صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
پر کاهی تقدیم به...

«از خسارت زدگان به جسمم بپرس به چه جرمی آن را دریدند...»

«خدایا! آنچنان که از تو می‌ترسم، به رحمتت امید دارم. خدایا! می‌دانم آنچنان که داده‌ای مؤآخذه می‌کنی، اما ای فریادرس! روزی که مؤآخذه ام می‌کنی، هیچ جوابی برایت ندارم. تو را به وحدانیتت قسم می‌دهم، آن روز دست رد بر سینه ام نزن!/ خدایا! دوست داشتم در این مسافرت 25 ساله آنچنان در دنیا کشت کنم که در آخرت روسفید باشم، اما چه کنم که این سگِ نفس مرا به دنبال خود کشید.»
کد خبر: ۱۲۴۸۰۱
| |
10533 بازدید
سرويس دفاع مقدس ـ به طور معمول در همه گلزارهای شهدا در شهرهاي گوناگون، دیده می شود كه مزار مطهر شهدا يك يا چند وجب از سطح زمين بالاترند؛ اين بلندي مزار، در برخي از شهرها به يك متر هم مي‌رسد. سنگ مزار شهدا هم معمولا از نوع مرغوب انتخاب مي‌شود.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، اما در ميان گلزار بهشت علي دزفول، تنها يك قبر وجود دارد كه بي نام، ساده و همسطح زمين است و آن مزار عارف وارسته فرمانده شهيد بهمن ـ محمد جواد ـ دُرولي است.

بهمن دُرولي همان دانشجوي ـ دانشگاه علم و صنعت ـ شهيدي است كه وصيت كرد:

قبرم را ساده و هم سطح زمین درست کنید و با اندکی سیمان روی آن را بپوشانید و فقط با انگشت روی آن بنویسد: «پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی»
 
عارفي دلسوز:

«خدایا! آنچنان که از تو می‌ترسم، به رحمتت امید دارم. خدایا! می‌دانم آنچنان که داده‌ای مؤاخذه می‌کنی، اما ای فریادرس! روزی که مؤآخذه ام می‌کنی، هیچ جوابی برایت ندارم. تو را به وحدانیتت قسم می‌دهم آن روز دست رد بر سینه ام نزن!

خدایا! دوست داشتم در این مسافرت 25 ساله آنچنان در دنیا کشت کنم که در آخرت روسفید باشم، اما چه کنم که این سگِ نفس من را به دنبال خود کشید.»

اين جملات آسماني از خواجه عبدالله انصاري يا هيچ پير عاشق و از دنيا بريده‌اي نيست. اينها را بهمن (محمدجواد) دُرولي نوشته است؛ دانشجوي عارفي كه دنيا را سه طلاقه كرده بود و دل عاشق خود را به قرب الهي پيوند داده بود.
 
ياددشت:

بهمن در يكي از يادداشت‌هايش نوشته بود:

«امروز تا اين ساعت برايم پر ارزش و فراموش نشدني بود، زيرا مقدار زيادي بر اعمال گذشته ام بازگشت داشتم و استغفار نمودم ... خدايا! راضيم به رضايت، ولي دوست دارم و اميدوارم هر لحظه که نوبتم باشد، حتي مويي از بدنم باقي نماند.»

مناجاتي از فرمانده شهيد بهمن دُرولي:

خدایا تو شهادت را نصیبم کن، خود چگونه شهید شدن را انتخاب خواهم نمود، خدایا تو شهادت را نصیبم کن که خود عشق و عاشقی را به حد اعلای آن خواهم رساند، خدایا آن گونه خواهم بود که تمام وجودم شیفتگی عشق رسیدن به وصال و حضور به درگاهت را گواه بگیرند.

خدای من، از سر تا به پا در خدمت شمایم، تمام وجودم را هدیه می‌کنم، چشمانم، پیشانی و سجده گاهم را، سینه و قلبم را، گلو و حنجره ام را، دهان و زبانم را، دست ها و پاهایم را و جزء جزء بدنم را به ساحت مقدست هدیه خواهم کرد، آنگونه به درگاهت خواهم آمد که عشقم را با تمام وجود خود اعلام کرده باشم.             

امّا ای خدا، ای رازدار بندگان شرمگینت، ای آنکه در خلوتخانه ام، در خلوت های شبانه ام تنها تو را می‌طلبیدم، ای آنکه تنها عشق من، مولای من، مرا ببخش.

جسمی را که به من به امانت سپرده بودی سالم نیاورده ام، خدایا آن را پاره پاره آورده ام مرا ببخش، مولای من عفوم کن و در این خصوص از ضاربان بپرس که باید آنها پاسخگوی این عمل ننگین باشند، از خسارت زدگان به جسمم بپرس به چه جرمی آن را دریدند، به چه گناهی به آن حمله ور شدند و گناه من چه بود که اینگونه به درگاهت مرا آورده‌اند.

خدای من، جرم من خدا خواهی بود، جرم من تنها عشق به تو بود، جرم من عدالت خواهی بود، جرم من این بود که تنها تو را می‌خواستم، نمی‌خواستم بنده غیر تو باشم و حنجره پاره ام این گواهی را می‌دهد که فقط تو را می‌طلبیدم و از چشمانم بپرس که فقط آنجا را که تو فرموده بودی می‌نگریستم و از دست ها و پاهایم سئوال کن که فقط برای رضای تو گام برداشته ام.
 
خواب هاي عجيب:

بهمن خواب هاي عجيبي مي‌ديد. كه همه را هم يادداشت مي‌كرد:

1) خواب ديدم براي دومين بار به مكه مشرف شده‌ام ولي اين بار با گذشته فرق مي‌كند. همه را نامه‌ زيارت مي‌دادند ولي موقت مي‌توانستند زيارت كنند؛ اما به دست من نامه‌اي دادند كه چند جمله به اين مفهوم نوشته شده بود: «طواف هميشگي».

در همين حال، يكي از شهدا را ديدم كه اصرار مي‌كرد كاري كنم تا به او اجازه‌ي زيارت داده شود. من هم كارت طواف هميشگي را به دستش دادم. او زيارت كرد و دوباره كارت را به من داد. ناگاه با صداي مؤذن گردان از خواب پريدم.

2) شب سوم شعبان 1406 هجری قمری برابر با 8/1/1365 - تهران، شهید حسین غیاثی را در خواب دیدم كه گفت: «زود بیا که منتظرت هستیم و جایت نیز مشخص و معین شده است».

پس از اين خواب بهمن به دزفول مي‌آيد و از آنجا به جبهه اعزام مي‌شود. درست در روز  20/3/1365 آسماني مي‌شود.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
رامين
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۳ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
روحش شاد.
مصطفي زارعي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۴ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
شماهاعاشقان واقعي بوديد...

شهيدعزيز التماس دعا...
علي
|
-
|
۱۴:۳۰ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.
غلامحسین مالکی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۵ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
خداوند روح این شهید عزیز را قرین رحمتش گرداندواورا باانبیاء واولیاء الهی محشور بگرداند ودراخرت ما فقرارا شفاعت کند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۷ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
روحش شاد . من هر موقع که به زیارت مزار این عارف شهید مشرف می شوم تا موقعی که آنجا هستم خودم را در این دنیا حس نمی کنم انگار که روح ملکوتی این شهید روح و روان مرا کاملا مجذوب خود ساخته و از این دنیای دون بسوی ملکوت پرواز میدهد.خداوندا به ما ذره ای از حالات روحانی که به چنین شهیدانی عطا نمودی عطا فرما که ما را جهت سعادت، همان قدر کفایت است.
وحيد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۸ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
خوشابه اين شهيدبزرگوار که عارف بودوعارفانه رفت ودردرزمان حال نیست که ببیندبعضی افرادمسئولین که داعیه اسلام وانقلاب محمدی رادارندولی آرمانهای امام(ره)وخون شهداراپایمال نمودهوبه کشوروملت خودخیانت میکنندالبته طبق روایات وآیات قرآن شهدازنده ونظاره گراعمال ماهستندپس کاری نکنیم که آن بزرگواران ازمارویگردان شوند
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۵۶ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
بر روح پر فتوحش صلوات.
محمد
|
Turkey
|
۱۵:۱۷ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
وااای خدای من!!! چه فرشته هایی بودند اینها ، هرچه از شهادتشان فاصله می گیریم بیشتر به بزرگیشان پی می بریم... و وای چه شیا...ی هستیم ما...هرچه از عمرمان می گذرد برای دنیا کوچکتر می شویم ...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۷ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
یادش بخیر
شب عملیات بود..بهمن درولی مرا صدا زد گفت فلانی فرزند چندم خانواده هستی گفتم :اول.
یک سری توصیه های احتیاطی به من که نوجوانی بیش نبودم کردند.وفرمودند مواظب خودت باش.
سپس یک قطعه سنگ به دستم داد وگفت این را به عنوان یادگاری پیش خودت نگه دار.
من لحظاتی به سنگ نگاه کردم ودر دستم وارسی میکردم با خودم گفتم این چه جور یادگاری است.مگر سنگ را هم میشود بعنوان یادگاری به کسی هدیه داد. سنگ بصورت تقریبا" کروی بود ودرونش سوراخ شده بود.
بعد انگار که افکارم را خوانده باشد به من گفت ببین این سنگ بر اثر داشتن ناخالصی سواراخ شده است.بعد اضافه فرمود: من به خیلی از دو ستان حتی هدیه هایی مثل یک پوکه فشنگ وامثال آن هدیه داده ام پس این را بعنوان یادگاری از من داشته باش.
هنوز آن سنگ را دارم و بعضی اوقات که کارهای این دنیایی وآن دنیایی برایم مشکل ساز میشود چند روزی آن را با خودم همراه میکنم.
یادش بخیر شهید درولی فرمانده دسته ما در گردان بلال بودند.
ایشان در روز عید فطر بعد از نماز ظهر در خط مقدم منطقه فاو همراه با چهار نفر دیگر از یارانشان شهید شدند.به نامهای شهیدان والا مقام:حسن آیرمی(فرمانده گروهان)-مرتضی سعیدی نیا-یوسف جاموسی-سید جلال اسدی نسب با هم بسوی ابدیت و رضوان الهی پر کشیدند.
انشا ا... ما را نیز دستگیری فرمایند.
با تشکر از سایت تابناک که ما را به یاد شهدا میاندازند .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۱۷ - ۱۳۸۹/۰۷/۲۰
من حقیررابه دورانی بردیدکه حقیقتااشکم درامدشایدبه این دلیل باشدکه باشهیدانسی داشتم .ای کاش امثال بهمن درمیان مابودندتایکرنگی وصداقت وخدارادیدن ونه خودراپرستیدن به اوج میرسید
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار