دردسر فرار هولناک یک مرد براي2 آشنا
وطن امروز: از سقوط هولناک یک مرد از طبقه چهارم ساختمانی در تجسسهای پلیسی فاش شد. این مرد جوان وقتی از کما خارج شد ادعا کرد از سوی 2 آشنا به گروگان گرفته شده بود و نمیداند چگونه از پنجره کارگاه تجهیزات پزشکی به بیرون پرتاب شده است.
روز پنجم خردادماه سالجاری مردی از طبقه چهارم ساختمانی در خیابان آذربایجان به پشتبام خانه همسایه سقوط کرد و به کما رفت. وقتی ماموران کلانتری 108 نواب به تحقیقاتی درباره چگونگی سقوط هولناک جوان 25 ساله دست زدند پی بردند از پنجره یک کارگاه تولیدی تجهیزات پزشکی به بیرون پرتاب شده و «غلامرضا» نام دارد.
همزمان با وارد عمل شدن ماموران اداره 16 پلیس آگاهی تهران غلامرضا پس از 6 روز از حالت کما خارج شد و ادعا کرد از سوی یکی از شرکا و دوست وی به گروگان گرفته شده بود.
این مرد با اشاره به اینکه چیزی از لحظه سقوط به خاطر ندارد گفت: روز حادثه مردی با موبایلم تماس گرفت و ادعا کرد بیمار بوده و نیاز فوری به خرید تعدادی تجهیزات پزشکی دارد، من نیز برای تحویل این تجهیزات وی را به دفتر کارگاه دعوت کردم. وقتی وارد شرکت شدم و «مهدی»، یکی از شرکايم را در آنجا دیدم پی بردم این یک نقشه بوده است. آن دو مرا به اتاقی بردند و زندانیام کردند. سپس با تهدید چاقو، تیغ موکتبری و ضربات مشت و لگد مجبورم کردند هرچه دستور میدهند انجام دهم و پس از گرفتن پول و چک سفیدامضا نمیدانم چه شد که سقوط کردم.
کارآگاهان که به پراکندهگویی غلامرضا برخورده بودند به تحقیق از کارگری پرداختند که در شرکت کار میکرد. وی گفت: روز حادثه مهدی و دوستش به کارگاه آمدند، دقایقی نگذشته بود که میان آنها و غلامرضا درگیری داخل اتاق رخ داد بعد شنیدم غلامرضا تلفنی میخواهد پول به حسابش واریز شود. من قطرات خون را هم از زیر در دیدم اما مهدی اجازه نداد داخل بروم بعد با گرفتن کلید کارگاه من را بیرون انداخت و خواست زودتر به خانهمان بروم.
با همین اظهارات، روز 30 خردادماه ماموران مهدی را بازداشت کردند که وی سکوت کرد و این در حالی بود که تحقیقات نشان میداد غلامرضا وقتی میخواست از دست آنان فرار کند از طبقه چهارم سقوط کرده است.
ادعاهای بیگناهی مهدی 26 روز ادامه داشت تا اینکه وی چارهای جز اعتراف ندید و گفت: از مدتها پیش بر سر مسائل مالی اختلاف داشتیم تا اینکه از دوستم با نام «حسین» خواستم غلامرضا را به سرقرار بکشاند. حسین در نقش بیمار و با نام جعلی رضایی با غلامرضا تماس گرفت و با هم در کارگاه قرار گذاشتند. در آنجا وقتی پولم را خواستم و شنیدم نمیخواهد بپردازد با مشت و لگد به جانش افتادیم بعد با استفاده از چاقو و تیغ موکتبری شکنجهاش دادیم.
وی افزود: وقتی تسلیم شد در تماس با دوستانش خواست پول به حسابش واریز کنند که حدود 3 میلیون و 150 هزار تومان با روش کارتبهکارت برداشت کردیم، سپس یک میلیون تومان را دستی در میدان انقلاب گرفتیم. همیشه یکی از ما پیش غلامرضا بود وقتی کل پول را گرفتیم در فکر این بودیم که چگونه از دستش رها شویم ناگهان غلامرضا به سمت پنجره رفت و سقوط کرد.
کارآگاهان با فاش شدن راز این سقوط هولناک، روز 16 تیرماه سالجاری حسین 24ساله را نیز در خیابان جمهوری بازداشت کردند که وی همه اعترافات مهدی را پذیرفت و آن را به گردن گرفت.


