اقرار به اذيت و آزار مقتول
تهران امروز: يك ماجراي جنايي وقتي برملا شد كه ماموران پليس استان خراسان رضوي توسط اهالي روستايي از پيدا شدن جنازه يك پسر جوان با خبر شدند. ماموران در محل حاضر شده و با بررسي جنازه دريافتند جوان جواد نام داشته و روز حادثه با سه نفر از دوستان خود از روستاي خود خارج شده و بعد از آن هم به خانه برنگشته است. همه شواهد حاكي از به قتل رسيدن جواد بود به همين خاطر كارآگاهان در اولين اقدام خود هاشم، عباس و حسين را به كلانتري احضار كرده و از آنها درباره موضوع و چگونگي آخرين ملاقاتشان با مقتول پرسيدند. آنها ابتدا هرگونه نقش داشتن در اين جنايت را انكار كردند اما بعد از چند جلسه بازجويي لب به اعتراف باز كرده و مسئوليت قتل جواد را پذيرفتند: روز حادثه چون مشروب زيادي خورده بوديم متوجه حركات و رفتار خود نشديم و يكمرتبه ديديم كه جواد به قتل رسيده است.
متهمان صحنه قتل را هم بازسازي كردند و پس از آن راهي زندان شدند اما در حاليكه پرونده داشت به سرانجام خود ميرسيد هاشم يكي از متهمان نامهاي را از داخل زندان به بازپرس اين پرونده نوشت كه ماجرا را متفاوت كرد.
بازپرس پرونده هم وي را احضار كرده و به صحبتهايش گوش داد:من نقشي در اين قتل نداشتم.آنروز مادر عباس به من تلفن زد و گفت چند روزي است جواد مزاحم دخترش ميشود و ميخواهد كاري بكند تا جواد سر جاي خودش بنشيند.او از من خواست به بهانهاي جواد را به خانه آنها ببرم چرا كه عباس و حسين آنجا منتظر او بودند. قرار شد با رسيدن جواد به آنجا آنها به جان او افتاده و حسابي كتكش بزنند تا ديگر به خود جرات ندهد كه براي خواهر عباس مزاحمت ايجاد كند. هاشم به بازپرس گفت كه پس از رساندن جواد به خانه دقايقي براي خريدن مشروبات الكلي از خانه خارج شده است ولي وقتي بر گشته با جنازه جواد روبهرو شده است، گويي دوستانش در ضرب و شتم او افراط كرده بودند.
بازپرس اما با شك و ترديد فراوان حرفهاي هاشم را در دفتر ثبت كرد چرا كه پزشكان پزشكي قانوني پس از بررسي جسد در گزارش خود نوشته بودند كه مقتول قبل از مرگ مورد آزار و اذيت قرار گرفته است و هاشم در صحبتهاي خود هيچ اشارهاي به اين نكته نكرده بود. تجاوز به جواد ابهام برجسته اين جنايت بود و هيچ كدام از متهمان هم آن را گردن نگرفته بودند.
هاشم وقتي ديد بازپرس پرونده مجاب نشده است با سكوتي يك ساعته حرفهاي تازهاي را مطرح كرد: ما سه نفر به همراه جواد سر خيابان نشسته بوديم و مشغول صحبت بوديم كه حسين پيشنهاد مشروب خوردن كرد.من سراغ يكي از دوستانم رفتم و مقداري شراب تهيه كردم سپس 4 تايي به يكي از روستاهاي اطراف رفتيم تا آنجا ميگساري كنيم. چهارديواري در روستا بود كه ميتوانستيم با خيالي راحت و به دور از چشم ديگران داخل آن مشروب بخوريم.به آنجا رفتيم و الكل زيادي خورديم طوري كه ديگر هيچ چيز نميفهميديم.يكمرتبه جواد بلند شد و به سمت حسين رفت.
متهم ادامه داد: جواد چند ضربه به حسين زد و دعواي آن دو شروع شد. حسين هم خشمگين شده و جواد را به سمت تپهاي از آجر كه آنجا ريخته شده بود پرت كرد كه جواد روي آن افتاد و از حال رفت.من خيلي ترسيدم ، به سمت جواد رفتم و او را تكان دادم اما جنب نميخورد.به بچهها گفتم گمان ميكنم اتفاقي براي او افتاده است اما آنها گفتند او تظاهر ميكند و خود را به بيهوشي زده است.حسين به من گفت مقداري طناب بياورم.
هاشم مدعي شد كه پس از جستوجوي آن اطراف مقداري طناب پيدا كرده و آنرا به حسين داده است، حسين و عباس هم دست و پاي جواد را با آن بسته اند: آنها در همان حالت يكمرتبه جواد را مورد آزار و اذيت جنسي قرار دادند كه يكمرتبه ديدم مقدار زيادي كف از دهان مقتول خارج شد و او مرد.بعد از آن حسين پولها و گوشي تلفن همراه جواد را هم برداشت و طناب را از بدن او باز كرد و لباسهاي جواد را هم به من داد.
هاشم در پاسخ به اين سوال بازپرس كه چرا در اعترافات اوليه خود داستان را طور ديگري تعريف كرده بودي گفت: حسين و عباس مرا تهديد كرده بودند كه اگر واقعيت را به پليس بگويم عليه من اعتر اف خواهند كرد.
پس از اين اقرارها پرونده قتل و تجاوز متهمان به دادگاه كيفري استان ارسال شد. پرونده آنها همچنين به اتهام شربخمر به دادگاه عمومي استان فرستاده شد .


