انتقاد مجلس از موازی كاری در فعالیتهای فرهنگی خارج از كشور
دفتر مطالعات فرهنگی مركز پژوهشهای مجلس با اشاره به این كه طی30 سال گذشته نهادها و مؤسسات دولتی و غیردولتی درباره فعالیتهای فرهنگی در خارج از كشور پیگیر بودهاند، اعلام كرد كه، این نهادها و مؤسسات به لحاظ جایگاه قانونی و اهداف و وظایف، تداخل و موازیكاریهای متعددی با یكدیگر دارند.
به نوشته «آرمان»، به نقل از روابط عمومی مركز پژوهشهای مجلس، دفتر مطالعات فرهنگی این مركز وضعیت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار داد كه در نتایج این بررسیها با اعلام این مطلب كه در طول 30 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی نزدیك به 30 نهاد و مؤسسه دولتی و غیردولتی به گونهای فعالیتهای فرهنگی را در خارج از كشور انجام دادهاند، اعلام كرد كه این نهادها و مؤسسهها به لحاظ جایگاه قانونی و اهداف و وظایف، تداخل و موازیكاریهای متعددی با یكدیگر دارند؛ جایگاه قانونی آنها متفاوت بوده و وضعیت فعالیتهای حاكمیتی و اجرایی آنها نیز مبهم و نامشخص است.
در ادامه این گزارش خاطرنشان شده است كه از 30 نهاد فعال، 12 نهاد اساسنامه مصوب مجلس شورای اسلامی دارند و 9 نهاد دارای اساسنامه مصوب مقام معظم رهبری هستند، سایر نهادها نیز یا فاقد اساسنامه بوده و یا اساسنامهها آنها به تصویب یكی از نهادهای ذیصلاح رسیده است.
در این میان وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دو نهاد عمده و اصلی فعال در حوزه دیپلماسی فرهنگی هستند.این گزارش میافزاید: اگر چه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ذیل ساختار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد اما به دلیل اینكه اساسنامه آن مصوب رهبری است، خود را پاسخگوی مجلس شورای اسلامی نمیداند؛ در حوزه سیاستگذاری چهار دستگاه و نهاد وجود دارد در حالی كه 9 دستگاه و نهاد وظیفه برنامهریزی دارند، 9 دستگاه وظیفه نظارتی و 7 دستگاه وظیفه هدایت و حمایت در عرصه دیپلماسی فرهنگی برای خود قائلند.
در ادامه این گزارش تاكید شده است: در عرصه فعالیتهای اجرایی نیز 14 دستگاه به امر پژوهش و 13 دستگاه به فعالیت آموزشی مشغول هستند، این در حالی است كه مقام معظم رهبری در دیدار با رایزنهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به صراحت بر ضرورت مقابله با موازی كاری و تداخل وظایف تأكید داشتهاند، كه به نظر میرسد در این راستا تاكنون اقدام جدیای صورت نگرفته است.دفتر مطالعات فرهنگی مركز پژوهشها در ادامه گزارش خود آورده است: در نتیجه وضعیت، نامشخص قانونی، وظایف و اهداف موازی و روشهای فعالیت یكسان و متداخل برای مخاطبان واحد، آسیبها و چالشهای دیگری در ساختار مدیریتی و منابع انسانی و بهرهوری این دستگاهها ایجاد شده است كه در گزارشهای آتی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
حقیقت این است که در حوزه فرهنگی ، رایزنی های فرهنگی یکی از ضعیف ترین مجموعه ها هستند و دقیقا به همین دلیل است که مراکز دیگری احساس وظیفه و تکلیف میکنند و حرکتی را آغاز میکنند و بعد این حرکت دارای تداخل و موازی کاری تعبیر میشود در حلیکه برخی دفاتر رایزنی فرهنگی اساسا فعالیتی ندارند که با دیگران موازی باشد یا نباشد !
این حقیر در بازدیدی که از مراکز جمهوری اسلامی در منطقه بالکان (شامل بوسنی و هرزگوین ، صربستان ، کرواسی ، مونته نگرو ، کوزوو و غیره) داشتم که برای جمهوری اسلامی منطقه بسیار مهمی است ، رایزنی های فرهنگی را نیمه فعال و در حال کما دیدم.
بهترین کار آن است که نماینده ویژه ای از سوی دفتر مقام معظم رهبری یا از طرف سازمان فرهنگ و ارتباطات در یک دوره سفر طولانی به کشورها اعزام شود و با تمام ارگان های موجود به طور مجزا جلسات یک روزه ای داشته باشد تا از چند و چون کار آگاه شوند و از طرف دیگر گزارشات هر ارگان را در معرض نقد دیگر ارگان ها و یا در معرض نقد ایرانیان مقیم (بدون ذکر نام نشان) قرار دهند تا واقعیت داستان معلوم شود .
نتیجه کار اینهمه نور چشمی چیست؟؟
با این بهانه و با صرف این همه هزینه آقازاده ها را به خارج میفرستند و دست آخر هیچ!



