"درنگ کنید ای فرزندان آدم..."
کد خبر: ۱۱۱۳۱۵
| | 6596 بازدید
"تابناک"/ احسان ترابی:
1
وقت خداحافظی بود و سفر، گروهی سخت خوشحال و خندان بودند که ره توشه های پر و پیمانی نصیبشان شده. خاصه آنان که نسبی نیکو بهره شان شده بود و نشان از پدرانی گرامی داشتند، این جماعت را فرزندان اقبال نام نهادند و شتابشان برای سفر بیش از دیگران بود، آنچنان که زودتر بر دروازه های "زر" رسیدند و نشنیدند که فرشته ای ندا می دهد:
"درنگ کنید ای فرزندان آدم، گروهی هابیلیان اید و باقی قابیلیان. زنهار! فراموش نکنید افلاک را و پیمان را..."
حرف های فرشته به اینجا که رسیده بود عده ای به زمین نرسیده میراث پدر را در خون برادر، رنگ فراموشی می زدند و روی گردان از کشتی نجات به بلندی اوهام پناه برده بودند.
2
به گمانم سربرگ های امتحان مدارس چیزی کم داشت: نام را می پرسیدند و نام پدر را و در این میان از یاد رفته بود از دوتایی نسبت هابیل یا قابیل با پدر سوال کنند.
اگر می پرسیدند قابیلیان همان کلاس اول می ماندند و کارشان به مجلس و بحث و شوکت نمی رسید که آنجا مردود شوند و جلودار دسته ای از جهنمیان.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



