صداوسیما دریای مازندران را تقسیم کرد!
در حالی که در سال های اخیر، سرنوشت سهم ایران از دریای کاسپین یا دریای مازندران و حقوق ملی نسل های ایرانی از این دریا در معرض تهدید جدی همسایگان قرار گرفته و این مسأله در سکوت توجیه ناشدنی رسانه های داخلی مدت ها است، نگرانی ایرانیان میهن دوست را موجب شده است، به تازگی صدا و سیما در اقدامی تأمل برانگیز در بخش هایی از نقشه های اعلام وضعیت هوای کشور، دریای مازندران را تقسیم شده و آن هم با سهمی غیر واقعی برای ایران به نمایش می گذارد!
به گزارش «تابناک»، این اقدام نسنجیده و تأسفبار، در حالی انجام می گیرد که علاوه بر این، چندی است رسانه ملی در برخی بخش های خبری خود، بی توجه به تذکرات متعدد و انتقادهای تلفنی بینندگان در نمایش نقشه خلیج فارس، نام و موقعیت جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را نیز حذف کرده و به نمایش نمی گذارد!
این در حالی است که رادیو تلویزیون و دیگر رسانه های دولت های عربی دوست و دشمن، خود را متعهد می دانند در همه بخش های خبری خود با کاربرد نام جعلی برای خلیج فارس، جزایر سه گانه همیشه ایرانی را با نام جعلی و در مرزهای امارات به نمایش بگذارند.
در این میان، توجه به چند نکته مهم است:
1 ـ بی تردید، وظیفه اولیه رادیو تلویزیون و مطبوعات هر کشور به عنوان سنگر اصلی و خط مقدم حفظ هویت ملی و فرهنگی مردم خود، بسترسازی و برنامه ریزی های بلندمدت سیاسی ـ اجتماعی و تأمین و پشتیبانی از سیاست های راهبردی بر پایه منافع ملی و تمامیت ارضی کشور است.
اقدام توجیه ناشدنی صداوسیما در نمایش نقشه مرزبندی شده دریای مازندران ـ که به نادرستی تنها توسط ایرانیان و نه هیچ یک از کشور های دنیا با نام خزر نامیده می شود ـ در حالی است که کشور روسیه و دولت باکو، با پشتیبانی آمریکا و اسراییل، ایران را تحت فشار شدید گذارده اند که از حق ایران از این دریا چشم پوشیده و حتی به سهم بسیار کمتر سیزده و نیم یا یازده درصد راضی باشند و دم فرو بندند! و با این حال، خوشبختانه با مقاومت مسئولان ایرانی تا امروز هیچ سند مکتوبی برای این خفت تاریخی به امضا نرسیده است.

مرز بندی ضد ایرانی و استعماری دریای کاسپین، خط سیاه رنگ ـ خط موهوم آستارا حسینقلی ـ سهم 11 درصدی، خط قرمزرنگ ـ که مورد استفاده صدا و سیما قرار گرفته ـ سهم 13.5 درصدی را برای ایران مشخص میکند. لکه آبی بزرگ حوزه نفتی البرز ایران است که با نام جعلی «آلو» مورد ادعای ارضی جمهوری آذربایجان است، لکههای زرد منابع مورد بهرهبرداری و لکههای خاکستری منابع احتمالی بهرهبرداری نشده نفت را نشان میدهد.
از دیدگاه حقوقی و بنا بر قراردادهای 1921 و 1940 بین ایران و شوروی و بر خلاف نظر برخی مخالفان ایرانی که سنگ غیر ایرانیان را به سینه می زنند، کشور ایران از حق 50 درصدی از کل دریا از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ـ به جز ده مایل انحصاری ماهیگیری ویژه هر یک از دو کشور ـ برخوردار است.
به موجب بخشی از فصل سوم عهدنامه مودت 1921 میلادی، «طرفين معظمتين متعاهدتين با حقوق مساوي از رودخانه اترك و دیگر رودخانهها وآبهاي سرحدي بهره مند خواهند شد.»
به موجب فصل يازدهم، این قرارداد عهدنامه تركمن چاي را كه حق داشتن بحريه ـ نیروی دریایی ـ را در دریای کاسپین از ايران گرفته، از درجه اعتبار ساقط دانسته، «طرفين رضايت ميدهند كه از زمان امضای اين معاهده، هر دو بالسويه حق كشتيراني آزاد در زير بيرقهاي خود در بحر خزر را داشته باشند.»
این عهدنامه به طور آشكار بر «حقوق مساوي» طرفين تأكيد کرده است. اين تصريح منحصر به موضوع كشتيراني نيست، بلكه هر كجا كه پیشتر حقوقي از ايران تضييع شده، عهدنامه صراحتاً به حقوق مساوي تأكيد کرده است.
قرارداد 1940 نيز ديدگاههاي كلي ايران و شوروي را بر پایه اصل «تساوي حقوق» درباره حضور مشترك و با حقوق مساوي در دريای کاسپین ارایه داده است.
با وجود این، در گذشته، دولت پهلوی نخواسته و یا نتوانسته از این سهم بهره ببرد و متأسفانه، برخی مسئولان کنونی و حتی کارشناسان ایرانی، در حالی که در مسأله حقوق ملی ایران در خلیج فارس پافشاری می کنند، در موضعی انفعالی و عجیب بر خلاف منافع ملی ایران سخن از سهم ناچیز 20 درصد و یا کمتر به میان آورده اند که البته با واکنش و مخالفت قاطع صاحبنظران و متخصصان ایران دوست روبه رو شده است.

نمونه ای از نقشه صحیح با ترسیم کامل دریای کاسپین و خلیج فارس در شمال و جنوب ایران که باید مورد استفاده ایرانیان قرار گیرد.
این مخالفان منافع ملی ایرانیان گفته اند، با توجه به طول ساحل چگونه ممكن است 50% از درياچه به جمهوري اسلامي ايران تعلق داشته باشد، در حالی که دیدگاه موافقان 50% نمی گوید درياچه بايد تقسيم شود، زيرا حقوق برابر ما، مغاير با قاعده تقسيم است، بلكه ايران در همه درياچه مازندران از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب با سهم 50% و به صورت مشترك و مشاع سهيم است؛ البته با احترام به حق انحصاري ماهيگيري در ده مايل ساحلي و این بهره برداری مشاع و مشترك از همه منابع درياچه به نسبت 50% براي جمهوري اسلامي ايران و 50% براي جمهوري هاي قائم مقام و وارث شوروي سابق که تجزیه و تقسیم آن به چهار کشور ساحلی در گذشته و تقسیم های احتمالی آن به کشورهای بیشتر در آینده، هیچ ارتباطی به ایران ندارد.
3 ـ اشتباه و خطای بزرگ دیگری که متأسفانه در نقشه های مورد استفاده در صدا وسیما و سایر رسانه ها و نیز کتاب های درسی انجام می شود، استفاده از نقشه خشکی های ایران بدون دریاهای شمال و جنوب ایران و یا ترسیم ناقص دریای مازندران ـ بدون بخش شمالی آن ـ و نقشه ناقص خلیج فارس ـ بدون کرانه های جنوبی آن از جمله امارات و بحرین ـ است.
این در حالی است که پیشینه تاریخی و منافع ملی و استراتژی بلند مدت ایران، ایجاب می کند تمام درياچه مازندران و خلیج فارس، شامل همه کرانه های جنوب و شمال آنها، باید به طور كامل، جزو نقشه جمهوري اسلامي ايران در رسانه های گروهی به ویژه صداوسیما و كتاب هاي درسي و نقشه هاي رسمي دولتی ترسیم و به کار گرفته شود تا علاوه بر یادآوری پیشینه تاریخی این دریاها به عنوان ضریب امنیتی در برابر دسیسه های دشمنان، یکپارچگی ایران زمین به کار رود.
در پایان ذکر این نیز لازم است که ناتوانی برخی در استیفای حقوق ملی و سرزمینی ملت ایران در دریای مازندران و حوزه های دیگر از جمله خلیج فارس، نافی اصل این حقوق نخواهد بود و تا استیفای کامل آن ها برای نسل های ایرانی این حقوق ملی پای بر جا خواهند بود.
مسئولان كاري كنيد.
واقعا این حرکت صدا و سیما قابل باز خواست است. پاینده باد شهیدان 8 سال جنگ تحمیلی
حالا اگه جرئت دارید نظرمو چاپ کنید





