هاشميطبا: سازمان ورزش کار درستی در مورد میرزاآقابیک انجام داد
خراسان؛ دخالت سازمان تربيتبدني در انتخابات رؤساي فدراسيونها موضوعي است که هميشه از طرف مديران ورزش مطرح شده. حسن ميرزاآقابيک آخرين نفري بود که اين موضوع را مطرح کرد؛ دقيقا سه روز قبل. او پس از آنکه در آخرين لحظات از ليست کانديداهاي رياست فدراسيون بسکتبال حذف شد گفت بهتر است سازمان انتخابات را حذف کند و همانطور که دوست دارد، رؤساي فدراسيونها را منصوب کند. دليل حذف ميرزاآقابيک اين بود که او کارمند سازمان تربيتبدني است و طبق يکي از قوانين داخلي سازمان، او بايد ابتدا رضايت علي سعيدلو را جلب ميکرد تا مجوز حضور در انتخابات را کسب کند. مصطفي هاشميطبا رئيس اسبق سازمان تربيتبدني در مورد نقش سازمان تربيتبدني در انتخاب رؤساي فدراسيونها حرفهاي جالبي دارد.
از انتخابات فدراسيون بسکتبال خبر داريد؟
در روزنامهها خواندهام.
وقتي شما رئيس سازمان تربيتبدني بوديد اتفاق مشابهي افتاد؟ يعني از کارمندان کسي بود که بخواهد رئيس يک فدراسيون بشود؟
بله، زمان من هم اين اتفاق افتاد. چند نفر کانديداي رياست فدراسيونها شدند.
شما از آنها مجوزي نخواستيد؟
نه، زمان رياست من اين مسائل نبود. البته فکر ميکنم سازمان کار درستي در مورد آقاي ميرزاآقابيک انجام داده. به هر حال حق سازمان است که اگر کارمندش خواست در انتخابات شرکت کند در مورد او تصميمگيري کند. کسي که کارمند سازمان است بايد وقتش را در اختيار سازمان قرار دهد. نبايد کار ديگري انجام دهد.
چرا زمان خودتان اين نظر را نداشتيد؟
اينطور نبود که بگوييد چنين نظري نداشتم. زمان ما در مورد اين مسائل حساسيتي وجود نداشت. شايد ما هم بايد اين کار را ميکرديم اما خب نکرديم.
حالا گذشته از اين مسائل، آقاي ميرزاآقابيک اتهام بزرگي را متوجه سازمان تربيتبدني کرده است. ايشان مدعي هستند رؤساي فدراسيونها منصوب ميشوند نه انتخاب...
به نظرم سازمان ميتواند از يکي از کانديداها حمايت کند. حتي ميتواند اعلام کند که دوست دارد فلان شخص رئيس فدراسيون شود اما نکته مهم اين است که نبايد کسي را براي رأي دادن به گزينه مورد نظر خود تحت فشار بگذارد.
چه تفاوتي بين اين دو حالت وجود دارد؟
يک وقت هست که سازمان ميگويد ما دوست داريم فلان کانديدا برنده شود اما يک وقتي هم هست که به صاحبان رأي ميگويند اگر شخص مورد نظر ما انتخاب نشود فلان کار را ميکنيم. در اصل بعضي مواقع هست که با تهديد، دنبال به کرسي نشاندن نظر خود هستند تا شخص مورد نظرشان را بر صندلي رياست بنشانند.
پس حمايت کردن مشکلي ندارد؟
نه، من هم وقتي که رئيس سازمان بودم اين کار را ميکردم و ميگفتم من دوست دارم فلاني برنده شود اما به کسي کاري نداشتم که بگويم به گزينه مورد نظر من رأي بدهيد. کار بد اين است که سازمان اعمال نفوذ کند. انتخاباتي که سازمان در آن نفوذ کند ارزش ندارد.
وقتي شما ميگفتيد دوست داريد فلاني رئيس شود، کسي مجبور نبود به گزينه مورد نظر شما رأي دهد؟
نه، اگر مرا قبول داشتند، به گزينه مورد نظر من رأي ميدادند.
شما قبول داريد خيلي از اعضايي که در مجامع فدراسيونها رأي ميدهند، اجبارا به کسي رأي ميدهند که مدنظر سازمان است؟
ما انتخابات را گذاشتهايم که هرکس رأي خودش را بدهد. اگر قرار باشد رأي خودشان را ندهند که ديگر به درد نميخورد. به عنوان يک کار سالم و سلامت و کاري که فرهنگ اسلامي پشت آن است، هيچ وقت سازمان نبايد کسي را تحت فشار بگذارد که به فرد خاصي رأي بدهد.
اگر سازمان به يک نفر فشار بياورد که بايد به گزينه خاصي رأي بدهد و اين فرد برخلاف خواسته سازمان اين کار را انجام ندهد، کسي متوجه ميشود که اين اتفاق افتاده؟ يعني مشخص است که چه کسي به کدام گزينه رأي داده؟
نه، مشخص نيست.
پس سازمان چطوري ميتواند افراد را تحت فشار بگذارد؟
بستگي دارد که جايگاه آن فرد چه باشد. اگر رئيس هيئت باشد، سازمان ميتواند او را تحت فشار قرار دهد. يک وقت هم کسي که رأي ميدهد، کارمند سازمان است که ممکن است در حق او بيمهريهايي شود.
چطور ميشود جلوي اعمال نفوذ احتمالي سازمان در انتخابات را گرفت؟
اين مسائل به وجدان افراد برميگردد. نميتوان کاري کرد. فقط به رئيس سازمان تربيتبدني بستگي دارد که آيا دوست دارد حتما گزينه مورد نظر خودش رئيس شود يا اينکه اجازه ميدهد فرد ديگري به قدرت برسد.


