خودبيني و سليقه محوري، آفت تحقق سند چشم انداز
ايران کشوري است توسعه يافته با جايگاه نخست اقتصادي، علمي و فن آوري در سطح منطقه با هويت اسلامي و انقلابي، الهام بخش در جهان اسلام با تعامل سازنده و موثر در روابط بين الملل.
اين يعني تصوير ايران اسلامي در سال 1404، آنهم بر اساس الگوي چشم انداز 20 ساله.
دهها نفر از نخبگان، صاحبنظران و فرهيختگان کشور در حوزههاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي امنيتي و... گردهم آمدهاند و با صرف زمان زيادي از اوقات خود چنين کردهاند:
1- آنها حتما در مقابل وطن خود احساس تکليف کردهاند و بر اساس تدابير رهبر معظم انقلاب، به عنوان طراحان سياستهاي کلان نظام اسلامي، دلسوزانه ارزشمندترين سند توسعه ملي را آفريدهاند.
2- آنها چهرههاي برگزيدهاي بودهاند که در سه دهه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در تمام سطوح مديريتي و تخصصي کشور داراي تجارب ارزنده بوده و نظام اسلامي بهاي سنگيني را براي رشدو شکوفايي آنها متحمل شده است.
3- پيشبيني تحقق اين چشمانداز با اين شرايط آرماني در عرض 20 سال بيانگر يک حقيقت غرورآفرين است:
آنها در تعيين الزامات و محاسبات، علاوه بر منابع ملي و درآمدهاي کشور، با عبور از تمايلات سياسي و تنگ نظرانه، تمام ظرفيت هاي قابل اتکاي کشور، اعم از قانون اساسي، قواي سه گانه، احزاب و تشکلهاي سياسي، نهادهاي مردمي و بين المللي، نخبگان و مردم را به طور متحد و يکپارچه فراخواني کردهاند.
4- «20 سال» عبارت است از مدت زماني که ايران اسلامي با تمام قوا و ظرفيتهاي بالفعل و بالقوه، توام با وحدت ملي و اراده عمومي و بدون وقفه ميتواند اهداف چشم انداز را محقق کند.
«چشم انداز 20 ساله» تحول بسيار با عظمتي است که شرط تحقق آن قرار گرفتن تمام عوامل و اجزا همچون پازل در کنار يکديگر است و اين کمترين حق اين مردم است که پس از سالها مقاومت و پايمردي و دفاع جانانه از دستاوردهاي انقلاب اسلامي شاهد توسعه همه جانبه کشور در عرصههاي مختلف باشند و به جايگاه حقيقي خود دست يابند.
حال اين سوالات مطرح ميشود:
• براستي همه ظرفيتها، سرمايهها و منابع اين کشور در جهت تحقق چشم انداز 20 ساله و حصول اهداف آن تا سال 1404 هماهنگ و فعال ميباشند؟ آيا اين پازل کامل است؟
• آيا قواي سه گانه تکليف خود را براي فراهم کردن شرايط اجراي چشم انداز در ظرف مکاني و زماني پيش بيني شده به درستي شناخته و به آن عمل ميکنند؟
• آيا تعامل منطقي بين قواي سه گانه در جهت ايجاد بستر لازم براي پيشبرد ابعاد چشم انداز برقرار است؟ و اساسا برنامهاي براي انجام اين مهم در دست اجرا دارند؟
• و آيا ميدان براي نقش آفريني احزاب و تشکلهاي سياسي و نخبگان به عنوان مکملهاي تئوري ساز و پشتيبان اين طرح ملي مهياست و آنها کارکرد خود را بدرستي انجام ميدهند؟
عدم التزام و غفلت از اجراي چشم انداز خطايي نابخشودني است که مهمترين آفت آن خودبيني و سليقه محوري است و فرجام آن نيز فرصت سوزي و محروم ساختن ملتي عظيم و قهرمان از بهترين موقعيت براي تکيه زدن بر جايگاهي در منطقه است که لايق آن هستند.
«... اليس الصبح بقريب...»
Mahmoudeftekhari.blogfa.com
Mahmoud_eftekhari@yahoo.com
چنانچه با ديد حزبي نخواهيم نگاه كنيم جواب همه سوالات شما مثبت است گرچه در عملياتي كردن آنها مقدار مشكلات وجود دارد كه بايد با ديد مثبت بين و نقد و نصيحت مشفقانه مسئولين جامعه حركت به سمت چشم انداز را تسرع نمود نه اينكه با ايجاد شك و شبهه در مسير حركت رو به جلوي جامعه سنگ اندازي نمود.
تحقق چشم انداز مستلزم شرایط زیر است:
1.استفاده از مدیران با شرایط احراز در جایگاههای مدیریتی
2.استفاده از خرد جمعی
3.ایجاد فرصت تحصیلات تکمیلی برای مدیران با شرایط احراز (مدیریتی )
4.تدوین استراتژی برای کلیه وزارتخانه ها و سازمانها مبتنی بر چشم انداز 20ساله
5.تدوین برنامه عملیاتی ادارات کل استانها متنی بر چشم انداز وزارتخانه ها و سازمانهای مربوطه
6.برگزاری آموزش چشم انداز برای مدیران کشوری و استانی
7.و.......



