جوابيه فدراسيون سواركاري به اظهارات ذاكري
به گزارش فارس، متن جوابيه روابط عمومي فدارسيون سواركاري به شرح زير است:
ضمن حفظ حق شكايت كيفري در مورد نشر اكاذيب و مطالب موهوم و غيرواقعي كه در مصاحبه خود به آنها اشاره نموده است مراتب ذيل را در پاسخ به آن مصاحبه اعلام ميدارم.
1- در مورد لغو جلسه مجمع هيات استان تهران ايكاش ايشان علت لغو مجمع را در دستور صادره از طرف سازمان محترم تربيتبدني توجه مينمودند. به هر حال فدراسيون در انتخاب اعضا مجمع عمومي نقش و دخالتي نداشته و اداره كل تربيت بدني استان بر طبق اساسنامه موجود اعضا مجمع را تعيين و دعوت مينمايد كه در اين مورد اساسنامه دقيقا به مرحله اجرا گذاشته شد.
2- در مورد اخراج خود از دبيري هيات استان تهران در صورت انتخاب يكي از نامزدها،
هر انسان آگاه به مقررات مربوطه، ميداند كه دبير هيات استان هيچگونه نقشي در تعيين رئيس هيات استان ندارد. دعوت از اعضا مجمعي كه رئيس هيات استان را انتخاب مينمايد جز اختيارات اداره كل تربيتبدني استاني بوده و رئيس هيات با راي كتبي و مخفي اعضا مجمع انتخاب ميشود. چگونه رياست فدراسيون از آقاي ذاكري كه نه تعيينكننده اعضا مجمع و نه دعوت كننده بوده با تهديد خواستهاند كه شخص خاص مورد نظر انتخاب شود يا نشود در حالي كه ايشان داراي حتي يك راي در مجمع هم نبوده كه بتواند راي خود را به شخص مورد نظر رياست فدراسيون بدهد.
3- در مورد 4 سوار كار پرش با اسب استان يزد و 40 نفر مربي ارقام و اعداد موهوم وغيرواقعي مشخص مينمايد كه ايشان دچار وهم و خيال گرديدهاند زيرا اولا تعداد سواركاران چندين برابر تعداد اعلام شده بود و تعداد مربيان نيز 6 نفر ميباشد كه اسامي آنها به شرح زير است:
اميرحسين مهدوي، حميرا منشادي، حميد فتاحي، امين سالاري، احسان احتشامزاده، امير سيدحسن و ذكر اسامي در اين جوابيه به اين دليل است كه در صورتي كه ايشان ادعا مينمايند تعداد بيش از اين است اسامي تعداد مازاد را اعلام نمايند.
مشخص نيست ايشان در ذكر تعداد سواركاران پرش با اسب استان يزد و مربيان اين اعداد را از كدام بانك اطلاعاتي استخراج نموده است.
در پاسخ نسبت موهوم ديكتاتوري به رياست فدارسيون و ظلم ايشان به جامعه سواركاري اعلام ميگردد:
29 هيات سواري كاري در استانهاي كشور فعاليت دارند كه روسا همه آنها از طريق تشكيل مجمع عمومي به رياست هيات استان انتخاب ميشوند تاكنون به هيچ وجه اختلافي بر سر تشكيل مجامع و دعوت از اعضا كه از طريق اداره كل تربيت بدني استان ذيربط انجام ميشود اعلام نشده و اعتراضي نيز از طرف كساني كه در مجمع حائز اهميت نشدند و اصل نگرديد. براي اثبات اين موضوع ميتوانيد به بايگاني اداره كل مربوطه در سازمان تربيتبدني كه مرجع رسيدگي به اين شكايت ميباشد مراجعه كنيد. حال ايشان چگونه به خود اجازه دادند كه با اين القاب توهينآميز افراد را مورد اهانت قرار بدهند جاي سؤال است.
ضمنا در مورد انتساب ظلم به جامعه سواركاري لازم به ذكر است كه جامعه سواركاري جامعهاي است آگاه به مسئوليتها و اختيارات خود و گرداننده واقعي اين سواركاري كشور همين جامعه سواركاري در مورد ادعاي ايشان ميباشد جامعه سواركاري آنچنان آگاهي به مسئوليتهاي خود دارد كه هرگز به تحريكات ايشان و دوستانشان پاسخ مثبت ندادهاند. ضمنا زماني كه ايشان خود را به عنوان دبير هيات استان به جامعه سواركاري به جهاتي كه ذكر آن به مصلحت نميباشد تحميل نمودند اطلاع داشتند كه رياست فدراسيون و همكارانشان چه كساني هستند. ايشان با نيت ديگري وارد جامعه سواركاري شدند پس از آنكه متوجه شدند به نيات خود دست نخواهند يافت بر طبق اعلام خودشان به نفع جامعه سواركاري و در جهت حمايت از يك نفر از دوستان خود از سمت دبيري كنارهگيري نمودند.
اميد است در موضع انتقاد از عملكرد مديران جانب انصاف و ميانهروي رعايت شده و از اظهارات خلاف واقع و غيرمستند امتناع گرديد و اصول اخلاقي و اسلامي مورد توجه واقع شود.



