کاش «لیلا» امروز زنده بود
كاش خانواده ليلا نفهميده باشند او چند ساعت پس از مرگش غريبانه روي آسفالت داغ خط سرعت وسط خيابان ميرداماد دراز كشيده بود، كاش نفهميده باشند دست ظريف و لاغر اين دختر حدودا 30 ساله از زير پارچه سپيد بيرون بود و آخرين شعاعهاي آفتاب اين جهان را ميمكيد، كاش نفهميده باشند باريكه خونش كف خيابان كشيده شده بود و حتي پس از شستن هم پاك نشد
کد خبر: ۱۰۸۰۵۳
| | 4154 بازدید
جامجمآنلاین ـ چه كسي ديروز مرگ ليلا را به خانوادهاش خبر داد؟ چطور خبر را اعلام كرد؟ لابد اول، شرح حادثه را گفته، مثلا داستان را از حوالي ساعت 9 ديروز آغاز كرده است كه داربست مجتمع تجاري ـ اداري 20 طبقه لعل در بلوار ميرداماد تهران كه درست روي ورودي ايستگاه مترو قرار دارد، از هم گسسته شد و باراني از لولههاي آهني سنگين بر خيابان باريدن گرفت، لابد آن كه پشت گوشي است هول شده و پر سيده: «منظورتان چيست؟ چرا اينها را به من ميگوييد؟» بعد آن كه خبر ميدهد مكث كرده و آهستهتر گفته است: «خانم ليلا... با شما چه نسبتي دارد؟»چند ثانيه لابد طول ميكشد تا مخاطب اين پرسش به هقهق بيفتد يا شيون كند و نام ليلا را فرياد بزند، اما كاش آن كه خبر را اعلام كرده در همين لحظه گوشي را گذاشته باشد، كاش خانواده ليلا نفهميده باشند او چند ساعت پس از مرگش غريبانه روي آسفالت داغ خط سرعت وسط خيابان ميرداماد دراز كشيده بود، كاش نفهميده باشند دست ظريف و لاغر اين دختر حدودا 30 ساله از زير پارچه سپيد بيرون بود و آخرين شعاعهاي آفتاب اين جهان را ميمكيد، كاش نفهميده باشند باريكه خونش كف خيابان كشيده شده بود و حتي پس از شستن هم پاك نشد، كاش مادرش نداند سر دختركش با سقوط يكي از تيرآهنهاي داربست متلاشي شده است، كاش مادرش نداند خيلي از رهگذران عبوري به حال تنهايي ليلا گريستند، كاش دخترك خانوادهاي نداشته باشد، كاش مادر نداشته باشد، كاش پدر نداشته باشد، كاش همسر نداشته باشد، كاش فرزند نداشته باشد، كاش ليلا هيچ دلبستگي در اين دنيا نداشته باشد، كاش دلبسته كسي نباشد، كاش غريبهاي باشد از سيارهاي ديگر كه رفتنش هيچ دلي را تكان ندهد، كاش پيش از آن كه لوله آهني، تكهاي از سرش را از تنش جدا كند بيهوش شده باشد و درد را حس نكرده باشد، كاش ليلا ديروز، زير داربست مجتمع لعل نبود، كاش ساخت مجتمع، اين همه سال (بيش از 10 سال) طول نميكشيد و پيادهرو خيابان را در اين مدت اشغال نميكرد، كاش مالكان ساختمان نظارت بيشتري بر ساخت مجتمعشان داشتند، كاش آن پيچ كوچك روي داربست زنگ زده و بلند،ديروز شل نشده بود، كاش صاحبان مجتمع يادشان بيفتد كه اگر فروريختن داربست فقط چند ثانيه ديرتر يا زودتر رخ ميداد و مترو در ايستگاه ميرداماد توقف كرده بود، مسافرانش از ورودي روبهروي ساختمان بيرون آمده بودند و اين حادثه شايد دهها كشته برجاي ميگذاشت، كاش متولياي براي حفظ امنيت شهروندان و جلوگيري از حوادث اينچنيني وجود داشت، كاش پيمانكاران مجتمع به اندازه زيبا كردن نماي اين بناي عظيم، براي جان شهروندان هم نگران بودند، كاش آنها بفهمند ديه، ليلا را زنده نميكند، كاش مسوولاني باشند كه جلوي چنين اتفاقاتي را در آينده بگيرند، كاش... كاش ليلا امروز زنده بود و يادداشتمان را ميخواند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


