محاكمه خدمتكار جوان بهخاطر قتل صاحبكار پير
تهران امروز: خدمتكار نوجوان كه ميگويد صاحبخانه پير خود را به خاطر بداخلاقي هايش كشته است در دادگاه ادعاي وكيل خود را مبني بر اينكه او از شخصي خاص دستوري براي اين جنايت داشته است را رد كرد.
فروردين پارسال پليس از فوت زني 80 ساله در خانه خود واقع در محله نواب مطلع شد. پس از مراجعه ماموران هر چند افرادي كه بالاي سر جنازه حاضر بودند گفتند كه وي به مرگ طبيعي جان خود را ازدست داده است اما كارآگاه پليس در بررسي جنازه متوجه آثار ريز خون مردگي در ناحيه گلوي اين زن سالخورده شد به همين خاطر جسد جهت تحقيقات بيشتر به پزشكي قانوني تهران سپرده شد.
فرضيه پليس در پزشكي قانوني تاييد شد و اين مركز در گزارش خود نوشت كه صاحب جسد بر اثر خفگي ناشي از فشار دادن شريانهاي تنفسياش جان باخته است به همين خاطر پرونده وارد فاز جديدتري به نام قتل شد.
به همين خاطر مهدي پرستار 19 ساله مقتول مورد بازجويي قرار گرفت و در همان بازجوييهاي اوليه گفت كه در يك لحظه عصباني شده و اين زن سالخورده را خفه كرده است.
جلسه محكمه مهدي ديروز در دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد و در ابتدا با توجه به بيماري آلزايمر همسر مقتول، دختر وي به عنوان تنها اولياي دم تقاضاي قصاص متهم ر ا كرد و گفت تفاضل ديه را هم حاضر است بپردازد.
سپس نوبت مهدي شد كه به دفاع از خود بپردازد: من آن زن بيچاره را كشتم و از كار خودم هم خيلي پشيمان هستم. چند وقتي بود كه به استخدام او و شوهر پيرش كه فراموشي هم داشت در آمده بودم.پيرزن خيلي بدخلق بود ولي من هميشه سعي ميكردم بداخلاقي هايش را تحمل كنم. روز حادثه پيرزن براي شركت در مجلس ختم يكي از بستگان خود به مسجد رفته بود. من سريع دست به كار شدم و خانه را تميز كردم ولي تا آمدم غذا درست كنم او به خانه برگشت.هنوز مقداري از كارها مانده بود؛ او ناراحت شده و گفت چرا كارها را تمام نكرده اي. بعد هم به سمت شوهر عليلش رفت و تا فهميد هنوز به او غذا نداده ام عصباني شد؛ داشتم براي او توضيح ميدادم كه چه اتفاقي افتاد كه به كارها نرسيدم كه يكمرتبه عصايش را به سمت من پرتاب كرد. ديگر نتوانستم خودم را كنترل كنم؛ از صبح تابهحال كار كرده بودم و او اينطور جواب مرا ميداد. يكمرتبه به سمت او رفتم و گلويش را فشار دادم. شوهرش شروع به فرياد زدن كرد ولي نميتوانست به كمك او بيايد؛ من هم زن پير را خفه كردم. وقتي بقيه آمدند گفتم من در حال كار بودم كه پيرزن يكمرتبه افتاد و جان داد. چند روزي هم اين قضيه را پنهان كردم و حتي از شوهر وي مراقبت كردم تا اينكه پليس دوباره آمد و مرا بازداشت كرد.
در اين حال وكيل متهم گفت كه مهدي اين قتل را به سفارش شخص ثالثي انجام داده و اين موضوع را به دختر و داماد مقتول هم گفته است.
اما مهدي اين ادعا را رد كرد و گفت: من ازهيچ كس دستوري نگرفتم. از روي اتفاق اين قتل را انجام داده و الان هم از ولي دم تقاضاي بخشش دارم.
دادگاه پس از شنيدن ادعاهاي متهم وارد شور شد تا حكم خود را در اين باره صادر كند.


