ماجرای سهلانگاری تیم پزشکی و کوری یک چشم
وطن امروز: پسر جوان که در دوران کودکی به خاطر جراحی ناشیانه یکی از چشمهایش کور شده پس از 13 سال خواستار مجازات تیم پزشکی شد.
در دوران نوزادی این مرد، خانوادهاش به خاطر اشکریزی چشم چپش وی را به
تیغ جراحی سپردند. خردادماه سال جاری زنی به همراه پسرش به دادسرای جرائم
پزشکی مراجعه کردند و پرده از یک اتهام پزشکی 13 ساله برداشتند.
پسر جوان که قصههای تلخ کودکیاش را از مادرش شنیده بود به رئیس شعبه 8
بازپرسی گفت: وقتی نوزادی 4 ماهه بودم به خاطر ریختن اشک فراوان برای
درمان به همراه پدر و مادرم از بروجرد به تهران آمدیم. معاینات پزشکان
نشان داد کیست کوچکی روی قرنیه چشمم قرار گرفته و با یک جراحی ساده دوباره
به حالت طبیعی بازمیگردد. وقتی زیر تیغ جراحی رفتم به سرعت خوب شدم ولی
هرچند هفته یک بار باید برای معاینه و آزمایش به تهران میآمدیم تا اینکه
خانوادهام بروجرد را ترک کردند و برای همیشه به تهران آمدند.
7 سال بیشتر نداشتم و کلاس اول دبستان بودم که در یکی از این معاینات جراح
و پزشکم ادعا کرد چشمم آبمروارید آورده است. از کودکی به یاد میآورم که
در این مطب و بیمارستانها آزمایشات زیادی از من گرفتند. دوباره
خانوادهام توصیههای پزشک را پذیرفتند و مرا به تیغ جراحان سپردند و با
چشمانی سالم از اتاق عمل بیرون آمدم. آزمایشات نشان میداد جراحی
موفقیتآمیز بوده و همه چیز به خوبی پیش رفته است.
یک هفته بعد از این عمل جراحی قرار شد برای کشیدن بخیه چشمم به بیمارستان
بروم. پزشک متخصصم در بیمارستان نبود، به گفته وی قرار شد کارآموز دکترای
چشمپزشکی بخیه چشمم را بکشد. نمیدانستم این آخرین باری خواهد بود که چشم
راستم روشنایی را خواهد دید. با کشیدن بخیههای چشمم همه جا سیاه شد، دیدم
از بین رفت و سفیدی چشمم از خون پر شده بود. وقتی تیم پزشکی بالای تختم
آمدند هیاهویی بین آنان ایجاد شد. انگار نمیدانستند چه اتفاقی رخ داده،
هیچکس پاسخگوی سوالات مادر و پدرم نبود.
ساعتی از این ماجرا نگذشته بود که پزشک متخصصم بالای سرم حاضر شد و با
دستور وی شب را در بیمارستان در بخش اورژانس سپری کردم. خانوادهام خیلی
نگران بودند، دلیل استرسهای تیم پزشکی را متوجه نمیشدند ولی من احساس
میکردم دیگر با چشم راستم نخواهم دید.
«امین» که پس از 13سال به خاطر نقطه سیاهی در زندگیاش به شعبه 8 بازپرسی
آمده بود در ادامه افزود: صبح روز بعد از چشمم اکو گرفتند و مشخص شد شبکیه
چشمم پاره شده است. من که برای عمل ساده قرنیه به بیمارستان مراجعه کرده
بودم حالا نمیدانم به چه علت به شبکیه چشمم آسیب رسیده بود. پزشکان پاسخ
درستی به پدر و مادرم نمیدادند اما آزمایشات مشخص کرد که از ناحیه چشم
راست دچار کوری شدهام. خانوادهام که در همه این سالها به سختی برای
درمان بیماری چشمم از شهر و دیارشان گذشته بودند حالا با کور شدن چشمم
کولهباری از غم را به دوش میکشیدند. با اصرارهای پدر و مادرم به پزشک
دیگری مراجعه کردیم تا شاید بتوانم بیناییام را دوباره به دست بیاورم اما
نهتنها دیگر ندیدم بلکه زیبایی ظاهریام را نیز از دست دادم و حالت صورت
و چشمانم تغییر کرد.
امین در ادامه افزود: وقتی بچه بودم تفاوت خود با دیگر همسالانم را درک
نمیکردم ولی حالا در سنی قرار دارم که میتوانم حق از دست رفتهام را
بگیرم. با ادعاهای این پسر 20 ساله پرونده به کمیسیون پزشکی ارجاع داده شد
تا میزان قصور تیم جراحی مشخص شود.


