چگونگي طرح لوايح دوقلو
مهدي كروبي
کد خبر: ۱۱۶۹۵
| | 12673 بازدید
• اخيرا بسياري از نزديكان امام راحل در صحبتهاي خود از تحريف انديشههاي آن بزرگوار احساس خطر ميكنند.با توجه به آنكه مدت زمان زيادي از رحلت ايشان نگذشته،چرا اين مسايل بوجود ميآيد. و چگونه ميتوان مقابل اي روند ايستاد و نسلي كه امام را نديده به چه كسي بايد مراجعه كنيم؟
به نكته خوبي اشاره كردند سؤال، سؤال مناسبي است و به توضيحات مفصل نياز دارد كه بتوان از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد. اما درهمين فرصت اندك كه وجود دارد و به مناسبت نوزدهمين سالگرد رحلت امام به آن ميپردازيم.
در مقدمه بايد بگويم مسئله انحراف، تحريف، كج سليقگي و برداشت غلط در طول تاريخ هميشه وجود داشته و خواهد داشت و چيز غير عادي نيست. بخصوص اگر مطامع و خواستهها در آن نمايان شود. اگر نفسانيات و جاه طلبي بوجود آيد، هر جمعي تلاش ميكند، بر اساس شرائط زماني و مكاني به نفع خودشان از سرمايهاي استفاده كنند. حالا يك وقت سرمايه اسلام است، يك وقت جمعيت و افراد است.
دوم، اينكه براي امام (ره) و يا هر شخص ديگري، شرايطي پيش ميآيد كه بر اساس آن سخن ميگويد و يا عملي انجام ميدهد.
امام (ره) در اين گونه مواقع ضمن اينكه اصول و چارچوب فكري و نظري و عملي ايشان ثابت ميماند، بست به شرايط، تصميمات مقتضي را اتخاذ ميكردند.
در افعال و افكار امام همان چارچوب و اصولي را كه در سال 42 داشت در سال 66 هم قابل مشاهده بود. شما نگاه بكنيد همين فتواهاي امام كه در اواخر عمر بيان فرمودند، مثلاً در خصوص شطرنج، راجع به منابع زير زميني و يا موارد متعدد ديگر كه امام قبلاً نقطه نظرات متفاوتي داشتند، در همه ي اينها آن اصول و ضوابط كلي اسلامي رعايت شده بود.
خاطرم هست يكي از بزرگاني كه الان هم هست و نميخواهم نام او را ببرم، در خصوص همين مسائلي كه امام ميفرمودند، خدمت ايشان رسيد و نقطه نظراتي مطرح كرد، امام به ايشان گفته بودند، الان شرايط مهيا نيست اگر بود، مطالب بسيار ديگري هم وجود داشت كه بايد مطرح ميكردم.
بنابراين در بررسي اين موارد حتماً بايد شرايط مورد بررسي قرار گيرد. شرايط نجف، دوران خفقان و پيروزي،اينها را بايد در تحليل هايمان مشاهده كنيم.
• مثلا در مورد نقش مردم؟
بله،من معتقدم كه زبان امام روشن است. در خصوص حكومت در كشور و نحوه اداره جامعه و نوع حكومت، مواضع امام روشن است.
مثلاً اينكه ميفرمايند ميزان رأي ملت است. مجلس در رأس امور است و... و يا تعيين دولت بازرگان را متوقف به پذيرش رهبري ايشان در مردم ميدانستند، كاملاً روشن است.
به طور مثال در خصوص بازنگري در قانون اساسي، وقتي مردم خبرگان را انتخاب كردند و همين منتخبين ملت نشستند و بازنگريهاي لازم را صورت دادند، ايشان دستور دادند مجدداً قانون اساسي به رأي مردم گذاشته شود.
تأكيد ايشان بر اسلاميت و جمهوريت نظام، بسيار، بسيار روشن است.
اينكه بعضي ميگويند امام بر اساس مصلحت به رأي مردم تكيه كرده و نه بر اساس اعتقاد، اين توهين به امام است.
• وقتي قانون اساسي توسط خبرگان منتخب ملت بازنگري شد، براي چه ايشان تأكيد داشتند دوباره ملت رأي دهد؟ امام ميخواستند بدانند نظر مردم چيست.
در اين گونه موارد يك سلسله منافع خاص زماني پيش ميآيد و يا سليقه بازي مطرح ميشود، كه هر كسي بر اساس نوع نگاه و ديد خود تفسير ميكند.
• لطفا از موارد اساسي ديگر در سيره نظري و عملي امام هم بيان كنيد؟
مثلاً در خصوص نيروهاي مسلح، چه كسي گفته نيروهاي مسلح مقابل دشمن نايستد، چه كسي گفته نيروهاي مسلح مقابل اشرار، مقابل براندازان مقابل تجزيه طلبان، مقابل خرابكاران برای حفظ انقلاب نايستند.
منظور امام (ره) كه فرمودند نيروهاي مسلح در مسائل سياسي دخالت نكنند، نمونه اش همين انتخابات است. نه اينكه رأي ندهند خير، بلكه مثلاً در حوزه اخذ رأي به نفع و يا ضرر كسي تبليغات نكنند.
يا مثلاً موضوع تفكر التقاطي كه پيش آمد، امام اين تفكر را قبول نداشتند. در مورد موضوع منافقين ( مجاهدين خلق ) اين نوع نگرشها را قبول نداشتند.
در خصوص تشريح مواضع و ديدگاههاي امام، نزديكان به امام و بعد هم مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. شاگردان و فرزندان امام همگي هستند.
امّا آنچه مهم است اين است كه جامعه بايد حساسيت نشان بدهد. مراگز فرهنگي و حوزوي بايد حواسشان باشد تا بتوانند بطور مناسب اين انديشه گرانبها را نسل به نسل منتقل كند. اگر اينگونه نشود انديشه درست معرفي نميشود.
يا در مورد خودسري، امام به شدت با خودسري مخالف بودند. مثلاً اگر بدحجابي گوشه و كنار كشور بودند، فردي از بچههاي مذهبي و با انگيزه ديني متعرض ميشد، امام دستور ميدادند برخورد شود، اگر تخلفي هست بايد مراكز قانوني اقدام كنند، اين گونه اعمال نتيجه عكس ميدهد. و چهره امام هم مخدوش ميشود.
شما نگاه كنيد، 60 شهر كشور زير بمباران و موشك بود ايشان تأكيد داشتند انتخابات به تأخير نيافتد.
• تطبيق تاكيد امام بر برگزاري انتخابات در آن شرايط با موضوع تعويق انتخابات مجلس هفتم، كه توسط عدهاي مطرح شد، را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در خصوص آن انتخابات هم مسائلي پيش آمد، اختلاف شد بين دولت و شوراي نگهبان، البته مربوط به زمان ما است. عدهاي تلاش كردند انتخابات به تعويق بيافتد، رهبري فرمودند بايد به موقع انجام شود چون احساس ميكردند، اين يك وقفه است و فرمودند انجام شود و آنها انجام دادند.
شما دقت نظر امام را در اعمال قانون نگاه كنيد. ايشان روزانه معمولاً قبل از شروع كار، تعدادي از زوجهاي جوان را كه از قبل وقت گرفته بودند، جهت خواندن عقد ميپذيرفتند.
آن موقع اقاي آيت ا... بجنوردي عضو شوراي عالي قضايي بود در جايي گفته بود، در اين گونه موارد بايد اول اقدامات قانوني شود و بعد خطبهها خوانده شود.
امام بعد از اين اظهار نظر خواندن خطبه را متوقف كردند و فرمودند اينها بايد اول اقدامات قانوني را انجام دهند و بعد به آنها وقت ميدادند. ایشان در همه امور جزئی و کلی این مراقبت را انجام می دادند.
• در سؤال بعدي ميخواهم به صحبتهاي اخير يكي از فعالان سياسي اشاره كنم. ايشان در مصاحبه با يكي از نشريات به موضوع نقد حضرت امام اشاره كردهاند به نظر شما طرح اين گونه مباحث در شرايط فعلي چه ضرورتي دارد؟
در خصوص برخي مطالبي كه اخيراً توسط يكي از چهرههاي محترم و به خصوص بلحاظ خانوادگي مطرح شده بايد بگويم، من وقتي اين مسئله را شنيدم، خيلي متعجب شدم، چرا اينگونه مباحث مطرح ميشود. اولاً بايد بگويم كه اين دوستان، اين آقايان، اين عزيزان، آيا عنايت نميكنند كه اشتباهات و خطاهاي بزرگي كه داشتند، حاصل زحمات يك مجموعه عظيم را نابود كرد و بر باد دادد. يك فرصت عظيم را از كشور گرفتند و اوضاع ما اين چنين شد كه ميدانيد و ميگويند و شاهد هستيم.
نبايد، حداقل از گذشته براي آينده عبرت بگيريم ؟ كه حرفهاي نسنجيدهاي بزنيم.
نكته دوم: اصلا چه كسي گفته امام معصوم بوده، ما چهارده معصوم بيشتر نداريم كه بر اساس اعتقادات ما يك نفر از آنان هنوز هم در قيد حيات است و آن حضرت صاحب الزمان ميباشد.
امام يك رهبر ممتاز است، يك شخصيت بي نظير است اگر مبالغه نكنيم يك شخصيت كم نظير است و جامعيتي دارد. كه بعد از امام معصوم تاكنون كساني نداشته ايم.
شما به سوابق، عملكرد و تصمصمهاي مهم امام نگاه كنيد. اصلا يك چيز عجيب است، مديريت ايشان، دورانديشي، همه جانبه نگري امام كم نظير است.
ايشان هيچ گاه از حكومت براي خود استفاده نكردند، حفظ نيروها، شجاعت، تدبير، و.... را بايد براي نسل جوان مطرح كرد. شما ببينيد در موارد مكرر تصميمات مهمي كه ايشان گرفتند انقلاب و مبارزه را از بن بست خارج كردند.
من در پرانتز يك مثالي از منش و شيوه مديريت و تدبير آن بزرگوار بگويم.در اواخر اسفند ماه 1341 بود، در جريان مبارزات، رژيم چندين بار برخوردهاي مختصري كرده بود، اما ديد، امام مصمم تر ميشود و حمايتهاي مردمي بيشتر. برنامه ريزي كردند كه در عيد آينده كه مردم از سراسر كشور ميآيند و قم براي زيارت شلوغ ميشود، يك زهر چشمي اساسي بگيرند و ترس و یأس را در دل مبارزين وارد كننند.
آمدند يك جاي حساسي مثل ميدان آستانه حضرت معصومه (س) را انتخاب كردند و گروه گروه ارتشي و ژاندارم را با كاميونهاي متعدد از منظريه قم آوردند و در آنجا مستقر نمودند به گونهاي كه شهر حالت نظامي به خود گرفته بود. اتفاقا آن سال عيد نوروز مصادف شده بود با شهادت حضرت امام صادق (ع)، منزل امام (ره) روضه خواني بود و در فيضيه هم مرحوم آيت الله گلپايگاني مراسم روضه خواني برپا كرده بودند. افراد انقلابي، مبارزين و مردم عادي آمده بودند. امام هم در رابطه با عيد بيانيه داده بودند.
رژيم كاملا خودش را آماده كرده بود كه برخورد خشن شود.در اواخر رژيم منفور پهلوي اين برخوردها عادي شده بود اما آن موقع اصلا از اين خبرها نبود، يكبار ريختند و حمله كردند، زدند و صدها مجروح شدند و عده ای ديگر به شهادت رسيدند و يك چيز عجيبي بود.
تمام بيمارستانهاي شهر مملو از مجروحين بود حتي به مجروحين رحم نكردند به بيمارستانها ريختند و مجروحين را از بيمارستانها بيرون كردند. حتي يادم هست در منزل امام (ره) نيز بسياري از مجروحين مورد مداوا قرار گرفتند.
مطبوعات در آن موقع عنوان كردند كه اين جمعي كه به طلاب در قم حمله نموده كشاورزان وراميني بودند اما واقع قضيه اين بود كه مردم ورامين قبلا حمايت خود را از حركت امام خميني اعلام كرده بودند بعد از اين قضيه بسياري از كشاورزان وراميني كفن پوشان به سمت تهران راه افتادند كه در ميان راه مورد حمله نيروهاي نظامي قرار گرفتند و به خاك و خون كشيده شدند.
يادم هست كه يكي از پرچمداران اين جمع شهيد معصوم شاهي بود كه در آن روز با رشادت و دلاوری به شهادت رسيد واتفاقا پسر اين شهيد بزرگوار نيز در جنگ تحميلي شهيد شد و فرزند ديگرش نيز جزو آزادگان دفاع مقدس ميباشد.
با تمام وجود حمله كردند حتي نفر دوم ساواك ـ سرهنگ مولوي ـ كه جانشين تيمسار پاكروان رئيس ساواك بود در قم حضور داشت و مستقيم عمليات را رهبري ميكرد.
در آن روز من به اتفاق آقاي كيان ارثي از مدرسه خان عازم فيضه بوديم كه درگيري هر لحظه تند تر ميشد.
حتي آيت الله كرامت الله ملك حسيني كه الان عضو مجلس خبرگان نيز هست به شدت مجروح شده بود به گونهاي كه لباده اش كاملا خوني بود. ديگر نفسها قطع شده بود در كوچه را ه افتادند و به فحاشي و شايعه پرا كردن. سكوت محض حاكم شده بود و در اين شرايط درب منزل امام در قم باز بود و مردم فوج – فوج به منزل امام ميآمدند و ما هم به منزل امام رفتيم.
وقتي مردم با اين روحيه به منزل امام ميآمدند، در آن شرایط که محیط خفقان مطلق شده بود و همه در آن گیر و دار مرعوب شده بودند در خانه امام باز بود و هم مبارزین به آنجا می آمدند ايشان با آن صلابت خودشان مجروحین را به حضور می پذیرفت و آنها را مورد تفقد قرار می دادند و با لبخندي كه بر لب داشت به آنها تبريك ميگفت.
امام به حكومت اعلام كردند من اينجا هستم اگر ميخواهيد بيائيد و منتظرم. به يكباره گويي روحيه و اميد سرو بال مبارزين و مردم را فرا گرفت.
يكي از بزرگان گفت رفتم منزل مرحوم آيت ا... شريعتمداري، كه الان برو به آقای خمینی بگو حالا بعد از اين قضيه شما ديگر بيانيه ندهید.
ايشان هم رفت خدمت امام (ره) و گفت خلاصه مبادا بيانيهاي صادر كنيد كه ميخواهند چنين كنند و چنان كنند. امام لبخندی زد و گفت من اعلاميه را ديروز دادم بردند تهران، آن اعلاميه اولين اعلاميهاي بود كه امام اشاره به شخص شاه كردند.
و يا مثلاً در قضيه سرباز گيري كه گفتند همه بايد در اين سن به خدمت وظيفه بروند و ریختند در حوزه و بسیاری از طلاب را گرفتند، همه گفتند الان حوزهها خالي ميشود، دانشگاهها چنان ميشود، ايشان در واکنش به اين موضوع گفتند، نه اصلاً بيايند مصطفي را هم ببرند، تازه اموزشهاي نظامي را هم ميآموزند.
یا اگر بخواهم مثال دیگری بزنم بعد از آنکه این قضایا اتفاق افتاد، مرحوم آیت الله حکیم نامه ای به حضرت امام نوشتند که ایشان به نجف بروند، از طرف حکومت هم پیام دادند که ما گذرنامه شما را می دهیم، شاه به امام پیام دادند که اگر میخواهید بروید، ما شرایط را فراهم می کنیم، اما اگر جواب شما منفی بود و بخواهید جواب بدهید، دستور می دهم به خانه هایتان بریزند و زنها خانهها را بر سرتان خراب کنند.
امام وقتی دیدند اینگونه موضع می گیرند، نامه ای به مرحوم آیت الله حکیم نوشتند و تحت آن نامه همه مطالب خود را بیان کردند و تاکید داشتند که باید بمانیم و مقاومت کنیم.
• خوب خالا به پاسخ سؤال برگرديم. سؤال من اين است كه حالا كه بعضيها اين مطالب را ميگويند، آخر منظورشان چيست؟
منظور اين است كه امام در خانه چه ميكرد و يا مثلاً در مورد وجوهات سختگيري ميكرد؟ منظور چيست ؟ يا اينكه ميخواهند يك سري از انديشهها ي حياتي امام در رابطه با حكومت و حركت اسلامي را نقد كنند.
اگر بنا شود در رابطه با امام اينگونه برخورد كنند كه هر كسي بر مبناي نظر خودش و ديد خودش و منافع خودش بگويد مثلاً اين مفيد بوده است و ان مضر و ديگري قبول نداشته باشد، آيا ما نبايد حق بدهيم كه اينها هم بيايند اين مسائل مطرح كنند.
خوب همين عده ميآيند ميگويند خوبهاي شما بد است. مثلاً يك كسي ميگويد جمهوريت در نگاه امام پررنگ تر است،خوب ديگري ميگويد نه خير اسلاميت اين چنين است.
مثلا اينكه اول انقلاب هم ميآمدند و نظرات مختلف را طرح كردند كه مثلاً جمهوري دمكراتيك و يا حكومت اسلامي بايد بر قرار شود، اما ايشان ميگويد جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه بيش، حالا هر كسي ميآيد از ظن خودش اضافه و كم ميكند.
عزيزي در خصوص نوع حکومت اسلامی در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب نظری داشت.در سالهاي مبارزات قبل از انقلاب بيشتر است، زندان رفته، شكنجه شده، آمده و گفته است كه نه امام گفته حكومت اسلامي، آيا ميشود به او گفت آن حق دارد و تو نداري. و حالا در جواب بگويد بروید پروندهها را باز كنید. در هر دو حالت نتيجه كار هر دو طرف يكي است.
اگر همه بخواهند مثلاً راجع به مباني اساسي امام مثل ولايت فقيه مثل اسلاميت و جمهوريت مثل قانون اساسي اينگونه بحث كنند، آن وقت همه چيز بهم ميخورد.
مي خواهيم سوء استفاده نشود،خوب ميگويم، ولايت فقيه طبق قانون اساسي، انتخابات مطابق موازین قانونی و با قرائت امام، بگويم چرا استصواب؟ اگر هست چرا مطلق، چرا دخالت نيروهاي مسلح در انتخابات.
اينها مهم است و بايد پيگيري كرد. امّا اينكه بگويم رأي نباشد يا جمهوريت فلان باشد و حتي بر نظرات امام، شرايط زماني و مكان را در نظر نميگيريم همه چيز بهم ميخورد. به كسي هم نميتوانيم بگوييم چيزي نگو.
يكي از دلايل تشكيل حزب هم همين بود. ديدم هر كسي حرفي ميزند، تشكيلاتي نيست، بايد كار منظم شود.
آخرين سؤال هم كه بنده از اين برادر عزيز دارم اين است كه آخر چرا نقد امام، آخر چي گير ما ميايد. 19 سال است كه امام رفته، همه سر سفره امام هستيم. من و تو همه سر سفره امام هستيم.
برويم سراغ نقد خودمان كه چه كرديم اصلاً از روزنامه ميخواهم فضايي بوجود اورد كه بصورت دوستانه و آزاد بيايند بنشينند بحث كنند چرا آن اقبال مردمي اينگونه شد.
من اينجا از آيت ا... شاهرودي هم ميخواهم اگر مطلبي مطرح شد براي اين آسيب شناسي، ايشان با حسن نظر نگاه كنند. هر چند هم يك عده بيان كردند، بايد روشن شود كروبي كه رئيس مجلس بوده چه كرده، فلاني كه مسئوليت داشته چه نقشي داشته است.
حالا هي شما ميگوييد برويم دنبال نقد امام، ميگويند قتلهاي زنجيرهاي بايد بازخواني شود، امّا در مورد خودمان ميگوييم، نگوييد، باز نكنيد. اينجا من سؤال ميكنم طرح خروج از حاكميت به عنوان یکی از مسائل آن مقطع از كجا مطرح شدموضوعی که در کشور سابقه نداشته است،آخر يك جمعي كه در حكومت دو قوه دارند بيايند اينگونه مباحث را مطرح كنند.
آخر اين تصميم كجا گرفته شد، مؤثرها چه كساني بودند.من كه رئيس مجمع بودم خبر نداشتم. آقای خاتمی هم از این موضوع خبر نداشتند، اعضاء مجمع خبر نداشتند. با هر كه صحبت ميكرديم خبر نداشت.
مگر نگفتند خروج از حكومت. الان قاعدتاٌ هيچ كس قبول ندارد. الان دارند برنامه ميريزند كه برگردند. در رياست جمهوري آمدند و شركت كردند، دارند برنامه ميريزند براي بعد كه بيايند. چرا نميگذارند اين طرح نقد شود.
همان موقع عدهاي نه قولا نه عملاٌ قبول نداشتند و عدهاي قولا قبول نداشتند، الان كه ديگر نه قولا و نه عملا قبول ندارند. آن موقع كه يكسري نامه نگاريها يي در سطح مجلس بود هم تلفيقي و هم در سطح كابينه مكاتبه كردند.
اگر درست بود چرا ادامه ندادند مثلاٌ وزرا را كه رد كردند استانداران را كه رد كردند چرا همكارانشان به شوراي نگهبان نامه ننوشتند. آن موقع كه آنها را آوردند تهران، حالا كه عدهاي رد شدند چه آنهاكه اسم نوشتهها و چه آنها كه اسم ننوشتند، نامهاي به شوراي نگهبان ننوشتند، تلاشها و نامه نگاريها كه نبايد منوط به قدرت باشد.
لرها يك مثال دارند كه اگر از اسب افتاديم، از اصل كه نيافتاديم. اگر طرف وزير بود، اگر طرف رئيس مجلس بود بايد اقدام كنند كه آقاي شوراي نگهبان همكارمان را چرا رد كرده اي؟ و حالا كه هيچ كاري نميتوانيم بكنيم و امام در بين ما نيست و رحلت كرده برويم سراغ نقد امام؟
البته يك عده قليلي همان موقع مطرح كردند و تبعات آن را هم پذيرفتند. اين كه يك چيزي بگويم و فردايش چيز ديگري كه نميشود. يا مثلا موضوع رفراندوم از كجا آمد، كجا مصوب شد داستان عجيبي است.
دربهار سال 1381 در منزل ما يك جلسه با حضور آقايان خاتمي، موسوي خوئينيها و نبوي برگزار شد. آقاي نبوي در آن جلسه گفت: عده ای می گویند باید موضوع نظارت استصوابی راحل کنیم و از قول دیگران مطرح کردند بالاخره این وضع استصواب مانده و می گوید باید در خواست رفراندوم کنیم و البته نگفت عقیده من هم هست. هر سه نفر ما با دلائل مختلف مخالفت كرديم.
من گفتم آخر براي چه بايد اينكار را بكنيم. براي استصواب و يا براي چيز ديگر. گفتم ما اگر بخواهيم موضوعي را بيان كنيم همين موضوع استصواب است ؟ من نگرانم ؛ بروند و موضوعات ديگري مطرح كنند و مطالب تند تري بگويند.
حتي استناد كردم به برخي روشنفكران كه گاها از ما هم ضربه خورده بودند. در ادامه گفتم راهش اين است كه برويم براي اصلاح قانون انتخابات لايحه بنويسيم و ببريم مجلس و قطعا شورای نگهبان رد می کند که با تاکید مجلس لایحه به مجمع تشخیص ميرود.
بعد من به عنوان رئیس مجلس مصاحبه ميکنم و بعد آقای خاتمی در این خصوص اظهارکند و بعد خدمت رهبری ميرویم و از ایشان کمک ميخواهیم با رئیس مجمع که در اینگونه موارد که همیشه ما را کمک کرده است، رایزنی می کنیم و یک نتيجه حاصل ميشود و يك چيز وسطي به دست ميآيد، نه شوراي نگهبان مبسوط الاختیار می شود و نه بر اساس نظر جمعی هر تصمیمی بخواهد بگیرد.
آقاي نبوي گفت بسيار خوب است و من ميروم در وزارت كشور پيگيري ميكنم. اولا چندماهی گذشت و خبري نشد بعد يك دفعه شنيديم لايحه يكي ديگر زائيده و ومعروف به لايحه دوقلو شد و لايحه اختيارات رئيس جمهور هم به آن اضافه شده است که در لایحه ابتدایی اختیارات بخصوص در بخش مجلس، قابل دفاع نبود.
حتی آقای موسوی خوئینیها می گفتند که اگر این لایحه تصویب شود، رئیس جمهور بعد از شما نباشد چه خواهد شد و وضعیت امروز را ببینید، واقعا امروز چه ميکردیم.
اصلا من آن موقع كه آن را خواندم تعجب كردم. خوب بايد بدانيم اين كجا تصويب شده، كجا نوشت شده؟ خوب اگر ميخواهيد نقد كنيد، اول نقد منطقي از خودمان بكنيم حتي جلسه بگزاريم و در كنار هم بشينيم.
شما كه ميگوئيد همينطوري نقد نكنيم، خوب اگر امام را نقد كنيم همه چيزمان از بين نميرود؟ انقلاب و نظام نابود نميشود؟ لذا خواهش ميكنم مراقب باشيد.
• به عنوان آخرين سؤال چگونگي شكل گيري مدل نظام جمهوري اسلامي براي ايران بعد از انقلاب در انديشه و افكار امام را به عنوان يكي از ياران و نزديكان ايشان بيان فرماييد.
در اين خصوص بايد بگوئيم كه اين نظر من است و ممكن است درست باشد و يا نباشد.
من معتقدم امام به حكومت اسلامي در زمان غيبت معتقد بود يعني يك فقيه جامع الشرايط ميتواند در رأس امور باشد و جامعه را هدايت كند و حالا كه ميخواهد رهبري كند بايد لوازم آن مطابق نظر و ديدگاههاي اسلامي پياده شود.
امام احساس ميكرد شرائط زمان و مكان بايد ملاحظه شود مردم بايد كاملا در نظام باشند و بر سرنوشت خود حاكم باشند.
حكومت بايد متكي به مردم باشند. حضور مردم با وعده ي اينكه به بهشت ميروند كه محقق نميشود، مردم ميگويند تو به فكر اداره جامعه و تدبير امور باش ما خودمان ميدانيم چگونه به بهشت برويم.
لذا خوب ايشان آمدند بررسي كردند كه همه چيز متكي به رأي مردم باشد. اين با اسلام منافاتي ندارد در زمان پيامبر (ص) نيز آمدند و با ايشان بيعت كردند. حتي زنان در يك تشت آب با پيامبر (ص) بيعت كردند. علي (ع) هم بر مبناي اصرار و خواست مردم حكومت را پذيرفت.
و از طرفي گفتند چون مردم از همه اقشار هستند با سواد و بي سواد و روحاني و غير روحاني و لذا بايد امور كنترل شود و ميبينيم كه در شوراي نگهبان فقها را خود ايشان منصوب ميكنند و 6 نفر حقوق دان كه از فيلتر دو قوه ميگذرند، اينها نيز منتخب مردم هستند.
در اين حالت است كه است گردش قدرت رخ ميدهد. نا كارآمدها كنار ميروند و پايگاه مردمي حفظ ميشود.
اين مدل اجتهاد پوياي حضرت امام بود كه توانست معضلات عصر امروز را براي جامعه اسلامي حل كند.
در پايان ياد و خاطره حضرت امام خميني (ره) گرامي ميدارم.
منبع: اعتماد ملي
منبع: اعتماد ملي
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


