روايت جالبي از رابطه مردم افغانستان با امام خميني
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) در سال 1357، موجي از شادي و خوشحالي کشورهاي اسلامي را فرا گرفت. نهضتهاي اسلامي در لبنان، فلسطين، کشمير، افغانستان و... در مبارزات خود مصممتر شده بودند و با الهام از سخنان و پيامهاي امام خميني (ره) و شيوه مبارزاتي ايشان به پيروزيهاي چشمگيري دست يافتند.
مردم مسلمان و انقلابي افغانستان که در کشور همسايه خود، شاهد پيروزي اسلام و ايجاد حکومت اسلامي بودند، اين آرزو را از سالهاي پيش و زماني که صداي پاي کمونيسم و تجاوز را ميشنيدند، در دل ميپروراندند. و اينجا که انقلاب اسلامي به رهبري روحانيت به پيروزي رسيد و اين پيروزي خط بطلاني بود بر نظريه جدايي دين از سياست. و علماي افغانستان نيز چه شيعه و چه سنّي در مساجد شروع به فعّاليت كردند. آنها جوانان را به مساجد ميکشاندند و براي آنها نقشه شوم شوروي سابق را تشريح ميکردند و مژده پيروزي و ايجاد جمهوري اسلامي دادند.
جوانان مسلمان افغانستان با الهام از مکتب نجاتبخش اسلام و الهام از قيام جوانان ايراني با صداي الله اکبر خميني رهبر، در 24 حوت شهر هرات را از لوث اشغالگران پاک کردند. راديو کابل که در آن زمان به دست اشغالگران اداره ميشد، اعلام کرد که چهار هزار ايراني شهر هرات را اشغال کردند، ولي آنها ايراني نبودند، بلکه پيروان مکتب خميني بودند که با شعار الله اکبر، خميني رهبر، شهر را آزاد کردند و نيروهاي اشغالگر را از شهر بيرون راندند. و مزدوران کمونيستي حتي يک ايراني را نتواستند پيدا کنند.
زماني که شهرهاي افغانستان، يکي پس از ديگري از دست کمونيستها آزاد ميشد و پيامها و بيانههاي امام خميني (ره) به مناسبتهاي گوناگون، پشتگرمي بسيار خوبي براي مردم افغانستان بود و در بالا بردن روحيه مردم نقشي بزرگ داشت و آنها را در تشکيل دولت اسلامي اميدوار ميکرد؛ زماني که امام جمعه شهر قندهار مردم را به قيام عليه دولت کمونيستي فرا ميخواند و از قيام امام خميني (ره) و تشکيل جمهوري اسلامي سخن ميگفت، در آخر با صداي بلند اعلام کرد: «مذهب من حنفي است؛ رهبر من خميني است».
يکي از جوانان اهل سنت در دانشگاه طبّ کابل تعريف ميکرد که پدر بزرگ من هر شب پس از نماز براي پيروزي امام خميني دعا ميکند. پيروزي انقلاب ايشان را پيروزي و عزت تمام مسلمانان ميداند.
نظريههاي عميق امام درباره جهان اسلام و مسلمانان جهان، سبب شده بود که شيعه و سني به نيکي از امام خميني (ره) ياد بکنند و از خدا بخواهند براي آنها نيز چنين رهبري با شهامت و با تقوا عنايت کند.
عکسهاي امام خميني که در زمان جهاد اسلامي افغانستان توسط تنظيمهاي مختلف وارد افغانستان ميشد، به عنوان تبرک و تيمن در بهترين نقطه خانه آويزان ميشد و جاي رساله ايشان در کنار قرآن و مفاتيح الجنان بود و گرانترين پوستر در آن زمان، پوستر امام خميني (ره) بود که اصلا گير نميآمد.
هنگامي که نماينده امام خميني، شور و احساسات مردم را در استقبال از خود ميبيند، پس از صحبت با امام و بررسي ميگويد: به نظر من، ايجاد حکومت اسلامي در افغانستان، زمينهاش از ايران فراهمتر است. جوانان مبارز افغانستاني که برخي از آنها حتي عکس امام را نديده بودند، عشق و ارادت خاصي به امام داشتند؛ از کوهها و سنگلاخها و دشتهاي افغانستان، هنوز طنين صداي اللهاکبر و خميني رهبر جهادگران اسلامي افغانستان به گوش ميرسد. در شبهاي عمليات، زماني که مردم مسلمان در هر منطقهاي، عمليات را آغاز ميکردند، با صداي الله اکبر و خميني رهبر بود که تا آخر عمليات قطع نميشد. زماني که مزدوران شوروي سابق نميتوانستند شدت حملات مجاهدين را تحمل کنند، با بلندگو شروع به فحاشي ميکردند، آنها شعار ميدادند: مزدوران خميني؛ جوجههاي خميني و اين زماني بود که دشمن خيلي عصباني ميشد و هيچ کاري در جنگ پيش برده نميتوانست.
عشق و ارادت مردم مسلمان افغانستان به پير جماران، منحصر در فرد و يا فکر و مذهبي خاص محدود نميشد، بلکه پير و جوان، زن و مرد، روشنفکران و بيسوادان و جامعه روحانيون، نهايت عشق و ارادت به امام خميني رهبر آزادگان داشتند. هنگامي که نيروهاي شوروي و مزدوران آنها به روستاها ميآمدند، آنهايي که دست و پا داشتند، فرار ميکردند و پيرمردان و پيرزنان در روستاها باقي ميماندند و مزدوران شوروي که از عشق آنها به امام خميني (ره) آگاه بودند، آنها را مجبور ميکردند به امام توهين کنند، ولي آنها از توهين خودداري ميكردند و گاه که مزدوران کمونيست عصباني ميشدند، پيرمردان و پيرزنان را به رگبار ميبستند و آنها مرگ را ميپذيرفتند، ولي توهين به امام را هرگز!
اوج رابطه عاطفي مردم افغانستان با امام خميني (ره) در زمان کسالت و بستري شدن امام بود که مردم با حضور در حسينيهها و مساجد و يا در خانهها جمع ميشدند و براي سلامتي امام خميني، مجلس روضه، نذر و دعا بر پاي ميکردند و زماني که صبح چهاردهم خرداد، خبر رحلت امام خميني از راديو کابل پخش شد، موج عزاداران امام خميني در شهرهاي کابل، مزارشريف، هرات و مناطق مرکزي و... به راه افتاد.
هزاران نفر با حضور در خيابانهاي شهرهاي تحت سلطه کمونيستها، چنان عزاداري كردند که هيچ نيرويي نتوانست مانع آنان شود. رئيسجمهور وقت افغانستان که تا آن زمان، رابطه گرمي با امام خميني نداشت، پس از انتشار خبر رحلت امام خميني، خواهان حضور در تشييع جنازه امام (ره) شد و پيام تسليتي براي آيتالله خامنهاي فرستاد و با حضور در سفارت جمهوري اسلامي ايران در کابل، دفتر يادبود امام را امضا کرد.
راديو کابل نيز که در دست کمونيستها بود، خبر رحلت امام را چنين انتشار داد: «رحلت آيتالله خميني يک ضايعه جبرانناپذير است؛ اين ضايعه براي تمامي بشريت است».
اکنون با گذشت هفده سال از رحلت امام، هنوز قاب عکس امام در بهترين جاهاي منازل جاي دارد و هنوز مردم در حسرت ديدار خميني (ره) هستند و به هر کس که عازم ايران باشد، ميگويند جاي من زيارت آقاي خميني را انجام دهيد.
خميني روح خدا بود در کالبد زمان و رهبر مظلومان جهان
يادش گرامي و راهش مستدام
عبدالقادر كمالي
bebakhshid farsi nadaram tu computeram!
man dar hend hastam va daneshju hastam, az inja yani shahre alipoore bangalore hend ke ayatollah khameneyi ham avayele enghelab be inja amadand dahha nafar baraye ziyarate marghade motahare imam khomeyni be iran raftand va hame eltemase doa dashtand, inja shahre alipoore hend mesle shahre qom hozeye elmiyeye khaharan va baradaran darad va dar ayame fatemiyah va ashura hameye shiayane jonoobe hend be in mantaghe miyayand baraye azadari, dar inja sardare barkhi khaneha arme jomhoriye eslami hast va aksaran dar iran tahsil kardand va farsi midanand va iraniha ra kheyli ehteram mikonand va ezate irane islamic ra ezate hameye dine islam midanand. dar ayame azadariha nojavanan navarhaye sokhanraniye ayatollah khameneyi va imam khomeyni va posterrhayi ke akshaye in 2bozorgvar ra darad ra be forosh miresanand ke khodeshan design va print kardand.
khoda roohe hazrate roohallah ra gharine rahmat konad va rahrovane mokhlesash ra bar mostakberine jahan pirooz konad.
mohsen h.z
bangalore-INDIA.





