افشای راز 6 ساله قتل وکیل تهرانی
وطن امروز: عامل قتل وکیل پایه یک دادگستری تهران پس از گذشت 6 سال با پای خود نزد پلیس رفت و تسلیم شد.
این وکیل در تاریکی شامگاهی وقتی میخواست به خانهاش برود مورد حمله قاتل قرارگرفته بود و هیچکس عامل جنایت را نمیشناخت.
در سال 83، پلیس جنایی پایتخت خود را در برابر قتل وکیل 80 سالهای به نام «صالح نعیمی» دید که در کوی «اقاقیا»ی محله میرداماد قربانی سرقتی مرگبار شده بود. رهگذران فرار سایه مردانهای را در تاریکی شامگاهی دیده بودند و وقتی پلیس به همراه بازپرس شهریاری از شعبه 7 دادسرای امور جنایی بالای سر جسد حاضر شد، در تحقیقات میدانی پی برد وکیل سالخورده در جریان دزدیده شدن کیفش وقتی مقاومت کرده بود به قتل رسیده است.
کارآگاهان بررسیهای گستردهای انجام دادند، همه شاخههای تخصصی به گرههای کور برمیخورد، ردیابی مدارک و اموال داخل کیف وکیل صالح نعیمی نیز به بنبست خورد. تیم تحقیق در قویترین فرضیه یک دزد را تحت تعقیب قرار دادند که بدون نقشه دست به این جنایت زده بود چرا که بررسیها نشان میداد قاتل نمیتوانسته آشنا بوده باشد و حتما به صورت گذری وقتی پیرمرد وکیل را در خلوت کوچه اقاقیا دیده است با وی گلاویز شده و با کشاندن وکیل نعیمی داخل شمشادها وی را به قتل رسانده است تا بتواند کیفش را به سرقت ببرد.
معمای قتل وکیل پایه یک تهران در هالهای از ابهام ماند تا اینکه پس از گذشت 6 سال عذاب وجدان، قاتلی را روانه پلیس کرد.
روز 12 مردادماه سال جاری مردی به نام سعید با پای خود نزد پلیس رفت و ادعای عجیبی کرد. این مرد ابتدا گفت که یک دزد است سپس در حالی که گریه میکرد از کابوسهای 6 ساله به خاطر یک جنایت پرده برداشت.
سعید گفت: «از مدتها پیش در محلههای خلوت پرسه میزدم تا زورگیری کنم، همیشه چاقویی به همراه داشتم و با تهدید طعمههایم کیفها یا پولهایشان را به زور گرفته و فرار میکردم».
وی افزود: «یک شب در سال 83 در میرداماد پیرمردی شیکپوش را دیدم که کیفی به دست داشت. سراغش رفتم خلوت بود. با تهدید چاقو وی را پشت شمشادها کشاندم و خواستم کیفش را به من بدهد، مقاومت کرد و گلاویز شدیم من از ترس، کنترل کارهایم را از دست دادم ضرباتی به وی زده کیف را برداشته و فرار کردم».
دزد جنایتکار گفت: «فردای شب جنایت به همان خیابان رفتم و شنیدم پیرمرد وکیل بوده و کشته شده است. از وقتی فهمیدم دست به چه کاری زدهام شب و روز ندارم، عذاب وجدان دست از سرم برنمیدارد و شبی نیست کابوس نبینم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را تسلیم کرده و خلاص شوم».
بازپرس شهریاری با توجه به مطابقت ادعاهای سعید با چگونگی جنایت وی را با قرار بازداشت موقت در اختیار کارآگاهان قرارداد تا با بازسازی صحنه قتل و اقدامات تکمیلی، دزد جنایتکار روانه زندان شود.


