محاكمه صاحب كمپ به اتهام قتل درمانجو
تهران امروز: معتادي كه ميگويد به خاطر علاقه به تركدادن معتادان يك كمپ ترك اعتياد راه انداخته است به اتهام قتل يكي از معتادان محاكمه شد.
در ابتداي اين جلسه نماينده دادستان با خواندن كيفرخواست گفت: 7مهرماه سال گذشته ماموران پليس شهرستان رباط كريم در جريان مرگ مشكوك يك جوان معتاد در يكي از كمپهاي ترك اعتياد اين شهر قرار گرفتند. جسد جهت بررسيهاي بيشتر به پزشكي قانوني منتقل و متخصصان اين مركز در يافتند بهروز به خاطر ضرب و جرح شديد دچار خونريزي شديد داخلي شده و جان خود را از دست داده است.
با اين گزارش پزشكي قانوني پروندهاي در ارتباط با اين جنايت تشكيل شد و به دستور بازپرس ويژه قتل تحقيق به كاراگاهان اداره آگاهي سپرده شد. پدر بهروز هم مورد بازجويي قرار گرفته و گفت: با هزار اميد و آرزو پسرم راهي اين كمپ ترك اعتياد شد تا مواد را ترك كند. ما فكر ميكرديم او تحت مداواست. تا اينكه از بيمارستان به ما خبر دادند كه پسرمان به علت ضرب و جرح شديد آنجا بستري شده است. وقتي خودمان را بهآنجا رسانديم متوجه شديم او فوت كرده است.
ماموران صاحب اين كمپ به نام قياس علي را هم مورد بازجويي قرار دادند و اين مرد با اعتراف به جرم خود گفت كه چگونه بهروز را به قتل رسانده است. پس از حرفهاي دادستان نوبت به پدر و مادر مقتول رسيد تا خواسته خود را از دادگاه مطرح كنند: اين مرد موجب قتل فرزند ما شده است و ما به كمتر از قصاص راضي نيستيم.
صاحب كمپ: نيتم خير بود
قياس علي در دفاع از خود گفت: من قبول دارم كه بهروز را كشته ام اما قصد قتل او را نداشتم. من خودم معتاد بودم و به خاطر اعتيادم سالهاي زيادي تحقير شدم. به كمك مرد معتادي كه ترك بود و مركز ترك اعتياد راه انداخته بود مواد را كنار گذاشتم و تبديل به انساني سالم شدم. بعد با الگو گرفتن از اين مرد تصميم گرفتم معتادان را ترك دهم. ساختماني در رباط كريم خريدم و مركز ترك اعتياد راه انداختم. چون مبلغ دريافتي من كم و 40 هزار تومان در قبال ترك هر معتاد بود خيليها براي ترك به آنجا ميآمدند.
يك روز يكي از اقوام بهروز پيش من آمد و گفت ميخواهد بهروز را پيش من بياورد تا او ترك كند. بهروز بهآنجا آمد من از ساعت 3 بعدازظهر با او مشغول صحبت شدم تا او را مجاب كنم كه مواد را ترك كند. اما او كه خمار بود حرفهاي مرا جدي نميگرفت. حدود 12ساعت با او حرف زدم و از مزاياي ترك اعتياد براي او گفتم اما او جلوي معتادهاي ديگر حرفهاي مرا استهزا ميكرد. حدود ساعت سه نيمه شب بود كه بلند شد برود كه من دست او را گرفتم و محكم به ديوار كوبيدمش. ولي نميخواستم او را بكشم و فقط قصد آرام كردن او را داشتم. بهروز به شدت بدحال شد و ما هم به اورژانس زنگ زده و آنها آمدند. مسئول اورژانس با معاينه بهروز گفت او مرده است ولي وي را به بيمارستان رساند. من ميخواستم بهروز ترك كند و قصد كشتن او را نداشتم حالا هم حاضرم كمپم را بفروشم و ديه مقتول را بدهم. از خانوده وي هم ميخواهم مرا ببخشند.
در پايان جلسه هيات قضات وارد شور شد و متهم را از قتل عمد تبرئه و به پرداخت ديه محكوم كرد.


