صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

محاكمه مالك تاكسي به اتهام قتل راننده

روزي كه حميد ناپديد شد هم همين رويه تكرار شد. آن‌روز فقط من كمي ديرتر ماشين را به او تحويل دادم چرا كه دوبار مسافر دربستي به تهران بردم و اين كار طول كشيد. وقتي ماشين را به او تحويل دادم چون آن‌شب ، شب عروسي يكي از اقوامم بود از او خواستم تاكسي را زودتر بياورد تا من با آن به جشن بروم. به خانه رفتم و منتظر تماس او شدم اما اين انتظار طول كشيد و هرچه با او تماس گرفتم جوابي نشنيدم چرا كه موبايل او خاموش بود. سه روز بعد هم از كشته شدن او با خبر شدم.
کد خبر: ۱۱۶۷۵۶
| |
3384 بازدید

تهران امروز: دادگاه قتل يك راننده تاكسي در حالي به زودي برگزار خواهد شد كه متهم اصلي اين پرونده صاحب ماشيني است كه مقتول روي آن كار مي‌كرده است.

روز‌هاي پاياني تيرماه 87 پليس ورامين در حين گشت زني در اطراف اين شهر با تاكسي سبزرنگي روبه‌رو شد كه به شكلي مشكوك در گوشه‌اي خلوت از بيابان بدون راننده به حال خود رها شده بود.

ماموران نزديك تر رفته و بازرسي از اين خودرو را آغاز كردند. آنها با باز كردن در صندوق عقب اين ماشين با صحنه‌اي روبه‌رو شدند كه پرونده قتلي را مقابل آنها باز كرد، مردي خونين و مالين مقابل ديدگان آنها قرار گرفته بود كه معلوم بود چند روزي از قتل او گذشته است. گلوي مقتول با جسمي تيز بريده و به شكل بي‌رحمانه‌اي به قتل رسيده بود.

بررسي‌هاي انجام شده روي جسد نشان داد صاحب جنازه فردي به نام حميد است كه از سه روز پيش تا كنون خبري از او نبوده و خانواده وي نيز مفقود شدن او را به پليس گزارش داده بودند.

همچنين ماموران پي به اين مسئله بردند كه تاكسي كه جنازه حميد در آن پيدا شده متعلق به وي نبوده و مال شخصي به نام حسن است و مقتول به عنوان راننده با آن كار مي‌كرده .

بلافاصله حسن احضار و مورد بازپرسي قرار گرفت و در اظهارات خود به كارآگاهان اينطور گفت: حميد از مشتريان مغازه من بود و بر اثر رفت وآمدهاي مكرر او با هم بيشتر آشنا و دوست شديم. او راننده تاكسي بود و روي تاكسي ديگران كار مي‌كرد و هميشه از اوضاع مالي خود گله داشت. يك‌روز او به من پيشنهاد كرد تاكسي بخرم و به‌طور مشترك روي آن كار كنيم. قرار شد صبح‌ها تا ساعت 11خودم با اين تاكسي كار كنم و بعد از آن ماشين رابه او سپرده و بگذارم او كار كند. من اين تاكسي را خريدم چرا كه هم به نفع من بود و هم حميد مي‌توانست وضعيتش را بهتر كند.

حسن ادامه داد: هر روز من تا ساعت 11 با ماشين كار مي‌كردم و بعد از آن حميد مي‌آمد وآن را تحويل مي‌گرفت. روزي كه حميد ناپديد شد هم همين رويه تكرار شد. آن‌روز فقط من كمي ديرتر ماشين را به او تحويل دادم چرا كه دوبار مسافر دربستي به تهران بردم و اين كار طول كشيد. وقتي ماشين را به او تحويل دادم چون آن‌شب ، شب عروسي يكي از اقوامم بود از او خواستم تاكسي را زودتر بياورد تا من با آن به جشن بروم. به خانه رفتم و منتظر تماس او شدم اما اين انتظار طول كشيد و هرچه با او تماس گرفتم جوابي نشنيدم چرا كه موبايل او خاموش بود. سه روز بعد هم از كشته شدن او با خبر شدم.

تحقيقات ادامه يافت تا اينكه يكي از همسايه‌هاي مغازه حسن اطلاعات تازه‌اي به ماموران داد: روز آخر من حميد را ديدم كه تاكسي را تحويل گرفته بود اما هنوز سوار آن نشده بود كه زنگ موبايلش به صدا در آمد.نمي دانم آنطرف خط چه كسي بود ولي حميد با او دعواي لفظي تندي كرد. هرچند اظهارات اين مرد مي‌توانست كمك موثري به حل اين پرونده كند ولي ماموران وقتي ليست مكالمات تلفني مقتول را بررسي كردند موفق به پيدا كردن آن شخص ناشناس نشدند.

پليس مطمئن بود كه حميد به خاطر سرقت كشته نشده است چرا كه نشانه‌اي از سرقت در صحنه قتل وجود نداشت و شواهد حاكي از تسويه حساب شخصي بود.

چيزي نگذشت كه ماموران در ادامه تحقيقات خود بار ديگر به حسن مظنون شده و او را به اتهام اين جنايت بازداشت كردند. هرچند حسن همچنان بر بي‌گناهي خود تاكيد داشت اما كارآگاهان مي‌گفتند به نشانه‌هايي دست پيدا كرده‌اند كه حاكي از ارتكاب اين جنايت توسط وي است. به همين خاطر براي وي قرار كيفرخواست صادر و قرار است به زودي پرونده وي در دادگاه كيفري استان تهران مورد بررسي قرار گيرد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟