چرا خميني؟!
دکتر عليرضا مخبر دزفولي
کد خبر: ۱۱۶۴۱
| | 7507 بازدید
در طول تاريخ پر فراز و نشيب اين مرز و بوم کهن، بسيار بودهاند آزاديخواهان و روحانيون و انقلابيوني که کمر به اصلاح جامعه و حکومت بستهاند و در اين راه با همه توان و حتّي به بهاي جان خود کوشيدهاند، ولي هيچ کدام به پيروزي کامل دست نيافتهاند.برخي چون سيدجمال الدين اسدآبادي، اين راه را سوار بر مرکب گفتوگو با حاکمان و فرهيختگان پيمودهاند، ولي استعمار همين رويه ملايم او را (که البتّه بعدها به واسطه مريدان و شاگردانش کمي هم به خشونت کشيده شد) هم تحمّل نکرده است و برخي چون سيد حسن مدرّس در برابر حاکم جابر و کم سواد و قلدر دوران خود مردانه قامت افراشته است، ولي تلوّن روزگار و مردمي که قدرت تحليل نداشتند، او را همچون کاشانيها و شيخ فضلالله نوريها و.....به پيروزي چشمگيري در عرصه تحول در حاکميت زور و تزوير رهنمون نشده است و برخي همچون شهيدان نواب صفوي و ميرزا کوچک خان، قيام مسلّحانه را در دستور کار قرار دادهاند و سرانجام در مظلوميت کامل، جان بر سر هدف خود گذاشتهاند.
بدون ترديد، يکي از مشخصههاي حرکت انقلابي و اصلاحگرايانه امام خميني، پيروزي بلامنازع او در اين عرصه و توفيق تغيير حاکميت از يک حکومت وابسته استبدادي که دقيقا نقطه مخالف کريمه «اشداء علي الکفار و رحماء بينهم» بود و با جهانخواران و قدرتهاي استکباري در نهايت خضوع و خاکساري و بي ارادگي و با ملّت خود در اوج غرور و نخوت و خشونت رفتار ميکرد به حکومت اسلامي (که ميخواست و بايد عامل به اين آيه انسانساز باشد) بود.
ولي چگونه چنين اتفاقي افتاد و چرا تنها امام خميني اين دست پر معجزه و توانا را داشت که آرزوي چند صد ساله همه صلحا و علما و اوليا و انقلابيون را در بر پايي حکومتي مبتني بر دستورهاي قرآن و با رنگ و بوي اسلامي محقّق سازد؟
هرچند پرداختن به همه اين مؤلّفهها، فرصت و بستري فراختر از يک نوشته در يک سايت را ميطلبد، ولي شايد بتوان در اين نوشتار، به بخشهايي از آنها اشارتي داشته باشيم.
خميني عالمي تيزهوش و روشن نگر بود که از همه تجربيات گذشتگان و سلف، در حرکت خود بهره گرفت. همه محاسن آنها را به کار بست و همه نقاط ضعف آنها را پوشش داد؛ نه با ستايش يکجانبه از يافتن ضعفهاي آنها غفلت کرد و نه غيرمنصفانه همه حرکتهاي آنان را بي اثر خواند. بارها در کلام ساده و بيپيرايه او (که خود، از مشخصههاي نادر و ستودني او بود و همين سادگي و همه فهم بودن سخنان او، نقش عظيمي در ايجاد حرکت در توده مردم و آسان کردن کار خواص در تبيين و تحليل بيانات او داشت) در طول انقلاب و در سالهاي تحکيم مباني انقلاب، مي شنيديم که من اجازه نميدهم آن گونه که با فلان حرکت مردمي يا فلان نهضت در زمان فلان حاکم رفتار شد، با اين انقلاب رفتار بشود و در اين ميان، بارها خاطراتي از قيامهاي پيشين و علمايي که در اين جهد و جهادها نقشي داشتهاند، ميآوردند که اين يادآوريها ضمن اينکه تقديري از آنها به شمار ميرفت، اثبات ميکرد که او همه جوانب حرکتهاي آنان و توطئههاي دشمنان را تحليل و پاتولوژي شکستها و پيروزيها گذشته را شناسايي کرده و از پديدار شدن هر خللي که راهي براي نفوذ و توفيق دشمن شود، پرهيز ميکرد. جالب اين بود که اين تحليل فراگير و روشن ايشان از آن حرکتها، از نقطه آغاز تا پايان را شامل ميشد.
حقير، اکنون مايل نيستم در اين نوشته به مصاديق اين دعوي بپردازم؛ هرچند با رجوع به کتابهاي بيانات و پيامهاي ايشان (صحيفه نور) موارد بيشمار و مصاديقي چون رابطه آيتالله کاشاني و دکتر مصدّق و نهضت ملي شدن نفت و جريانات نهضت مشروطه و ايستادگي مرحوم آيتالله مدرّس در برابر رضا شاه و... اکنون پيش رو دارم که نشان از اشراف کامل ايشان بر تاريخ معاصر و حرکتهاي انقلابي روحانيت در تاريخ ايران دارد و حتي گاه آشكارا عوامل ناکامي و يا کامروايي نسبي آنها را برشمردهاند.
تقابل دينخواهي با وطنپرستي و مليگرايي با اسلامخواهي، عدم تکيه و اطمينان به مردم و متصّل نبودن حرکتهاي علما به توده و عامه مردم، اختلاف بين رهبران انقلابها، گم شدن شعارهاي اساسي و مباني انقلاب در سر و صداهاي گوشخراش ايسمها و تئوريهاي کم عمق روشنفکرانه برانگيخته از غربزدگيها و خودباختگيها، نبود شناخت از قدرت مردمي و ....از سويي و دست گذاشتن بر نقاط ضعف دشمن، مرعوب نشدن در برابر هيمنه استعمار و استبداد، توکل و اعتماد به امدادهاي الهي، نداشتن ذرهاي ترديد در درستي راهي که پيموده شده، صداقت با مردم، ساده زيستي و دفاع واقعي از ضعفا و محرومان، دميدن روح اعتماد به نفس و استقلال و اتکا به قدرت بي مانند نيروي انساني در ايجاد تحوّل در عرصههاي گوناگون، پويا کردن و ارايه تفسير به روز و قابل دفاع از دستورهاي اسلام و پافشاري بر آنها، به ميدان آوردن و حتي ميدان سازي براي همه اهل فکر، اعتماد به جوانان و بهرهگيري از نيروي ارزشمند آنان در عرصههاي گوناگون و... از سوي ديگر، بخشهايي از عواملي هستند که در حرکتهاي اصلاحگرايانه گذشته به عنوان نقاط ضعف و قوّت بودهاند و امام خميني هوشمندانه نقاط ضعف را مرتفع و نقاط قوت را حفظ و تقويت کرده و با دورانديشي بي نظير، افزايش داده و موفق شدند در حرکتي الهي و ميتوان ادّعا کرد بي خطا، رژيمي تا بن دندان مسلّح و مورد حمايت همه دنياي استکبار با همه پيشينه و تجربه استعمارياش را به زانو درآورند.
مولاي سبزانديش ما مردي بود که فقاهت را با سياست، سياست را با صداقت، صداقت را با فراست، فراست را با شجاعت وشجاعت را با درايت پيوند زد و محصول آن شجره طيبهاي شد که «تؤتي اکلها کل حين باذن ربّها».
تکيهاي که بر پندگيري از گذشته و تحسين و تقويت نقاط قوّت گذشته و پرهيز و پيرايش نقاط ضعف گذشته از حال، به عنوان يکي از ويژگيهاي حرکت امام خميني در سالگرد عروج ملکوتي او برشمردم، تذکرهاي بود براي همه مسئولان دلسوز نظام اسلامي که نه يکسره خدمات گذشتگان را تخطئه کنند که نتيجه آن عقبگرد است و نه يکسره گذشته را مدح کنند که محصول آن رکود است، بلکه خالصانه و براي رضاي خدا به حرمت روح بلند امام و شهداي راه نوراني امام (ره) که اکنون نشسته بر کنگره عرش، شاهد اعمال و حتّي نيتهاي ما هستند، کمر به خدمت صادقانه و عالمانه و متّکي بر تجارب گذشته، به مردمي ببنديم که براي ايجاد و استمرار اين نهضت مقدّس، هر چه داشتهاند، در طبق اخلاص پيشکش اسلام کردهاند تا مسئولان، هيچ بهانه اي در پيشگاه خداي متعال براي قصورهاي احتمالي خود نداشته باشند.
آري؛ در چهاردهم خرداد 1368 چشمهايي بر هم نهاده شد که هيچگاه بر فيض سحر بسته نماند و قلبي از تپش ايستاد که جز براي رضاي خدا و خدمت به مردم نتپيد و لباني بسته شد که از آنها جز عطر وحي و حکمت نافع نتراويد.
درود خدا بر خامنهاي که در توفان سهمگين رحلت پيامبر انقلاب، شجاعانه و خالصانه، سکاندار کشتي پر تلاطم اين نهضت مقدس شد و سکون و سکينه را به دلهاي آشفته، هديه کرد.
سالگرد ارتحال مراد اوليا و محبوب خدا و مردم موحّد ايران بر شيفتگان و پيروان مشي و مرام او تسليت باد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


