چگونگی قتل برادر زن به دست داماد فقير
تهران امروز: گچكاري كه برادر زن خود را به قتل رسانده بود در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد.
ماموران شهر قدس از يك نزاع فاميلي خونين با خبر شدند.آنها با مراجعه به محل حادثه متوجه شدند مردي به نام حسين با ضربه چاقو برادرزن خود را به قتل رسانده است. حسين در محل بازداشت و به اداره آگاهي منتقل شد. وي همان ابتدا مسئوليت قتل را به عهده گرفت و چگونگي آن را توضيح داد: چهار سال پيش با دختر يكي از اقوام خود كه در قلعه حسنخان زندگي ميكرد ازدواج كردم. من آن موقع با خانواده پدري ام در نورآباد زندگي ميكردم.زنم را به نورآباد بردم و همانجا زندگي مشترك خود را آغاز كرديم. درنورآباد كار نبود به همين خاطر تصميم گرفتم به شهري ديگر در غرب كشور بروم تا شغلي براي امرار معاش پيدا كنم.
پدر همسرم از اين ماجرا با خبر شد و پيغام فرستاد يا در همان نورآباد ميماني و همانجا كار ميكني يا به تهران ميآيي. حق بردن دخترم به غرب كشور را نداري اگر ميخواهي اين كار را بكني بايد اول دخترم را طلاق بدهي.
من نميخواستم به تهران بيايم چون پدرزنم اخلاق تندي داشت و سر هر موضوع كوچكي شر به پا ميكرد ولي همسرم اصرار كرد كه به تهران بياييم و من هم قبول كردم. به تهران آمدم و گچ كاري را پيشه كردم برادرزنم مهدي (مقتول) هم پيش من كار ميكرد. مهدي از خواهر من خوشش آمده بود وآن دو قصد ازدواج با هم را داشتند به همين خاطر روابط ما نزديكتر هم شده بود. ما صبح و شب كار ميكرديم و من به زحمت از پس خرج و مخارج زندگي ام برميآمدم چون كه مستاجر بودم و اجاره خانه سنگيني ميدادم.يك روز همسرم با خوشحالي خبر از حاملگي خود داد. اين اتفاق خيلي خوبي بود و خدا را شكر كردم كه ميخواهد پس از چهار سال ما را بچه دار كند. خرج زايمان همسرم خيلي زياد شد و من هرچه پس انداز داشتم خرج آن كردم. تا اينكه پسرمان به دنيا آمد. يكمرتبه ديد و بازديدهايمان زياد شد و ديگر هيچ پولي برايم نماند.چند روز قبل از حادثه مهدي به من گفت ديگر نميخواهد با من كار كند.من كه با رفتن او دست تنها ميشدم به او اصرار كردم بگذارد اين كاري را كه گرفته ايم تمام شود بعد برود ولي او زير بار نرفت. فردا با خواهش و تمنا از پدرم خواستم به كمك بيايد و او هم قبول كرد.
روز حادثه همسرم گفت بايد براي آزمايش خون به بيمارستان برويم. آنجا كه رفتيم ديگر هيچ پولي برايم نماند و وقتي به خانه برگشتيم فقط 400تا تك توماني داشتم.تازه به خانه رسيده بوديم كه مهدي هم آمد. چند دقيقه بعد پدرخانمم زنگ زد و گفت مهدي را دوباره سر كار ببر و پدرت را از كار اخراج كن. من گفتم نميتوانم چون پدرم را با اصرار سر كار بردهام درست نيست الان به او بگويم ديگر سر كار نيايد.سر اين موضوع اعصابم خرد شد. از اين طرف يكمرتبه خواهر و مادرم سر رسيدند ما نان شبمان را نداشتيم بخوريم مهمان هم آمده بود. اين قضيه هم مرا بدجوري ناراحت كرد. رفتم گوشهاي نشستم و از غصه در لاك خودم فر ورفتم.يكمرتبه همسرم به مهدي گفت تلويزيون را كم كن حسين ناراحت است. مهدي هم از اين تذكر همسرم ناراحت شد.
من به حمام رفتم وقتي برگشتم ديدم مهدي رفته است به همسرم گفتم چرا گذاشتي مهدي برود او با ناراحتي گفت تو باعث ناراحتي مهدي شدي اگر اخم نميكردي او نمي رفت.او به شدت گريه ميكرد كه مهدي دومرتبه سر رسيد او آمده بود تا گوشي تلفن همراه همسرم را به او پس بدهد كه ديد او دارد گريه ميكند با من جر و بحث كرد و درگيري كوچكي بين ما پيش آمد.
مهدي رفت ولي همسرم شروع به شيون كرد وقتي از او پرسيدم چرا داد و هوار مي كند گفت تو خانواده ما را نمي شناسي الان اينجا ميآيند و قيامت به پا ميشود.پيش بيني همسرم درست بود دقايقي بعد ديدم خانواده همسرم با چوب و چماق دارند پاشنه در را از جايش درمي آورند. آنها درها و پنجرهها را خرد كردند. وارد خانه شدند.اولين كسي كه جلو آمد مهدي بود؛ او به سمت من آمد، من هم چاقويي برداشتم تا از خودم دفاع كنم. چاقو را به سمت او پرتاب كردم كه همان باعث قتل او شد.
دادگاه متهم امروز در دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد و متهم در دفاعيات خود ضمن ابراز ندامت، فقر و بي پولي را باعث و باني اصلي اين جنايت دانست.


