گزارشی از وضعیت خودکشی در ایران
ایسنا: «همه درها بسته است. از آينده ميترسم. بيکارم. در خانه زير فشارم که بروم سرکار. خوب من هم دوست دارم که بروم سر کار ولي کار نيست. خودم را سربار خانه مي بينم. وقتي غذا مي خورم، نگاهي به هم سفرههايم مي اندازم و احساس مي کنم پدر و مادرم لطف بسيار زيادي به من دارند که اجازه دادهاند غذايي که آنها تهيه کردهاند را بخورم. ولي مي دانم، به خوبي ميدانم که سربار خانوادهام اين را سر سفره غذا در چشم پدر و مادرم ميخوانم. بايد با التماس ازشان پول لباس و کرايه تاکسي بخواهم. چند روز پيش پدرم گفت ديگر به تو پول نميدهم. مادرم مي گويد:خودت بايد کار کني. بابا، ننه که نميتوانند تا آخر عمر خرجت را بدهند. خودم مي خواهم بروم سرکار، ولي کار پيدا نمي کنم. چند روز پيش رفتم سر يکي از ميدان هاي شهر ايستادم تا بروم کارگري ولي...»
آهي مي کشد و ديگر ادامه نميدهد. فرزاد جوان چهرهاي پير دارد و تازگي بيست و دوسالگي را آغاز کرده است. فرزاد همه درها را که بسته ديد، تصميمش را گرفت. مقداري سم در آب حل کرد و با يک بسته آرام بخش قوي سر کشيد. او خودش را دوباره هنگامي بيدار يافت که مايع سياهي از شکمش بيرون مي آوردند. گاه بالا مي آورد و گاه پرستارها ميآمدند و معدهاش را شست شو مي دادند. حالا، صبح روز بعد از اقدام به خودکشي، فرزاد هوشيارياش را دوباره به دست آورده است. تخت خواب فرزاد کنار پنجره است. او به بيرون زل زده. نگاهش در اتاق نيست. فکرش هم. نه ميخواهد بميرد و نه ميخواهد به آن زندگي برگردد. حالا دکترها ميگويند کبدش مشکل پيدا کرده. فرزاد ميگويد:«آن بيرون، جايي براي من نيست.»
مرکز مسموميتهاي بيمارستان شوشتري شيراز، هر روز ميزبان کساني است که خواستهاند خودکشي کنند. اينجا، به جز يک نفر که اتفاقي مسموم شده، همه به نوعي خودکشي کردهاند. از مهرداد، وکيل پايه يک دادگستري، تا فرزاد جوان.
اگر بخواهي ميانه سني آنان را تخمين بزني، جوان ترينشان ١٩ ساله است و پيرترين شان ٣٢ ساله. در اين ميان، مجتبي ٢١ ساله شباهت بيشتري با فرزاد دارد. او و فرزاد هر دو با سم خودکشي کردهاند. سمي که مجتبي از سم فروشي سر کوچه خريده، در آب حل کرده و سر کشيده، ناي و معدهاش را سوزانده. او حالا بايد در بيمارستان بماند تا ببيند نتيجه آزمايشها چه مي شود. مجتبي، پشيمان است و دنبال راهکار ميگردد. هرچه ميپرسم چرا خودکشي کردهاي، پاسخ نمي دهد. تنها مي گويد:«افسردهام»
مهرداد اما وضعيت جالبتري دارد: «پسر چهار سالهاي دارم که از ديوار راست بالا مي رود. يک دم آرام نمي نشيند. بايد بچه داشته باشي تا بفهمي چه دردي است. ديشب تنها سه ساعت خوابيده. يعني ٢١ ساعت بيدار بوده. من هم تا ميتوانستم کتکش زدم. ديدم دارم بچهام را مي کشم، بلند شدم و خواستم خودم را بکشم.» مهرداد اما از لحاظ جسمي وضعيت بهتري دارد. آفتاب داغ تابستان، بالا و پايين رفتن مداوم از پلههاي دادگاه، گفت و شنفت با موکلان و... همه دست به دست هم داده تا مهرداد را کلافه کند.
آمارهايي که از خودکشي در کشور منتشر ميشود، دقيق نيست. دکتر رابرت فرنام، روانپزشک و مسؤول دفتر پيشگيري از اعتياد بهزيستي استان فارس در اين باره به ايسنا ميگويد:«در آمارهاي وزارت بهداشت، از آن رو که خودکشيهاي موفق گزارش ميشوند، آمارها پايينتر از ميزان واقعي است. چون بيشتر کساني که به بيمارستان ها مراجعه مي کنند افرادي هستند که خودکشي ناموفق دارند.»
به گفته دکتر فرنام، اغلب خودکشيها به وسيله دارو و بيشتر آنان در ميان نوجوانان و جوانان ايراني انجام مي پذيرد.
وي درباره دليل خودکشيهايي که معمولا اتفاق ميافتد، ميگويد:«دليلها معمولا به خوبي شناخته نميشود. چون به همه آنان دسترسي وجود ندارد. براي نمونه در شهرهاي کوچک معمولا درگيريهاي خانوادگي عامل خودکشي است ولي در تهران و شهرستان اصفهان و شهرهاي بزرگ کشور مانند شيراز و تبريز معمولا به خاطر مسائل اجتماعي و به ويژه به خاطر مشکلات اقتصادي، خودکشي رخ ميدهد.» از او درباره ميزان خودکشيها در ميان جنسهاي مختلف ميپرسيم.
به گفته دکتر فرنام زنان پنج برابر مردان خودکشي ميکنند اما مردان بيشتر از زنان بر اثر خودکشي جان خود را از دست مي دهند که اين به خاطر انتخاب راههاي کمتر کشنده از سوي زنان است.
دکتر فرنام پيشنهاد مي کند براي گرفتن آمارها در اين باره به سايت وزارت بهداشت مراجعه کنيم اما جست وجوي خبرنگار ايسنا در اين سايت بي نتيجه بود.
٤٢٠٠خودکشي سالانه در ايران
سرپرست اداره کل سلامت روان وزارت بهداشت پيش از اين گفته است که سالانه از هر ١٠٠ ايراني ٦ تن خودکشي ميکنند که اين برابر ٤٢٠٠ خودکشي در سال است. با اين حال همه خودکشيها پيروزمندانه از آب در نميآيد.
به گفته محمد باقر صابري زرفندي٢٠ درصد از جمعيت کشور دچار بيماريهاي خفيف تا شديد رواني هستند. در اين ميان ٤٥ درصد از مردم از افسردگي نيز رنج مي برند به اندازهاي که افسردگي پس از بيماريهاي قلبي و اعتياد در رديف سوم بار بيماري جاي گرفته است. عاملي براي خودکشي که از مشکلات اجتماعي و اقتصادي روزمره سرچشمه ميگيرد.



