آقای دکتر!
دانش جعفری از بی اخلاقی ها کنار کشیده است نه از سیاست
اما پس از آن جلسه هر آنچه گفتند و روایت کردند و در جلسات محفلی خود بر آن تأکید کردند، این بود که دانش جعفری به آقا توهین کرده و با تندی و بیادبی با ایشان صحبت کرده است در حالی که او تنها به امر ولی امرش هر آنچه را در دل داشت خالصانه و صادقانه گفته بود ولی عجبا که بعدا او و نامزد مورد حمایتش در برخی محافل متهم به نفاق و بیبصیرتی شدند و آنهایی که تا توانستند از رهبری و نظام هزینه کردند، شدند مصداق با بصیرت ها.
کد خبر: ۱۰۸۵۴۷
| | 34716 بازدید
"تابناک"ـ دکتر حسن غفوری فرد، نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین در گفتوگویی با یکی از سایتهای خبری، در مورد کنارهگیری دکتر داود دانش جعفری از این تشکل سیاسی گفته بود: وی از اول هم عضو شورای مرکزی ما نبود و الان نه تنها از این تشکل کنارهگیری کرده که اساسا از فعالیتهای سیاسی کنارهگیری کرده است.
بیان این مطلب با این لحن و بیان آن هم با گذشت بیش از یک سال از کنارهگیری دکتر دانش جعفری از این تشکل سیاسی، وادارم ساخت که با وجود تمامی احترامی که برای شخصیت سادهزیست و مردمی دکتر غفوری فرد قائلم، چند نکته را یادآور شوم به ویژه آنکه انتظار میرفت ایشان حال که قصد کردهاند تا چنین مسألهای را موشکافی کنند، مفصلا به زوایای مختلف آن میپرداختند.
شخصیت دکتر داوود دانش جعفری دستکم برای شما و دیگر دوستان تشکل سیاسیتان کاملا شناخته شده است و بعید است جنابعالی از وجوه شخصیتی وی بیاطلاع باشید. شخصیتی سادهزیست، معتقد به اصول و آرمانهای انقلاب، متعهد به چهارچوبهای نظام، سرباز ولایت و مقلد رهبر انقلاب که با توجه به تخصص دانشگاهیش در رشته اقتصاد، چه آن زمان که در مجلس حضور داشت و چه آن زمان که به دولت رفت، تنها هدفش خدمت به مردم بود، بماند که زحمات خالصانه او در دوران دفاع مقدس مجالی دیگر می طلبد.
با این تفاسیر وی سال گذشته و پیش از آغاز انتخابات ریاستجمهوری دهم به همراه دکتر عبدالحسین روحالامینی از تشکل شما کنارهگیری کردند تا به تشخیص خود در ستاد انتخاباتی محسن رضایی فعالیت کنند.
آنچه گذشت و امتحانی که هر دوی این بزرگواران، سربلند از آن بیرون آمدند را خود شما بهتر در جریانید. ماجرای دکتر روحالامینی و اثبات غیرت، ولایتمداری و میهن پرستی او بر دوست و دشمن را که دیگر همه بر آن واقفند. در مورد دکتر دانش جعفری هم. آنچه باعث شد وی در این مدت سکوت اختیار کند پیروزی در همین امتحان صداقت، خلوص و ولایتپذیری بود که ماکیاولیستهای مدعی، آن را به ناجوانمردانهترین شکل ممکن وارونه جلوه دادند و آیا انتظاری جز سکوت میتوان داشت از کسی که خود را سرباز ولایت میداند ـ نه به حرف بلکه به عمل ـ و میداند که در این وانفسای فتنهگون هرچه بگوید، ماکیاولهای مدرن آن را جور دیگر تفسیر و تأویل مکنند و انگ ضدولایت فقیه بر پیشانیش میزنند.

پیش از فرارسیدن 26 خرداد امسال که سالگرد جلسه نمایندگان ستادهای انتخاباتی در محضر رهبر انقلاب بود، چند بار تصمیم گرفتم راجع به آن جلسه مهم مطلبی بنویسم و شرح ماجرا را برای نخستین بار پس از یک سال از زبان خودش روایت کنم که هرچه کردم زیر بار نرفت و با بغضی در گلو گفت: میترسم که دوباره بحثها سر باز کند و از آقا هزینه شود چرا که آنها که باید، میدانند و آنها هم که نمیخواهند هرچقدر هم ما بگوییم که نیت ما چه بود و در آن جلسه چه گذشت طور دیگری تفسیر میکنند.
این بار اما با خواندن گفتوگوی شما بر آن شدم تا بگویم آنچه را که باید پیش از این میگفتم. ماجرا خیلی ساده است. در آن جلسه و پس از تهییج فضای دوقطبیشده توسط دو نامزد رقیب، دانش جعفری کوشید تا چنانکه حضرت آقا در ابتدای جلسه فرموده بودند، هر آنچه در اذهان ـ اعم از موافق و مخالف و معترض ـ میگذشت را بدون کم و کاست بازگو کند تا کلام فصلالخطاب رهبری، تاء تمتی باشد بر همه حرف و حدیثها و حوادثی که نباید اتفاق میافتاد.

او صادقانه حرفهایش را زد و بعد از آن هم همه دیدند که هم او و هم نامزدی که ریاست ستادش را بر عهده داشت، تنها مسیر قانون را در پیش گرفته و در نهایت هم به حکم قانون و کلام ولی امر، گردن نهادند و این در حالی بود که از یک سو اعضای ستاد دو نامزد اصلاحطلب با آنکه در محضر رهبری اقرار به امکانناپذیری تقلب کرده بودند، به مدت یک سال آتشبیار معرکه فتنه شدند و از دیگر سو هم اعضای ستاد پیروز بدون توجه به رهنمودهای رهبری با سوءرفتار خود تا توانستند بر آتش تحریک معترضان دمیدند و به جای اقناع افکار عمومی از موضعی بالا و سرمست از پیروزی، منتقد، مخالف، اغتشاشگر، معترض، ضدانقلاب و ... را با یک چوب راندند؛ «که تنها ما درون نظامیم و مابقی عمال دشمن.» تا جایی که رهبر انقلاب در سخنرانی مراسم تنفیذ صراحتا رئیسجمهور منتخب را به تفکیک این جریانات توصیه کردند و در نهایت فرموند که دولت باید منتقدان خود را به حساب آورد.
اما پس از آن جلسه هر آنچه گفتند و روایت کردند و در جلسات محفلی خود بر آن تأکید کردند، این بود که دانش جعفری به آقا توهین کرده و با تندی و بیادبی با ایشان صحبت کرده است در حالی که او تنها به امر ولی امرش هر آنچه را در دل داشت خالصانه و صادقانه گفته بود ولی عجبا که بعدا او و نامزد مورد حمایتش در برخی محافل متهم به نفاق و بیبصیرتی شدند و آنهایی که تا توانستند از رهبری و نظام هزینه کردند و ولی فقیه زمان را سپر بلای خود قرار دادند ـ همانهایی که امروز صدای امثال آقا سیدمرتضی نبوی شما را هم درآورده است ـ شدند مصداق با بصیرتها. همان ها که اگر روزی رهبری بر خلافشان نظری و حکمی داشته باشد، آن وقت ولایت پذیریشان دیدنی خواهد بود.
مخلص کلام اینکه آقای دکتر! آقای دانش جعفری از چاه ویل بیاخلاقیها و بیتقواییها کنار کشیده است نه از سیاست، که سیاست او، عین دیانت اوست.
سردبیر
بیان این مطلب با این لحن و بیان آن هم با گذشت بیش از یک سال از کنارهگیری دکتر دانش جعفری از این تشکل سیاسی، وادارم ساخت که با وجود تمامی احترامی که برای شخصیت سادهزیست و مردمی دکتر غفوری فرد قائلم، چند نکته را یادآور شوم به ویژه آنکه انتظار میرفت ایشان حال که قصد کردهاند تا چنین مسألهای را موشکافی کنند، مفصلا به زوایای مختلف آن میپرداختند.
شخصیت دکتر داوود دانش جعفری دستکم برای شما و دیگر دوستان تشکل سیاسیتان کاملا شناخته شده است و بعید است جنابعالی از وجوه شخصیتی وی بیاطلاع باشید. شخصیتی سادهزیست، معتقد به اصول و آرمانهای انقلاب، متعهد به چهارچوبهای نظام، سرباز ولایت و مقلد رهبر انقلاب که با توجه به تخصص دانشگاهیش در رشته اقتصاد، چه آن زمان که در مجلس حضور داشت و چه آن زمان که به دولت رفت، تنها هدفش خدمت به مردم بود، بماند که زحمات خالصانه او در دوران دفاع مقدس مجالی دیگر می طلبد.
با این تفاسیر وی سال گذشته و پیش از آغاز انتخابات ریاستجمهوری دهم به همراه دکتر عبدالحسین روحالامینی از تشکل شما کنارهگیری کردند تا به تشخیص خود در ستاد انتخاباتی محسن رضایی فعالیت کنند.
آنچه گذشت و امتحانی که هر دوی این بزرگواران، سربلند از آن بیرون آمدند را خود شما بهتر در جریانید. ماجرای دکتر روحالامینی و اثبات غیرت، ولایتمداری و میهن پرستی او بر دوست و دشمن را که دیگر همه بر آن واقفند. در مورد دکتر دانش جعفری هم. آنچه باعث شد وی در این مدت سکوت اختیار کند پیروزی در همین امتحان صداقت، خلوص و ولایتپذیری بود که ماکیاولیستهای مدعی، آن را به ناجوانمردانهترین شکل ممکن وارونه جلوه دادند و آیا انتظاری جز سکوت میتوان داشت از کسی که خود را سرباز ولایت میداند ـ نه به حرف بلکه به عمل ـ و میداند که در این وانفسای فتنهگون هرچه بگوید، ماکیاولهای مدرن آن را جور دیگر تفسیر و تأویل مکنند و انگ ضدولایت فقیه بر پیشانیش میزنند.

پیش از فرارسیدن 26 خرداد امسال که سالگرد جلسه نمایندگان ستادهای انتخاباتی در محضر رهبر انقلاب بود، چند بار تصمیم گرفتم راجع به آن جلسه مهم مطلبی بنویسم و شرح ماجرا را برای نخستین بار پس از یک سال از زبان خودش روایت کنم که هرچه کردم زیر بار نرفت و با بغضی در گلو گفت: میترسم که دوباره بحثها سر باز کند و از آقا هزینه شود چرا که آنها که باید، میدانند و آنها هم که نمیخواهند هرچقدر هم ما بگوییم که نیت ما چه بود و در آن جلسه چه گذشت طور دیگری تفسیر میکنند.
این بار اما با خواندن گفتوگوی شما بر آن شدم تا بگویم آنچه را که باید پیش از این میگفتم. ماجرا خیلی ساده است. در آن جلسه و پس از تهییج فضای دوقطبیشده توسط دو نامزد رقیب، دانش جعفری کوشید تا چنانکه حضرت آقا در ابتدای جلسه فرموده بودند، هر آنچه در اذهان ـ اعم از موافق و مخالف و معترض ـ میگذشت را بدون کم و کاست بازگو کند تا کلام فصلالخطاب رهبری، تاء تمتی باشد بر همه حرف و حدیثها و حوادثی که نباید اتفاق میافتاد.

او صادقانه حرفهایش را زد و بعد از آن هم همه دیدند که هم او و هم نامزدی که ریاست ستادش را بر عهده داشت، تنها مسیر قانون را در پیش گرفته و در نهایت هم به حکم قانون و کلام ولی امر، گردن نهادند و این در حالی بود که از یک سو اعضای ستاد دو نامزد اصلاحطلب با آنکه در محضر رهبری اقرار به امکانناپذیری تقلب کرده بودند، به مدت یک سال آتشبیار معرکه فتنه شدند و از دیگر سو هم اعضای ستاد پیروز بدون توجه به رهنمودهای رهبری با سوءرفتار خود تا توانستند بر آتش تحریک معترضان دمیدند و به جای اقناع افکار عمومی از موضعی بالا و سرمست از پیروزی، منتقد، مخالف، اغتشاشگر، معترض، ضدانقلاب و ... را با یک چوب راندند؛ «که تنها ما درون نظامیم و مابقی عمال دشمن.» تا جایی که رهبر انقلاب در سخنرانی مراسم تنفیذ صراحتا رئیسجمهور منتخب را به تفکیک این جریانات توصیه کردند و در نهایت فرموند که دولت باید منتقدان خود را به حساب آورد.
اما پس از آن جلسه هر آنچه گفتند و روایت کردند و در جلسات محفلی خود بر آن تأکید کردند، این بود که دانش جعفری به آقا توهین کرده و با تندی و بیادبی با ایشان صحبت کرده است در حالی که او تنها به امر ولی امرش هر آنچه را در دل داشت خالصانه و صادقانه گفته بود ولی عجبا که بعدا او و نامزد مورد حمایتش در برخی محافل متهم به نفاق و بیبصیرتی شدند و آنهایی که تا توانستند از رهبری و نظام هزینه کردند و ولی فقیه زمان را سپر بلای خود قرار دادند ـ همانهایی که امروز صدای امثال آقا سیدمرتضی نبوی شما را هم درآورده است ـ شدند مصداق با بصیرتها. همان ها که اگر روزی رهبری بر خلافشان نظری و حکمی داشته باشد، آن وقت ولایت پذیریشان دیدنی خواهد بود.
مخلص کلام اینکه آقای دکتر! آقای دانش جعفری از چاه ویل بیاخلاقیها و بیتقواییها کنار کشیده است نه از سیاست، که سیاست او، عین دیانت اوست.
سردبیر
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
يعني همه شما كه موافق من نيستيد مصداق كامل بياخلاقي و بيتقوايي هستيد و ما نه.
اين چه طرز حرف زدنه، جناب آقاي سردبير!
به سردبیر محترم تابناک بگویید که اگر شاگرد ایشان در دانشگاه امیرکبیر بودید این جمله ها رو در وصف ایشان که دارای 17 سمت وشغل هستن به کار نمی بردید.
ما عمل شما را می بینیم.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




