گسترش بلوتوثهاي خشونتبار حيوانات
تهران امروز: جوجه كلاغها در دل پرچين به خواب رفتهاند. چند جوان به آنها نزديك ميشوند. دوربين موبايلها روشن ميشود. صداي غارغار جوانان بلند ميشود. كلاغها از خواب ميپرند و منقارهايشان را به سوي صدا باز ميكنند. اما از غذا خبري نيست. دوباره به خواب ميروند. صداي«غارغار» جوانان بلند ميشود. جوجهها از خواب ميپرند. قهقهه آنها گوش فلك را نه جوجهها را كر ميكند و به سرعت خنده هايشان بلوتوث ميشود. بلوتوث مرگ خرس مادر وتولهاش هم به همه خانهها ميرسد. پنج شكارچي بدون هيچ اضطرابي زبان مادر و فرزندش را از حلقومآنان بيرون ميكشند. ماشهاي چكيده ميشود وپلنگي در دل كوههاي زاگرس از پا در ميآيد. پلنگ را كشان كشان به پايين ميكشاند. بلوتوثها در تمام شهر تكثير ميشوند.تن مرده پلنگ در همه كوچهها تشيع ميشود و اين سوال بيپاسخ ميماند؛ آيا قانوني وجود دارد كه توزيع كنندگان اين همه سنگدلي را بازدارد؟
«جاويد آل داوود»، رئيس انجمن حمايت از حيوانات و «هومن ملوكپور» دامپزشك همان ابتدا آب پاكي را روي دست همه ميريزند: در ايران قانوني كه بخواهد از حيوانات حمايت كند، وجود ندارد. البته به گفته هومن از يكسري مجاري قانوني ميتوان مفاهيمي را استخراج و راهكاري را براي نجات حيوانات پيدا كرد. در خاطرات او نيز بلوتوث متاثركنندهاي ثبت شده است. كودكان در بازيهاي كودكانه خود شوخي شوخي روي گربهاي بنزين ميريزند و او را به آتش ميكشانند. گربه اما جدي جدي در ميان آتش بيخبري آنها ميسوزد. بلوتوثها هم قاصدان شومي ميشوند تا صداي نالههاي گربه را از قزوين به گوش تمام كشور بكشانند. برخي از سايت هاي اينترنتي اين بلوتوث را بخش ميكنند اما با اعتراض هومن، دامپزشك و همكاران از روي سايتها برداشته ميشود. همين مسئله هومن را به اين نتيجه ميرساند كه حيوان آزاري در خون بعضي هاست. هومن بحث را به حكم «كلب» در قوانين اسلامي وشرعي ميكشد. براساس اين حكم اگر سگي نگهبان يا شكاري صدمه ببيند، صاحب آن ميتواند ادعاي ديه وخسارت كند. اوبه تهرانامروز ميگويد: اين قوانين امروز به حيوانات در حال انقراض ويوزپلنگ سمبل زيستي كشور هم تعميم داده شده است. به اعتقاد هومن، با توجه به اينكه خرس حيواني در معرض انقراض است، ميتوان اين حكم را درباره آن اجرا كرد يا درباره كشته شدن يوزپلنگ هاهم قانون كارگشاست. البته تا رسيدن به مجازات توزيع كنندگان بلوتوث آزار واذيت حيوانات راه زيادي باقي مانده است.
آل داوود، رئيس انجمن حمايت از حيوانات نيزاعتقاد دارد روزنههايي براي حمايت از حيوانات وجودارد. مثلا اگر حيوان كشته شده يا صدمه ديده صاحب داشته باشد، صاحب آن ميتواند در دادگاه شكايت كند. او بيش از هرچيزي به اصل پنجاهم قانون اساسي تكيه ميكنند كه حفاظت از محيط زيست را يك وظيفه عمومي ميداند. براساس اين قانون همه ميتواند از تخريبكنندگان وتهديدكنندگان حيات وحش شكايت كنند. او خوشبين ترين كسي است كه با تهرانامروز درباره مجازات توزيع كنندگان بلوتوثهاي اذيت و آزار حيوانات صحبت ميكند و اعتقاد دارد كه اگر فعاليتي جرم محسوب شود،پس پيگرد قانوني دارد. به اعتقاد او اشاعه يك رفتار غيرقانوني وغير انساني جرم است، بنابراين ميتوان درباره آن طرح دعوا كرد. آلداوود البته قانون مشخصي را سراغ ندارد كه به حكم آن بتوان سراغ توزيع كنندگان اين بلوتوثهاي شوم رفت. اما اعتقاد دارد كه وكلاي خبره از قوانين موجود هم ميتوانند براي دفاع از حيوانات استفاده كنند.
خنده تلخي روي لبانش مينشيند: هيچ قانوني كه بتوان بهوسيله آن از حيوان آزارديده حمايت كرد، وجود ندارد. نميخواهد نامي از او برده شود. او كسي است كه وكالت پروندههاي بيسرانجام زيادي را درباره صدمه زدن به حيوانات به عهده گرفته است. او به تهرانامروز ميگويد: در قوانين مجازات اسلامي مادههايي درباره حمايت از حيوانات حلالگوشت كه تلف ميشوند، وجود دارد. همچنين در قوانين سازمان محيط زيست يكي دوماده در رابطه با پرندگان تحت حمايت و در حال انقراض وجود دارد. اما هيچ ماده قانوني براي جريمه كردن كسي كه حيواني را آزار ميدهد، مثلا سگي را ميزند يا پرندهاي را ميكشد يايوزپلنگي را زير ميگيرد، وجود ندارد. البته مسئله بغرنج تر از اين حرف هاست. در خاطرات او دادگاهي شكل ميگيرد كه دو پرندهباز برسر كبوتران نزاع كردهاند. حكميت را به قاضي دادگستري ميسپارند. دادگاه پس از مشخص كردن ديه ومجازات، براي رفع اختلاف بين طرفين حكم به كشتن 170 كبوتر ميدهد. هرچند بعدها دادگاهي ديگر حكم اين قاضي را باطل ميكند. در خاطرات «جاويد آل داوود» رئيس انجمن حمايت از حيوانات نيز گرسنگي، خرس قهوهاي را از كوههاي سبلان به تبريز ميكشاند. خرس در خرابههاي دانشگاه آزاد پناهنده ميشود. بچههاي دانشجو به او غذا ميدهند تا از گرسنگي نجات بيابد. در تمام اداره كل محيطزيست استان و دامپزشكي آن يك تفنگ براي بيهوش كردن خرس و برگرداندن آن به دامان طبيعت پيدا نميشود. يكي از مراجع قضايي حكم به كشتن آن ميدهد. خرس بيپناه به گلوله بسته ميشود. انجمن حمايت از حيوانات شكايت ميكند و وكيل ميگيرد. مسئول قضايي صادر كننده دستور شليك محكوم ميشود. اما براي خرس قهوهاي اين حكم، نوشدارو بعد از مرگ سهراب ميشود.
همين مسئله كارشناسان را به اين نتيجه رسانده است كه پروندههاي شكايت از كشتار مستقيم با توجه به قوانين موجود راه به جايي نميبرد. چه برسد كه بخواهند موضوع توزيعكنندگان بلوتوثها و فيلمهاي كشتار و اذيت و آزار حيوانات را تعقيب كنند. وكيل يكي از پروندهها حتي اميدهاي آل داوود براي حمايت از حيواناتي كه صاحب دارند را هم به يأس تبديل ميكند. او به تهرانامروز ميگويد: پرونده شكايت از مجرمان قتل يك ميمون در درآباد را به عهده گرفته اما متاسفانه نتوانسته است به نتيجه برساند.
مجرمان ميمون را بعد از كشتن، تاكسيدرمي كردهاند. اما با وجود داشتن صاحب، قوانين راهي را پيش پاي خواهان نگذاشته است. او اعتقاد دارد طرح شكايت از قاتلان حيوانات فرياد زير آب است و صداي آن به كسي نميرسد. به نظر ميرسد كه بيش از هرچيزي نمايندگان مردم در خانه ملت ميتوانند با وضع قوانين لازم،حيوانات بيزبان وبي گناه را زير چترحمايتي وقانوني خود بگيرند. نگاهي به پرونده محكوميت قاضي پرونده خرس قهوهاي نشان ميدهد تنها قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي ميتواند به سرگرداني گونههاي حيواني در كشور پايان دهد.
خرس قهوهاي از گونههاي در معرض خطر انقراض كشور است. قوانين مصوب مجلس هم چتر حمايتي خود را روي اين گونهها گشوده است. همين قوانين هم قاضي اي كه راي به كشتن خرس داده بود را محكوم كرد. بنابراين تنها بهارستانيها ميتوانند پاياني براي بلوتوثها وفيلمهاي شومي كه زجر و مرگ حيوانات بيگناه را به نظاره مينشينند، بنويسند. آيا اين اتفاق خواهد افتاد؟


