تيموريان بدون ITC انگليس ميخواهد بازي كند؟
اينكه مهدي مهدويكيا پس از 11 سال به ايران بازگشته بود تا فوتبالش را در وطن پدرياش به پايان برساند خبري خوشحال كننده به نظر ميرسيد و در آن ابتدا كمتر كسي به بحث چگونگي اين بازگشت توجه كرد.
به نوشته گل : آن روزها خواسته پدر مهدي مطرح بود و اينكه از فرزندش خواسته بود تا پيشش باشد و كنارش بماند... آمدن مهدي هم در نظر اول به اين شكل در اذهان جا افتاد اما اندكي نگذشت كه عالمان به مسايل نقل و انتقالات در سطح بينالمللي متوجه برخي موارد متناقض با آنچه در نص صريح قانون فيفا در خصوص جابهجايي بازيكنان مطرح شده، شدند و با مطرح شدن اين سوالات كه مهدويكيا چطور در خارج از روزهايي كه فيفا براي ايران و آلمان به عنوان روزهاي فصل نقل و انتقالات تعيين كرده از اينتراخت جدا و به استيلآذين پيوست، توجيهات فراواني را در آن ايام ديديم، شنيديم و خوانديم كه همه شان يك حرف را ميزند و آن چيزي نبود مگر سرپيچي از قوانين بينالمللي و در نهايت احترام گذاشتن به سوابق ملي بازيكن جديد استيلآذين...
تا ديگر كسي از اين طريق (كشيدن مو از ماست) دنبال خدشهدار كردن سوابق اين چهره فوتبال ملي نرود.
براي آنكه بهتر و بيشتر، آن روزها را در ذهن خود پيدا كنيد به بازي جنجالي جام حذفي استقلال – استيلآذين اشاره ميكنيم كه باشگاه استقلال با منتشر كردن انواع و اقسام بيانيهها و با رفت و آمدهاي چند باره كاركنانش به كميته روابط بينالملل و سازمان ليگ پيگير اين ماجرا شدند تا ثابت كنند بازي مهدويكيا در آن مصاف غير قانوني بوده است اما هرگز كسي ترتيب اثري به خواسته آنها نداد تا مرفاوي و تيمش از گردونه رقابتهاي جام حذفي، حذف شوند... اما هدف از نقب زدن به اين ماجرا كه سال پيش در ليگ برتر رخ داد چه بود؟ اين روزها متاسفانه بار ديگر شاهد تكرار اتفاقي مثل و شبيه ماجراي فصل گذشته موشك هامبورگ در ليگ برتر و فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ آن هستيم.
بازگشت يك ستاره ديگر فوتبال ملي كه تجربه جام جهاني را در كارنامهاش دارد و حالا پس از بيرون ماندن از ليگ برتر انگليس و نااميد شدن از پيوستن به استقلال – سپاهان و يكي، دو تيم مطرح ديگر ليگ برتر راهي ديار ستارخان و باقرخان شده و به عضويت تراكتورسازي تبريز درآمده است.
همان فوتباليستي كه پس از ماهها فوتبال بازي نكردن به تيم ملي دعوتش كردند و برابر برزيل هم به ميدان رفت. آندرانيك تيموريان كه همه انتظار حضورش را در استقلال ميكشيدند به درايت مسوولان اين باشگاه به جمع آبيپوشان اضافه نشد چرا كه آبيها ميدانستند اين هافبك دفاعي كه بازيكن آزاد هم بوده است در روزهايي پس از پايان ليگ برتر ايران قصد پيوستن به استقلال را دارد و اين امكان براي هيچ فوتباليستي با اين شرايط وجود ندارد.
چرا كه فدراسيون فوتبال انگليس حتي اگر بخواهد هم قادر نيست تا ITC اين بازيكن مسيحي را براي بازي در ليگ برتر ايران براي فدراسيون كفاشيان صادر كند چرا كه فايل مرتبط با اين اقدامات به شكل اتوماتيك وار از سوي فيفا بسته ميشود و هرگونه تخلف اين چنيني از طريق اينترنت براي فيفا محرز ميشود و آن وقت است كه فدراسيون فوتبال انگليس زير سوال ميرود. بنابراين اين انتقال تنها در روزهايي ممكن است كه فدراسيون بينالمللي فوتبال (فيفا) آن ايام را براي فوتبال ايران تحت عنوان تعطيلات نيمفصل در نظر گرفته باشد و از سوي ديگر به انگليسيها نيز اجازه بدهد تا در آن روزها ITC بازيكني مثل تيموريان را صادر كند... اما به نظر ميرسد مسوولان آگاه (!) سازمان ليگ فدراسيون فوتبال و كميته روابط بينالملل آن ضمن اطلاع از چنين شرايطي، شرايط عقد قرارداد آندو با تبريزيها را فراهم كرده و مانعي براي حضور اين بازيكن بدون ITC در ليگ برترمان نديدهاند.
چون هر فرد حداقل مسوولي در اين دو حوزه به تمامي اين مسايل اشراف كامل داشته و ميداند كه بازيكنان بدون در دست داشتن ITC از فدراسيون فوتبال كشوري كه تا پيش از اين در آن مشغول به بازي بودند، قادر به حضور در ميادين فوتبال كشور ديگري را ندارند، اما ظاهرا بار ديگر مسوولان محترم فدراسيون با استفاده از برخي ماده دستورها و بندهاي قوانين ناديده و نانوشتهشان مثل همانهايي كه براي مهدي مهدويكيا «رو» شد و دهان همه را بست پس از انتشار اين مطلب و احتمال پيگيريهاي جدي باز هم چنان شرايطي را براي پاسخگويي به اذهان عمومي(!) لحاظ خواهند كرد. ناگفته نماند تبريزيها يكشنبه اين هفته (فردا) بايد در اولين مصاف خود كه احتمالا آندرانيك تيموريان را هم به ميدان خواهند فرستاد بايد در خانه برابر نفت تهران به ميدان بروند و پس از آن در هفته يازدهم ميهمان فولاديهاي اهواز هستند و سپس در هفته دوازدهم در خانهشان ميزبان استقلال تهران هستند.
بايد منتظر ماند و واكنش مسوولان باشگاههاي نفت تهران و فولاد خوزستان به اين موضوع را مشاهده كرد. چرا كه استقلاليهاي تهران فصل پيش سابقه چنين واكنش نشان دادنهايي را در قبال مهدويكيا داشتهاند و حداقل مراحل اوليه شكايتها و اعتراضاتشان را ميشناسند.


