اوباما و ايران
جواد اصغري راد
کد خبر: ۱۲۰۸۱
| | 10007 بازدید
انتخابات رياستجمهوري آمريکا، خواسته يا ناخواسته به عنوان يکي از مهمترين وقايع سياسي سال جاري، توجه جامعه جهاني را به خود معطوف کرده است. در اين ميان، ايرانيان تکاپوي بيشتري از خود نشان ميدهند و در سطوحي مانند رياستجمهوري ايران نيز درباره کانديداها اظهارنظر ميشود.
با اين حال، به نظر ميرسد ايرانيان بيش از هر کس خواستار اين باشند تا اوباما برنده انتخابات سال 2008 باشد. با توجه به اهميت بلامنازع اين مسأله و رويدادهاي پيش روي، بررسي احتمالات ممکن براي روابط ايران ـ آمريکا در صورت رياستجمهوري اوباما (که چندان هم دور از انتظار نيست) لازم و ضروري مينمايد.
روابط اوباما با ايرانيان، بيش از هر چيز، برگرفته از سه مؤلفه خواهد بود و بررسي اين سه مورد، ميتواند آينده نسبتا روشني را درباره نحوه تعامل اوباما با کشوري مانند ايران ترسيم کند. اين سه متغير عبارتند از:
1ـ ويژگيهاي شخصيتي اوباما،
2ـ ويژگيهاي حزب دمکرات،
3ـ شرايط و واقعيات سياسي آمريکا و جهان.
اوباما به عنوان يک فرد به نسبت بسياري از رؤساي جمهور گذشته، شخصيتي ليبرال و کارتر منشانه[1] دارد و بايد انتظار رفتاري اخلاق محورانه را از سوي وي داشت. بزرگ شدن در يک خانواده سياه پوست (با تمامي عقدههاي نژادي آن) و در عين حال مذهبي، ويژگيهاي اخلاقي تصميمات او را پررنگتر خواهد کرد. از اين گذشته، وي در شعارهاي خود صحبت از تغييراتي کرده است که چه در ساختار سياسي و چه اجتماعي نويد احترام به حقوق فردي و ضديت با نخبهگرايي سرمايهداري را ميدهد.
به طور قطع، ميتوان گفت، اوباما هيچ گاه شخصيتي جنگطلب نخواهد داشت؛ براي مثال، وي در يکي از کتابهايش[2] از «لزوم ترک تفکر هزينه نظامي براي جنگ جهاني سوم» مينويسد و در ماجراي دادن سهميه تحصيل به سربازان جنگ عراق (که يکي از پيامدهايش، خارج شدن سربازان از ارتش و کاهش نظاميان آمريکايي است) حمايت خود را مصرانه اعلام داشته است. وي همچنين نسبت به بي قيد و بندي شرکتهاي امنيتي مانند «بلک واتر» اعتراض شديدي کرده که همه و همه از نهادي ضد جنگ خبر ميدهد. البته ميتوان گفت همه اينها ژست سياسي است، اما واقعيت اين است که او نيز مانند مک کين ميتوانست فضاي کاملا متفاوتي را بر گفتمان خود حاکم کند. به هر روي، واقعيات از روندي مخالف با حرکات نئومحافظهکاران جمهوريخواه حکايت دارد.
پس از بررسي اجمالي اوباما به عنوان يک فرد، به اوباما به عنوان يک حزب (دمکرات) ميپردازيم. به عبارت بسيار ساده، اگر سياست خارجي آمريکا را سياست «چماق و هويج» در نظر بگيريم و جمهوري خواهان و طيف نئومحافظه کار آنان را، آن گونه که سابقه نشان داده است، طرفدار راهكارهاي نظامي (همان چماق) بدانيم، دمکراتها را بيش از هر چيز ميتوان نماينده بخش هويج در نمودار سياست خارجي دولتهاي آمريکا دانست.
به عبارت ديگر، با توجه به تقسيم قدرت از سوي «جوزف ناي» به «نرم» و «سخت»، فعاليتهاي جمهوري خواهان و دمکراتهاي کنوني هر دو در دامنه «برخورد سخت» تعبير ميشود، اما حزب اول در بخش نظامي آن فعال و دومي در بخش اقتصادي آن فعال خواهند بود. از همين روست که ايرانيان بيش از هر گروه ديگري توسط جمهوريخواهان با تهديد نظامي و توسط دمکراتها تهديد و البته ترغيب اقتصادي شدهاند.
اين امر با توجه به تلاشهاي اخير [3] دمکراتهاي کنگره آمريکا براي اعمال تحريمهاي بيشتر عليه ايران در راستاي برخورد با برنامههاي هستهاي آن و البته مخالفت همان دمکراتها با ورود جورج بوش به جنگ با ايران[4] توجيهشدني است؛ بنابراين، ميتوان اينگونه قضاوت کرد که اوباماي دمکرات، بيش از هر چيز از مدخل سياست هويج با ايران برخورد خواهد کرد و تمايلي بيش از اين نيز نداشته و ندارد، چرا که به هر حال، او ايران و ايرانيان را دشمنان منافع آمريکا و آمريکاييان ميداند و در اين طرز تفکر، مشابه ديكر کانديداهاي هر دو طيف است.
در بخش نهايي نيز به رفتارهاي اوباما به عنوان يک شهروند آمريکايي و جهاني پرداخته ميشود. وضعيت دشوار اقتصادي آمريکا (بيکاري و مسکن و درآمد)، رشد فزاينده قيمت سوخت، گرم شدن زمين، و بحران جنگ عراق و افغانستان، بيش از هر چيز اوباما را بر آن ميدارد تا سياست و اقتصاد داخل را تعمير کرده و سياست خارجي را در حد ممکن کنار بگذارد. آمريکا هماکنون در عرصه جهاني وجهه بسيار ظالمانهاي دارد[5] و نيازمند بهبود اين تصوير با اعمال تصميمات اخلاقگراست که در شخصيت اوباما نيز اين ويژگيهاي اخلاقي موجود است.
از سوي ديگر، سابقه سه دهه تنفر متقابل دو کشور ايران و آمريکا از يکديگر، باعث ميشود که هر شخصيتي مانند اوباما، اگر وارد فضاي دوستي شود، مؤآخذه شده و رفتارش «ضد وطن پرستي» به شمار بيايد که براي آمريکاييان گناهي نابخشودني است.
بنابراين با توجه به موارد آمده، ميتوان چنين نتيجه گرفت که اگر ايران چالش اول سياست خارجي آمريکا باشد، به دليل عدم استقبال هر سه متغير مورد مطالعه از گزينه نظامي، جنگي در نخواهد گرفت و دولت اوباما به دنبال راههاي ديپلماتيک (همان تحريمها و ترغيبهاي اقتصادي) براي برخورد با ايران خواهد بود و البته در بخش راههاي ديپلماتيک نيز موارد زير محتمل است: تحريمها در وضعيت ايران تأثيري نخواهد داشت، اما اين رويه که در برابر جنگطلبي تعريف ميشود، جايگاه آمريکا را در عرصه بينالمللي تقويت ميکند. دولت اوباما به دليل فشارها و واقعيتهاي داخل آمريکا (مانند لابيها و ذهنيت آمريکايي) با دکتر احمدينژاد مذاکرهاي نخواهد داشت و منتظر نتايج انتخابات ايران در سال 2009 خواهد نشست.
به عبارت ديگر، تنها شانس انجام مذاکرات و برقراري روابط که ميان دولتي دمکرات در آمريکا و دولتي اصولگرا در ايران است (در صورت شكست اصولگرايان در انتخابات رياستجمهوري 2009) از بين خواهد رفت [6] و روند روابط ايران و آمريکا به سان چند سال گذشته و البته به سود ايران پيش خواهد رفت و برخوردهاي بين ايران و آمريکا همانند گذشته در منطقه و به طور واسطهاي ادامه پيدا ميکند.
* کارشناسي ارشد مطالعات آمريکا (دانشگاه تهران)
-------------------------------
پينوشت:
1. DAVID BROOKS (2008) “Obama Admires Bush”, New York Times from: http://www.nytimes.com/2008/05/16/opinion/16brooks.html?partner=rssnyt&
2. Obama, Barack (2007) The Audacity of Hope: Thoughts on Reclaiming the American Dream, Three Rivers Press
3 H.R. 6178, from: http://irannuclearwatch.blogspot.com/2008/06/new-sanctions-bill-introduced-surprise.html,
4. براي مثال، براي قوانين تصويبي کنگره براي جلوگيري از جنگ با ايران نگاه کنيد به:
http://www.newiranpolicy.org/536/15101.html
5. Title, Andrew E. (2008) “Inside Track: America’s Image Problems”, National Interest, from: http://www.nationalinterest.org/Article.aspx?id=17690
6. و در صورت انتخاب يک اصلاحطلب به عنوان رئيسجمهوري ايران، روابط آمريکا و ايران بدون هيچ پيشرفتي و در حد تعارفات و باز هم به سود ايران پيش خواهد رفت.
1. DAVID BROOKS (2008) “Obama Admires Bush”, New York Times from: http://www.nytimes.com/2008/05/16/opinion/16brooks.html?partner=rssnyt&
2. Obama, Barack (2007) The Audacity of Hope: Thoughts on Reclaiming the American Dream, Three Rivers Press
3 H.R. 6178, from: http://irannuclearwatch.blogspot.com/2008/06/new-sanctions-bill-introduced-surprise.html,
4. براي مثال، براي قوانين تصويبي کنگره براي جلوگيري از جنگ با ايران نگاه کنيد به:
http://www.newiranpolicy.org/536/15101.html
5. Title, Andrew E. (2008) “Inside Track: America’s Image Problems”, National Interest, from: http://www.nationalinterest.org/Article.aspx?id=17690
6. و در صورت انتخاب يک اصلاحطلب به عنوان رئيسجمهوري ايران، روابط آمريکا و ايران بدون هيچ پيشرفتي و در حد تعارفات و باز هم به سود ايران پيش خواهد رفت.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


