گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۲۶۳۸۵
| | 3902 بازدید
تهران امروز
«مصاديق تحول در حوزههاي علميه» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حجتالاسلام محسن غرويان است كه در آن ميخوانيد:
مقام معظم رهبري طي سفرهاي پربركتشان به شهر قم، در طول سالهاي اخير اگرچه فضايي معنوي به اين شهر بخشيدند اما در كنار آن توصيههايي ارائه نمودند كه تحقق هر يك از آنها ميتواند حوزويان را در مسيري قرار دهد كه بيش از گذشته در رسيدن به اهداف و آرمانهاي تبيينشده موفق باشند. از جمله توصيههاي ايشان، ايجاد تحول در حوزههاي علميه است كه بايد بدان توجه ويژهاي شود. اما اكنون اين سوال مطرح است كه تحول مدنظر مقام معظم رهبري در چه حوزههايي بايد صورت گيرد.
به اعتقاد بنده تحول مورد نظر رهبر انقلاب، در موارد درسي و همچنين تحول در اهداف و جهتگيريهاي تمامي دروس حوزوي، مصداق دارد. به عبارتي متون درسي بايد به گونهاي تدوين شود كه جنبه كاربردي داشته و توانايي رفع نيازهاي روز جامعه اسلامي را دارا باشد. در واقع، متون دروس حوزوي بايد به گونهاي باشد كه قدرت پاسخگويي به شبهات و سوالات جديدي كه نسبت به مكتب اسلام، فلسفه اسلامي، فقه و حقوق اسلامي مطرح ميشود را داشته باشد.
همچنين در راستاي فرمايشات و بيانات مقام معظم رهبري، اهداف و جهتگيريهاي حوزويان بايد به سمتي باشد كه انديشه اسلامي و فلسفه اسلامي در دنياي امروز را بتواند در كنار ساير مكاتب و فلسفهها و انديشهها بر اساس منطق و برهان اسلامي عرضه كند. اما با تاكيدات مكرر مقام معظم رهبري در اين باره، سوال ديگري هم پيش ميآيد و آن، اين است كه چه قصورات و كاستيهايي از منظر مقام معظم رهبري مشاهده شده است كه ايشان در سالهاي اخير بر لزوم ايجاد تحول در حوزهها تاكيد كردند.
به اعتقاد بنده، مهمترين كاستي در حوزههاي علميه كه از ديد ايشان پنهان نمانده است، اين مسئله است كه متاسفانه بايد اقرار كرد به شبهاتي كه در فلسفه و انديشه سياسي مطرح است، آنگونه كه شايسته و مورد انتظار حوزويان است، پاسخ داده نشده و كم توجهي به اين بخش را شايد بتوان آفتي در ميان حوزويان دانست.
البته خلاف انصاف است كه مدعي شويم طي سالهاي اخير، تلاشي براي رفع اين كاستيها صورت نگرفته است، چرا كه تلاشهايي صورت گرفته كه غير قابل انكار است و زحمات زيادي كشيده شده است اما متاسفانه سرعت اين تلاشها و تحركات پايين است.
بايد حوزويان به اين نكته توجه داشته باشند كه مقام معظم رهبري تاكيد دارند كه همگام با تحولات سريعي كه در دنياي امروز شاهد آن هستيم، حوزه هم بايستي در راستاي به روز رساني خود حركت كند. از سوي ديگر، زبانداني نيز از نكات لازم ديگري است كه حوزويان بايد همواره مدنظر داشته باشند.
بنده به سفري كه اخيرا به ژاپن داشتم اشاره ميكنم كه طي آن سفر مشاهده كردم افراد داراي دو مذهب بودايي و شينتوئيسم بودند ولي به زبانهاي زنده و فراگير دنيا مسلط بودند و براي ترويج آموزههاي مدنظر خودشان، از آن بهره ميبردند. واقعا بنده به عنوان يك حوزوي، نياز حوزه به آموختن زبانهاي روز دنيا را احساس كردم.
مردم سالاري
«دقت دراجراي هدفمند کردن يارانه ها»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن ميخوانيد:
بالا خره با واريز هشتاد و يک هزار تومان علي الحساب براي دو ماه به حساب شهروندان ايراني در استانهاي خراسان شمالي، رضوي و جنوبي، شمارش معکوس براي اجراي يکي از مهمترين قوانين کشور طي سال هاي اخير شروع شد.
هدفمندکردن يارانه ها از آن جمله موضوعاتي است که اگرچه تبديل به قانون شده و اکثريت قريب به اتفاق کارشناسان اقتصادي اجراي آن را ضروري مي دانند، اما به دليل برخي ابهامات، ماه هاست ذهن و فکر ايراني ها را به خود مشغول کرده و همه منتظرند که ببينند در نهايت با اجراي اين طرح قرار است چه اتفاقاتي در کشور رخ دهد؟
در حالي که دولتمردان مدام از اين موضوع سخن به ميان ميآورند که همه چيز تحت کنترل است و بايد شاهد روزهاي خوبي باشيم اما به دليل روشن نبودن شرايط آينده، کارشناسان غير همسو با دولت همچنان دغدغه ها و نگراني هاي خود را نسبت به اجراي صحيح و کامل اين طرح عنوان مي کنند.
با نظر به اينکه دولت قصد جدي براي اجراي هدفمند کردن يارانه ها را دارد وواريز قسط اول به حساب شهروندان ايراني در چند استان نشانگر آن است که بايد منتظر اجراي طرح طي روزهاي آينده باشيم بيان چند نکته ضروري است.
اول آنکه دولت بايد باروشن کردن شرايط کشور پس از اجراي هدفمند کردن يارانه ها، جامعه را از نگراني تورم خارج کند; چرا که استرس و فقدان آرامش رواني در بين مردم،آن هم به دليل شفاف نبودن قيمت ها پس از اجراي طرح، قطعا صدمات فراواني در اجرا به اين جراحي اقتصادي وارد مي کند.
مردم، تحليل گران دقيقي هستند و بايد با آمار و ارقام، شرايط مطلوب را برايشان توضيح داد. نمي توان با بيان لغاتي نظير «کيفيت مناسب»، «مدت زمان مناسب»، «قيمت مناسب»، که از زبان دولتمردان مطرح مي شود، شرايط رواني جامعه را آرام کرد. به طور کلي بهتر است دولت سياست سورپرايز اقتصادي را در دستور کار خود قرار ندهد و اذهان و افکار عمومي را آماده اجراي اين طرح سازند.
دوم آن که، هدفمند کردن يارانه ها، يک اقدام اقتصادي است. لذا بهتر است به جاي آن که مدام برخي مقامات غيراقتصادي از آماده بودنشان براي اجراي طرح تحول اقتصادي سخن به ميان آورند، دولت و به خصوص بخش اقتصادي و سخنگوي اقتصادي به بيان شرايط بپردازند و از آماده بودن دولت براي اجرا خبر دهند.
لذا، با نظر به اين که قرار است هدفمند کردن يارانه ها در يک شرايط مطلوب اجتماعي و اقتصادي اجرايي شود، بهتر است دست اندرکاران اقتصادي کشور، به آماده بودن دولت ها و دستگاه هاي اجرايي جهت اجراي هدفمند کردن يارانه ها بپردازند. سوم آن که، دولت بهتر است باز هم بررسي هاي کامل را صورت دهد و آمادگي لا زم براي اجراي چنين طرح بزرگي که ضرورت اجرايش بر کسي پوشيده نيست، را لحاظ کند، چرا که نقص در اجرا تبعات جبران ناپذيري بر اقتصاد کشور وارد مي کند.
كيهان
«چگونه دروغ مي گويند؟» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
در آستانه مذاكرات نوامبر 2010 شايد وقت آن است كه به يكي از مهم ترين ويژگي هاي پرونده هسته اي ايران يعني ماهيت عميقا تبليغاتي آن، نگاهي عميق تر بكنيم. يكي از بديهي ترين مشخصات اين پرونده در 8 سال گذشته اين است كه همواره جنبه رسانه اي آن بر ديگر جنبه ها غلبه داشته است. تنها چيزي كه در اين مدت تغيير كرده سناريو ها و بازيگران بوده اند اما قواعد بازي و ماهيت عميقا تبليغاتي مسئله هيچ گاه دگرگون نشده است.
پرونده هسته اي ايران از جنبه هاي بسيار متفاوتي قابل تحليل است. يك بعد از مسئله بعد سياسي و استراتژيك آن است كه تلاش مي كند به اين سوال جواب بدهد كه هسته اي شدن ايران به معناي مسلط شدن آن بر كاربردهاي صلح آميز اين فناوري در ابعاد صنعتي، موازنه قدرت و حوزه نفوذ استراتژيك كشورها در منطقه و فرامنطقه را چگونه جابجا خواهد كرد. بعد ديگر، جنبه فني و حقوقي مسئله است. در اينجا بحث بر سر اين است كه ايران از حيث فني تا كجا پيش رفته و چه هدف گذاري هايي دارد و اين پيشرفت و هدف گذاري، تا چه حد با الزامات بين المللي آن طبق مقرراتي كه آنها را پذيرفته منطبق است. وجه مهم ديگر مسئله، جنبه رسانه اي و تبليغاتي آن است.
مسئله در اينجا ديگر اين نيست كه ماهيت واقعي برنامه هسته اي ايران و اهداف آن چيست بلكه اينجا با پديده اي كاملا متفاوت مواجهيم. در اينجا مسئله اين است كه چه تصويري از ايران و ماهيت فعاليت هاي آن به جهان ارائه مي شود. ميزان صادقانه بودن اين تصور به انطباق آن با واقعيت بستگي دارد و اين موضوعي است مهم كه بسيار كم به ابعاد آن پرداخته شده است.
يك نگاه كلان به ابعاد پرونده هسته اي ايران در سال هاي گذشته نشان مي دهد كه ما همواره با دو مسير مواجه بوده ايم: مسير واقعيت و مسير رسانه. اين دو مسير هيچ گاه لزوما بر هم منطبق نبوده اند. تا آنجا كه به غربي ها مربوط مي شود وظيفه مسير رسانه اي هيچ گاه اين نبوده كه مسير واقعيت را صادقانه و امانتدارانه تصوير كند، بلكه وظيفه آن اين بوده است كه ضعف ها و كاستي هاي مزمن غرب در مواجهه با ايران را بپوشاند و با اين فرض كه «واقعيت آن چيزي نيست كه واقعا وجود دارد، بلكه آن چيزي است كه مردم تصور مي كنند وجود دارد» تلاش كند با توليد فشار رواني روي ايران، بر واقعيت اهداف، تصميم ها و فعاليت هاي آن اثر بگذارد.
با اين نوع نگاه به مسئله، گاه وسوسه مي شويم اينطور تصور كنيم مقام ها و استراتژيست هاي غربي درگير با اين مسئله هم كاري غير از پذيرش و ايفاي نقش در عمليات رسانه اي عليه ايران نمي كنند و در واقع كل ماجرا يك جنگ تبليغاتي بزرگ و پيچيده است براي اينكه هيچ وقت هيچ كس حقيقت را نفهمد.
اجازه بدهيد با چند مثال موضوع را روشن كنيم. اين مثال ها در قالب عمده ترين محورهاي عمليات رواني كه ظرف 7 سال گذشته عليه ايران در فضاي رسانه هاي غربي به كار گرفته شده مطرح خواهد شد.
1- برنامه هسته اي ايران يك تهديد است. شايد مهم ترين جنبه از عمليات رسانه اي غرب عليه ايران تاكيد مستمر و بدون وقفه بر اين امر بوده است كه ايران هسته اي يك تهديد بالفعل براي صلح و امنيت بين المللي است. رسانه ها و مقام هاي غربي (به عنوان بازيگران نقش هايي كه رسانه ها به آنها واگذار مي كنند) اين موضع را به گونه اي خستگي ناپذير در سال هاي گذشته تكرار كرده اند. اما هيچ وقت به اين سوال پاسخي درست داده نشده است كه منظور از تهديد در اينجا چيست. مقام هاي ايراني بارها براي طرف هاي غربي خود استدلال كرده اند كه استراتژي نظامي ايران يك استراتژي بازدارنده و مبتني بر راهبرد ضربه دوم است.
ابتكار
«انحراف در اصولگرايي يا رقابت زود هنگام براي قدرت؟!»عنوان ستون نگاه ويژه روزنامه ابتكار به قلم دکتر محمود شريف زادگان است كه در آن ميخوانيد:
در طول يکي دو هفته اخير يک خط تبليغاتي از سوي برخي سايتها و نشريات موسوم به "اصول گرا" ديده شده که بر گرد يک محور پيش ميرود. عباراتي همانند «انحراف در اصولگرايي» يا «جريان انحرافي اصولگرايي» از سوي سايتهايي همچون پايگاه خبري جوان، جهان نيوز، مرکز اسناد انقلاب اسلامي و مشرق نيوز و ديگر سايتهاي همسو، در اين خط تبليغاتي مطرح ميشوند.
اين خط تبليغاتي چنين ادعا ميکند که جناحي در اردوگاه اصولگرايي برنامه انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي و يازدهم رياست جمهوري را از هم اکنون آغاز کرده است. هر چند که اين دست سايتها در اخبار خود فقط به عبارت «جريان انحرافي اصولگرايان» بسنده کرده و معلوم نساخته اند که منظور آنان از اين عبارت چه فرد يا گروه و حزبي است اما هفته نامه پنجره در شماره 63 مصاحبهاي با آقاي محمد يزدي منتشر کرد که تا اندازهاي به روشن شدن اين قضيه کمک ميکند.
آقاي يزدي در آن مصاحبه به طور مشخص نام مشايي را برد و ادعا کرد «در حال حاضر ايشان در خيلي استانها کارهايي را شروع کرده و با پول بي حساب مردم که خيليها از آن اطلاع دارند و در جريان هستند، درصدد رئيس جمهور شدن است». با توجه به قرار گرفتن مجله پنجره در جبهه سياسي آن سايت ها، به سختي ميتوان منظور آن اخبار را به فردي غير از آقاي مشايي و هواداران وي نسبت داد و از اين رو، روشن ميشود که هدف اين اخبار ايجاد خط تبليغاتي هماهنگ بر ضد مشايي و گروه وي است.
آيا مشايي و گروه او به عنوان قدرتمندترين بخش دولت دهم از هم اکنون براي انتخابات يازدهم رياست جمهوري شروع به فعاليت کرده تا آنجا که حتي ستادهاي مرکز و استانها و نيروهاي آن را مشخص کرده و به قول آقاي يزدي پولهايي نيز تا کنون پرداخت کرده اند؟ صحت و سقم اين اخبار به عهده آن سايتها و آقاي يزدي است اما از مجموع اين اخبار و گفتهها چند نکته به دست ميآيد که ميتواند چشم اندازي را براي وضعيت سياسي فعلي کشور و حتي چند سال بعد ايجاد کند.
نخستين نکته در مورد همين عبارت و اذعان به انحراف در اردوگاه اصولگرايي است.
چهرهاي شاخص و جريانهاي مختلف اردوگاه موسوم به اصولگرايي از سالها قبل و به خصوص در جريان اتفاقات سال گذشته همواره سعي داشتند تا اردوگاه خود را به عنوان ميراث دار اصيل انقلاب اسلامي مطرح کنند و مدام اردوگاه اصلاح طلبي را متهم به انحراف از خط انقلاب و امام راحل (ره) ميکردند. عبارت «جريان انحرافي اصولگرايان» از سوي سايتهاي موسوم به اصولگرا به معناي اذعان به انحراف در اين اردوگاه است که تا پيش از اين سابقه نداشته است.
البته از چند ماه پيش هشدارهايي از سوي کساني چون محمد رضا باهنر و مرتضي نبوي داده ميشد و قريب به اين معنا بود به صورتي که اولي از تهديد در اردوگاه اصولگرايي سخن گفت و دومي از نگراني ايدئولوژيک در اصولگرايي. نقطه مشترک سخنان اين دو شخصيت مطرح اردوگاه به اصطلاح اصولگرايي در اين بود که درون اصولگرايي جرياني در حال رشد است که خود را مستقل از هدايت روحانيت ميداند و به قول مرتضي نبوي، با ادعاي ارتباط مستقيم با امام زمان (عج)، قائل به حذف وساطت روحانيت در اين پيوند است و خود را مستغني از تکيه کردن بر روحانيت ميداند. يک نکته از اين اظهارات، روشن ميشود و آن اين که اتهام انحراف به درون اردوگاه اصولگرايي راه يافته و مطرح کنندگان آن نه خارج از اين اردوگاه، بلکه افرادي مطرح در آن هستند.
به عبارت ديگر، اکنون اتهام انحراف به عنوان حربهاي موثر براي از دور خارج کردن رقيب در داخل اين اردوگاه به کار برده ميشود و اين امر نشان ميدهد که رقابت درون گروهي از حد اختلاف سليقه گذشته و به حد حذف درون گروهي رسيده است.
نکته دوم اين است که آيا ميتوان دولت نهم و دهم را به واقع دولتيهاي اصولگرا ناميد و جبهه قدرتمند آن را در اين اردوگاه تعريف کرد؟ علي اكبر جوانفكر، مدير عامل ايرنا و مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور، پاسخ قاطعي به اين مسئله داده و گفته «برخي دنبال اين هستند كه احمدي نژاد را به جريان اصول گرايي منتسب كنند و بايد از آن جلوگيري كرد». با توجه به گذشته ميتوان گفت که آقاي احمدي نژاد و جبهه قدرتمند دولت وي در هر دو دوره انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم، دست استمداد به احزاب اصولگرا دراز نکردند، موضوعي که حتي مرتضي نبوي نيز آن را تاييد کرد، و در نتيجه، به صراحت خود را منتسب به اردوگاه اصولگرايي نکردند.
از اين رو، ادعاي جوانفکر تا اندازه زيادي قابل تاييد است و دولت نهم و دهم احمدي نژاد تنها از حمايت اردوگاه موسوم به اصولگرايي بهره برداري کرده است بدون اين که خود را برآمده از آن بداند. پس چگونه ميتوان اتهام انحراف در اصولگرايي را به جبههاي در اين دولت نسبت داد؟! به عبارت ديگر، نخست بايد دريافت که اين دولت يا حداقل جبهه قدرتمند درون آن آيا قبول دارد که جزو اردوگاه اصولگرايي است يا نه، تا بعد بتوان چنين اتهامي را به آن نسبت داد.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
روزها و هفتهها هر چند به سرعت بر يكديگر سبقت ميگيرند ولي دهم ذيقعده مصادف با سالروز ميلاد با سعادت هشتمين خورشيد درخشان آسمان امامت، عالم آل محمد(ص) حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا عليه السلام براي مردم ايران كه در سايه رحمت و عنايت بيكران حضرتش زندگي ميكنند، از جلوه و عظمت خاصي برخوردار است.
اين هفته در سالروز ولادت گوهر تمام نماي شريعت نبوي و مروج آئين محمدي(ص)، زمين و آسمان چراغ بندان طلوع خورشيدي شد كه آسمان فيروزهاي خراسان را دردل خود جاي داده و سرزمين طوس را به حريم ملائك تبديل كرده است؛ امام رئوفي كه قرنهاست ملت ايران در پرتو عنايت و در سايه مهرباني اش، در امن و امان بسر ميبرند و از گزند حوادث و خطرات ايمن هستند.
يكي از جلوههاي كمال حضرت رضا(ع) براي شيعيان، دامنه بي انتهاي علم حضرتش است كه همگان را در طول اعصار، مبهوت خويش ساخته است. پرتوافشاني علوم رضوي آنچنان گسترده بود كه نه تنها در زمان حضورشان در ميان مردم بلكه پس از آن نيز فاروق بين حق و باطل بودند. شايد امروز مهمترين وظيفه براي ملت و مسئولان اين سرزمين اسلامي اين باشد كه بتوانند مروج علوم شكوهمند رضوي بوده و جهانيان را از سفره پربركت معنوي آنحضرت بهرهمند گرداند.
هفته جاري و در سالروز ميلاد ا مام رضا عليه السلام، سفر رهبر معظم انقلاب به قم آغاز شد و ايشان در ميان استقبال باشكوه مردمي وارد اين شهر شدند. حضرت آيتالله خامنهاي پس از زيارت حضرت معصومه(س) در اجتماع عظيم مردم قم، اين شهر مقدس را در پرتو بيداري مردم و وجود حوزه پربركت علميه، پايگاه بصيرت و جهاد ناميده و مردم اين شهر را مردمي صادق و پرصفا خواندند.
رهبر انقلاب اسلامي در تشريح تاكتيكهاي جبهه استكبار، به ترويج "اسلام منهاي روحانيت" اشاره كرده و افزودند: آنها تاثير شگرف روحانيت را در حركات مردم و بيداري ملت درك كردهاند به همين علت به دنبال ترويج اسلام منهاي روحانيت هستند كه بايد هوشيارانه با اين جهت گيري دشمنان مقابله كرد. ايشان ترويج جدايي دين از سياست و "اسلام منهاي سياست" را از ديگر تاكتيكهاي استكبار خوانده و افزودند: نقشه راه و طرح كلي دشمن براي مقابله با نظام اسلامي، ميتواند براي ما نيز يك نقشه راه ترسيم كند به گونهاي كه هر مسئلهاي كه آماج حملات آنهاست بايد مورد تأكيد ما قرار گيرد.
رهبر انقلاب همچنين با اشاره به تشديد تحريمهاي ايران افزودند: ملت و كشور ايران از اولين سالهاي انقلاب مورد تحريم بودهاند و راه مقابله با آن را بلدند و به همين علت، تحريمهاي اخير نيز كه با هدف تشديد فشار برروي مردم و جدا كردن آنها از نظام اسلامي طراحي شده بود، همچنانكه مسئولان و مردم ميگفتند و عملاً نيز ثابت شد نتوانست اثر قابل توجهي بر زندگي مردم بر جاي بگذارد. رهبر انقلاب اسلامي در همين زمينه تأكيد كردند ملتي كه دهه 60 را با آن دشواريها و كمبودها تحمل كرده است، امروز در پرتو پيشرفتهاي عظيم، به آينده خود اميد و اعتماد بيشتري دارد و به همين علت در مقابله با توطئه گران ميايستند.
در اين هفته ايران اسلامي ميزبان دو هيأت عاليرتبه خارجي بود كه براي رايزني به كشورمان آمدند. نخستين ميهمان، آقاي نوري مالكي نخستوزير كشور عراق بود كه به واسطه اشغال عراق با بحرانها و ناامنيهاي ناخواسته بسياري مواجه است و هنوز پس از گذشت 7 ماه از انتخابات مجلس اين كشور با عدم توفيق برپايي جلسات مجلس و بلاتكليفي در انتخاب نخستوزير دست به گريبان ميباشد. مالكي و هيات همراه در اين سفر با حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب ديدار كرده و از نقطه نظرات ايشان بهرهمند شدند. رهبر انقلاب اسلامي در اين ديدار، تشكيل هرچه سريعتر دولت و برقراري كامل امنيت را از موضوعات مورد نياز عراق خوانده و تاخير چند ماهه در اين مهم را مخل امنيت و آباداني اين كشور دانستند. ايشان خاطرنشان كردند بايد همه مسئولان، سياستمداران و دلسوزان عراق بر موضوع تشكيل هرچه سريعتر دولت متمركز شوند. رهبر انقلاب همچنين اظهار اميدواري كردند هرچه زودتر شر آمريكا از عراق كوتاه شده و مشكلات مردم اين كشور برطرف گردد.
دومين ميهمان، رئيسجمهور ونزوئلا بود كه براي نهمين بار براي استمرار رايزني با مسئولين و توسعه روابط با كشورمان به تهران آمد.
در اين هفته همچنين شاهد تحولات چشمگير و مثبتي در زمينه انسجام امت اسلامي بوديم كه سخنان شجاعانه و تاريخي شيخ احمد الطيب، رئيس جامعه الازهر مصر نقطه عطفي در اين رابطه بود. شيخ الازهر كه مدت كوتاهي است به اين سمت برگزيده شده، با اشاره به وجود توطئههاي سنگين براي ايجاد تفرقه ميان مسلمانان، با صراحت اعلام كرد "ما اختلافي با شيعيان نداريم و پشت سر آنها نماز ميخوانيم." اين سخنان از اين جهت مهم و ستودني است كه اين روزها پس از اظهارات وي، فشارهاي زيادي از ناحيه برخي سلفيها و محافل وابسته به وهابيت به او وارد شده و جوسازيهايي براي متهم كردن و طرد وي صورت گرفته است. او به اين دليل مورد فشار قرار گرفته كه علناً اعلام كرد شاهد طراحي توطئههايي از سوي محافل افراطي عليه امت اسلامي است كه صدور حكم تكفير عليه شيعيان از جمله آنست. وي اين قبيل اقدامات فتنه گرانه عليه شيعه را غيرقابل قبول خوانده و تصريح كرد "ما هيچ توجيهي براي اين كار در اسلام نداريم و در قرآن و سنت رسول خدا هيچ مستندي براي آن وجود ندارد." وي اقدامات گروههاي تكفيري و وهابيون عليه شيعه را در راستاي دامن زدن به اسلام ستيزي دشمنان و برافروختن تنور اختلافات ميان سني و شيعه خواند كه سعي دارند نوكري خود را به استعمار اثبات كنند.
رسالت
«وحدت ملي را جدي بگيريم»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت است كه در آن ميخوانيد:
1- سفر به ياد ماندني مقام معظم رهبري به قم، ام القراي جهان اسلام و استقبال تاريخي مردم قم به نمايندگي از مردم ايران و ملتهاي جهان اسلام را بايد از ابعاد گوناگون مورد بررسي قرار داد و پيامهاي ويژه نشاط ديني و ملي مردم و بصيرت مثال زدني ملت را ادراك كرد. مهمترين محوري كه مقام معظم رهبري در ديدار پر شكوه مردم قم مطرح كردند موضوع پاسداشت وحدت ملي بود.
2- وحدت و همگرايي ملت، خار چشم دشمنان اسلام و انقلاب است وحدت و همگرايي سكه ملت ايران در بازار ديروز، امروز و فرداي سياست و خنثي كننده توطئههاي ريز و درشت طراحان نبرد نرم عليه انقلاب است.
رهبر انقلاب در بيانات خود در قم، هم مردم و هم خواص را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند؛ "وحدت ملي را جدي بگيريد"
3- مهمترين وظيفه انقلابيون در حال حاضر ارتقاي وحدت ملي و انسجام اسلامي است. تاكيد معظم له بر اين امر كه كليد هوشياري و بصيرت مردم و مسئولان است، بايد به صورت يك گفتمان مسلط در آيد.
اگر آتش افروزيهاي بد خواهان خوب رصد شود متوجه ميشويم كه آنها فقط و فقط وحدت ملي را - براي بازگشت استعمار و استبداد - نشانه گرفتهاند.
حركت به سوي وحدت همان طور كه مقام معظم رهبري فرمودند؛ "صرف حرف زدن از وحدت كافي نيست" بايد با طراحي مكانيسمهاي دقيق ساختاري به مرزهاي وحدت و همگرايي رسيد.
4- گفتمان وحدت و همگرايي در برابر گفتمان فتنه و آشوب قرار دارد. فتنه گران شبانه روز با دروغ، تهمت، تشويش اذهان عمومي و اهانت و مسخرگي ميخواهند از ابهت و عظمت وحدت ملي بكاهند اما با سد آگاهي و بصيرت مردم روبهرو شدهاند دشمن از مردم نااميد است لذا ميخواهد دستكاري در ذهن مردم را از طريق غفلت و فريب برخي نخبگان انجام دهد. لذا برخي نخبگان كه در معرض هستند بايد هوشمندي خود را حفظ كنند.
5- يكي ديگر از راهكارهاي ايجاد همگرايي و وحدت تاكيد روي پيشرفت كشور، خدمت به مردم و بسط عدالت در جامعه است گرمي و حرارتي كه از اين حركت ايجاد ميشود، هر توطئهاي را در نطفه خفه ميكند. چون اهل آشوب و فتنه و تفرقه عزم خود را جزم كرده است كه مملكت را عقب مانده نگه دارد.
6- مديريت گفتگوها و مديريت نقد درون گفتماني بر اساس عقلانيت اسلامي راهكار ديگري براي رسيدن به وحدت و همگرايي است. عقل حكم ميكند از مطالبي كه دشمن از رسانهاي كردن آن سود ميبرد، پرهيز شود.
آفرينش
«شفافسازي در اجراي هدفمند كردن يارانهها»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
در چند وقت اخير بحث هدفمندي يارانه ها و نحوه اجراي آن از سوي دولت سبب افزايش گمانه زني ها و نظرات ضد و نقيضي در اين زمينه گرديده است. به طوري که به علت عدم شفاف سازي جزئيات طرح از سوي دولت مردم و ديگر مسولين دچار نوعي سردرگمي نسبت به اين طرح شده اند.اما آنچه به نظر مي رسد و اکثر کارشناسان بر آن معتقدند آن است که با اجراي اين طرح با يک سري چالش ها و مشکلات رو به رو خواهيم شد. اما آنچه دور نمايي سخت و مشقت آوري را براي مردم و جامعه فراهم مي کند عدم آموزش لازم و اطلاع رساني کافي نسبت به آينده پيش روي آنهاست.
از طرفي قانون هدفمندي هنوز اجرا نشده، ما شاهد افزايش قيمت کالاها از جمله برق بوديم که تبعات آن را در استان هاي شمالي ديديم. اين برخورد و واکنش مردم به اين معناست که هنوز زمينه ذهني اجراي اين طرح براي مردم فراهم نشده و مردم نمي توانند به خوبي اين وضعيت را درک کنند و برايشان نا مأنوس است. از طرفي اگر قرار باشد در اجراي اين قانون قيمت برق و يا ساير حامل هاي انرژي به اين ميزان افزايش يابد پرداخت آن در توان مردم نخواهد بود.اينکه اجراي طرح هدفمندي يارانه ها باعث تورم مي شود امري است که اکثر کارشناسان اقتصادي بر آن اتفاق نظر دارند. و نرخ اين تورم را بين 20 تا 30 درصد مي دانند. و ما پيش لرزه هاي اين تورم را مي توانيم در بازار مصرفي کالا و ساير خدمات مشاهده کنيم .
در وضعيت کنوني که هنوز اين قانون اجرا نشده اوضاع گراني و قيمت کالا ها وضعيت مناسبي ندارد و همين امر باعث ايجاد نوعي نگراني و استرس در مردم شده که نمي دانند بعد از اجراي اين طرح چه وضعيتي در انتظار آنها است.نمي توان گفت که مردم انتظار سختي و مشقت را نداشته باشند اما با اين شيوه که دولت اجراي اين طرح را مدام به تاخير مي اندازد باعث فشار بيشتر بر مردم مي شود. بديهي است که بايد تمامي زواياي اين قانون و نحوه اجراي آن براي مردم و توليد کنندگان روشن و شفاف سازي شود.
افزايش قيمت تمام شده کالاها و خدمات يکي از تبعات اجراي قانون هدفمندي يارانه ها مي باشد و از آنجا که واحدهاي توليدي از نحوه عملکرد و اجراي اين قانون مطلع نيستند نمي توانند خود را براي اين وضعيت آماده نمايند و بالتبع نمي توانند ثبات و ميزان مشخصي را براي قيمت کالاهاي خود تعيين کنند. و تا مادامي که زمان اجراي اين طرح مشخص نباشد به علت سردرگمي توليد کنندگان و استرس آنها از اجراي اين قانون نمي توان انتظار داشت بازار داراي ثبات قيمت شود. بايد به اين نکته توجه کرد که با وضعيت کنوني گراني و قيمت ارز و طلا در بازار نمي توان انتظار داشت که بعد از اجراي طرح هدفمند كردن يارانهها اين افزايش قيمت ها کاهش يابد و يا تعديل شود.
بلکه مردم بر اين عقيده هستند که با اجراي اين طرح ميزان قيمت کالا و خدمات رشد چشم گيري خواهد داشت . واين ترس و نگراني در مردم وجود دارد که با آزاد سازي قيمت ها و ميزان درآمد آنها نتوانند از عهده مخارج زندگي بر آيند.لذا لازم است تا دولت محترم هرچه سريعتر نسبت به شفاف سازي و نحوه اجراي اين طرح اطلاع رساني نمايد تا مردم و توليد کنندگان از آينده خود با خبر شوند و خود را براي مواجه شدن با رخداد آتي آماده نمايند. و از طرفي ديگر لازم است دولت از به تاخير افتادن دوباره اجراي اين طرح جلوگيري نمايد تا از فشارهاي رواني بر مردم و جامعه کاسته شود.
آرمان
«اين يک تاکتيک سياسي است»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم صادق زيباکلام است كه در آن ميخوانيد:
درباره اظهارات جوانفکر و وضعيت پيشآمده در جبهه اصولگرايان بايد گفت که آقاي جوانفکر و مشاوران نزديک به رئيس جمهور بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم سعي کردند که به شکلي آقاي احمدينژاد را در وراي جريانات سياسي اصولگرايي مطرح کنند. به نظر من اين تلاش بيهوده است و آقاي احمدينژاد جايگاهش در ميان جريان اصولگرايان بوده است. حلقه نزديک به رئيس جمهور ميخواهند که ايشان و جريان منتسب به ايشان را در انتخابات آينده رياست جمهوري
به شکلي مطرح کنند که بتوانند از آراي اصلاح طلبان بهره برداري نمايند و بگويند آقاي احمدينژاد در وراي جريان اصولگرايي قرار دارد. اينها ميخواهند به شکلي آقاي احمدينژاد را براي اقشار و لايههاي جوان و 13ميليوني که به ايشان راي ندادند جداي از جريان سنتي اصولگرايان تعريف کنند. در عين حال نميخواهند از اردوگاه اصولگرايان هم جا بمانند.
البته اين کار شاق و دشواري است، «آقاي جوانفکر و دوستانشان ميگويند که ما اصولگرايان را همراه خود داريم اما چه کنيم که براي آينده بخشي از تحصيلکردهها و جوانان را از اصلاحات جدا کنيم و آنها را به اردوگاه خود بيافزاييم . بنابراين نه صددرصد ميگويند رئيس جمهور اصولگرا است و نه صددرصد ميگويند ايشان اصلاحطلب است. لذا وارد مفاهيمي ميشوند که اين مفاهيم اصلا در جامعه ما معنايي ندارد. مانند اين که ميگويند "اصولگرايي و اصلاحطلبي موضوعيت ندارد و عمرش به سر آمده"، اين افراد تلاش ميکنند به شکلي آقاي احمدي نژاد را در وراي جريانات سياسي مطرح کنند.
تصور ميکنم که قطعا اين يک تاکتيک سياسي است ،البته نکته ديگر اين است که جريان منتسب به دولت احتمالا معتقدند که پيروزي در انتخابات به خود احمدينژاد ربط دارد نه جرياني که برآمده از آن بودند. درباره ظهور "جريان سوم" از دل اردوگاه اصولگرايي ؛دو نکته اساسي در اين جا وجود دارد، هر قدر به انتخابات مجلس و رياست جمهوري نزديک ميشويم، جرياناتي ظاهر ميشوند که سعي ميکنند بگويند ما جريان سوم هستيم.
فقط آقاي جوانفکر و اصولگرايان منتقد نيستند که اين ادعا را دارند، ما شاهد جريانهاي ديگري هم خواهيم بود که در آينده نزديک سعي ميکنند خود را به عنوان جريان سوم معرفي کنند. دليل اين مسئله هم اين است که آنها ميخواهند راي اصلاح طلبان، جوانان، زنان و... را جذب کنند. بنابراين اصرار ندارند که خود را اصولگرا معرفي کنند و در عين حال تلاش دارند که به اصلاحطلبان هم نزديک نشوند. در نتيجه سعي ميکنند در وسط جاده حرکت کنند. تا هم با اصولگرايان باشند و هم با اصلاح طلبان ميانهرو و ميگويند ما جريان سوم هستيم.» جريان اصولگرا به هيچ وجه يک دست و منسجم نيست.
در ميان اصولگرايان شخصيتهاي تندرويي وجود دارد که مفهوم اصولگرايي از نظر آنها حذف اصلاحطلبان مهم است. اما از سوي ديگر چهرهها و شخصيتهاي ديگر اصولگرايان وجود دارند که دغدغه مشکلات معيشتي مردم را دارند و اين افراد از واقعيات فرار نميکنند کساني هم چون دکتر خوش چهره، توکلي، مهندس باهنر، قاليباف و برادران لاريجاني و اعضاي موتلفه... اين افراد مسائل کشور را ميبينند و نميتوانند مشکلات را ناديده بگيرند.
جهان صنعت
«اقدام دولت در منع جايگزيني حامل هاي انرژي»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم پويا نعمتاللهي است كه در آن ميخوانيد:
در خبرها آمده بود که دولت در نظر دارد در زمان مورد نظر خود قيمت 7 حامل انرژي (شامل بنزين، گازوييل، نفت سفيد، نفت کوره، گاز مايع، گاز طبيعي و برق) را افزايش دهد.
سوال در اين است که دولت بهکدام دليل تصميم گرفته تا قيمت اينحاملها را در کنار هم و به صورت موازي افزايش دهد؟
پاسخ اين است که دولت با هدف جلوگيري از اقدام شهروندان به پديده جانشينسازي حاملهاي انرژي دست به اين افزايش موازي بزند.
به اين ترتيب که بهطور طبيعي، عامه مردم در صورت افزايش قيمت يک حامل انرژي به سراغ حامل ديگر انرژي (به صورت جايگزين) خواهند رفت و مصرف آن حامل را افزايش ميدهند.
براي مثال فرض کنيد دولت قيمت گاز طبيعي را دچار يک افزايش جدي کند اما قيمت برق را فقط در اندازه اندکي افزايش دهد بديهي است در اين صورت عموم مردم که افزايش قيمت گاز را بهمثابه پرداخت هزينه بيشتري براي خود تلقي ميکنند، ممکن است براي گرمايش محيط خود به مصرف برق روي آورند.
اين افزايش مصرف برق همچون اختصاص يارانه بيشتر به برق است که اساسا موضوع کاهش يارانه بخش گاز طبيعي را کمرنگ ميکند.
نمونههاي زيادي از اينگونه جانشينيها وجود دارد. در هر حال دولت معتقد است که اصلاح قيمت در يک بخش از حاملهاي انرژي، عملا واجد اصلاح در رفتار مصرفکننده نخواهد بود و اين به معناي بلااثر شدن اهداف هدفمندسازي يارانهها و ظرفيتهاي اجرايي قانون است.
در مثالي که ذکر شد، فقط اگر قيمت گاز طبيعي و برق هردو بهصورت جدي افزايش يابد آنگاه مصرفکننده دست به مديريت مصرف خواهد زد.دولت بر اين اعتقاد است که در اين صورت رفتار مصرفي مردم اصلاحپذير نخواهد بود و چهبسا بر اثر اين فشار مصرفي، بازتوزيع حمايتي موثر هم ممکن نشود.
دنياي اقتصاد
«جنگ ارزي از طريق كاهش مصرف ملي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوايند:
آمريكا پس از بحران مالي و در دو سال گذشته، سياست كاهش نرخ بهره و افزايش عرضه پول را جايگزين سياست استقراض از ديگر كشورها كرده است و برنانكي رييس بانك مركزي آمريكا در راه انجام اين سياست، تعيين هدف تورمي 2 درصد را اعلام كرد.
بديهي است كه دليل اجراي اين سياست كينزي براي تحريك تقاضا، افزايش مصرف و مقابله با ركود بوده است. اما از آن طرف، سوال اين است كه اين افزايش مصرف را كدام توليد كننده قادر است پاسخ دهد. طبيعي است كه آمريكا مايل است توليدكنندگان اين كشور از سياست انبساطي مذكور منتفع شوند. اما ميدانيم در رقابت آزاد در جهان، چينيها از بيشتر توليدكنندگان ديگر كشورها سبقت خواهند گرفت.
در واقع خشم آمريكا نسبت به چين از همين موضوع سرچشمه گرفته است؛ ولي معلوم نيست كه آيا آمريكاييها اين موضوع را ميدانند و خود را به ناداني زدهاند يا اينكه دچار توهم كينزي شده و چين را طراح يك تئوري توطئه اقتصادي ميدانند.
حال آنكه هيچ كدام از شاخصهاي اقتصادي نشان از افزايش عرضه پول در چين ندارد و اتهام آمريكا در اين خصوص وارد نيست. با وجود اين گاهي ميشنويم يا ميخوانيم كه پايين بودن ارزش پول چين و رخدادهايي مانند كاهش نرخ برابري لير تركيه نشانه امري جهاني و همهگير است.
ما هنوز دقيقا نميدانيم علت تغيير 12 درصدي ارزش ليره تركيه نسبت به دلار آمريكا چه بوده است، ولي حتي اگر دليل آن، افزايش عرضه پول توسط بانك مركزي تركيه باشد دليلي بر صحت اين ادعاها نيست و نشان از فريب مسوولان اقتصادي تركيه دارد كه خود را وارد يك بازي سراسر باخت نمودهاند؛ با اين تصور اشتباه كه چين نيز همين كار را ميكند.
ميدانيم تركيه در اجراي سياستهاي كينزي سابقه طولاني دارد و در گذشته يك بار تلويحا به اشتباه بودن آن سياستها اعتراف نموده است. البته اگر چين تصميم بگيرد براي مثال بخشي از ذخاير ارزي خود را به ليره تركيه تبديل كند، در اين صورت تركيه خواهد توانست به همان ميزان بر عرضه پول ملي خود بيفزايد و به همان مقدار، دلار آمريكا را خريداري كند.
«مصاديق تحول در حوزههاي علميه» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حجتالاسلام محسن غرويان است كه در آن ميخوانيد:
مقام معظم رهبري طي سفرهاي پربركتشان به شهر قم، در طول سالهاي اخير اگرچه فضايي معنوي به اين شهر بخشيدند اما در كنار آن توصيههايي ارائه نمودند كه تحقق هر يك از آنها ميتواند حوزويان را در مسيري قرار دهد كه بيش از گذشته در رسيدن به اهداف و آرمانهاي تبيينشده موفق باشند. از جمله توصيههاي ايشان، ايجاد تحول در حوزههاي علميه است كه بايد بدان توجه ويژهاي شود. اما اكنون اين سوال مطرح است كه تحول مدنظر مقام معظم رهبري در چه حوزههايي بايد صورت گيرد.
به اعتقاد بنده تحول مورد نظر رهبر انقلاب، در موارد درسي و همچنين تحول در اهداف و جهتگيريهاي تمامي دروس حوزوي، مصداق دارد. به عبارتي متون درسي بايد به گونهاي تدوين شود كه جنبه كاربردي داشته و توانايي رفع نيازهاي روز جامعه اسلامي را دارا باشد. در واقع، متون دروس حوزوي بايد به گونهاي باشد كه قدرت پاسخگويي به شبهات و سوالات جديدي كه نسبت به مكتب اسلام، فلسفه اسلامي، فقه و حقوق اسلامي مطرح ميشود را داشته باشد.
همچنين در راستاي فرمايشات و بيانات مقام معظم رهبري، اهداف و جهتگيريهاي حوزويان بايد به سمتي باشد كه انديشه اسلامي و فلسفه اسلامي در دنياي امروز را بتواند در كنار ساير مكاتب و فلسفهها و انديشهها بر اساس منطق و برهان اسلامي عرضه كند. اما با تاكيدات مكرر مقام معظم رهبري در اين باره، سوال ديگري هم پيش ميآيد و آن، اين است كه چه قصورات و كاستيهايي از منظر مقام معظم رهبري مشاهده شده است كه ايشان در سالهاي اخير بر لزوم ايجاد تحول در حوزهها تاكيد كردند.
به اعتقاد بنده، مهمترين كاستي در حوزههاي علميه كه از ديد ايشان پنهان نمانده است، اين مسئله است كه متاسفانه بايد اقرار كرد به شبهاتي كه در فلسفه و انديشه سياسي مطرح است، آنگونه كه شايسته و مورد انتظار حوزويان است، پاسخ داده نشده و كم توجهي به اين بخش را شايد بتوان آفتي در ميان حوزويان دانست.
البته خلاف انصاف است كه مدعي شويم طي سالهاي اخير، تلاشي براي رفع اين كاستيها صورت نگرفته است، چرا كه تلاشهايي صورت گرفته كه غير قابل انكار است و زحمات زيادي كشيده شده است اما متاسفانه سرعت اين تلاشها و تحركات پايين است.
بايد حوزويان به اين نكته توجه داشته باشند كه مقام معظم رهبري تاكيد دارند كه همگام با تحولات سريعي كه در دنياي امروز شاهد آن هستيم، حوزه هم بايستي در راستاي به روز رساني خود حركت كند. از سوي ديگر، زبانداني نيز از نكات لازم ديگري است كه حوزويان بايد همواره مدنظر داشته باشند.
بنده به سفري كه اخيرا به ژاپن داشتم اشاره ميكنم كه طي آن سفر مشاهده كردم افراد داراي دو مذهب بودايي و شينتوئيسم بودند ولي به زبانهاي زنده و فراگير دنيا مسلط بودند و براي ترويج آموزههاي مدنظر خودشان، از آن بهره ميبردند. واقعا بنده به عنوان يك حوزوي، نياز حوزه به آموختن زبانهاي روز دنيا را احساس كردم.
مردم سالاري
«دقت دراجراي هدفمند کردن يارانه ها»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن ميخوانيد:
بالا خره با واريز هشتاد و يک هزار تومان علي الحساب براي دو ماه به حساب شهروندان ايراني در استانهاي خراسان شمالي، رضوي و جنوبي، شمارش معکوس براي اجراي يکي از مهمترين قوانين کشور طي سال هاي اخير شروع شد.
هدفمندکردن يارانه ها از آن جمله موضوعاتي است که اگرچه تبديل به قانون شده و اکثريت قريب به اتفاق کارشناسان اقتصادي اجراي آن را ضروري مي دانند، اما به دليل برخي ابهامات، ماه هاست ذهن و فکر ايراني ها را به خود مشغول کرده و همه منتظرند که ببينند در نهايت با اجراي اين طرح قرار است چه اتفاقاتي در کشور رخ دهد؟
در حالي که دولتمردان مدام از اين موضوع سخن به ميان ميآورند که همه چيز تحت کنترل است و بايد شاهد روزهاي خوبي باشيم اما به دليل روشن نبودن شرايط آينده، کارشناسان غير همسو با دولت همچنان دغدغه ها و نگراني هاي خود را نسبت به اجراي صحيح و کامل اين طرح عنوان مي کنند.
با نظر به اينکه دولت قصد جدي براي اجراي هدفمند کردن يارانه ها را دارد وواريز قسط اول به حساب شهروندان ايراني در چند استان نشانگر آن است که بايد منتظر اجراي طرح طي روزهاي آينده باشيم بيان چند نکته ضروري است.
اول آنکه دولت بايد باروشن کردن شرايط کشور پس از اجراي هدفمند کردن يارانه ها، جامعه را از نگراني تورم خارج کند; چرا که استرس و فقدان آرامش رواني در بين مردم،آن هم به دليل شفاف نبودن قيمت ها پس از اجراي طرح، قطعا صدمات فراواني در اجرا به اين جراحي اقتصادي وارد مي کند.
مردم، تحليل گران دقيقي هستند و بايد با آمار و ارقام، شرايط مطلوب را برايشان توضيح داد. نمي توان با بيان لغاتي نظير «کيفيت مناسب»، «مدت زمان مناسب»، «قيمت مناسب»، که از زبان دولتمردان مطرح مي شود، شرايط رواني جامعه را آرام کرد. به طور کلي بهتر است دولت سياست سورپرايز اقتصادي را در دستور کار خود قرار ندهد و اذهان و افکار عمومي را آماده اجراي اين طرح سازند.
دوم آن که، هدفمند کردن يارانه ها، يک اقدام اقتصادي است. لذا بهتر است به جاي آن که مدام برخي مقامات غيراقتصادي از آماده بودنشان براي اجراي طرح تحول اقتصادي سخن به ميان آورند، دولت و به خصوص بخش اقتصادي و سخنگوي اقتصادي به بيان شرايط بپردازند و از آماده بودن دولت براي اجرا خبر دهند.
لذا، با نظر به اين که قرار است هدفمند کردن يارانه ها در يک شرايط مطلوب اجتماعي و اقتصادي اجرايي شود، بهتر است دست اندرکاران اقتصادي کشور، به آماده بودن دولت ها و دستگاه هاي اجرايي جهت اجراي هدفمند کردن يارانه ها بپردازند. سوم آن که، دولت بهتر است باز هم بررسي هاي کامل را صورت دهد و آمادگي لا زم براي اجراي چنين طرح بزرگي که ضرورت اجرايش بر کسي پوشيده نيست، را لحاظ کند، چرا که نقص در اجرا تبعات جبران ناپذيري بر اقتصاد کشور وارد مي کند.
كيهان
«چگونه دروغ مي گويند؟» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
در آستانه مذاكرات نوامبر 2010 شايد وقت آن است كه به يكي از مهم ترين ويژگي هاي پرونده هسته اي ايران يعني ماهيت عميقا تبليغاتي آن، نگاهي عميق تر بكنيم. يكي از بديهي ترين مشخصات اين پرونده در 8 سال گذشته اين است كه همواره جنبه رسانه اي آن بر ديگر جنبه ها غلبه داشته است. تنها چيزي كه در اين مدت تغيير كرده سناريو ها و بازيگران بوده اند اما قواعد بازي و ماهيت عميقا تبليغاتي مسئله هيچ گاه دگرگون نشده است.
پرونده هسته اي ايران از جنبه هاي بسيار متفاوتي قابل تحليل است. يك بعد از مسئله بعد سياسي و استراتژيك آن است كه تلاش مي كند به اين سوال جواب بدهد كه هسته اي شدن ايران به معناي مسلط شدن آن بر كاربردهاي صلح آميز اين فناوري در ابعاد صنعتي، موازنه قدرت و حوزه نفوذ استراتژيك كشورها در منطقه و فرامنطقه را چگونه جابجا خواهد كرد. بعد ديگر، جنبه فني و حقوقي مسئله است. در اينجا بحث بر سر اين است كه ايران از حيث فني تا كجا پيش رفته و چه هدف گذاري هايي دارد و اين پيشرفت و هدف گذاري، تا چه حد با الزامات بين المللي آن طبق مقرراتي كه آنها را پذيرفته منطبق است. وجه مهم ديگر مسئله، جنبه رسانه اي و تبليغاتي آن است.
مسئله در اينجا ديگر اين نيست كه ماهيت واقعي برنامه هسته اي ايران و اهداف آن چيست بلكه اينجا با پديده اي كاملا متفاوت مواجهيم. در اينجا مسئله اين است كه چه تصويري از ايران و ماهيت فعاليت هاي آن به جهان ارائه مي شود. ميزان صادقانه بودن اين تصور به انطباق آن با واقعيت بستگي دارد و اين موضوعي است مهم كه بسيار كم به ابعاد آن پرداخته شده است.
يك نگاه كلان به ابعاد پرونده هسته اي ايران در سال هاي گذشته نشان مي دهد كه ما همواره با دو مسير مواجه بوده ايم: مسير واقعيت و مسير رسانه. اين دو مسير هيچ گاه لزوما بر هم منطبق نبوده اند. تا آنجا كه به غربي ها مربوط مي شود وظيفه مسير رسانه اي هيچ گاه اين نبوده كه مسير واقعيت را صادقانه و امانتدارانه تصوير كند، بلكه وظيفه آن اين بوده است كه ضعف ها و كاستي هاي مزمن غرب در مواجهه با ايران را بپوشاند و با اين فرض كه «واقعيت آن چيزي نيست كه واقعا وجود دارد، بلكه آن چيزي است كه مردم تصور مي كنند وجود دارد» تلاش كند با توليد فشار رواني روي ايران، بر واقعيت اهداف، تصميم ها و فعاليت هاي آن اثر بگذارد.
با اين نوع نگاه به مسئله، گاه وسوسه مي شويم اينطور تصور كنيم مقام ها و استراتژيست هاي غربي درگير با اين مسئله هم كاري غير از پذيرش و ايفاي نقش در عمليات رسانه اي عليه ايران نمي كنند و در واقع كل ماجرا يك جنگ تبليغاتي بزرگ و پيچيده است براي اينكه هيچ وقت هيچ كس حقيقت را نفهمد.
اجازه بدهيد با چند مثال موضوع را روشن كنيم. اين مثال ها در قالب عمده ترين محورهاي عمليات رواني كه ظرف 7 سال گذشته عليه ايران در فضاي رسانه هاي غربي به كار گرفته شده مطرح خواهد شد.
1- برنامه هسته اي ايران يك تهديد است. شايد مهم ترين جنبه از عمليات رسانه اي غرب عليه ايران تاكيد مستمر و بدون وقفه بر اين امر بوده است كه ايران هسته اي يك تهديد بالفعل براي صلح و امنيت بين المللي است. رسانه ها و مقام هاي غربي (به عنوان بازيگران نقش هايي كه رسانه ها به آنها واگذار مي كنند) اين موضع را به گونه اي خستگي ناپذير در سال هاي گذشته تكرار كرده اند. اما هيچ وقت به اين سوال پاسخي درست داده نشده است كه منظور از تهديد در اينجا چيست. مقام هاي ايراني بارها براي طرف هاي غربي خود استدلال كرده اند كه استراتژي نظامي ايران يك استراتژي بازدارنده و مبتني بر راهبرد ضربه دوم است.
ابتكار
«انحراف در اصولگرايي يا رقابت زود هنگام براي قدرت؟!»عنوان ستون نگاه ويژه روزنامه ابتكار به قلم دکتر محمود شريف زادگان است كه در آن ميخوانيد:
در طول يکي دو هفته اخير يک خط تبليغاتي از سوي برخي سايتها و نشريات موسوم به "اصول گرا" ديده شده که بر گرد يک محور پيش ميرود. عباراتي همانند «انحراف در اصولگرايي» يا «جريان انحرافي اصولگرايي» از سوي سايتهايي همچون پايگاه خبري جوان، جهان نيوز، مرکز اسناد انقلاب اسلامي و مشرق نيوز و ديگر سايتهاي همسو، در اين خط تبليغاتي مطرح ميشوند.
اين خط تبليغاتي چنين ادعا ميکند که جناحي در اردوگاه اصولگرايي برنامه انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي و يازدهم رياست جمهوري را از هم اکنون آغاز کرده است. هر چند که اين دست سايتها در اخبار خود فقط به عبارت «جريان انحرافي اصولگرايان» بسنده کرده و معلوم نساخته اند که منظور آنان از اين عبارت چه فرد يا گروه و حزبي است اما هفته نامه پنجره در شماره 63 مصاحبهاي با آقاي محمد يزدي منتشر کرد که تا اندازهاي به روشن شدن اين قضيه کمک ميکند.
آقاي يزدي در آن مصاحبه به طور مشخص نام مشايي را برد و ادعا کرد «در حال حاضر ايشان در خيلي استانها کارهايي را شروع کرده و با پول بي حساب مردم که خيليها از آن اطلاع دارند و در جريان هستند، درصدد رئيس جمهور شدن است». با توجه به قرار گرفتن مجله پنجره در جبهه سياسي آن سايت ها، به سختي ميتوان منظور آن اخبار را به فردي غير از آقاي مشايي و هواداران وي نسبت داد و از اين رو، روشن ميشود که هدف اين اخبار ايجاد خط تبليغاتي هماهنگ بر ضد مشايي و گروه وي است.
آيا مشايي و گروه او به عنوان قدرتمندترين بخش دولت دهم از هم اکنون براي انتخابات يازدهم رياست جمهوري شروع به فعاليت کرده تا آنجا که حتي ستادهاي مرکز و استانها و نيروهاي آن را مشخص کرده و به قول آقاي يزدي پولهايي نيز تا کنون پرداخت کرده اند؟ صحت و سقم اين اخبار به عهده آن سايتها و آقاي يزدي است اما از مجموع اين اخبار و گفتهها چند نکته به دست ميآيد که ميتواند چشم اندازي را براي وضعيت سياسي فعلي کشور و حتي چند سال بعد ايجاد کند.
نخستين نکته در مورد همين عبارت و اذعان به انحراف در اردوگاه اصولگرايي است.
چهرهاي شاخص و جريانهاي مختلف اردوگاه موسوم به اصولگرايي از سالها قبل و به خصوص در جريان اتفاقات سال گذشته همواره سعي داشتند تا اردوگاه خود را به عنوان ميراث دار اصيل انقلاب اسلامي مطرح کنند و مدام اردوگاه اصلاح طلبي را متهم به انحراف از خط انقلاب و امام راحل (ره) ميکردند. عبارت «جريان انحرافي اصولگرايان» از سوي سايتهاي موسوم به اصولگرا به معناي اذعان به انحراف در اين اردوگاه است که تا پيش از اين سابقه نداشته است.
البته از چند ماه پيش هشدارهايي از سوي کساني چون محمد رضا باهنر و مرتضي نبوي داده ميشد و قريب به اين معنا بود به صورتي که اولي از تهديد در اردوگاه اصولگرايي سخن گفت و دومي از نگراني ايدئولوژيک در اصولگرايي. نقطه مشترک سخنان اين دو شخصيت مطرح اردوگاه به اصطلاح اصولگرايي در اين بود که درون اصولگرايي جرياني در حال رشد است که خود را مستقل از هدايت روحانيت ميداند و به قول مرتضي نبوي، با ادعاي ارتباط مستقيم با امام زمان (عج)، قائل به حذف وساطت روحانيت در اين پيوند است و خود را مستغني از تکيه کردن بر روحانيت ميداند. يک نکته از اين اظهارات، روشن ميشود و آن اين که اتهام انحراف به درون اردوگاه اصولگرايي راه يافته و مطرح کنندگان آن نه خارج از اين اردوگاه، بلکه افرادي مطرح در آن هستند.
به عبارت ديگر، اکنون اتهام انحراف به عنوان حربهاي موثر براي از دور خارج کردن رقيب در داخل اين اردوگاه به کار برده ميشود و اين امر نشان ميدهد که رقابت درون گروهي از حد اختلاف سليقه گذشته و به حد حذف درون گروهي رسيده است.
نکته دوم اين است که آيا ميتوان دولت نهم و دهم را به واقع دولتيهاي اصولگرا ناميد و جبهه قدرتمند آن را در اين اردوگاه تعريف کرد؟ علي اكبر جوانفكر، مدير عامل ايرنا و مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور، پاسخ قاطعي به اين مسئله داده و گفته «برخي دنبال اين هستند كه احمدي نژاد را به جريان اصول گرايي منتسب كنند و بايد از آن جلوگيري كرد». با توجه به گذشته ميتوان گفت که آقاي احمدي نژاد و جبهه قدرتمند دولت وي در هر دو دوره انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم، دست استمداد به احزاب اصولگرا دراز نکردند، موضوعي که حتي مرتضي نبوي نيز آن را تاييد کرد، و در نتيجه، به صراحت خود را منتسب به اردوگاه اصولگرايي نکردند.
از اين رو، ادعاي جوانفکر تا اندازه زيادي قابل تاييد است و دولت نهم و دهم احمدي نژاد تنها از حمايت اردوگاه موسوم به اصولگرايي بهره برداري کرده است بدون اين که خود را برآمده از آن بداند. پس چگونه ميتوان اتهام انحراف در اصولگرايي را به جبههاي در اين دولت نسبت داد؟! به عبارت ديگر، نخست بايد دريافت که اين دولت يا حداقل جبهه قدرتمند درون آن آيا قبول دارد که جزو اردوگاه اصولگرايي است يا نه، تا بعد بتوان چنين اتهامي را به آن نسبت داد.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
روزها و هفتهها هر چند به سرعت بر يكديگر سبقت ميگيرند ولي دهم ذيقعده مصادف با سالروز ميلاد با سعادت هشتمين خورشيد درخشان آسمان امامت، عالم آل محمد(ص) حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا عليه السلام براي مردم ايران كه در سايه رحمت و عنايت بيكران حضرتش زندگي ميكنند، از جلوه و عظمت خاصي برخوردار است.
اين هفته در سالروز ولادت گوهر تمام نماي شريعت نبوي و مروج آئين محمدي(ص)، زمين و آسمان چراغ بندان طلوع خورشيدي شد كه آسمان فيروزهاي خراسان را دردل خود جاي داده و سرزمين طوس را به حريم ملائك تبديل كرده است؛ امام رئوفي كه قرنهاست ملت ايران در پرتو عنايت و در سايه مهرباني اش، در امن و امان بسر ميبرند و از گزند حوادث و خطرات ايمن هستند.
يكي از جلوههاي كمال حضرت رضا(ع) براي شيعيان، دامنه بي انتهاي علم حضرتش است كه همگان را در طول اعصار، مبهوت خويش ساخته است. پرتوافشاني علوم رضوي آنچنان گسترده بود كه نه تنها در زمان حضورشان در ميان مردم بلكه پس از آن نيز فاروق بين حق و باطل بودند. شايد امروز مهمترين وظيفه براي ملت و مسئولان اين سرزمين اسلامي اين باشد كه بتوانند مروج علوم شكوهمند رضوي بوده و جهانيان را از سفره پربركت معنوي آنحضرت بهرهمند گرداند.
هفته جاري و در سالروز ميلاد ا مام رضا عليه السلام، سفر رهبر معظم انقلاب به قم آغاز شد و ايشان در ميان استقبال باشكوه مردمي وارد اين شهر شدند. حضرت آيتالله خامنهاي پس از زيارت حضرت معصومه(س) در اجتماع عظيم مردم قم، اين شهر مقدس را در پرتو بيداري مردم و وجود حوزه پربركت علميه، پايگاه بصيرت و جهاد ناميده و مردم اين شهر را مردمي صادق و پرصفا خواندند.
رهبر انقلاب اسلامي در تشريح تاكتيكهاي جبهه استكبار، به ترويج "اسلام منهاي روحانيت" اشاره كرده و افزودند: آنها تاثير شگرف روحانيت را در حركات مردم و بيداري ملت درك كردهاند به همين علت به دنبال ترويج اسلام منهاي روحانيت هستند كه بايد هوشيارانه با اين جهت گيري دشمنان مقابله كرد. ايشان ترويج جدايي دين از سياست و "اسلام منهاي سياست" را از ديگر تاكتيكهاي استكبار خوانده و افزودند: نقشه راه و طرح كلي دشمن براي مقابله با نظام اسلامي، ميتواند براي ما نيز يك نقشه راه ترسيم كند به گونهاي كه هر مسئلهاي كه آماج حملات آنهاست بايد مورد تأكيد ما قرار گيرد.
رهبر انقلاب همچنين با اشاره به تشديد تحريمهاي ايران افزودند: ملت و كشور ايران از اولين سالهاي انقلاب مورد تحريم بودهاند و راه مقابله با آن را بلدند و به همين علت، تحريمهاي اخير نيز كه با هدف تشديد فشار برروي مردم و جدا كردن آنها از نظام اسلامي طراحي شده بود، همچنانكه مسئولان و مردم ميگفتند و عملاً نيز ثابت شد نتوانست اثر قابل توجهي بر زندگي مردم بر جاي بگذارد. رهبر انقلاب اسلامي در همين زمينه تأكيد كردند ملتي كه دهه 60 را با آن دشواريها و كمبودها تحمل كرده است، امروز در پرتو پيشرفتهاي عظيم، به آينده خود اميد و اعتماد بيشتري دارد و به همين علت در مقابله با توطئه گران ميايستند.
در اين هفته ايران اسلامي ميزبان دو هيأت عاليرتبه خارجي بود كه براي رايزني به كشورمان آمدند. نخستين ميهمان، آقاي نوري مالكي نخستوزير كشور عراق بود كه به واسطه اشغال عراق با بحرانها و ناامنيهاي ناخواسته بسياري مواجه است و هنوز پس از گذشت 7 ماه از انتخابات مجلس اين كشور با عدم توفيق برپايي جلسات مجلس و بلاتكليفي در انتخاب نخستوزير دست به گريبان ميباشد. مالكي و هيات همراه در اين سفر با حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب ديدار كرده و از نقطه نظرات ايشان بهرهمند شدند. رهبر انقلاب اسلامي در اين ديدار، تشكيل هرچه سريعتر دولت و برقراري كامل امنيت را از موضوعات مورد نياز عراق خوانده و تاخير چند ماهه در اين مهم را مخل امنيت و آباداني اين كشور دانستند. ايشان خاطرنشان كردند بايد همه مسئولان، سياستمداران و دلسوزان عراق بر موضوع تشكيل هرچه سريعتر دولت متمركز شوند. رهبر انقلاب همچنين اظهار اميدواري كردند هرچه زودتر شر آمريكا از عراق كوتاه شده و مشكلات مردم اين كشور برطرف گردد.
دومين ميهمان، رئيسجمهور ونزوئلا بود كه براي نهمين بار براي استمرار رايزني با مسئولين و توسعه روابط با كشورمان به تهران آمد.
در اين هفته همچنين شاهد تحولات چشمگير و مثبتي در زمينه انسجام امت اسلامي بوديم كه سخنان شجاعانه و تاريخي شيخ احمد الطيب، رئيس جامعه الازهر مصر نقطه عطفي در اين رابطه بود. شيخ الازهر كه مدت كوتاهي است به اين سمت برگزيده شده، با اشاره به وجود توطئههاي سنگين براي ايجاد تفرقه ميان مسلمانان، با صراحت اعلام كرد "ما اختلافي با شيعيان نداريم و پشت سر آنها نماز ميخوانيم." اين سخنان از اين جهت مهم و ستودني است كه اين روزها پس از اظهارات وي، فشارهاي زيادي از ناحيه برخي سلفيها و محافل وابسته به وهابيت به او وارد شده و جوسازيهايي براي متهم كردن و طرد وي صورت گرفته است. او به اين دليل مورد فشار قرار گرفته كه علناً اعلام كرد شاهد طراحي توطئههايي از سوي محافل افراطي عليه امت اسلامي است كه صدور حكم تكفير عليه شيعيان از جمله آنست. وي اين قبيل اقدامات فتنه گرانه عليه شيعه را غيرقابل قبول خوانده و تصريح كرد "ما هيچ توجيهي براي اين كار در اسلام نداريم و در قرآن و سنت رسول خدا هيچ مستندي براي آن وجود ندارد." وي اقدامات گروههاي تكفيري و وهابيون عليه شيعه را در راستاي دامن زدن به اسلام ستيزي دشمنان و برافروختن تنور اختلافات ميان سني و شيعه خواند كه سعي دارند نوكري خود را به استعمار اثبات كنند.
رسالت
«وحدت ملي را جدي بگيريم»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت است كه در آن ميخوانيد:
1- سفر به ياد ماندني مقام معظم رهبري به قم، ام القراي جهان اسلام و استقبال تاريخي مردم قم به نمايندگي از مردم ايران و ملتهاي جهان اسلام را بايد از ابعاد گوناگون مورد بررسي قرار داد و پيامهاي ويژه نشاط ديني و ملي مردم و بصيرت مثال زدني ملت را ادراك كرد. مهمترين محوري كه مقام معظم رهبري در ديدار پر شكوه مردم قم مطرح كردند موضوع پاسداشت وحدت ملي بود.
2- وحدت و همگرايي ملت، خار چشم دشمنان اسلام و انقلاب است وحدت و همگرايي سكه ملت ايران در بازار ديروز، امروز و فرداي سياست و خنثي كننده توطئههاي ريز و درشت طراحان نبرد نرم عليه انقلاب است.
رهبر انقلاب در بيانات خود در قم، هم مردم و هم خواص را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند؛ "وحدت ملي را جدي بگيريد"
3- مهمترين وظيفه انقلابيون در حال حاضر ارتقاي وحدت ملي و انسجام اسلامي است. تاكيد معظم له بر اين امر كه كليد هوشياري و بصيرت مردم و مسئولان است، بايد به صورت يك گفتمان مسلط در آيد.
اگر آتش افروزيهاي بد خواهان خوب رصد شود متوجه ميشويم كه آنها فقط و فقط وحدت ملي را - براي بازگشت استعمار و استبداد - نشانه گرفتهاند.
حركت به سوي وحدت همان طور كه مقام معظم رهبري فرمودند؛ "صرف حرف زدن از وحدت كافي نيست" بايد با طراحي مكانيسمهاي دقيق ساختاري به مرزهاي وحدت و همگرايي رسيد.
4- گفتمان وحدت و همگرايي در برابر گفتمان فتنه و آشوب قرار دارد. فتنه گران شبانه روز با دروغ، تهمت، تشويش اذهان عمومي و اهانت و مسخرگي ميخواهند از ابهت و عظمت وحدت ملي بكاهند اما با سد آگاهي و بصيرت مردم روبهرو شدهاند دشمن از مردم نااميد است لذا ميخواهد دستكاري در ذهن مردم را از طريق غفلت و فريب برخي نخبگان انجام دهد. لذا برخي نخبگان كه در معرض هستند بايد هوشمندي خود را حفظ كنند.
5- يكي ديگر از راهكارهاي ايجاد همگرايي و وحدت تاكيد روي پيشرفت كشور، خدمت به مردم و بسط عدالت در جامعه است گرمي و حرارتي كه از اين حركت ايجاد ميشود، هر توطئهاي را در نطفه خفه ميكند. چون اهل آشوب و فتنه و تفرقه عزم خود را جزم كرده است كه مملكت را عقب مانده نگه دارد.
6- مديريت گفتگوها و مديريت نقد درون گفتماني بر اساس عقلانيت اسلامي راهكار ديگري براي رسيدن به وحدت و همگرايي است. عقل حكم ميكند از مطالبي كه دشمن از رسانهاي كردن آن سود ميبرد، پرهيز شود.
آفرينش
«شفافسازي در اجراي هدفمند كردن يارانهها»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
در چند وقت اخير بحث هدفمندي يارانه ها و نحوه اجراي آن از سوي دولت سبب افزايش گمانه زني ها و نظرات ضد و نقيضي در اين زمينه گرديده است. به طوري که به علت عدم شفاف سازي جزئيات طرح از سوي دولت مردم و ديگر مسولين دچار نوعي سردرگمي نسبت به اين طرح شده اند.اما آنچه به نظر مي رسد و اکثر کارشناسان بر آن معتقدند آن است که با اجراي اين طرح با يک سري چالش ها و مشکلات رو به رو خواهيم شد. اما آنچه دور نمايي سخت و مشقت آوري را براي مردم و جامعه فراهم مي کند عدم آموزش لازم و اطلاع رساني کافي نسبت به آينده پيش روي آنهاست.
از طرفي قانون هدفمندي هنوز اجرا نشده، ما شاهد افزايش قيمت کالاها از جمله برق بوديم که تبعات آن را در استان هاي شمالي ديديم. اين برخورد و واکنش مردم به اين معناست که هنوز زمينه ذهني اجراي اين طرح براي مردم فراهم نشده و مردم نمي توانند به خوبي اين وضعيت را درک کنند و برايشان نا مأنوس است. از طرفي اگر قرار باشد در اجراي اين قانون قيمت برق و يا ساير حامل هاي انرژي به اين ميزان افزايش يابد پرداخت آن در توان مردم نخواهد بود.اينکه اجراي طرح هدفمندي يارانه ها باعث تورم مي شود امري است که اکثر کارشناسان اقتصادي بر آن اتفاق نظر دارند. و نرخ اين تورم را بين 20 تا 30 درصد مي دانند. و ما پيش لرزه هاي اين تورم را مي توانيم در بازار مصرفي کالا و ساير خدمات مشاهده کنيم .
در وضعيت کنوني که هنوز اين قانون اجرا نشده اوضاع گراني و قيمت کالا ها وضعيت مناسبي ندارد و همين امر باعث ايجاد نوعي نگراني و استرس در مردم شده که نمي دانند بعد از اجراي اين طرح چه وضعيتي در انتظار آنها است.نمي توان گفت که مردم انتظار سختي و مشقت را نداشته باشند اما با اين شيوه که دولت اجراي اين طرح را مدام به تاخير مي اندازد باعث فشار بيشتر بر مردم مي شود. بديهي است که بايد تمامي زواياي اين قانون و نحوه اجراي آن براي مردم و توليد کنندگان روشن و شفاف سازي شود.
افزايش قيمت تمام شده کالاها و خدمات يکي از تبعات اجراي قانون هدفمندي يارانه ها مي باشد و از آنجا که واحدهاي توليدي از نحوه عملکرد و اجراي اين قانون مطلع نيستند نمي توانند خود را براي اين وضعيت آماده نمايند و بالتبع نمي توانند ثبات و ميزان مشخصي را براي قيمت کالاهاي خود تعيين کنند. و تا مادامي که زمان اجراي اين طرح مشخص نباشد به علت سردرگمي توليد کنندگان و استرس آنها از اجراي اين قانون نمي توان انتظار داشت بازار داراي ثبات قيمت شود. بايد به اين نکته توجه کرد که با وضعيت کنوني گراني و قيمت ارز و طلا در بازار نمي توان انتظار داشت که بعد از اجراي طرح هدفمند كردن يارانهها اين افزايش قيمت ها کاهش يابد و يا تعديل شود.
بلکه مردم بر اين عقيده هستند که با اجراي اين طرح ميزان قيمت کالا و خدمات رشد چشم گيري خواهد داشت . واين ترس و نگراني در مردم وجود دارد که با آزاد سازي قيمت ها و ميزان درآمد آنها نتوانند از عهده مخارج زندگي بر آيند.لذا لازم است تا دولت محترم هرچه سريعتر نسبت به شفاف سازي و نحوه اجراي اين طرح اطلاع رساني نمايد تا مردم و توليد کنندگان از آينده خود با خبر شوند و خود را براي مواجه شدن با رخداد آتي آماده نمايند. و از طرفي ديگر لازم است دولت از به تاخير افتادن دوباره اجراي اين طرح جلوگيري نمايد تا از فشارهاي رواني بر مردم و جامعه کاسته شود.
آرمان
«اين يک تاکتيک سياسي است»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم صادق زيباکلام است كه در آن ميخوانيد:
درباره اظهارات جوانفکر و وضعيت پيشآمده در جبهه اصولگرايان بايد گفت که آقاي جوانفکر و مشاوران نزديک به رئيس جمهور بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم سعي کردند که به شکلي آقاي احمدينژاد را در وراي جريانات سياسي اصولگرايي مطرح کنند. به نظر من اين تلاش بيهوده است و آقاي احمدينژاد جايگاهش در ميان جريان اصولگرايان بوده است. حلقه نزديک به رئيس جمهور ميخواهند که ايشان و جريان منتسب به ايشان را در انتخابات آينده رياست جمهوري
به شکلي مطرح کنند که بتوانند از آراي اصلاح طلبان بهره برداري نمايند و بگويند آقاي احمدينژاد در وراي جريان اصولگرايي قرار دارد. اينها ميخواهند به شکلي آقاي احمدينژاد را براي اقشار و لايههاي جوان و 13ميليوني که به ايشان راي ندادند جداي از جريان سنتي اصولگرايان تعريف کنند. در عين حال نميخواهند از اردوگاه اصولگرايان هم جا بمانند.
البته اين کار شاق و دشواري است، «آقاي جوانفکر و دوستانشان ميگويند که ما اصولگرايان را همراه خود داريم اما چه کنيم که براي آينده بخشي از تحصيلکردهها و جوانان را از اصلاحات جدا کنيم و آنها را به اردوگاه خود بيافزاييم . بنابراين نه صددرصد ميگويند رئيس جمهور اصولگرا است و نه صددرصد ميگويند ايشان اصلاحطلب است. لذا وارد مفاهيمي ميشوند که اين مفاهيم اصلا در جامعه ما معنايي ندارد. مانند اين که ميگويند "اصولگرايي و اصلاحطلبي موضوعيت ندارد و عمرش به سر آمده"، اين افراد تلاش ميکنند به شکلي آقاي احمدي نژاد را در وراي جريانات سياسي مطرح کنند.
تصور ميکنم که قطعا اين يک تاکتيک سياسي است ،البته نکته ديگر اين است که جريان منتسب به دولت احتمالا معتقدند که پيروزي در انتخابات به خود احمدينژاد ربط دارد نه جرياني که برآمده از آن بودند. درباره ظهور "جريان سوم" از دل اردوگاه اصولگرايي ؛دو نکته اساسي در اين جا وجود دارد، هر قدر به انتخابات مجلس و رياست جمهوري نزديک ميشويم، جرياناتي ظاهر ميشوند که سعي ميکنند بگويند ما جريان سوم هستيم.
فقط آقاي جوانفکر و اصولگرايان منتقد نيستند که اين ادعا را دارند، ما شاهد جريانهاي ديگري هم خواهيم بود که در آينده نزديک سعي ميکنند خود را به عنوان جريان سوم معرفي کنند. دليل اين مسئله هم اين است که آنها ميخواهند راي اصلاح طلبان، جوانان، زنان و... را جذب کنند. بنابراين اصرار ندارند که خود را اصولگرا معرفي کنند و در عين حال تلاش دارند که به اصلاحطلبان هم نزديک نشوند. در نتيجه سعي ميکنند در وسط جاده حرکت کنند. تا هم با اصولگرايان باشند و هم با اصلاح طلبان ميانهرو و ميگويند ما جريان سوم هستيم.» جريان اصولگرا به هيچ وجه يک دست و منسجم نيست.
در ميان اصولگرايان شخصيتهاي تندرويي وجود دارد که مفهوم اصولگرايي از نظر آنها حذف اصلاحطلبان مهم است. اما از سوي ديگر چهرهها و شخصيتهاي ديگر اصولگرايان وجود دارند که دغدغه مشکلات معيشتي مردم را دارند و اين افراد از واقعيات فرار نميکنند کساني هم چون دکتر خوش چهره، توکلي، مهندس باهنر، قاليباف و برادران لاريجاني و اعضاي موتلفه... اين افراد مسائل کشور را ميبينند و نميتوانند مشکلات را ناديده بگيرند.
جهان صنعت
«اقدام دولت در منع جايگزيني حامل هاي انرژي»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم پويا نعمتاللهي است كه در آن ميخوانيد:
در خبرها آمده بود که دولت در نظر دارد در زمان مورد نظر خود قيمت 7 حامل انرژي (شامل بنزين، گازوييل، نفت سفيد، نفت کوره، گاز مايع، گاز طبيعي و برق) را افزايش دهد.
سوال در اين است که دولت بهکدام دليل تصميم گرفته تا قيمت اينحاملها را در کنار هم و به صورت موازي افزايش دهد؟
پاسخ اين است که دولت با هدف جلوگيري از اقدام شهروندان به پديده جانشينسازي حاملهاي انرژي دست به اين افزايش موازي بزند.
به اين ترتيب که بهطور طبيعي، عامه مردم در صورت افزايش قيمت يک حامل انرژي به سراغ حامل ديگر انرژي (به صورت جايگزين) خواهند رفت و مصرف آن حامل را افزايش ميدهند.
براي مثال فرض کنيد دولت قيمت گاز طبيعي را دچار يک افزايش جدي کند اما قيمت برق را فقط در اندازه اندکي افزايش دهد بديهي است در اين صورت عموم مردم که افزايش قيمت گاز را بهمثابه پرداخت هزينه بيشتري براي خود تلقي ميکنند، ممکن است براي گرمايش محيط خود به مصرف برق روي آورند.
اين افزايش مصرف برق همچون اختصاص يارانه بيشتر به برق است که اساسا موضوع کاهش يارانه بخش گاز طبيعي را کمرنگ ميکند.
نمونههاي زيادي از اينگونه جانشينيها وجود دارد. در هر حال دولت معتقد است که اصلاح قيمت در يک بخش از حاملهاي انرژي، عملا واجد اصلاح در رفتار مصرفکننده نخواهد بود و اين به معناي بلااثر شدن اهداف هدفمندسازي يارانهها و ظرفيتهاي اجرايي قانون است.
در مثالي که ذکر شد، فقط اگر قيمت گاز طبيعي و برق هردو بهصورت جدي افزايش يابد آنگاه مصرفکننده دست به مديريت مصرف خواهد زد.دولت بر اين اعتقاد است که در اين صورت رفتار مصرفي مردم اصلاحپذير نخواهد بود و چهبسا بر اثر اين فشار مصرفي، بازتوزيع حمايتي موثر هم ممکن نشود.
دنياي اقتصاد
«جنگ ارزي از طريق كاهش مصرف ملي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوايند:
آمريكا پس از بحران مالي و در دو سال گذشته، سياست كاهش نرخ بهره و افزايش عرضه پول را جايگزين سياست استقراض از ديگر كشورها كرده است و برنانكي رييس بانك مركزي آمريكا در راه انجام اين سياست، تعيين هدف تورمي 2 درصد را اعلام كرد.
بديهي است كه دليل اجراي اين سياست كينزي براي تحريك تقاضا، افزايش مصرف و مقابله با ركود بوده است. اما از آن طرف، سوال اين است كه اين افزايش مصرف را كدام توليد كننده قادر است پاسخ دهد. طبيعي است كه آمريكا مايل است توليدكنندگان اين كشور از سياست انبساطي مذكور منتفع شوند. اما ميدانيم در رقابت آزاد در جهان، چينيها از بيشتر توليدكنندگان ديگر كشورها سبقت خواهند گرفت.
در واقع خشم آمريكا نسبت به چين از همين موضوع سرچشمه گرفته است؛ ولي معلوم نيست كه آيا آمريكاييها اين موضوع را ميدانند و خود را به ناداني زدهاند يا اينكه دچار توهم كينزي شده و چين را طراح يك تئوري توطئه اقتصادي ميدانند.
حال آنكه هيچ كدام از شاخصهاي اقتصادي نشان از افزايش عرضه پول در چين ندارد و اتهام آمريكا در اين خصوص وارد نيست. با وجود اين گاهي ميشنويم يا ميخوانيم كه پايين بودن ارزش پول چين و رخدادهايي مانند كاهش نرخ برابري لير تركيه نشانه امري جهاني و همهگير است.
ما هنوز دقيقا نميدانيم علت تغيير 12 درصدي ارزش ليره تركيه نسبت به دلار آمريكا چه بوده است، ولي حتي اگر دليل آن، افزايش عرضه پول توسط بانك مركزي تركيه باشد دليلي بر صحت اين ادعاها نيست و نشان از فريب مسوولان اقتصادي تركيه دارد كه خود را وارد يك بازي سراسر باخت نمودهاند؛ با اين تصور اشتباه كه چين نيز همين كار را ميكند.
ميدانيم تركيه در اجراي سياستهاي كينزي سابقه طولاني دارد و در گذشته يك بار تلويحا به اشتباه بودن آن سياستها اعتراف نموده است. البته اگر چين تصميم بگيرد براي مثال بخشي از ذخاير ارزي خود را به ليره تركيه تبديل كند، در اين صورت تركيه خواهد توانست به همان ميزان بر عرضه پول ملي خود بيفزايد و به همان مقدار، دلار آمريكا را خريداري كند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


