صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اعتماد دختر، دردسرساز شد

من چند روز مرخصي گرفتم تا کمي از نظر روحي آرام بشوم، اما سينا دست بردار نيست و حتي شماره تلفنم را نيز به فرد ناشناسي داده است و آنها مدام با تهديد برايم ايجاد مزاحمت مي کنند. نمي دانم چه کار کنم و نگران آينده ام هستم.
کد خبر: ۱۰۹۰۸۵
| |
2707 بازدید

نگاه شيطاني و لبخند مرموزي داشت و با پيشنهادي شرم آور مي خواست مرا طعمه هوس هاي پليد خود کند. اما قبل از آن که در اتاق را به رويم ببندد با عجله بيرون آمدم و با چشماني گريان به خانه رفتم. اصلا توقع نداشتم کسي که مورد اعتمادم بود اين چنين تحقيرم کند و قصد فريبم را داشته باشد.

به نوشته «خراسان»، دختر جوان در بيان داستان زندگي اش گفت: ۲۴ سال سن دارم و پس از اخذ مدرک تحصيلي فوق ديپلم به استخدام يک شرکت بزرگ درآمدم. از حدود يک سال قبل با جواني در محل کارم آشنا شدم که چون مي دانست دختري معتقد هستم، هر وقت صحبتي مي شد خودش را فردي باايمان نشان مي داد.سينا با ظاهر فريبنده خود توانست اعتمادم را به خودش جلب کند تا جايي که هر زمان به مشکلي برمي خوردم به سراغش مي رفتم و کمک مي گرفتم. حتي چند بار نيز او با خودرو مرا تا نزديک خانه مان رساند. ما در اثر اين ارتباط شغلي پس از مدت کوتاهي به يکديگر علاقه مند شديم و سينا اجازه خواست تا به خواستگاري ام بيايد. اما حدود سه هفته قبل او گفت قبل از آن که به خواستگاري ات بيايم بايد يک وام بانکي بگيرم تا بتوانم شرايط عروسي مان را مهيا کنم.

سينا با اين نيرنگ و به بهانه اين که نياز به ضامن دارد شناسنامه، کارت ملي و يک سري مدارک ديگر همراه ۳ ميليون تومان وجه نقد از من گرفت و از فرداي آن روز نيز به مرخصي رفت. دو هفته از اين ماجرا گذشت و او از مسافرت برگشت.من با گلايه مندي به اتاقش رفتم تا مدارکم را بگيرم اما او با پيشنهادي شرم آور گفت: بهتر است مدتي به طور مخفيانه با هم ارتباط داشته باشيم در غير اين صورت نه تنها از مدارک خبري نيست بلکه نوار ضبط شده تماس هاي تلفني مان را نيز براي پدرت مي فرستم تا...با اين تصور که او شوخي مي کند لبخندي زدم و گفتم: مثل اين که در مسافرت سرت به سنگ و صخره اي خورده است که اين طوري حرف مي زني.

در اين لحظه سينا با به کار بردن جملات رکيکي به سمت در اتاق رفت تا در را قفل کند اما من با سرعت از داخل اتاق بيرون آمدم و بدون آن که به کسي حرفي بزنم به خانه رفتم. افسوس که نمي توانستم در اين باره به پدر و مادرم چيزي بگويم چون آن ها آدم هاي متعصب و سخت گيري هستند و اگر متوجه بشوند چه مشکلي برايم به وجود آمده مرا از تمام حقوق اجتماعي محروم مي کنند.

دختر جوان در دايره اجتماعي کلانتري جهاد مشهد افزود: من چند روز مرخصي گرفتم تا کمي از نظر روحي آرام بشوم، اما سينا دست بردار نيست و حتي شماره تلفنم را نيز به فرد ناشناسي داده است و آنها مدام با تهديد برايم ايجاد مزاحمت مي کنند. نمي دانم چه کار کنم و نگران آينده ام هستم.

«حميد نجات» دکتراي روان شناسي عمومي در اين باره معتقد است در روان شناسي ۳ نوع «خود» داريم که شامل (خود واقعي) يعني هماني که هستيم، (خود آرماني) هماني که بايد باشيم و (خود کاذب) يعني ماسک و نقابي که بر چهره مي زنيم مي باشد. متاسفانه بسياري از افراد در جامعه (خود کاذب) را به نمايش مي گذارند و اشتباه اين دختر جوان نيز اين است که بدون تحقيق و فقط براساس مشاهده، به سينا اعتماد کرده است و اشتباه ديگر او پرهيز از مشورت با خانواده و تنها اکتفا کردن به عقل خود است. لذا بايد به اين دختر جوان و جوانان ديگر بگوييم در هر واقعه اي از تجربه والدين خود بهره ببرند، تفکر نقاد داشته باشند و هر مسئله اي را ساده و به سرعت قبول نکنند و همچنين مهارت هاي حل مسئله را به روش صحيح و منطقي با کمک والدين و مشاوران متخصص ياد بگيرند تا دچار مشکل و آسيب نشوند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟