صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

«در مسير زاينده‌رود» و باتلاقي به نام شهرت

حسن فتحی كه این سالها بسیار موفق در عرصه سینما و تلویزیون ظاهر شده، در این مجموعه بخوبی فرو رفتن برخی از افراد مشهور در باتلاقی به نام شهرت را به تصویر كشیده و به زیبایی آن را به ریختن آب زاینده رود به باتلاق گاوخونی تشبیه نموده است.
کد خبر: ۱۱۷۹۴۶
| |
4484 بازدید

ایرنا: شهرت و حاشیه‌های آن همواره برای هنرهای نمایشی بخصوص سینما و تلویزیون جذابیت خاصی داشته و نمونه‌های زیادی برپایه این مقوله تولید شده است.
   
در این میان، ورزشكاران بیشتر روی بورس بوده و در كانون توجه سینماگران قرار داشته اند. نمونه‌های وطنی اش را می‌توان در فیلم‌های 'فوتبالیست‌ها' ساخته علی اكبر ثقفی و 'مثلث آبی' به كارگردانی‌هادی صابر سراغ گرفت كه البته هیچكدام به دلیل ضعف‌های ساختاری و محتوایی مورد توجه عموم قرار نگرفتند.

حال این بار 'حسن فتحی' با كوله باری از سریال‌های موفق به سراغ این قشر آمده و داستان تراژیكش را برپایه آن بنا نهاده است. در واقع 'علیرضا نادری' كه به فیلمنامه نویس ثابت كارهای فتحی تبدیل شده با محور قرار دادن كاراكتر 'مهران سارنگ' فوتبالیست به دنیای آدم‌های مشهوری نقب زده كه شهرت كاذب از خود بی خودشان كرده و در لحظه‌ای غفلت فاجعه‌ای را خلق می‌كنند.

این موقعیت تراژیك كه سالیان سال پای ثابت صفحه حوادث روزنامه‌ها بوده تا به امروز بارها مورد استفاده سناریونویسان قرار گرفته اما نادری با زیركی خاصی كلیشه‌ها را به كار گرفته و ظرافت‌های منحصر به فردی را به لایه‌های زیرین داستان تزریق كرده است. بحث تقابل سنت و مدرنیته كه این روزها بسیار مورد توجه قرار گرفته، درونمایه اصلی داستانی است كه در پوسته ظاهریش خبری از آن نیست.

نویسنده برای حصول نتیجه، بیشترین تمركزش را روی شخصیت پردازی گذاشته و كاراكترهای با هویت و اصیل را خلق نموده است. سختی كار وی هنگامی بیشتر به چشم می‌آید كه به مكان وقوع داستان و كاراكترهای آن توجه می‌كنیم. در اینجا شهر اصفهان خود به شخصیتی كلیدی تبدیل شده و صرفا در تصاویری كارت پستالی و توریست پسند خلاصه نشده است.

انتخاب ساختمانی قدیمی با معماری مسحوركننده دوره صفویه به عنوان خانه 'ملك منصور' نقش مهمی در اتفاق‌های بعدی داستان داشته و ریشه تفكرات وی را به بهترین شكل به نمایش می‌گذارد.



این كاراكتر خاكستری در طول داستان از پیرمردی زنده دل كه هوس تجدید فراش كرده به فردی درهم شكسته با قلبی ترك برداشته تبدیل شده و این سیر تدریجی بسیار آرام و باورپذیر طی شده است.

در كنار وی باید به كاراكتر 'بهزاد مصیب' اشاره كرد كه پیش از این نمونه‌های مشابه آن را در كارهای حسن فتحی شاهد بوده ایم. كشتی گیری قدیمی كه هنوز به ارزش‌های پهلوانی پایبند بوده و تقابلش با مهران سارنگ دو روی سكه ورزش را به بیننده نشان می‌دهد. سكه‌ای كه یك رویش شهرت و روی دیگرش محبوبیت است كه این روزها بسیاری از ورزشكاران بخصوص فوتبالیست‌ها اولی را ترجیح می‌دهند!

در واقع بهزاد ستون خانواده‌ای است كه همه جور شخصیتی در آن دیده می‌شود از ملك منصور گرفته تا فرهاد كه این كاراكتر دلنشین آنها را به هم وصل كرده و مانع ریزش آن می‌شود.

كاراكتر مهران سارنگ با توجه به شغلش بسیار نزدیك به لبه تیغ بوده كه اندكی لغزش می‌توانست هم كلیت اثر را زیر سؤال ببرد و هم واكنش‌های شدیدی را از جانب این قشر موجب شود كه البته این اتفاق رخ نداده است.

وی نمادی از انسان‌های خودشیفته‌ای است كه در هر حرفه‌ای وجود دارند و همواره از نوك بینی خود فراتر نمی روند!. تصادف او با 'مسعود مصیب' نیز كه به قتل وی منجر می‌شود، مهران را تكان نداده و از اسب غرور به زیر نمی كشد كه این امر بخوبی به تصویر كشیده شده است.

شخصیت 'سماواتی' به عنوان كاتالیزور در داستان قرار داده شده است. از یك سو دل در گروی سنت‌ها داشته و از سوی دیگر در تجارت بین الملل فعال است. این وجوه متضاد، كاراكتر یاد شده را عمق خاصی بخشیده و رنگ خاكستری را بر آن غالب می‌كند.



استفاده از گویش اصفهانی ریسك بزرگی بوده كه فتحی و گروهش به جان خریده و مقتضیات قصه را فدای عافیت طلبی خویش ننموده اند. به عقیده نگارنده، این گویش در اغلب موارد خوب و قابل قبول از كار درآمده و تماشاگر غیراصفهانی آن را می‌پذیرد. استفاده از ضرب المثل‌های خاص آن محدوده و نیز بهره برداری دراماتیك از رسوم مانند: آش و كلوخ انداز بسیار جذاب بوده و از این بابت باید به فتحی و نادری دست مریزاد گفت.

این كارگردان با سابقه كه با مجموعه میوه ممنوعه فضای سریال‌های ماه رمضان را تجربه كرده در كارگردانی كم نگذاشته و با وجود ضیغ وقت خبری از شتاب زدگی‌های مرسوم در آن نیست.

سكانس تصادف مهران با مسعود به لحاظ دكوپاژ و... عالی از كار درآمده و تماشاگر را بشدت شوكه می‌كند. وی در انتخاب بازیگرانش هم با ظرافت عمل كرده و توانسته بازیگرانی متناسب با نقش‌ها را برگزیند.

'حسین محجوب' برای نقش ملك منصور انتخاب شایسته‌ای بوده كه نگاه نافذ و عجیبش به عمق روح بیننده نفوذ و پدری داغدار را برایش تداعی می‌كند. اوج بازی وی را می‌توان در قدم زدن‌های شبانه اش در حیاط خانه مشاهده كنید. اما شاه نقش 'در مسیر زاینده رود' متعلق است به 'مهدی سلطانی' و 'مهرداد ضیایی'.

سلطانی كه تجربه‌های فراوانی از سالها بازیگری در تئاتر را به دست آورده، كاراكتر بهزاد مصیب را به گونه‌ای ایفا كرده كه در نقش ذوب شده و تمیز وی از نقش اساسا كاری دشوار جلوه می‌كند. وی از زبان بدن به بهترین شكل سود جسته و كشتی گیری قدیمی را تداعی می‌كند. در كنار وی نمی توان از بازی درخشان ضیایی در نقش فرهاد گذشت. وی سودجویی و حقارت‌های این شخصیت را با استفاده ریزه كاری‌های خاص خود به باور تماشاگر نشانده است و بخشی از تلخی داستان را می‌كاهد.



حسن فتحی كه این سالها بسیار موفق در عرصه سینما و تلویزیون ظاهر شده، در این مجموعه بخوبی فرو رفتن برخی از افراد مشهور در باتلاقی به نام شهرت را به تصویر كشیده و به زیبایی آن را به ریختن آب زاینده رود به باتلاق گاوخونی تشبیه نموده است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟