معماي مرگ يك زن در تصادف
ایران: اظهارات عجيب يك زن، پرونده مرگ خواهرش را كه در صحنه تصادف جان باخته بود، پيچيدهتر كرد.
شامگاه يكي از شبهاي تير 87 مأموران كلانتري 129 جامي در جريان تصادف مرگبار خودروي پرايد سفيد با زن 50سالهاي در خيابان اسكندري قرار گرفتند. راننده متخلف نيز پس از تصادف با عابر و يك موتوسيكلت در حال حركت متواري شده بود.
همزمان با انتقال زن مصدوم به بيمارستان، تجسس براي شناسايي راننده فراري آغاز شده بود كه پزشكان اعلام كردند زن مصدوم دچار مرگ مغزي شده است. بنابراين خواهر و برادر قرباني با مراجعه به دادسراي ناحيه 11 و طرح شكايتي خواستار پيگيري فوري مرگ خواهرشان و شناسايي عامل حادثه شدند.
با گذشت 6 ماه در حالي كه تحقيقات پليس هنوز به نتيجه نرسيده بود، خواهر قرباني ادعاي عجيبي طرح كرد و گفت: «خواهر كوچكترم ازدواج نكرده بود و پس از مرگ پدر و مادرمان همچنان در خانه بزرگ و قديمي آنها زندگي مي كرد و با حقوق پدرمان اموراتش را ميگذراند. در همين حال چند بار برادرم بر سر ارثيه پدري با بقيه جر و بحث كرده و سهمش را خواسته بود. بنابراين خواهرم تهديد كرده بود اگر يادگار پدر و مادرمان را بفروشيم در مقابل مردم و همسايگان خودسوزي خواهد كرد. با اين حال وقتي اختلاف عميق آنها بر سر فروش و تقسيم ملك به نتيجه نرسيد برادرم با طرح شكايتي، خواهرمان را به دادگاه كشاند از آنجا كه «مرضيه» توان مالي خريد سهم برادرمان را نداشت، قاضي پرونده هم دستور داد خانه موروثي به مزايده گذاشته شود.
به این ترتيب اختلاف 26 ساله آنها با فروش ملك پايان يافت. يك ماه بعد نيز خريدار به خواهرم مهلتي كوتاه داد تا خانه را تخليه كند و اثاثيهاش را ببرد. بنابراين فشارهاي روحي صاحبخانه ادامه داشت تا اين كه مرگ ناگهاني خواهرم رخ داد.»
بازپرس پرونده پس از شنيدن اظهارات، دستور داد كارشناسان پزشكي قانوني علت قطعي مرگ را اعلام و كارشناس راهنمايي و رانندگي نيز چگونگي تصادف را تشريح كنند.
از سوي ديگر گزارشهاي علمي حاكي از آن بود «مرضيه» شب حادثه پس از خريد مايحتاجش به خانه برميگشته كه به دليل تاريكي هوا بين جدول سيماني وسط خيابان گير كرده و تعادلش را از دست داده و پس از زمين خوردن و اصابت سرش به جدول خيابان دچار مرگ مغزي شده و راننده پرايد پس از تصادف با زن مصدوم و مشاهده اين وضعيت به سمت راست منحرف شده و با يك دستگاه موتوسيكلت عبوري برخوردكرده است. بنابراين راننده فراري به دليل رعايت نكردن نظامات دولتي مقصر شناخته شد اما چون شناسايي و دستگيري راننده فراري به جايي نرسيد، نماينده دادستان از شركت بيمه و بيتالمال خواست ديه قرباني به اولياي دم پرداخت شود.
قاضي شعبه 1016 دادگاه عمومي تهران نيز پس از بررسي پرونده، حكم به پرداخت ديه داد اما با اعتراض خواهر قرباني پرونده براي رسيدگي در اختيار شعبه 42 دادگاه تجديدنظر استان تهران قرار گرفت.
شاكي اين بار به هيأت قضايي گفت: در گواهي پزشكي قانوني فقط به خونمردگي در جمجمه اشاره شده و آثار ضرب يا جراحات ديگري ديده نشده است. بنابراين مطمئنم خواهرم به قتل رسيده است. زمان حادثه نيز ساعت 21 شب تيرماه بوده كه معمولاً هوا هنوز كاملاً تاريك نشده است. بنابراين ذكر اين موضوع كه خواهرم به دليل تاريكي هوا با جدول خيابان برخورد كرده، واقعيت ندارد و اطمينان دارم كه او قرباني يك توطئه شده و تقاضاي رسيدگي دقيقتر به موضوع را دارم.
3 قاضي پرونده هم با وارد دانستن موضوع، حكم صادره را نقض و پرونده را براي تحقيق به دادسرا برگرداندند.


