توسط روزنامه صهيونيستي صورت گرفت؛
افشاي طرح جديد آمريكا براي كشورهاي عربي در لواي گفت وگوي صلح
اين روزنامه در ادامه، به گونه اي كه گويي از مناسبات منطقه اي بي اطلاع است و يا خود را به بي خبری زده، مینویسد: اگر بشار اسد، رییس جمهوری سوریه، کمی از دوست ایرانیاش، محمود احمدینژاد فاصله میگرفت و اگر سعد حریری، نخست وزیر لبنان میتوانست خود را از حسن نصرالله، رهبر حزبالله رها کند، اوباما از آنها هم دعوت میکرد. از سوی دیگر، اگر پادشاه عربستان برای دادن دست دوستی بدون پیششرط به بنیامین نتانیاهو تمایل نشان میداد، او نیز در میان دعوت شدگان بود.
کد خبر: ۱۱۶۴۵۹
| | 7293 بازدید
سرويس بين الملل ـ هرچند طرح عقبنشینی نظامیان آمریکایی از خاک عراق و دعوت واشنگتن از رهبران اردن و مصر برای شرکت در مذاکرات مستقیم صلح میان فلسطینیان و اسراییل اغلب، همزمان صورت میگیرد، به نظر میرسد این بار کاملا تصادفی بوده است!
به گزارش «تابناك»، روزنامه «هاآرتص» در گزارشي تحليلي با مطلع بالا نوشت: دشوار بتوان باور کرد که کاخ سفید از مفاهیم عقبنشینی یکطرفه از عراق به دلیل توزان قدرت میان رژیمهای عملگرایی چون مصر و اردن و نیروهای اصولگرا به رهبری ایران آگاهی نداشته باشد و در حقیقت، آب شدن یخ فرآیند صلح میان اسراییل و فلسطینیان را به مثابه اهرمی برای کاستن از احساسات ضدغربي در منطقه میبیند.
حسنی مبارک و پادشاه عبدالله، تنها برای پررنگ کردن این اقدامات به واشنگتن دعوت نشدهاند، بلکه به عنوان پيشگام ابتکار عمل صلح عربی در این کشور حضور خواهند داشت و به رژيم صهيونيستي پیشنهاد عادیسازی روابطش با همه اعضای اتحادیه عرب را خواهند داد.
در مقابل، رژیم صهیونیستی نیز باید از هم زمین های اشغالی در ژوئن 1967 عقبنشینی و به شکلگیری یک کشور مستقل فلسطینی کمک کند؛ این مذاکرات از روز نخست سپتامبر و یک روز پیش از آغاز گفت وگوهای مستقیم بین تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی در پایتخت ایالات متحده برگزار می شود.
در این میان، هیلاری کلینتون نیز در بیانیه خود اشارهای به اقدامات در نظر گرفته شده در مارس 2002 در بیروت نکرد، تا مبادا یهودیان صهیونیست و آمریکایی را آشفته سازد. او این کار را به کمیته چهارجانبه واگذار کرد که همسو با اظهارات کلینتون در بیانیه خود به ابتکار صلح عربی اشاره نمودند.
«هاآرتص» در ادامه به گونه اي كه گويي از مناسبات منطقه اي بي اطلاع است و يا خود را به بي خبری زده، مینویسد: اگر بشار اسد، رییس جمهوری سوریه، کمی از دوست ایرانیاش، محمود احمدینژاد فاصله میگرفت و اگر سعد حریری، نخست وزیر لبنان میتوانست خود را از حسن نصرالله، رهبر حزبالله رها کند، اوباما از آنها هم دعوت میکرد.
از سوی دیگر، اگر پادشاه عربستان برای دادن دست دوستی بدون پیششرط به بنیامین نتانیاهو تمایل نشان میداد، او نیز در میان دعوت شدگان بود.
به هر روی، اوباما از حالا برای پیروزی، تنها میتواند روی دو تن از بازیگران اتحادیه عرب حساب کند. تجربه تلخ کنفرانس کمپ دیوید در سال 2000 که شکست در آن، جرقه انتفاضه الاقصی را روشن کرد، نشان خواهد داد که روند صلح درباره مسأله اورشلیم ادامه خواهد داشت یا نه.
اين گزارش مي افزايد، حتی رهبر با هیبتی چون یاسر عرفات نیز خود جرأت نکرد، درباره اراضی مقدس قدس امتیاز بدهد؛ اما پس از به بن بست رسیدن گفت وگوها، بیل کلینتون، رییس جمهوری وقت آمریکا، سفرای خود را به پایتخت کشورهای عربی رهسپار و اعلام کرد در صورت در پیش گرفتن رویکرد مصالحه آمریکا، به عرفات امتیازاتی داده خواهد شد.
اما ده سال پس از آن، این تهدید حس میشود که نزاع بر سر قدس ـ این بار به دلیل خواست فلسطینیان برای توقف شهرکسازیهای اسراییل ـ موجب بیاثر شدن کنفرانس سران در واشنگتن در سال 2010 شود.
هاآرتص در پایان، هدفش از مقدمه چيني هاي انجام شده را آشکار كرده و تلاش مي كند تصور صهيونيستي از مصر و اردن را به همه تسري دهد و این گونه مي نويسد: اما اهمیت لطفی که مصر به این روند کرده است، ریشه در برتری این کشور در جهان عرب و اسلام دارد.
حکومت «حشمتیه» که تا ژوئن سال 1967 در قدس حکمرانی میکرد، همچنان تلاش میکند، این زمین های مقدس را نگه دارد و برای تغییر وضع موجود،میکوشد، به شکل کلامی، مخالفت خود را با اقدامات تلآویو بیان دارد؛ اما در این میان، شکلگیری یک کشور مستقل فلسطینی، میتواند نقش مهمی به اردن بدهد که همانا حفاظت از مرزهایش با کشور جدید است.
در این باره باید گفت، هنگامی که نامزدهای دمکرات در انتخابات کنگرهای آتی برای سر باز زدن از مصاحبه دلیلتراشی میکنند، به طور کامل مشخص نیست که دعوت به کاخ سفید، میتواند اعتبار یک رهبر عربی را افزایش دهد یا خیر؟!
اما مبارک و پادشاه عبدالله، راه دیگری ندارند، جز آن که این بار نیز به قول رییس جمهوری آمریکا اعتماد کرده و بپندارند که این بار او در سخن خود راسخ است.
به گزارش «تابناك»، روزنامه «هاآرتص» در گزارشي تحليلي با مطلع بالا نوشت: دشوار بتوان باور کرد که کاخ سفید از مفاهیم عقبنشینی یکطرفه از عراق به دلیل توزان قدرت میان رژیمهای عملگرایی چون مصر و اردن و نیروهای اصولگرا به رهبری ایران آگاهی نداشته باشد و در حقیقت، آب شدن یخ فرآیند صلح میان اسراییل و فلسطینیان را به مثابه اهرمی برای کاستن از احساسات ضدغربي در منطقه میبیند.
حسنی مبارک و پادشاه عبدالله، تنها برای پررنگ کردن این اقدامات به واشنگتن دعوت نشدهاند، بلکه به عنوان پيشگام ابتکار عمل صلح عربی در این کشور حضور خواهند داشت و به رژيم صهيونيستي پیشنهاد عادیسازی روابطش با همه اعضای اتحادیه عرب را خواهند داد.
در مقابل، رژیم صهیونیستی نیز باید از هم زمین های اشغالی در ژوئن 1967 عقبنشینی و به شکلگیری یک کشور مستقل فلسطینی کمک کند؛ این مذاکرات از روز نخست سپتامبر و یک روز پیش از آغاز گفت وگوهای مستقیم بین تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی در پایتخت ایالات متحده برگزار می شود.
در این میان، هیلاری کلینتون نیز در بیانیه خود اشارهای به اقدامات در نظر گرفته شده در مارس 2002 در بیروت نکرد، تا مبادا یهودیان صهیونیست و آمریکایی را آشفته سازد. او این کار را به کمیته چهارجانبه واگذار کرد که همسو با اظهارات کلینتون در بیانیه خود به ابتکار صلح عربی اشاره نمودند.
«هاآرتص» در ادامه به گونه اي كه گويي از مناسبات منطقه اي بي اطلاع است و يا خود را به بي خبری زده، مینویسد: اگر بشار اسد، رییس جمهوری سوریه، کمی از دوست ایرانیاش، محمود احمدینژاد فاصله میگرفت و اگر سعد حریری، نخست وزیر لبنان میتوانست خود را از حسن نصرالله، رهبر حزبالله رها کند، اوباما از آنها هم دعوت میکرد.
از سوی دیگر، اگر پادشاه عربستان برای دادن دست دوستی بدون پیششرط به بنیامین نتانیاهو تمایل نشان میداد، او نیز در میان دعوت شدگان بود.
به هر روی، اوباما از حالا برای پیروزی، تنها میتواند روی دو تن از بازیگران اتحادیه عرب حساب کند. تجربه تلخ کنفرانس کمپ دیوید در سال 2000 که شکست در آن، جرقه انتفاضه الاقصی را روشن کرد، نشان خواهد داد که روند صلح درباره مسأله اورشلیم ادامه خواهد داشت یا نه.
اين گزارش مي افزايد، حتی رهبر با هیبتی چون یاسر عرفات نیز خود جرأت نکرد، درباره اراضی مقدس قدس امتیاز بدهد؛ اما پس از به بن بست رسیدن گفت وگوها، بیل کلینتون، رییس جمهوری وقت آمریکا، سفرای خود را به پایتخت کشورهای عربی رهسپار و اعلام کرد در صورت در پیش گرفتن رویکرد مصالحه آمریکا، به عرفات امتیازاتی داده خواهد شد.
اما ده سال پس از آن، این تهدید حس میشود که نزاع بر سر قدس ـ این بار به دلیل خواست فلسطینیان برای توقف شهرکسازیهای اسراییل ـ موجب بیاثر شدن کنفرانس سران در واشنگتن در سال 2010 شود.
هاآرتص در پایان، هدفش از مقدمه چيني هاي انجام شده را آشکار كرده و تلاش مي كند تصور صهيونيستي از مصر و اردن را به همه تسري دهد و این گونه مي نويسد: اما اهمیت لطفی که مصر به این روند کرده است، ریشه در برتری این کشور در جهان عرب و اسلام دارد.
حکومت «حشمتیه» که تا ژوئن سال 1967 در قدس حکمرانی میکرد، همچنان تلاش میکند، این زمین های مقدس را نگه دارد و برای تغییر وضع موجود،میکوشد، به شکل کلامی، مخالفت خود را با اقدامات تلآویو بیان دارد؛ اما در این میان، شکلگیری یک کشور مستقل فلسطینی، میتواند نقش مهمی به اردن بدهد که همانا حفاظت از مرزهایش با کشور جدید است.
در این باره باید گفت، هنگامی که نامزدهای دمکرات در انتخابات کنگرهای آتی برای سر باز زدن از مصاحبه دلیلتراشی میکنند، به طور کامل مشخص نیست که دعوت به کاخ سفید، میتواند اعتبار یک رهبر عربی را افزایش دهد یا خیر؟!
اما مبارک و پادشاه عبدالله، راه دیگری ندارند، جز آن که این بار نیز به قول رییس جمهوری آمریکا اعتماد کرده و بپندارند که این بار او در سخن خود راسخ است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


