دوئل مرگبار كفاش و گلفروش
دو مرد كفاش و گلفروش به خاطر اختلاف بر سر موبايل با هم درگير شدند كه در اين درگيري مرد گلفروش به قتل رسيد.
به گزارش فارس، روز 18 آبان 87 مسئولان بيمارستان شهداي هفتمتير تهران ، از طريق مركز فوريتهاي پليس قتل مرد جواني به نام مهدي را اطلاع دادند.
بعد از حضور مأموران پليس در بيمارستان، همراه مهدي به آنها گفت، مهدي توسط فردي به نام حامد در جريان يك درگيري در ابتداي جاده قديم قم مجروح و بعد از رسيدن به بيمارستان فوت كرد.
يك روز بعد از شروع تحقيقات پليسي، حامد دستگير و به ارتكاب قتل اعتراف كرد. حامد مدعي شد مهدي قصد اخاذي از او را داشته كه بر سر همين موضوع باهم درگير شديم و او به قتل رسيد.
قرار مجرميت حامد از سوي دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد كه صبح امروز به رياست قاضي محمدسلطان همتيار به آن رسيدگي شد.
ذبيحزاده، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده بزه انتسابي به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وي شد. اوليايدم نيز خواسته خود را قصاص متهم عنوان كردند.
در ادامه جلسه، متهم در جايگاه قرار گرفت و در تشريح حادثه گفت: مهدي موبايلش را در پاتوقي كه موادمخدر مصرف ميكرديم،گم كرده بود و فكر ميكرد من آن را دزديدهام، به همين دليل هميشه مرا تحت فشار ميگذاشت و از من موبايل طلب ميكرد.
وي ادامه داد: او با تهديد از من يك موبايل گرفت ولي باز هم مرا اذيت ميكرد و از من طلب 200 هزار تومان پول نقد ميكرد. ولي من به او گفتم بايد موبايل را برگرداني تا به تو پول بدهم.
حامد ادامه داد: روز حادثه دوباره به همراه دوستش سراغ من آمد و بعد از فحاشي ضربهاي به صورت من زد. او به من گفت چرا در مقابل رفتارش واكنش نشان نميدهم كه من هم گفتم چون شما دو نفر هستيد درگير نميشوم.
وي افزود: با حرفهاي مهدي تحريك شدم و با پيشنهاد او براي درگيري به خرابهاي در جاده قديم قم كه معتادان براي مصرف مواد مخدر به آنجا ميرفتند، رفتيم تا با هم دعوا كنيم. وقتي به آنجا رسيديم، مقتول با چوبي كه همراه داشت ضربهاي به سر من زد و قصد داشت آجري هم به سمت من پرتاب كند كه با چاقوي مخصوص كفاشي كه ابزار كارم بود، او را زدم و فرار كردم.
قاضي اظهارات دوست مقتول را كه شاهد حادثه بود براي متهم قرائت كرد كه متهم جواب داد: اظهارات شاهد را قبول دارم ولي احساس ميكنم آنها باهم براي ضربه زدن به من تباني كرده بودند و قرار بود من كشته شوم نه مهدي.
قاضي همچنين اظهارات قبلي متهم را كه سرقت گوشي موبايل را پذيرفته بود براي وي قرائت كرد كه وي به طور ضمني آن را تأييد كرد.
متهم در بيان آخرين دفاع گفت: من قصد كشتن او را نداشتم و از خانواده مقتول تقاضاي عفو و بخشش دارم.
بعد از اظهارات متهم، قاضي همتيار ختم جلسه را اعلام و صدور حكم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موكول كرد.


