طبل توخالي پربينندهترين بازي ليگ
داربي شصت و نهم در شرايطي به پايان رسيد كه به سياق سنوات گذشته، حاشيه بر متن غلبه كرده و كمتر درباره انجام يك فوتبال ناب و تماشاگرپسند چيزي گفته و شنيده ميشود. اينكه چرا حواس هواداران فوتبال معطوف به مسائل كماهميت و درجه چندم فوتبال است و كسي انتظار بيشتري از اين ويترين اصيل فوتبال ايران ندارد سوال بيپاسخي است. آنچه از پيشاني فوتبال باشگاهي ايران در روز جمعه به جا مانده مشتي اظهارنظر عجيب و غيرحقوقي و غيركارشناسي و البته حجمي از انتقادات بيپايه و بيفايده است كه يادآوري آن ملالآور به نظر ميرسد. بازي عصر جمعه مويد اين ديدگاه است كه متاسفانه در ميان مربيان و بازيكنان دو تيم، ظرفيت لازم براي پذيرش برد يا هضم باخت وجود ندارد.
علي دايي درست از زمان به صدا در آمدن سوت پايان بازي تا همين چند ساعت قبل مدام به قضاوت مسعود مرادي و كمكهايش در اين ديدار تاخته و با تلخزباني و عصبانيت از تصميم داور براي مردود اعلام كردن گل محمد نوري انتقاد كرده حال آنكه اساسا پديدهاي به نام گل پرسپوليس وجود خارجي نداشته و بحث در اين مورد غيراصولي است. كمكداور پيش از وارد شدن توپ به دروازه پرچم زده و داور نيز بازي را متوقف كرده است و در اين شرايط سرنوشت بعدي توپ اصلا مطرح نيست. حال در اين گير و دار كمكداور بايد به دليل احساسات هواداران از همه عذرخواهي كند در حاليكه او بر مبناي وظيفه و توانايي خود در آن صحنه حساس پرچم زده است.
در سوي ديگر ميدان نيز صحبتهاي پرويز مظلومي به نوعي ديگر نشاندهنده ضعف عمومي فوتبال ايران است. سرمربي استقلال در برنامه تلويزيوني چنان از آناليز بازيهاي 10 سال اخير پرسپوليس وشناسايي تمام نقاط ضعف حريف داد سخن سر ميدهد كه گويي دانستن نقطه تاريك تيم روبهرو شرط كافي براي به دست آوردن پيروزي است. تحليل مظلومي از فراز و فرود بازي چنان دمدستي و عوامانه است كه بيننده تصور ميكند سرمربي استقلال در بازي كامپيوتري به مصاف با پرسپوليس رفته و همه عقبنشينيهاي اين تيم در نيمه دوم يك برنامه از پيش تعيين شده و تمرين شده بوده است. هيچيك از طرفين از خلاقيتهاي فردي در اين بازي كه عموما سرنوشت داربي را در ادوار اخير تعيين كرده سخني به ميان نميآورند و به بازي قبلي كه با همين شرايط و به لطف توانايي فردي باقري به برد پرسپوليس منجر شد اشارهاي ندارند.
واقعيت ماجرا اين است كه داربي تهران چند سالي است كه از كيفيت و خلاقيتهاي مربيان و عملكرد چشمگير بازيكنان تهي شده و كمتر كسي است كه اين حق طبيعي و فطري فوتبال ايران را از عوامل اين نمايش ملالآور مطالبه كند. استقلال و پرسپوليس بسيار بيش از آنكه به هواداران خود چيزي عرضه كنند از زمين و زمان و داور وفدراسيون طلبكار هستند و نتيجه كار هم به همين دليل ضعيف و بيرمق است. آيا نمايش روز جمعه واقعا در اندازه و شايستگي هواداراني كه دو تيم به هربهانهاي از آنها هزينه ميكنند بود؟ براي چند دقيقه آن آفسايد كذايي و آن گل دقيقه نودي را فراموش كنيد.


