صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

تاوان لطف و محبت به دوست قدیمی

امروز به افسانه زنگ زدم تا از او گلايه کنم ولي با لحني تند حرفم را قطع کرد و گفت: شوهرت به من نظر سوء داشته است و تمام پيامک هاي زشت او را روي سي دي ضبط کرده ام اگر از اندازه دهانت بيشتر حرف بزني آبرو و حيثيت تو و همسرت را خواهم برد. او هم چنين تهديدم کرد که شوهرش اعصاب ندارد و اگر بفهمد کسي نگاه چپ به ناموسش کرده خون به پا مي کند.
کد خبر: ۱۲۱۷۸۴
| |
4634 بازدید

خراسان: همه همکلاسي هايم به رفاقت من و افسانه حسادت مي کردند و حتي خواهرم به اين همه صميميت حسودي اش مي شد و هميشه سعي داشت با بدگويي از دوستم مرا نسبت به او بدبين کند. اما من و افسانه به قول معروف يک روح بوديم در ۲بدن و هيچ چيز نمي توانست بين ما فاصله بيندازد. تا اين که از دبيرستان فارغ  التحصيل شديم و ديپلم گرفتيم. دوستم با پسرعمويش ازدواج کرد و من هم براي ادامه تحصيل راهي دانشگاهي در شهرستان شدم.

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري جهاد مشهد افزود: ۴ سال گذشت و از افسانه خبر چنداني نداشتم، بعد از پايان دانشگاه با پسر يکي از اقوام ازدواج کردم، حدود ۶ماه قبل يک روز که به ديدن مادرم رفته بودم به طور اتفاقي افسانه و فرزندش را داخل خيابان ديدم و از اين ملاقات خيلي خوشحال شدم او مي گفت: شوهرش بيکار شده است و به موادمخدر اعتياد دارد با شنيدن اين حرف دلم گرفت و ياد روزهايي افتادم که پشت ميز مدرسه نشسته بوديم و هيچ غم و غصه اي نداشتيم. من افسانه را به خانه ام دعوت کردم و فرداي آن روز او به ديدنم آمد و چون خيلي دلم برايش مي سوخت قرار گذاشتيم هفته اي ۲روز در کارهاي خانه کمک دستم باشد تا از اين طريق من هم به او کمکي کرده باشم.

زن جوان آهي کشيد و افزود: پس از گذشت مدتي تعريف و تمجيدهاي همسرم از تيپ و قيافه و اخلاق و حتي نوع صحبت کردن افسانه مرا دچار شک و ترديد کرد و با احساس خطرجدي براي زندگي ام به دوستم گفتم ديگر نيازي نيست براي انجام کارها به خانه ما بيايي. او هم قبول کرد و رفت ولي هفته پيش يک روز دوباره به ديدنم آمد و گفت: عروسي برادرشوهرم است و اگر ايرادي ندارد سرويس طلاها و يک دست لباس به من قرض بده تا جلوي اقوام و آشنايان آبروداري کنم.

من ساده لوح يک سرويس طلا که تقريبا ۲ ميليون تومان ارزش دارد را با يک دست لباس مجلسي گران قيمت به او دادم و او با خوشحالي رفت اما ديگر پشت سرش را هم نگاه نکرد. من در اين باره مي خواستم با شوهرم مشورت کنم ولي تازه متوجه شدم همسر افسانه نيز مبلغ ۶۰۰هزار تومان پول نقد از شوهرم قرض گرفته است و اين زوج دروغگو سر هر دوي ما را کلاه گذاشته اند.

امروز به افسانه زنگ زدم تا از او گلايه کنم ولي با لحني تند حرفم را قطع کرد و گفت: شوهرت به من نظر سوء داشته است و تمام پيامک هاي زشت او را روي سي دي ضبط کرده ام اگر از اندازه دهانت بيشتر حرف بزني آبرو و حيثيت تو و همسرت را خواهم برد. او هم چنين تهديدم کرد که شوهرش اعصاب ندارد و اگر بفهمد کسي نگاه چپ به ناموسش کرده خون به پا مي کند.

زن جوان در پايان گفت: من از تمام زنان و مردان جواني که داستان زندگي ام را خواندند خواهش مي کنم حواس خود را جمع کنند و هر کسي را به حريم خانه و خانواده خود راه ندهند، چون اعتماد بي جا براي آدم دردسر درست مي کند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟