صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

قمارباز حرفه‌اي 28 ساله دستگير شد

کد خبر: ۱۱۰۴۸۳
| |
3728 بازدید

جواني كه با همدستي يكي از دوستانش در مشهد بساط قماربازي راه انداخته بودند دستگير و به مراجع قضايي معرفي شدند.

 به گزارش تهران امروز ، تماس تلفني چند تن از شهروندان ساكن در محدوده پنجراه پايين خيابان مشهد با فوريت هاي پليسي 110 و اعلام نارضايتي از حضور دو قمارباز در مسير تردد جوانان و نوجوانان و تشويق آنها به قمار بازي، تيم كنترل نامحسوس كلانتري مصلا بلافاصله وارد عمل شدند. به‌دنبال اين ماجرا، ماموران اين دو متهم را درحالي كه بساط قمار بازي پهن كرده بودند و با در دست داشتن چند قطعه كارت رهگذران عبوري را به قمار دعوت مي‌كردند دستگير و با تشكيل پرونده به مراجع قضايي معرفي كردند. يكي از اين متهمان كه جوان 28 ساله‌اي است در تحقيقات پليسي گفت: تا كلاس دوم راهنمايي درس خوانده ام و سال‌ها قبل پدرم كه كارگري ساده بود در اثر يك حادثه جان خود را از دست داد. گرفتاري و دلمشغولي هاي مادرم براي تامين هزينه‌هاي زندگي باعث شد تا از من غافل بماند و متاسفانه ترك تحصيل كردم و شاگرد شوهر خاله‌ام كه استاد كار بنايي بود شدم. ما با هم به سركار ساختماني مي‌رفتيم و با هوش و استعدادي كه داشتم خيلي زود فوت و فن كار را قاپيدم به عنوان شريك شوهر خاله ام با درآمد خوبي كه داشتم كارم را ادامه دادم. اما افسوس كه در 17 سالگي يك رفيق نارفيق در مسير زندگي ام قرار گرفت و از همان موقع به بيراهه رفتم.

دوستم مرا به دام مواد مخدر و قمار بازي انداخت و با اين كه ما با هم دست برادري داده ايم اما هر موقع خيلي نياز به پول پيدا مي‌كرديم سر همديگر را كلاه مي‌گذاشتيم. بيچاره مادرم وقتي فهميد به چه راهي افتاده ام دختر خاله ام را برايم خواستگاري كرد تا شايد مسئوليت‌هاي زندگي مرا به خود بياورد اما فايده اي نداشت و من آنقدر نامزدم را آزار و اذيت كردم كه شوهرخاله ام طلاق دخترش را گرفت و از همان موقع به بعد ارتباط خانوادگي ما نيز قطع شد. مادرم باز هم مثل كوهي در كنارم ايستاد و با فروش طلاهايش، سرمايه‌اي برايم جور كرد و گفت: ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است نگران نباش و با اين سرمايه كوچك كاري دست و پا كن تا بتواني اشتباهات گذشته‌ات را جبران كني اما من پول طلاهايش را در مدت چند ماه دود كردم و به هوا فرستادم. من و دوستم از چندماه قبل نقشه‌اي كشيديم و با تشويق رهگذران عبوري در خيابان‌ها، آنها را تشويق به قماربازي و برد و باخت مي كرديم وبا حيله و ترفندي كه به كار مي‌بستيم طرف مقابل بازنده مي‌شد و تازه اگر طعمه ما پلنگ از كار درمي‌آمد يعني زرنگ و با هوش بود به بهانه‌اي دعوا راه مي‌انداختيم و جيب‌هايش را خالي مي كرديم.

 جوان 28 ساله افزود: ديروز در حال قماربازي بوديم كه توسط ماموران دستگير شديم و نزديك ظهر بود كه مادر بيچاره ام خودش را به كلانتري رساند وبا چشماني گريان گفت: عزيز دلم چرا دست از اين كارهاي خلاف بر نمي داري؟ پس كي مي‌خواهي به سر عقل بيايي؟ من در حالي كه با غرور به زمين نگاه مي‌كردم جواب دادم: تو و پدر خدا بيامرزم اگر ارث و ميراث درست و حسابي برايم باقي مي‌گذاشتيد كارم به اينجا كشيده نمي‌شد. در اين لحظه مادرم دستم را گرفت و گفت مي‌خواهم كليه‌ام را بفروشم و برايت سرمايه كار درست كنم به شرط اين كه تو هم قول بدهي مرد زندگي بشوي و ...! ديگر طاقت نياوردم و جلوي پاي مادرم زانو زدم. من از او خواهش كردم چنين كاري نكند و از طرفي قول مردانه داده‌ام كه اشتباهات گذشته‌ام را جبران كنم و مرد زندگي بشوم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟