روایت احمد متوسلیان از کردستان 1358
تعداد کثیری از مهرههای سرشناس رژیم طاغوت را هم به همین ترتیب، ضدانقلاب از مرز کردستان به خارج فراری داد. به هر صورت، پس از خلع سلاح پاسگاههای ژاندارمری، که باعث شد تعداد کثیری اسلحه به دست ضدانقلاب بیفتد، آنها این بار میآیند و پادگانهای ارتش را در سطح منطقه محاصره میکنند.
کد خبر: ۱۰۷۹۳۸
| | 8668 بازدید
آنها به هیچ وجه مردم را در جریان کلی قضایا قرار ندادند تا مردم بدانند چه روند خطرناکی در کردستان به وجود آمده است، هر چند این خود جزیی از سیاست کلی این آقایان برای به انحراف کشانیدن انقلاب و غصب و مسخ حکومت آتی اسلامی در کشور بود.در ویژه نامه سیاسی امروز روزنامه ایران، بخش اول از دوران فرماندهی حاج احمد متوسلیان در کردستان سال 1358 به نقل از وی به مناسبت سالگرد اسارت این دیپلمات ایرانی به چاپ رسیده است.
"عرض کنم که حدود یک ماه بعد از پیروزی انقلاب، به دنبال تحرکات ضدانقلابیون به سرکردگی «شیخ عزالدین حسینی»، روحانی نمای دغل کار و عامل جیرهخوار ساواک طاغوت در مهاباد، پادگان تیپ 2 زرهی لشکر 64 ارومیه در این شهر به محاصره ضدانقلاب در میآید.
نقطه آغاز بحران کردستان در حقیقت محاصره همین پادگان بود... همزمان با محاصره پادگان مهاباد، از طرف ارتش اعلامیهای با امضای «تیمسار ولیاللَّه قرهنی» اولین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی صادر میشود که مضمون آن از این قرار است: مردم! با ارتش همکاری کنید و از اطراف پادگان متفرق شوید.
لیبرالها فقط یکبار اجازه خواندن اعلامیه شهید قرهنی را در رادیو میدهند و بعد از آن دیگر هیچ اعلامیه و خبری از قضایای کردستان به گوش مردم کشور نمیرسانند. آنها به هیچ وجه مردم را در جریان کلی قضایا قرار ندادند تا مردم بدانند چه روند خطرناکی در کردستان به وجود آمده است. هر چند این خود جزیی از سیاست کلی این آقایان برای به انحراف کشانیدن انقلاب و غصب و مسخ حکومت آتی اسلامی در کشور بود.
در چنین وضعیتی بود که نهایتاً پادگان مهاباد که مملو از تجهیزات زرهی، توپخانه و پیاده - زرهی بود، کلاً خلع سلاح میشود. همزمان با خلع سلاح پادگان، حدود 7 هزار قبضه اسلحه سبک و تجهیزات مربوط به سلاحهای کالیبر سبک و نیمه سنگین که شامل انواع خمپارهانداز، آر.پی.جی، کالیبر 50 و دوشکا میشد، توسط دولت بعثی عراق از طریق مرز وارد ایران شده و در میان ضدانقلابیون توزیع میشود.
به این ترتیب بعد از سقوط پادگان مهاباد و باز شدن مرزهای غرب کشور، راه عبور ضدانقلابیون و فرار ایادی وابسته به رژیم و دربار شاه نیز از طریق کردستان هموار میشود. قسمت عمده اشخاصی که در زمان رژیم سلطنت مرتکب جنایات بیشماری شده و مردم را در منگنه خفقان قرار داده بودند، آدمهای بیگناه را کشته و این کشور را زیر مهمیز استعمار امریکا برده بودند، از همین مرزهای بیدر و پیکر غرب کشور به خارج فرار کردند.
مبالغ هنگفتی از ذخایر ارزی و پشتوانه اسکناس کشور به صورت ارز خارجی و سکههای طلا، جواهرات و دیگر اشیای قیمتی توسط ضدانقلاب از طریق مرز کردستان خارج میشود و به این ترتیب طی همین دوران، ضربه اقتصادی سنگینی به بیتالمال این مملکت و ثروت ملی کشور وارد میشود.
این واقعیتی است که مردم ایران هیچگاه در جریان آن قرار نگرفتند و اصلاً ندانستند که چطور وسایل، تجهیزات و ارز این مملکت و پول این مردم توسط ملاکین و سرمایهداران وابسته از همین منطقه خارج شده است. حقایق ناگفته درباره کردستان فراوانند. بهعنوان مثال عرض میکنم؛ همان اوایل پیروزی انقلاب شایعه کرده بودند که شاپور بختیار آخرین نخستوزیر رژیم طاغوت در قم است، در صورتی که خود من شاهد بودم و دیدم که در تهران؛ بختیار را گرفته بودند اما چند روز بعد لیبرالها اعلامیه دادند و اعلام کردند که بختیار اصلاً دستگیر نشده! حال آن که این اعلامیه سراپا دروغ بود. بالاخره هم لیبرالها از طریق مرز پیرانشهر توسط همین عوامل ضدانقلاب او را فراری دادند.
تعداد کثیری از مهرههای سرشناس رژیم طاغوت را هم به همین ترتیب، ضدانقلاب از مرز کردستان به خارج فراری داد. به هر صورت، پس از خلع سلاح پاسگاههای ژاندارمری، که باعث شد تعداد کثیری اسلحه به دست ضدانقلاب بیفتد، آنها این بار میآیند و پادگانهای ارتش را در سطح منطقه محاصره میکنند.
مراکز نظامی مهمی از قبیل پادگان سردشت، پادگان بانه، پادگان سقز و پادگان مریوان کلاً در محاصره ضدانقلاب بود. با توجه به این که اشرار آن همه نیرو پیدا کرده بودند، سران آنان تصمیم به خلع سلاح کلیت لشکر 28 کردستان گرفتند. به این معنا که پس از حمله به پادگانهای این لشکر در سطح منطقه، نهایتاً به پادگان مرکزی لشکر 28 ارتش در شهر سنندج هم حمله کردند و قصد آنان از این تهاجم، خلع سلاح پادگان بود."
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


