ابهام در پرونده موتورخانه
تهران امروز: ادعاهاي متناقض متهم و همسرش پرونده قتل صاحبخانه وي را وارد ابهام بيشتري كرد.
مهرماه سال گذشته پليس ورامين جنازه مرد ميانسالي به نام رضا را داخل خانهاي پيدا كرد.جنازه كارد آجين شده و مقتول با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بود.
به دستور بازپرس ويژه قتل پروندهاي براي اين جنايت تشكيل شد و چندي بعد يكي از دوستان مقتول به نام مجيد دستگير شد.مجيد در همان ابتداي دستگيري به قتل رضا اعتراف كرد و گفت مقتول از مدتها پيش همسرم را تهديد ميكرد و با اين كارش زندگي ما را به هم ريخته بود به همين خاطر او را كشتم.
اولين جلسه محاكمه اين متهم چند ماه قبل برگزار شد و در آن جلسه متهم بار ديگر تاكيد كرد كه مقتول را به خاطر مزاحمتهايي كه براي همسرش ايجاد ميكرده كشته و استعلام از مخابرات اين قضيه را مشخص خواهد كرد. محاكمه دوم اين متهم ديروز در شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد و در ابتداي جلسه نماينده دادستان با خواندن كيفرخواست گفت: بهرغم ادعاي متهم ؛ دادستاني بر محرز بودن جرم توسط متهم مصر و خواهان مجازات وي است.
پس از آن اولياي دم مقتول درخواست قصاص متهم را كردند و تريبون را به وكيل مدافع خود سپردند. وكيل اولياي دم هم در دفاعيه خود گفت: ادعاي مجيد مبني بر تعرض مقتول به همسرش دروغ است و وي رضا را با انگيزه ديگري كشته است.مجيد معتاد به مواد مخدر بوده و به همراه خانواده خود در محل وقوع قتل كه ملك مقتول بوده است سكونت داشته است. مقتول هم به خاطر اعتياد وي آنها را از خانه بيرون كرده بود.به همين خاطر هم متهم دست به قتل او زده است.
در اين وقت نوبت به مجيد رسيد كه از خود دفاع كند: من رضا را كشتم و اين را انكار هم نميكنم. اما من او را بهخاطر اذيت و آزار همسرم كشتم نه به خاطر اخراج ما از خانه.آقاي قاضي!چند روز قبل از اين قتل وقتي من خسته از سر كار به خانه آمده و تازه در رختخواب دراز كشيده بودم يكمرتبه گوشي موبايلم به صدا در آمد. از آنطرف گوشي صداي فرياد زن و بچه ام را شنيدم.آنها گريه ميكردند و كمك ميخواستند.قرار بود همسرم فرزندمان را كه مشكل شنوايي و گفتاري دارد براي درمان به بهزيستي ببرد. از گريههاي او فهميدم اتفاق بدي براي او افتاده است صداي مقتول را كه شنيدم متوجه شدم او زنم را ربوده است.مانده بودم چه كار كنم كه ساعتي بعد همسرم به خانه آمد. روي صورت فرزندم جاي انگشتان مقتول مانده بود با ديدن اين صحنهها خونم به جوش آمد و تصميم به كشتن رضا گرفتم.
اما چيزي نگذشت كه پشيمان شدم. چند روزي گذشت اما باخبر شدم كه رضا همچنان دست از تهديد همسرم برنداشته است. ديگر بايد او را ميكشتم.روز حادثه از ديوار خانه رضا بالا رفتم. وقتي مرا ديد ترسيد و جا خورد بلاهايي كه سر همسرم آورده بود را به او گفتم وقتي فهميد من از آنها خبر دارم خيلي ترسيد و التماس كرد او را نكشم اما من ديگر به او رحم نكردم.
قاضي: پس چرا موبايل مقتول را سرقت كردي؟
متهم: آنرا برداشتم تا قابل شناسايي نباشم.سيمكارتش را از بين بردم و گوشي را هم به يكي از دوستانم دادم.
قاضي: چطور با مقتول آشنا شدي؟
متهم: با صاحبخانه قبلي ام مشكل پيدا كرده بودم و جايي براي سكونت نداشتم مقتول از من خواست كه به خانه او بيايم و در موتورخانهاش زندگي كنم تا وقتي كه خانه جديد پيدا كنم من هم از خدا خواسته قبول كردم.در مدت دو ماهي كه در اين موتورخانه بوديم مقتول حتي در غياب من هم به خانه ام ميآمد و اين قضيه مرا رنج ميداد.
يك روز همسرم پريشان پيش من آمد و گفت امروز مقتول او را با اين ترفند كه شوهرت در موتورخانه منتظر توست سوار ماشين كرده و به آنجا برده و در آنجا او را مورد آزار قرار داده است. آن شب به سراغ رضا رفتم ولي او را نديدم دو هفتهاي گذشت تا او را به قتل رساندم.
بعد از ادعاهاي متهم قاضي از همسر متهم خواست كه دراين باره توضيح دهد: آن روز تازه داشتم از بهزيستي برميگشتم كه مقتول مرا در خيابان ديد. با بيان اينكه شوهرت در موتورخانه منتظر توست مرا سوار موتور كرده و به آنجا برد. بعد هم به زور به من تعرض كرد.
قاضي: شوهر شما ميگويد مقتول هروقت ميخواست و در غياب شوهر شما به خانه تان ميآمد اين موضوع را قبول داريد؟
همسر متهم: فقط وقتي شوهرم بود به آنجا ميآمد.
بعد از شنيدن اين اظهارات دادگاه قضات تشكيل جلسه دادند تا به چند تناقض رسيدگي كنند. قضات پرونده در حال حاضر در حال بررسي همين تناقضات هستند و هنوز رايي در اين باره صادر نكرده اند.


