بازگشت برزيل به فوتبال فانتزی
هنوز هم ميتوان آنچه را در پيكار عجيب برزيل ـ هلند روي داد، نوعي خودزني از جانب شاگردان دونگا دانست. برزيل نيمه اول را با گل روبينيو برده بود و ميتوانست برترياش را دو برابر سازد؛ اما از اين كار بازماند تا با گل به خودي فيليپه ملو در دقيقه 53 كمرش بشكند و با اخراج اين هافبك كمهوش و حواس 10 نفره شود؛ آن هم در شرايطي كه چند دقيقه قبل از اين اتفاق گل دوم را نيز از وسلي اشنايدر دريافت كرده بود.
کد خبر: ۱۰۸۴۳۴
| | 2607 بازدید
وقتي كارلوس دونگا فقط چند ساعت بعد از حذف تكاندهنده تيم ملي فوتبال برزيل از جام جهاني 2010 در شهر بندري پورت اليزابت آفريقاي جنوبي از سمت سرمربيگري اين تيم استعفا داد، عدهاي گمان بردند اين اقدامي گريزناپذير با توجه به ابعاد عظيم ناكامي فوق بوده است؛ اما نكته اينجا بود كه قرارداد دونگا با فدراسيون فوتبال برزيل بر سر احراز پست سرمربيگري تيم ملي اين كشور به خودي خود تمام شده بود و فقط تا زمان اتمام پيكارهاي جامجهاني نوزدهم اعتبار داشت.به نوشته جام جم و به نقل از گاردین؛ با توجه به دومين حذف متوالي برزيليها در مرحله يكچهارم نهايي جامهاي جهاني اخير، حفظ دونگا در سمت سرمربي برزيل، كاري بسيار سخت نشان ميداد و كاپيتان اسبق اين تيم با اعلام استعفا به نوعي پيشدستي كرد و فرصت و لذت بركناري خويش را از سران فدراسيون گرفت.بعد از تمام جر و بحثهاي 4 سال اخير بر سر نوع رويكردهاي فني دونگا و ارجح شمردن تاكتيكهاي اروپايي بر فوتبال فانتزي برزيل و جواب ندادن اين سياست در آفريقاي جنوبي، دونگا سريعتر و بهتر از هركس فهميد كه ديگر جايي در تيم ملي برزيل ندارد.
زرد و آبيپوشان با همين تاكتيكها كوپاي آمريكا 2007 و جام كنفدراسيونهاي 2009 را فتح كرده بودند؛ اما در مهمترين ميدان و در جام جهاني نوزدهم كم آوردند و بازي صفر ـ 1 برده در برابر هلند را در يكچهارم پاياني با كارهايي همچون خودزني در نهايت 1ـ 2 واگذار كردند و براي دونگا چارهاي جز مشت و لگد كوبيدن بر ميز و ميله نيمكت ذخيرهها باقي نماند.
در جستجوي زيبايي
برزيل درست در شرايطي مغلوب لالههاي نارنجي و تن دادن به حذف از جام جهاني شد كه به نظر ميرسيد بعد از پيروزي جالب و قاطعانه صفر ـ 3 در برابر شيلي در مرحله يكهشتم نهايي، فرمول موفقيت را يافته و همان چيزي شده باشد كه دونگا ميخواهد. برزيل در مرحله گروهي هم بد كار نكرده بود؛ اما اكتفا به برد خفيف 1ـ 2 در برابر تيم متوسط كره شمالي و گل نزدن به پرتغال، خبر از وجود همان روحياتي در دونگا ميداد كه فوتبالدوستان برزيلي آن را در سالهاي اخير هرگز نپسنديدهاند. آنها فوتبالي تهاجمي، زيبا و هنرمندانه را ميخواستند و تيمهاي دونگا در عين اين كه جام ميبردند، از اين زيبايي بهرهاي نداشتند و مجري فوتبال هنرمندانه اين كشور و سامباي معروف نبودند.
غلبه بر شيلي در شبي كه برزيل هم به سيستم دلخواه سرمربياش توپ زد و هم چشمههايي از هنر برزيليها را در اين ورزش ارائه داد، اميدواريهايي را در نزد مردم اين كشور ايجاد كرده بود؛ اما مسابقه با هلند همه چيز را به هم ريخت و دونگا درست در شرايطي رفتني شد كه تصور ميكرد به لطف نبود قاطعيت لازم نزد اكثر مدعيان، ابزار قهرماني را بيشتر و بهتر از سايرين در اختيار دارد.
هنوز هم ميتوان آنچه را در پيكار عجيب برزيل ـ هلند روي داد، نوعي خودزني از جانب شاگردان دونگا دانست. برزيل نيمه اول را با گل روبينيو برده بود و ميتوانست برترياش را دو برابر سازد؛ اما از اين كار بازماند تا با گل به خودي فيليپه ملو در دقيقه 53 كمرش بشكند و با اخراج اين هافبك كمهوش و حواس 10 نفره شود؛ آن هم در شرايطي كه چند دقيقه قبل از اين اتفاق گل دوم را نيز از وسلي اشنايدر دريافت كرده بود. شايد اگر ملو آنگونه به ضرر تيمش بهپا نميخاست، برزيل با همان اوصاف نيز بازي با هلند را ميبرد آن وقت چه كسي ميتوانست حدس بزند كه در غياب آرژانتين حذف شده به دست آلمان، انگليس ناكام شده به دست همين رقيب (ژرمنها) و با احتساب خروج زودتر از موعد ايتاليا و فرانسه از صحنه، چه چيزي براي برزيل روي خواهد داد.
دونگاي 46 ساله كه مردي سرسخت و بسيار محكم است، روزها بعد از واقعه تلخ حذف از جام جهاني ميگويد: «بديهي است كه من به عنوان رئيس كادر فني تيم ملي برزيل مسوول تمام نتايجي باشم كه اين تيم ميگرفت. بازيكنان تيم ملي نيز در اين ماجراها سهيماند؛ اما نه به اندازه من و با اين حساب بايد در هر ماجرايي و منجمله در شكستها نقش اول را برعهده بگيرم. فكر ميكنم ماجراي فيليپه ملو را بزرگ كردند. بله، داور او را اخراج كرد؛ اما ميپرسم آيا اولين مرتبهاي است كه در يك بازي مهم يك فوتباليست اخراج ميشود و بر اثر آن تيم وي تن به باخت ميدهد؟ ملو اشتباه كرد و تيم او چوب آن را خورد و ما حذف شديم.
طوري اين قضيه را انعكاس دادند كه انگار فقط در دوره من رخ داده است. به عنوان مردي كه 4 سال با اين بازيكنان شايسته سركرده، لازم است متذكر شوم كه آنها در اكثر قريب به اتفاق روزها مظهر نظم و استحكام و قدرت بوده و براي ما پيروزي به ارمغان آوردهاند. ما تا قبل از اين بازيها فقط يك باخت در مسابقات رسمي 2 سال اخير داشتيم، بنابراين چگونه ميتوان اين بازيكنان را بابت قصورهايي ملامت كرد كه اصلا مرتكب آن نشدهاند؟ اگر همين يك باخت همان قدر مهم است كه كادر فني تيم ملي بايد برود و بازيكنان زحمتكش اين تيم شماتت شوند، بگذاريد يادآور شوم كه اين نفرات، كاري در حد جانفشاني براي كشورشان در ميدانهاي مختلف انجام داده و هرگز كمكاري نكردهاند.»
در همان روزهاي تلخ جدايي دونگا از تيم برزيل و در شرايطي كه رسانههاي برزيل اين امر را نشانه بازگشت فوتبال اين كشور به عصر هنرمندان فني استفاده وسيعتر از فانتزي بازها در قياس با سالهاي اخير توصيف كرده بودند، تعدادي از مليپوشان برزيل هم به حمايت از دونگا برخاسته و وي را در ماجراي حذف مليپوشان از آوردگاه ژوهانسبورگ صاحب كمترين تقصير توصيف كردند. يكي از آنها جوليو سزار دروازهبان برجسته برزيليها بود. اين سنگربان اينتري كه در مسابقه با هلند دو گل مفت و بد خورد و مدافعان و هافبكهاي تيمش رابه جاي كمك به خود در خدمت حريف اروپايي ديد، در آخرين شب حضور برزيليها در ژوهانسبورگ در مهماني وداعي كه برپا شده بود از دونگا تمجيد و او را يك مربي برجسته توصيف و تصريح كرد؛ مقصران اصلي اين ناكامي او و يارانش بودهاند. نه اين مربي.
نگراني مفرط
دونگا روزها بعد از بازگشت به برزيل ميگويد: «مشكل اين است كه كارشناسان و كساني كه از نزديك دستي بر آتش ندارند وقتي همه چيز حل شد و ابهام و مشكلي باقي نماند انواع تفسيرها را ارائه ميدهند و مدعي اشتباهات بيشمار كادر فني و بازيكنان تيم ميشوند حال آن كه شرايط مسابقه رسمي و آن هم در يك دوره جام جهاني به كلي متفاوت با تمرينات و تداركات قبلي است. استرس مسابقات رسمي و بزرگ تيمها را ميكشد و به عكسالعملهاي غيرعادي واميدارد. ما اولين و آخرين تيمي نيستيم كه دچار اين سرنوشت شدهايم و در جامهاي بزرگ بعدي هم تيمهاي متعددي از طريق همين فشارها از پاي درخواهند آمد.
من قبول مسووليت كرده و كنار رفتهام اما رنجي كه در برزيل برديم، مختص يك نفر و دو نفر نبود و همه ما را متاثر كرد. ما مرديم و زنده شديم تا به مرحله و درجهاي برسيم كه ديديد، متاسفانه مخالفان من حتي نقاط مثبت كار برزيل را هم ناديده ميگيرند. به خاطر همين تنشهاست كه از رفتن از اردوي ملي ناراحت نيستم، هرچند باز هم تاكيد ميكنم كه از حدود 4 سال كاركردن با اين بازيكنان شايسته بسيار لذت بردم.
شما هرگز نميتوانيد آنها را متهم به كمفروشي كنيد. آنها آنقدر قوي و پيروز بودهاند كه حتي عادت ندارند در يك مسابقه عقب بيفتند و براي جبران آن بكوشند. ما روي اين وجه از قضيه هم كار كرده بوديم؛ اما نگراني مفرط بر ما غالب و كارمان تمام شد. چيزي كه اگر واقعبينانه به آن نگاه كنيم، حق مسلم هر تيمي و حتي بزرگان اين ورزش است.»
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


