و مشکلدار هست دور خودش جمع کنند.
وي درباره فراز پاياني منشور و توصيه حضرت امام به جناحها مبني بر روي آوردن به تبادل افکار و انديشههاى سازنده و پاك كردن مسير رقابتها از آلودگى و انحراف و افراط و تفريط اظهار كرد: براي يک جامعه زنده و پويا آزادي گفتوگو و بيان وآزادي عقيده و آزادي مطبوعات و احزاب و کليه آزاديهاي سياسي و مدني به مثابه اکسيژن و خون براي يک پيکر است. اگر امکان ادامه حيات يک موجود زنده بدون اکسيژن وجود دارد اگرامکان حيات يک انسان بدون چرخش خون در رگهاي او هست بايد بگويم که امکان ادامه حيات سياسي يک جامعه اسلامي وانقلابي بدون آزاديها وجود دارد.
وي افزود: اينکه امام دعوت به گفتوگو ميکنند چون ايشان يک عالم برجسته مديريتي و حکومتي است؛ امام علم شان صرفاً در فقه و فلسفه خلاصه نميشود، درست است که علوم معمول حوزوي تحصيلات حضرت امام بوده ولي حقيقتا ايشان در آسيب شناسي اجتماعي و تحليل تاريخي قطعا يکي از صاحب نظران بزرگ هستند چون تحليلهايي که ايشان کردهاند و تدبيرهايي که بر مبناي اين تحليلها براي مديريت و پيروزي انقلاب و بعداً اداره نظام انجام دادند همه باعث ميشود که ايشان را در زمره انديشمندان بزرگ اين عرصه بدانيم. قانون اساسي که نتيجه مکتب مديريتي و شاگردان ايشان است تراوش ذهن جامع و کامل حضرت امام و نگاه ايشان نسبت به انسان، اسلام و جامعه ايران بوده است. در قانون اساسي بر حسب شانس و تفنن و تزئين نبوده که فصلي راجع به آزاديهاي ملت گنجانده شده است.
اين عضو مجمع روحانيون مبارز در بخشي از اين گفتوگو با هشدار نسبت به اينكه « امروز دکان مبشرين مسيحي و مکتبهاي انحرافي عرفاني جديد و برخي اديان تحريفي و خرافي و ناهنجاريهاي فکري و اعتقادي بسيار داغ شده است و بيديني ولاابالي گري و دين گريزي و مسووليت گريزي برخي ديده ميشود» خاطرنشان كرد: اينها زاييده تصويري است كه از سوي عدهاي از اسلام و انقلاب و امام ارائه ميشود و براي نسل جوان قانع کننده و جذاب نيست. متاسفانه عدهاي براي توجيه رفتارهاي غلط خودشان سعي ميکنند حضرت امام را هم آنگونه که خودشان هستند معرفي کنند.
وي اظهار كرد: همانطور که در ساير گفتهها و نوشتههاي حضرت امام هست امروز از هر امري ضروريتر اين است که نيروهاي دلسوز انقلاب از هر جرياني که هستند همان طور که امام فرمودهاند واقعا دور هم بنشينند و گفتوگو و مباحثه کنند و راهکار پيدا کنند. اصلا ببينند دعوايشان کجاست. خيلي از بسترهاي اختلاف نظر موضوعش منتفي شده و موضوعات جديدي پيش آمده ولي اينها در همان اختلافات سنتي سي سال پيش متوقف شدهاند.
وي با تاكيد بر اينكه «در اين ميان صداوسيما نقش محوري و کليدي دارد» از عملكرد اين رسانه به عنوان يك «رسانه ملي» انتقاد كرد.
وي معتقد است: واقعا خويشتن داري جريانات طرفدار امام و انقلاب در داخل کشور که امروز مورد غضب واقع شدهاند و از همه چيز محروم شدهاند، بسيار بالاست که عليرغم همه بيمهريهايي که به آنها ميشود و تهمتهايي که به آنها زده ميشود و دروغ پردازيهاي که عليه آنها صورت ميپذيرد باز هنوز رسماً نرفتهاند از طريق رسانههاي خارج با مردم صحبت کنند. انصاري با بيان اينكه در حال حاضر برخي رسانه ها در جهت وحدت ملي حركت نميكنند، گفت: آنها وحدت را به حول محور خودشان و فکر خودشان تبليغ ميکنند اين ديگر وحدت نيست. توصيف وحدت جايي است که اختلاف نظري باشد. سوال من از رسانههاي عمومي اين است كه شما چه جايي را براي طرح ديدگاه رقبا و مخالفين خودتان باز گذاشتهايد؟
وي همچنين با انتقاد از فيلتر شدن سايت مجمع روحانيون مبارز اظهار كرد كه نتيجه اين اقدامات «خدمت به رسانههاي بيگانه است.» و خاطرنشان كرد: من نميخواهم تبليغ رسانههاي بيگانه را بکنم ولي وقتي درهاي آسمان و زمين به روي بخشي از مردم بسته ميشود در دنياي ارتباطات امروز مردم که متوقف نميشوند با امکاناتي که وجود دارد روي ميآوردند به عرصههاي مجازي و رسانههاي ديگر.
وي با اشاره به اينكه « اصول مديريتي حضرت امام مبتني بود بر پذيرش تکثر و حق انتقاد در جامعه و به رسميت شناختن جرياناتي که حتي به امام انتقاد ميکردند» بر به كارگيري اين اصول تاكيد كرد.
اين عضو مجمع روحانيون مبارز در بيان جمعبندي خود از نامه حضرت امام(ره) اظهار كرد: منشور برادري به عنوان اعلان رسمي حاکميتي از سوي حضرت امام(ره) که در عاليترين سطح حکومتي يعني ولايت فقيه بودند و قائل به ولايت مطلقه فقيه هم بودند اعلام ميکنند که اختلاف نظر در نظام ما امري طبيعي و ضروري است. اعلان به رسميت شناختن چند صدايي در درون جامعه اسلامي، حمايت از آزادي بيان و ديدگاهها حتي در سطوحي که آن زمان متعارف بود و انجام ميشد و به نظر افرادي مثل اخوي ما که سووال کردند و بسياري از افراد انقلابي آن زمان که تصور ميکردند شايد قدري فراتر از پذيرش ولايت فقيه و انقياد از امام است در عين حال ايشان آن اختلاف نظرها و صاحبان آن ديدگاهها را تاييد کردند.
وي خاطرنشان كرد: برخي جريانات به گونه اي رفتار ميکنند که عملا اسلام و انقلاب و روحانيت و ولايت فقيه را به عنوان عامل مزاحم در زندگي مردم و عامل محدود کننده و سلب کننده آزاديها و عامل ايستايي جامعه معرفي ميکنند و نتيجه قهري اين قرائت و تصوير از اسلام و انقلاب و ولايت فقيه که اينها ارائه ميدهند چيزي جز گريز افراد از اين محورهاي و پناه بردن به اردوگاه دشمن يا پناه بردن به بيتفاوتي تعمدي نيست.


