صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نقطه عطف روابط ایران و امریکا در دولت اوباما

کد خبر: ۱۱۰۰۰۱
| |
11279 بازدید

کیهان برزگر، استاد روابط بین الملل دانشگاه علوم و تحقیقات و معاون امور بین الملل مرکز مطالعات خاورمیانه، در یادداشتی که "خبر" منتشر کرد نوشت: از زمان بروز انقلاب اسلامی ایران، نقاط عطف نزدیکی ایران و امریکا تابع یک نیاز خاص، حس تهدید متقابل و بر اساس ضرورت زمان بوده و لذا تداوم نداشت. از میان تمام روسای جمهور امریکا نقطه عطف واقعی نزدیکی دو کشور در زمان ریاست جمهوری اوباما است که یک موضوع استراتژیک یعنی برنامه هسته ای ایران و ضرورت همکاری متقابل زمینه های نزدیکی دو طرف را فراهم کرده است.

 با یک نگاه اجمالی به اهداف روسای جمهور امریکا در برخورد با ایران از زمان کارتر، ریگان، بوش ، کلینتون، دبلیو بوش و نهایتا اوباما متوجه می شویم که تا قبل از اوباما نوع موضوعاتی که میان ایران و امریکا بوده چالش استراتژیک جدی برای منافع و امنیت ملی و جایگاه منطقه ای و جهانی آمریکا نبودند.

 در زمان کارتر موضوع روابط همزمان با مساله گروگان گیری در اوج بی اعتمادی میان دو کشور اتفاق افتاد و زمانی که نیاز برطرف شد مساله روابط نیز مسکوت شد. در زمان ریگان نقطه عطف میان دو کشور مساله ایران- کنترا بود که این مساله نیز تابع یک نیاز خاص بود به این ترتیب که ایران نیاز به تسلیحات در جنگ با عراق داشت و امریکاییان نیز نیاز به نقش آفرینی ایران برای آزادی گروگان های خود در لبنان داشتند. در دوران بوش و جنگ اول خلیج فارس آمریکا نیاز به بی طرفی ایران در جنگ با رژیم بعثی داشت و ایران نیز با یک عمل گرایی کامل بی طرفی خود را در جنگ حفظ کرد. در زمان کلینتون بحث وجود تهدید و مهاردوگانه ایران و عراق به اجرا گذاشته شد و این مساله تحریم ها را در مورد ایران به اوج رساند. در زمان جرج دبلیو بوش نیز یک نیاز خاص ایران و امریکا را به هم نزدیک کرد و آن نیاز امریکا به جنگ با القاعده و تروریسم بود و نتیجه آن شد که ایران و امریکا در افغانستان وعراق با یکدیگر همکاری کنند که حاصل آن کنفرانس بن و تشکیل دولت افغانستان جدید بود. در عراق نیز نیاز خاص  دو طرف برای مبارزه با ناامنی و منافع ژئوپلتیک دو کشور را در سه دور مذاکره به هم نزدیک کرد.

 همه این همکاری ها تابع یک نیاز دو طرفه ای بود که در زمان خاصی اتفاق افتاد. تنها در اواخر دوران جرج بوش و زمان اوباما شاهد بودیم که مساله ای جدی در روابط دو کشور به نام برنامه هسته ای ایران وارد شد. ماهیت برنامه هسته ای در مقایسه با تمامی فاکتورهایی که میان دو کشور شکل گرفت، کاملا متفاوت است. برنامه هسته ای از دید امریکا یک مساله استراتژیک است. امریکا برای حفظ برتری خود در دنیا که عنصر اصلی حفظ تمدن آمریکایی است نیاز دارد برتری خود را بر روندها و جریان های سیاسی- امنیتی موجود در خاورمیانه حفظ کند و حفظ و مهار خاورمیانه در درجه اول نیاز به مهار ایران دارد و مهار ایران نیاز به کنترل برنامه هسته ای ایران دارد.

از دید استراتژیستهای امریکایی یک ایران اتمی توازن قوا را در منطقه به ضرر آمریکا و متحدان منطقه ای اش بهم می زند.از دید ایران نیز برنامه هسته ای یک مساله ژئو استراتژیک و ملی است که با هویت، مسائل ارزشی و پیشرفت کشور از یکسو و جایگاه منطقه ای و جهانی ایران از سوی دیگر ارتباط دارد و ایران حاضر به دست کشیدن از حقوق مشروع خود نیست.

  هیچ یک از مسائل گذشته میان دو کشور به اندازه برنامه هسته ای ایران پتانسل مذاکره جدی و استراتژیک امریکا با ایران را نداشته است. ماهیت موضوعات سابق به گونه ای بوده که دو کشور را از یکدیگر دور می کرد. به عنوان مثال امریکا و ایران در عراق مشترکاتی داشتند اما از آنجا که ایران یک مدعی منطقه ای است واعتقاد به تثبیت نقش خود در منطقه دارد، نقش های دوکشور در بسیاری از موارد با یکدیگر در تضاد است. ایران و امریکا در مساله فلسطین، حزب الله و حماس نیز نمی توانند با دو دید گاه و دو بلوک بندی مستقل به گفت و گو و همکاری بنشینند.

 اما برنامه هسته ای ماهیتی دارد که ایران و امریکا را مجبور به ورود در بازی برد-برد می کند چراکه هر دو مجبورند موضوع را به گونه ای حل و فصل کنند که به نفع دو طرف باشد. امریکاییان باید انتخاب کنند که در موضوع هسته ای ایران یا با ایران وارد جنگ شوند یا این برنامه را در قالب برد-برد حل و فصل کنند. به نظر می رسد که امریکا مجبور به انتخاب راهکار دوم خواهد شد چراکه ورود به جنگ خطراتی را برای منافع و امنیت ملی امریکا در منطقه به دنبال خواهد داشت ضمن آنکه اوباما در داخل امریکا به عنوان چهره ای مخالف جنگ شناخته می شود و افکار عمومی جهانی نیز دیگر موافق سیاستهای جنگ طلبانه آمریکا نیست.

 
 در اواخر دوران جرج بوش برنامه هسته ای ایران زمینه های نزدیکی بوش به ایران را فراهم ساخت اما او با یک حکومت ایدئولوژیک، بحث محور شرارت و فشارهای شدید رابطه با ایران را آغاز کرده بود و دیگر نمی توانست در اواخر عمر کاری خود کلیه استراتژی های سابق را زیر سوال برد. بر این اساس تا لحظات آخر هم مساله تغییر رژیم را در مورد ایران به کار برد.

  اما زمانی که اوباما بر سر کار آمد به دلیل ضرورت بازنگری در سیاست خارجی امریکا در جهان و خروج از یکجانبه گرایی بوش، او مجبور به بازتعریف استراتژیهای سیاست خارجی امریکا شد. در این خصوص تئوری های مربوط به قدرت هوشمند و مذاکره با قدرت های دوست یا رقیب برای حل معضلات جهانی و منطقه ای  بخصوص در خاورمیانه را مطرح کرد.

  با مساله هسته ای ایران برای اولین بار واشنگتن متوجه شد که ایران به کارت استراتژیکی یعنی تاکید بر ادامه غنی سازی مستقل دست یافته که به ایران نقش یک قدرت منطقه ای و حتی جهانی می دهد و این نه تنها توازن قوای سنتی را در خاورمیانه بهم میزند بلکه یک چالش جدی برای هژمونی سنتی قدرتهای بزرگ است. این موضوع امریکا را مجبور می کند که برای مهار ایران وارد گفت و گوهای استراتژیک با این کشور شود. بر همین اساس نیز نشانه های نزدیکی دو کشور رو به افزایش است. البته تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران قابلیت عملی شدن گفت و گوها میان دو کشور بیشتر بود.

  در این میان پارادوکس تحریم های جدید نیزمطرح است. اما باید توجه داشت که این تحریم ها با هدف ادامه دیپلماسی با روش دیگر اتخاذ شده اند و بیشتر یک بیانیه سیاسی است. امریکا بخوبی می داند که تحریم های جدید سیاست هسته ای ایران را تغییر نمی دهد اما امید دارد که تحریم ها بتوانند دست امریکا را در مذاکرات احتمالی آینده بالا برده و ایران را به میز مذاکره با پذیرش شرایط جدید بکشاند.

  بنابراین در دوران اوباما ایران و امریکا چند قدم بسوی گفت و گوهای استراتژیک نزدیک شده اند. هر چند شخصیت اوباما در این خصوص نقش داشت اما عنصر و شرایط زمانی و ورود یک مساله استراتژیک به روابط دو کشور یعنی موضوع هسته ای باعث شد که ایران و امریکا برای اولین بار به سوی گفت و گوی واقعی و کارساز بروند و این روند همچنان ادامه دارد.

 
 آمریکا در طول تاریخ خود با هیچ کشوری وارد گفت و گوهای استراتژیک نشد مگر آنکه احساس کرد کشور طرف مقابل توان بلوک بندی و تاثیرگذاری مستقل و به چالش کشیدن نقش امریکا را در یک منطقه دارد. برنامه هسته ای ایران ضمن اینکه چالشهای جدی را در روابط دو کشور وارد کرده همچنان تنها موضوعی است که می تواند دو کشور را واردگفت و گوهای استراتژیک کند. جمهوری اسلامی ایران نیز باید از فرصت گفتکو در شرایط برابرسیاسی استفاده کند.

 

 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار